تبليغاتX
چو ایران نباشد تن من نباد

 

 

Main Email Archive Designer

هماره از مشتریان پروپاقرص کتاب های ذبیح الله حکیم الهی دشتی (منصوری )بودم.کتاب جراح دیوانه او را در سن نوجوانی خواندم.داستان دکتر فردیناند زائر بروخ المانی.او تحول شگرفی در جراحی قفسه صدری ایجاد کرد و از کولاپس ریه ها هنگام عمل جلوگیری کرد اما متاسفانه در اواخر عمر دچار دمانس شد و عملهای اشتباه با نتیجه های مرگبار داشت.

لينك مطلب نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم دی 1386 ساعت 23:47 توسط مهران معمارزاده |


رومن رولان نویسنده فرانسوی پاسیفیستی حرفه ای بود.دوست اشتفان تسوایک و نویسنده ای که به گاندی و شیوه غیر خشن او دلبستگی داشت.او جایزه ادبیات نوبل را نیز دریافت کرد.

لينك مطلب نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم دی 1386 ساعت 23:39 توسط مهران معمارزاده |


دکتر هاروی کوشینگ پیشرو جراحی مغز است.تشخیص های او جامع و استثنایی بود و عمل های جراحی او دقیق.در جراحی تومورهای مغزی و اعصاب شنوایی و بینایی توانایی بی نظیری داشت.مریدان و شاگردان فراوانی از سراسر دنیا داشت.

لينك مطلب نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم دی 1386 ساعت 23:30 توسط مهران معمارزاده |


نوشته های اشتفن تسوایک نویسنده اتریشی را درباره نویسندگان بزرگی چون بالزاک ،دیکنز ،داستایفسکی ،تولستوی ،کازانووا و...خوانده ام.بسیار پرمغز است.او در خانواده ای یهودی در وین به دنیا امد و با ظهور هیتلر فرار کرد و بالاخره در برزیل دار فانی را وداع گفت.او هماره مدافع صلح بود.

Stefan Zweig was born on the 28th november 1881 in Wien (Austria). He studied philosophy, and then started writing poetry, dramas and translated many french works into german. Eager pacifist, he was dreaming of an united Europe ; the First World War deeply hurted him and was a turning-point in his career. He started writing short stories, which had great success and made him very famous. But because he was Jew, he had to leave Austria in 1934. Unfortunately nowhere could he find peace of mind, and his despair concerning the war made him commit suicide at Petropolis (Brazil), on the 22th february, 1942.

لينك مطلب نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم دی 1386 ساعت 23:15 توسط مهران معمارزاده |


اشتفان تسوایک در کتاب خود می نویسد:بالزاک اراده خلل ناپذیر معطوف به کلی داشت .او زمانی نوشت انچه را ناپلئون نتوانست با شمشیر انجام دهد من با قلم به پایان می رسانم.رمان های بورژوایی او از تراژدی های رمانتیک ها غم انگیز تر بود.بالزاک به همه چیز اگاهی داشت و دانش شهودی بی مثل و مانندی داشت.اما دیکنز اثرش تجسد سنت انگلیسی بود.اثرش اراده ملت انگلیس بود.انسان های دیکنز همه قانعند ولی قهرمان بالزاک جاه طلب و سیری ناپذیر.سخن پردازی دیکنز اشکارا دموکراتیک است نه سوسیالیستی.دیکنز نابغه بصری است و نگاه او با چشم انسانی اما نگاه بالزاک با چشم روحانی.

دیکنز

لينك مطلب نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم دی 1386 ساعت 23:12 توسط مهران معمارزاده |


من قلم محمود طلوعی را دوست دارم.جدیدن نوشته ای از او درباره نوستراداموس خواندم.میشل دو نتردام در فرانسه زاده شد.طب خواند .با رابله پدر رمان اشنا شد و به تشویق او حتا شعر هم سرود.او در سده ۱۶ میلادی می زیست و چامه های او جنبه های پیش بینی کننده دارد

او ظهور هیتلر را اینچنین پیش بینی کرد

در اعماق دور افتاده غرب اروپا

کودکی در یک خانواده فقیر به دنیا می اید

او با زبانش توده های مردم را اغوا خواهد کرد

و با نیروی عظیمی به شرق خواهد تاخت.

لينك مطلب نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم دی 1386 ساعت 3:12 توسط مهران معمارزاده |


گراهام گرین نویسنده کاتولیک انگلیسی انسان عجیبی بود.تم کاتولیکی در اثارش ،انتقاد از امپریالیسم امریکا و گرایش سیاسی چپش که حتا باعث شد در کنار مارکز به ینگه دنیا ممنوع الورود گردد و بیماری روانی دو قطبیش که در کارش بسیار تاثیر گذاشت.

لينك مطلب نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم دی 1386 ساعت 2:49 توسط مهران معمارزاده |


لهستان را دوست دارم.کیشلوفسکی ،پولانسکی ،شوپن ،ماری کوری ،کپرنیک و....بالاخره شیمبورسکا شاعره لهستانی.البته باید اشعارش را رضا سلجوقیان عزیز که در فن ترجمه شعر دستی دارد به پارسی برگرداند ولی نمونه ای از ان را در زیر اوردم:

Three Oddest Words


When I pronounce the word Future,
the first syllable already belongs to the past.

When I pronounce the word Silence,
I destroy it.

When I pronounce the word Nothing,
I make something no nonbeing can hold.


لينك مطلب نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم دی 1386 ساعت 2:30 توسط مهران معمارزاده |


کمونیسم شوروی که خود را علمی می دانست دست به تفتیش عقاید در عالم علم نیز زد و ژنتیک دان بزرگ شوروی نیکلای واویلوف را به اردوگاه کار اجباری و گولاگ کشاند.رژیم کمونیستی نظرات ژنتیکی او را مخالف ماتریالیسم دیالکتیک می دانست.

لينك مطلب نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم دی 1386 ساعت 2:25 توسط مهران معمارزاده |


ابتدا اسب وسیله نقلیه رایج و غالب بود اما هنری فورد زاده ایالت میشیگان در ۱۹۰۹ اتومبیل فورد مدل تی را افرید.در ۱۹۲۷ دست کم ۱۵ میلیون از این اتومبیلهای جالب فروخته شده بود.او ابتدا تراکتور ساز بود اما اتومبیل چهار سیلندر از جنس فولاد وانادیوم و خط انتقال تولید در ساختن اتومبیل از کارهای اوست.ابتدا رنگ سیاه رنگ غالب ماشینها بود چون زود خشک می شد و در خط تولید خللی ایجاد نمی کرد.

لينك مطلب نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم دی 1386 ساعت 2:23 توسط مهران معمارزاده |


کاترین دوم یا کاترین کبیر تزارینای روسیه بود.او به ادبیات و دستاوردهای غرب به ویژه کارهای دیدرو و ولتر دلبستگی داشت اما انقلاب فرانسه سبب فرانسه ترسی او شد و روابط تیره گشت.

لينك مطلب نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386 ساعت 3:6 توسط مهران معمارزاده |


پتر کبیر معمار مدرن سازی روسیه است.غربگرایان روسیه بسیار او را دوست داشتند ولی برای ایران او منادی دسترسی به ابهای گرم خلیج فارس بود که جالب نبود.او دستور داد تا ریشها دو تیغه شود.

لينك مطلب نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386 ساعت 3:5 توسط مهران معمارزاده |


روابط دیپلماتیک ما با روسیه به زمان ایوان مخوف می رسد.در زمان شاه طهماسب صفوی ارتباط با دربار ایوان مخوف ایجاد می گردد.در زمان پتر کبیر (البته از نظر روسها )و تزارینا کاترین این ارتباط دیگر حسنه نبود.ترکمنچای و گلستان و کشته شدن گریبایدوف (شاعر روس)در ایران به وخیم تر شدن اوضاع مدد رساند.

ایوان مخوف

لينك مطلب نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386 ساعت 3:4 توسط مهران معمارزاده |


بورخس نویسنده مشهور ارژانتینی برای داستان های کوتاهش معروف است.او از کافکا و شوپنهاور تاثیر بسیاری پذیرفته بود.ارژانتین کشوری چند فرهنگی بود و تاثیرات مذهبی ایین هایی چون اسلام و بودانیز در کارهایش دیده می شود.

لينك مطلب نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386 ساعت 2:33 توسط مهران معمارزاده |


در میانه های سده بیستم اثار نویسندگان امریکای لاتین به اروپا رفت و در انجا اقبال بسیاری یافت.کارهای رئالیسم جادویی این قاره جلب توجه می کرد.

یکی از انها الخو کارپنتیه نویسنده کوبایی بود.او کمونیست بود و به فرانسه تبعید شد.با محفل سوررئالیست ها اشنا گشت.بعد از انقلاب ۱۹۵۹ کوبا به این کشور بازگشت و سفیر کوبا در فرانسه شد.سبک او رئالیسم جادویی بود.در پاریس درگذشت و به کوبا بازگردانده شد.

لينك مطلب نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386 ساعت 2:32 توسط مهران معمارزاده |


در رئالیسم جادویی بین دنیای خارج و داخل (عین و ذهن )در هم امیختگی ایجاد می گردد گوییا واقعیت و خیال امیزش می کنند.الخو کارپنتیه ،بولکاکوف ،بورخس ،استوریاس و...در فضای این سبک قلم می زدند

سلمان رشدی نویسنده مرتد ایات شیطانی نیز از این سبک استفاده نمود

لينك مطلب نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386 ساعت 2:32 توسط مهران معمارزاده |


اگر زمانی بورخس بر تمام ادبیات امریکای لاتین تسلط داشت،امروز گارسیا مارکز چنین است.او از کلمبیا یا اتن امریکا ست.نخستین داستانی را که نوشت داستان دختری بود که پروانه می شود و بعدن با رمان مسخ کافکا با ترجمه بورخس اشنا شد.روزنامه نگاریش سبب شد تا نوشته های ادبیش پخته تر گردد.او تمایلات سوسیالیستی و ضد امپریالیستی دارد و دوست کاسترو است.

لينك مطلب نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386 ساعت 1:54 توسط مهران معمارزاده |


والت دیسنی زاده کانزاس بود و به کالیفرنیا رفت و کار انیمیشن را ادامه داد.در دهه ۱۹۲۰ که صوت به سینما امد ،میکی موس را ساخت و پس از تولید فانتزی های گوناگون ،شاهکارش سفید برفی و هفت کوتوله را افرید.این شاهکار دردهه ۱۹۳۰ زاده شد.والت دیسنی با یهودیها و کمونیست ها همدلی نداشت و دنیای انیمیشن او دنیای سفید پوست ها بود.در دهه ۱۹۶۰ والت دیسنی در گذشت و این مرکز بزرگ انیمیشن به دست مایکل ایزنر یهودی افتاد.انیمیشن ها از لون دیگری شد.شمایل سامی و یهودی به قهرمانان کارتونی بدل شدند.ازدواج های بین نژادی ترغیب شد.کارتون شرک که البته از کمپانی دریمز ورک است به خوبی این خط مشی را نشان می دهد.

لينك مطلب نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386 ساعت 1:53 توسط مهران معمارزاده |


اسکار وایلد در جو متعصب ویکتوریایی مبلغ هنر برای هنر و مکتب زیبا پرستی بود.او دلداده بالزاک بود .انگلستان او را به زندان افکند.زندانی که سبب فروپاشی شاعر شد.گور او در پاریس و در قبرستان پرلاشز است.دوست عزیزم حمید سمیع عادل نیز کتابی از اسکار وایلد ترجمه کرده است.

لينك مطلب نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم دی 1386 ساعت 1:53 توسط مهران معمارزاده |


در سه ماه گذشته این کتاب ها را خواندم.

۱-تفسیرهای زندگی :زندگی و اثار نویسندگان بزرگ جهان از ویل و اریل دورانت ترجمه ابراهیم مشعری

۲-ابلوموف از ایوان گنچارف به ترجمه سروش حبیبی

۳-متفکران روس از ایزایا برلین به ترجمه نجف دریابندری

۴-پیرامون ادبیات از جی هیلیس میلر ترجمه علی اصغر بهرامی

۵-انتون چخوف داستانهای کوتاه از احمد گلشیری

۶-بابا گوریو از بالزاک ترجمه ادوارد جوزف

۷-فرق تسنن از مهدی فرمانیان

۸-مکتب در فرایند تکامل از مدرسی طباطبایی

۹-اسکار وایلد از ویوین هولند ترجمه عبدالله کوثری

۱۰-مقدمه ای بر هالیوود جدید از جف کینگ ترجمه محمد شهبا

۱۱-عارفان مسیحی از استیفن هانینگ ترجمه زادمهر

۱۲-مرد رویاها (زندگی جان رید )از روزنستون به ترجمه کلانتریان

۱۳-نهضت شعوبیه از حسین علی ممتحن

۱۴-عقاید فلسفی ابوالعلا از عمر فروخ ترجمه خدیو جم

۱۵-تاریخ فلسفه غرب از هالینگ دیل ترجمه اذرنگ

۱۶ژرفای هستی از محسن فرشاد

۱۷-فیزیک  و متافیزیک از محسن فرشاد

۱۸-تاریخ اجتماعی ایران از عزت الله نوذری

۱۹-۶ جلد تاریخ هنر به ترجمه حسن افشار

۲۰ تاریخ هنر گمبریج

۲۱-تاریخ خاورمیانه از پیتر منسفیلد ترجمه اسپهبدی

۲۲-ایران عصر صفوی راجر سیوری ترجمه کامبیز عزیزی

و...........

لينك مطلب نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم دی 1386 ساعت 1:45 توسط مهران معمارزاده |


در حال خواندن ژرمینال از امیل زولا هستم.زولا پیشوای ناتورالیست ها بود و به جبر محیط ووراثت علاقه داشت.ژرمینال اما از لون دیگری است و الگوی تمام عیاری برای رمان نویسی نوین پرولتاریایی شد.این اثر گرایش زولا را به فلسفه کارل مارکس نشان می دهد.

لينك مطلب نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم دی 1386 ساعت 1:26 توسط مهران معمارزاده |


پل سلان شاعر زجر کشیده ای بود.پدر و مادرش را در اردوگاه کار اجباری به جرم یهودی بودن از بین بردند.خود او در تعقیب بود.او با هایدگر هم ملاقاتی داشت.با فیلسوفی که با حمایتش از نازیها در دنیای فلسفه بدنام گشت.سلان در ۱۹۷۰ به زندگی خود خاتمه داد.هایدگر و او تنها در دلدادگی به هولدرلین مشترک بودند.هایدگر از ستایشگران شعر سلان بود.

لينك مطلب نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم دی 1386 ساعت 1:25 توسط مهران معمارزاده |


هولدرلین شاعری مجنون بود.بستگی زیاد به مادرش داشت.سودایی و حساس بود.مصائب روزگار وضع روانی او را مختلتر از پیش نمود و او را به نجاری سپردند.در سن ۷۳ سالگی درگذشت.هایدگر به او علاقه داشت و در چامه های وی مداقه می کرد.هیدگر می نویسد هولدرلین در معرض اذرخش الهی قرار گرفت.

لينك مطلب نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم دی 1386 ساعت 1:23 توسط مهران معمارزاده |


درجنگل سیاه المان ،توتنائوبرگ وجود دارد.محل اقامت هایدگر کلبه ای در اینجا بود که غالبن در ان عزلت می گزید و غرق در تفکر رمز امیزش می شد.او در شب زمستانی صدای ناقوس کلیسا را می شنید .این اوا را باید در محو شدن ارام ان در سکوت شنید.در چنین فضای سرشار از ارامش و سکوت پرسش های متفکرانه همه بنیادی و ساده اند.

لينك مطلب نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم دی 1386 ساعت 1:21 توسط مهران معمارزاده |


دکتر چخوف در کنار تولستوی.برای چندمین بار باغ البالوی چخوف عزیز را خواندم.واقعن عالی بود.او در ۱۹۰۴ به مرض سل در چشمه های اب معدنی المان درگذشت.

داستان های کوتاه انتون چخوف به ترجمه احمد گلشیری از مترجمان خوب اصفهان خوانده شد.چخوف ،الن پو و گی دو موپاسان از بزرگان داستانهای کوتاه هستند.کارهای چخوف پایان باز دارند و نتیجه معمولن مشخص نیست.

انتون چخوف نویسنده داستانهای کوتاه در ۱۸۸۴ در خلطش خون یافت و اینچنین بیماری سل را در خودش فهمید.سفری به استپ های اوکراین نمود و انگاه به جزیره شرقی ساخالین در شمال ژاپن رفت.نوشته های او از بدی اوضاع در شهر تومسک حاکی بود.بعدن اهالی تومسک با ساختن مجسمه مسخره ای از او تلافی نمودند.

لينك مطلب نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم دی 1386 ساعت 1:19 توسط مهران معمارزاده |


ایوان گنچاروف نویسنده اثر معروف ابلوموف است.با این کتاب واژه ابلوموفیسم وارد فرهنگ لغات شد چنانکه لنین در نطق ۱۹۲۲ گفت :

Russia has made three revolutions, and still the Oblomovs have remained... and he must be washed, cleaned, pulled about, and flogged for a long time before any kind of sense will emerge

میخاییل بولگاکف در اوکراین زاده شد.او پزشکی بود که در ۱۹۱۹ به ادبیات رو کرد.مرشد و مارگریتا معروفترین کار او بود.این اثر قدغن بود و شوروی کمونیستی کارهای او را برنمی تابید.مرشد همان بولگاکف است که هماره زیر فشار کمونیست ها بود.این کتاب به صورت زیرزمینی و شامیزدات خوانده شد.کارهای علمی تخیلی او چون تخم مرغهای مرگبار و قلب یک سگ ضد انقلابی شناخته شدند.استالین یکی از کتاب های او را دوست می داشت.در نگارش مرشد و مارگریتا اثر گوگول ،گوته ،داستا یوسکی و تولستوی قابل شناخت است.او در ۱۹۴۰ در اثر بیماری کلیوی درگذشت و اپارتمان قدیمی او در مسکو مطاف  دوستداران و ساتانیست های روسی است.مایک جگر از این کتاب الهام پذیرفت و سمپاتی برای شیطان را افرید.

لينك مطلب نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم دی 1386 ساعت 1:16 توسط مهران معمارزاده |


بوریس پاسترناک نویسنده رمان ایدئالیستی دکتر ژیواگو در غوغای رئالیسم سوسیالیستی بود.شولوخوف خشمگینانه او را مردی که روحش از کشورش به سوی غرب گریخته است لقب داد.چاپ کتاب او هماره ممنوع بود.مطبوعات شوروی او را مایه ننگ ،خوک و سگ وفادار بورژوازی لقب دادند.

میحائیل شولوخوف از نویسندگان معروف روسیه است.در ناحیه ای قزاق نشین به دنیا امد و با انتخاب قزاقها همچون دستمایه رمان ،دن ارام را خلق کرد.شولوخوف به قزاقها عشق می ورزید.او توده های مردم را تصویر می کرد.در سال ۱۹۶۰ خروشچف او را با خود به امریکا اورد.

نامه سرگشاده بلینسکی منتقد غربگرای روسیه به گوگول

باکونین از جامعه بورژوایی بدش می امد.انارشیست بود .از تزار نفرت داشت و به روستاییان روسیه باور داشت.بر ضد لیبرالیسم و دیانت بود.حکومت فدرال و سوسیالیسم پرودونی را تجویز می کرد.او دوست هرتزن نیز بود و با تورگنیف در دانشگاه برلن درس خواند.

سرمای زمستان با ادبیات روسیه لذت بخش است.در روسیه سه گرایش وجود داشت:دیدگاه غربگرا که الکساندر هرتزن انرا رهبری می کرد.هرتزن را پدر سوسیالیسم روسی می دانند.۲-گرایش اسلاوگرا ۳- گرایش نیهلیستی.

هرتزن

لينك مطلب نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم دی 1386 ساعت 1:14 توسط مهران معمارزاده |


در ادبیات روسیه ،داستایفسکی ،تولستوی و گوگول راست گرا بودند و گنچارف ،چخوف ،هرتسن ،بلینسکی وتورگنیف غربگرا .داستایفسکی تاملات فلسفی خود را با رویکردی اگزیستانسیالیست در کارهایش بازتاب می داد.تاملاتش درباره شر و ازادی.انسان ازاد افریده شده است بنابراین شرور سبب ناخرسندیش خواهد شد.داستایفسکی لیبرال ستیز بود .اخلاق از نظر او ریشه ای مسیحی داشت.او دین باور و اگزیستانسیالیست بود.

 

پوشکین به نوعی پدر ادبیات روسیه است.شاعری رومانتیک که در دوئل کشته شد.لرمانتف ،دستگاه تزاری را در مرگ شاعر دخیل دانست و اینچنین به قفقاز تبعید شد.

بلینسکی بزرگترین منتقد ادبی روسیه  نامه سرگشاده ای به گوگول نوشت و او را تقبیح کرد.گوگول از طرفداران سرفداری ،سیستم تزاری بود و بلینسکی غربگرا و مخالف کلیسا.

گوگول

در ۱۸۸۳ جسد ایوان تورگنیف از پاریس به سن پطرزبورگ امد و در کنار بلینسکی به خاک سپرده شد.معروفترین و جنجالی ترین اثر او پدران و فرزندان بود که توسط چپ ها و راست ها به یک اندازه تقبیح شد.بازاروف قهرمان اثرش نخستین بلشویک روسیه بود.

تولستوی بیانگرا بود و نویسنده ای اخلاقی.هنر کنیزک اخلاق است و تاریخ باید تجربه ذهنی را نشان دهد.جنگ و صلح او ضد تاریخ است.

لينك مطلب نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم دی 1386 ساعت 1:11 توسط مهران معمارزاده |