تبليغاتX
چو ایران نباشد تن من نباد

 

 

Main Email Archive Designer

جایزه اسکار (اکادمی )توسط امپاس از ۱۹۲۹ هر ساله در لوس انجلس به بهترین فیلم ها و دست اندر کاران انها داده می شود.

این اکادمی در ۱۹۲۷ اغاز به کار کرد.

کداک تئاتر در هالیوود بهترین محل برای اهدای جوایز اسکار است.

انتقادهای تاریخی به این جایزه رواست.چرا همشهری کین نامزد ۹ جایزه شد ولی فقط یک جایزه گرفت.چرا روانی هیچکاک حتا نامزد هم نشد.ملاک براستی چیست ؟

امیل جنینگز نخستین برنده اسکار بازیگری بود.او موقعیت خوب خود را به خاطر سمپات بودن با فاشیسم هیتلری از دست داد.

ادریان برودی برای بازیگری زیبایش در فیلم پیانیست جایزه گرفت

راسل کرو برای گلادیاتور

شون پن برای رودخانه اسرار امیز

الپاچینو برای بوی خوش زن

تام هنکس برای فارست گامپ

نیکلاس کیج برای ترک لاس وگاس

روبرتو بنینی برای زندگی زیباست

سر انتونی هاپکینز در سکوت بره ها

پل نیومن در رنگ پول

داستین هافمن در مرد بارانی

بن کینزلی در گاندی

 

 

لينك مطلب | نوشته شده در دوشنبه سی ام بهمن 1385 ساعت 9:51 توسط مهران معمارزاده |


این مجسمه ۳۴ سانتیمتری و کمتر از ۴ کیلوگرم  زمانی به این نام موسوم

شد که در ۱۹۳۱ یک تاریخدان فیلم با دیدن ان گفت:این مثل عمو اسکار من

است.در ۱۹۲۷ یگ گروه هالیوودی تشکیل یک اکادمی به نام امپاس دادند

ظاهرا این اقدام برای اوردن پول به صنعت نوپای سینما در هالیوود بود.البته

یک علت ذیگر ،برخورد با مذهبیون کلیسا و سیاستمداران مخالف با سینما

بود.این اکادمی ،فیلمهای خوب را انتخاب می کرد و به انان جایزه می داد.

اولین هنرپیشه مردی که جایزه گرفت امیل جنینگز بود و اولین هنرپیشه زن

ژانت گانیور بود.یک جایزه ویژه به فیلم صدادار خواننده جاز و یکی دیگر به

چارلی چاپلین داده شد.در ۱۹۳۳ ،اکادمی به استودیو های هالیوود در

مسایل مربوط به پول کمک نکرد ولی جایزه دادن را ادامه داد.انتونی هاپکینز

اسکار بهترین هنرپیشه را برای سکوت بره ها در ۱۹۹۲ دریافت کرد.

در ژانویه، اعضای اکادمی ،پیشنهادهای خود را برای بهترین افراد اعلام می

کنند.لازم به ذکر است که اکادمی با لغ بر ۵۰۰۰ عضو دارد.اکادمی همه

پیشنهادها را بررسی می کند و در فوریه لیستی از ۵ منتخب برای هر اسکار

در ساعت ۸ صبح در نیویورک داده می شود.

سپس اکادمی ،فیلمها را به

اعضا در لوس انجلس ،نیویورک و لندن نشان می دهد.در ماه مارچ ،اعضا

اکادمی اخرین رای را می دهند.انها برندگان را بر می گزینند.۲ هفته قبل

از اسکار،اکادمی یک نا هار برای پاسخ به سوالات منتخبین برای سخنرانی

شان برگزار می کند.نزدیک پایان مارچ در شب اسکار هر کسی میفهمد

که برده است یا نه.این مراسم میزبانان مشهوری دارد مثلا بیلی کریستال

،باب هوپ،جک لمون و..... میزبانان این شب بوده اند.کاترین هیپبورن ۴ بار

این جایزه را به خود اختصاص داده است جک نیکلسون ۳ بار این جایزه را

برده است.اسپنسر تریسی،گری کوپر،مارلون براندو،فریدریک مارچ و تام

هنکز۲ بار این جایزه را برده اند.والت دیسنی ۲۶ جایزه برد.گاهی هنر مندان

صحنه اسکار را برای اعتراض سیاسی  انتخاب می کنند مثلا مارلون براندو

در ۱۹۷۳ خودش برای مراسم نیامد و یک سرخپوست را برای اعتراض به

رفتار امریکایی ها نسبت به سرخپوستان فرستاد.مایکل مور با فیلمش

می خواست جرج دبلیو بوش را از تصاحب دوباره  رییس جمهوری امریکا

به پایین بکشد. در مراسم اسکار گفت شرم بر بوش باد.در ۱۹۹۸ فیلم اخرین

امپراطور از برتولوچی ،۹ جایزه گرفت.فیلم بن هور در ۱۹۶۰ ،۱۱ جایزه گرفت

فیلم تایتانیک از جیمز کامرون در ۱۹۹۸ ،۱۱ جایزه گرفت.رقص با گرگها از

کیوین کاستنر ۷ جایزه گرفت.فیلم فهرست شیندلر از اسپیلبرگ در ۱۹۹۴ ،

۹ جایزه برد.در ۱۹۹۹ اسپیلبرگ دومین جایزه بهترین کارگردانی را برای فیلم

نجات سرباز رایان گرفت.در ۱۹۴۱ ارسن ولزفقط برای نویسندگی فیلم

همشهری کین جایزه گرفت ولی در موارد دیگر نه!!!.

فیلم روانی هیچکاک

حتی برای اسکار کاندید هم نشد.

لينك مطلب | نوشته شده در دوشنبه سی ام بهمن 1385 ساعت 1:29 توسط مهران معمارزاده |


نقل قولهایی درباره زن

مارک تواین

A woman's mind is cleaner than a man's because she changes it more often

نا پلئون بناپارت

Women are nothing but machines for producing children

اسکار وایلد

"Women are a decorative sex. They never have anything to say, but they say it charmingly."

زیگموند فروید

The great question . . . which I have not been able to answer, despite my thirty years of research into the feminine soul, is `What does a woman want?'"

گلدا مایر

Whether women are better than men I cannot say- but I can say they are certainly no worse

 

لينك مطلب | نوشته شده در دوشنبه سی ام بهمن 1385 ساعت 0:55 توسط مهران معمارزاده |


تئودور روزولت ،شکارچی برجسته ای بود وبه  شکارهای بزرگ (big game) دلبستگی داشت.گاهی این رییس جمهور امریکا به قاره سیاه افریقا می رفت تا فیل یا شیری شکار کند.از وی کتاب های پر ارزشی نیز در شکار گری باقی مانده است.رز و موریس میچام دو مهاجر روسی تبار یهودی بودند که در بروکلین زندگی می کردند.برای نسل ها ،خرس ها وحشت می افریدند اما میچام ها ،ان را به شکل عروسک دلنوازی افریدند و نام او را به خاطر شکارچی بزرگ تئودور (تدی)،Teady bearگذاشتند.در ۱۹۰۲ بین دو ایالت میسیسیپی و لوئیزیانا ،مناقشه مرزی بود و رییس جمهور تئودور روزولت دعوت شد تا مسئله را حل و فصل کند.فرصت مناسبی بود تا روزولت ،خوی شکارچی گریش را با خرسهای ان منطقه ارضا کند.بچه خرس بالای درخت رفت ولی روزولت او را نکشت و گفت این تنها شکاری است که به او فرصت زنده ماندن داده است.کارتون های زیادی از رییس جمهور و خرس در روزنامه ها چاپ شد.

 

در ۱۸۸۷ موریس میچام بدون پول از کشتارهای کشورش به نیویورک امد وبا رز ازدواج کرد و مغازه ای برای فروش خرت و پرت ،شیرینی و عروسک های دوخته شده ایجاد کردند.سفر روزولت به ایالت لوییزیانا و داستان خرس و انتشار کارتون ها ،این دو را به دوختن عروسکی شبیه ان چه در کارتونها امده بود ،علاقه مند ساخت.انها خرس عروسکی اصلی را به کاخ سفید فرستادند تا بچه های رییس جمهور با ان بازی کنند و در ضمن از روزولت اجازه می خواستند که نامش را بر عروسک بگذارند.تئودور گفت:فکر نمی کند نامش تاثیری در اقبال عمومی به عروسک ها نماید ولی انها را ازاد گذاشت هر کاری دلشان می خواهد بکنند.میچام ها ،خرس تدی را در ویترین مغازه شان گذاشتند و یارای تقاضای زیاد برای خرید خرس ها را نداشتند.تمام وقت ،به تولید خرس های تدی پرداختند و فروش بی سابقه این عروسک ها به توجه جمهوریخواهان برای انتخابات اینده به عنوان سمبل این حزب انجامید.واین چنین زوج یهودی میچام ،عروسک نمادین کشور امریکا را افریدند.

لينك مطلب | نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385 ساعت 13:21 توسط مهران معمارزاده |


در سده ۱۹ در پاریس،نویسندگان و چامه سرایانی بودند که به روشهای ضد سنتی ،برخلاف نرم های جامعه و متضاد با  فرهنگ طبقه متوسط  دلبستگی داشتند.اینها را بوهمیان ها می نامیدند که بزرگان فراوانی در عرصه ادب و هنر ارائه کرده است.در امریکا ،فردی به نام دیوید هنری ثورو بود که انارشیسم را پایه گذاری کرد.او در طبیعت زیبا زندگی می کرد و اثر عمیقن رمانتیک والدن از اوست.نافرمانی مدنی ابداع وی است.در ادبیات امریکا نوعی بدبینی ذاتی نسبت به خوش بینی دموکراتیک این کشور وجود دارد.در دهه ۱۹۶۰ گروهی از نویسندگان ،شاعران و هنر مندان امریکا بودند که چون بوهمیان ها ،بی رغبت به نرم های جامعه بودند.اینها را بیتنیک می گفتند.باب دیلان و الن کینسبرگ از این نسل بودند.

در دهه ۱۹۶۰ چنین ضد فرهنگی روی داد :هیپی ها.کسانی که هیچگونه پایبندی جنسی ندارند،دو جنس بازی و همجنس گرایی را پاس می دارند .از مذهب ابراهیمی روی گردانند و به فلسفه زندگی بودایی و شرق گرایش دارند.لباس های رنگی و شاد می پوشند.ماشین یا کامیون خود را رنگ امیزی می کنند وچون کولی ها سفر می کنند.موی سر و ریش و سبلت را بلند می گذارند ،گیتار می زنند ،مواد روان گردان و مخدر استفاده می کنند و...انها از ایالت کالیفرنیا برخاستند.اخراجی های کالج سان فرانسیسکو به دلیل استفاده از سایکو اکتیو ها.انها  در دهه ۱۹۷۰ بر ضد جنگ ویتنام شوریدند و اینچنین به سیاست وارد شدند.از کولی ها خوشم می اید اما از هیپی ها متنفرم.حتمن فیلم ایزی رایدر را ببینید.اودیسه هیپی ها به نیو اورلئا ن و تلف شدن انها بوسیله چند  رد نک جنوبی.

لينك مطلب | نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385 ساعت 12:58 توسط مهران معمارزاده |


اقوام سامی شامل اعراب و یهودیان می شود ولی انتی سمیتیسم بیشتر درباره ضدیت با یهودیان به کار می رود.در ۱۸۶۰ دانشمند یهودی و اتریشی موریتز اشتایناشنایدر این واژه را در تقابل با نظریات ضد سامی ارنست رنان وضع کرد.

موریتس اشتایناشنایدر

ارنست رنان فیلسوف فرانسوی که نژاد سامی را در مادون اریایی ها می دانست.

یک کاریکاتور انتی سمیتیک در فرانسه

فرانسه فقط بوسه فرانسوی ندارد بل انتی سمیتیسم مدرن در این کشور نشات گرفت.

مرگ سیاه یا طاعون بوبونیک (خیارکی )در قرون وسطا

یهودیان را عامل این بیماری می دانستند.

الفرد دریفوس چون یهودی بود به او برچسب جاسوس زدند

امیل زولا از او دفاع کرد

تئودور هرتزل روزنامه نگار یهودی مجاری ،در دادگاه دریفوس حضور داشت و بعدن صهیونیسم را تشکیل داد

 

لينك مطلب | نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385 ساعت 12:25 توسط مهران معمارزاده |


هاملت در گولم


گروه نشنال الیانس (نئو نازیهای امریکا )عاشق والت دیسنی و هنری فورد هستند

والت دیسنی به نژاد سفید پوست بسیار بها می داد و مخالف یهودیان و کمونیست ها بود

در ۱۹۲۸ میکی موس امد.والت دیسنی انرا افرید.میکی موس جگر گوشه والت دیسنی بود.اما بلخاری ادعا می کند که میکی موس یهودی سرگردان است.چگونه جگر گوشه والت دیسنی یهود ستیز ،یهودی سرگردان است؟

مایکل ایزنر از لیبرالهای یهودی است و خط مشی والت دیسنی را تغییر داد

پری دریایی در زمان ایزنر ساخته شد.او چون سامی ها می ماند.

سفید برفی کاراکتری سفید پوست در زمان والت دیسنی ساخته شد

پوکوهانتس سرخپوست در زمان ایزنر با جان اسمیت سفید پوست وصلت می کند

اردواج بین دو نژاد

لينك مطلب | نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385 ساعت 1:14 توسط مهران معمارزاده |


زمانی با نشنال الیانس اشنا شدم و نوشته های جانداری را در عرصه سینما  در وبسایتشان خواندم.نئو نازی امریکا توسط راکول ایجاد شد و به اسم نشنال الیانس در امد در حالیکه پیرس فیزیکدان رهبر ان شد.ترجیح می دهم اگر مقاله ای بر ضد یهود ،صهیونیسم ،کمونیسم و...بخواهم از دشمنان اگاه انها بخوانم.حتا اگر با این جریان ها هم مخالف باشیم باید با مدرک و منبع و سند بر ضد انها صحبت کنیم.منتقدان سینمایی نشنال الیانس از دیوید گفن گفتند.او لیبرالی یهودی بود که پدرخوانده مافیای مخملین (همجنس بازی )در سینمای هالیوود است.انها از کاتزنبرگ ،گفن و اسپیلبرگ می گفتند و این سه یهودی را با مدارک خود ،تقبیح می کردند.انها از نقش والت دیسنی و هنری فورد در مقابله با یهودیان و کمونیست ها گفتند و از افتادن والت دیسنی به دست مایکل ایزنر یهودی شاکی بودند .در تمام مدت خواندن این نوشته ها انقدر سند ذکر می کردند که هرگز تعصب نژادی این گروه به چشم نمی خورد.اما در کشور ما بسیاری در عرصه های فرهنگی انقدر حرف های بی مدرک و گزاف می زنند که مرغ پخته هم خنده اش می گیرد.

استاد دکتر حسن بلخاری از این دسته است.او می گوید:

لابي (گروه فشار) صهيونيسم در هاليوود، در عرصه توليد فيلم‌هاي كودكان نيز تا كنون بسيار مؤثر و فعال عمل كرده است. امروز در سراسر دنيا «والت يزني» نامي آشناست و بيشتر كودكان شخصيت‌هاي كارتوني والت ديزني را به خوبي مي‌شناسند. بد نيست بدانيم اولين شخصيت مشهور آثار والت ديزني: «ميكي ماوس» نمادي از همان يهودي سرگردان و بي کس است كه مدام از سوي رقيبان قوي‌تر تهديد مي‌شود و او صرفاً با اتكا به زيركي و چالاكي خويش، بر تمامي دشمنان فايق مي‌آيد. امروز هم تداوم اين شخصيت كارتوني را در انيميشن «تام و جري» مي‌توان مشاهده كرد که موشي بد جنس و فريب کار با تکيه بر شيطنتها و ناجوانمردي هايش به طرز اعجاب آوري هميشه بر گربه اي نادان و احمق پيروز مي شود. اين قبيل آثار در دادن حس اعتماد به نفس به مخاطبان يهودي ( که دقيقا مفهوم سمبل « موش » را مي فهمند) و همچنين در دادن الگويي دغل و بدجنس به کودکان و نوجوانان بي گناه جهانيان تأثير بسزايي دارند.

استاد بلخاری از ظن و گمان پیروی می کند نه از مدارک مستند.اصلن میکی موس توسط والت دیسنی ساخته شده است و دیسنی از کسانی بوده است که از سوی محافل یهودی به انتی سمیتیسم متهم شده است.او مدافع نژاد سفید انگلوساکسونی بود و با کارتون سفید برفی و...انرا ثابت کرد.چگونه ممکن است والت دیسنی نژاد سفید محور با میکی موس در القای یهود محوری تلاش کند.پس از مرگ والت دیسنی ،مایکل ایزنر یهودی انجا را خرید و مدیریت این کمپانی تغییر کرد.ازدواج های بین نژادی ،همجنس گرایی و محوریت قهرمانان کارتونی رنگین پوست و سامی ،سکه رایج شد.او می گوید :

مورد ديگر، شخصيت‌هاي كارتوني مطرود و گوشه‌گيري هستند كه به دليل زشت‌رويي توسط ديگران تحقير مي‌شوند ولي در نهايت اين ناتواني و زشتي با توانايي و زيبايي جايگزين مي‌گرد و آنها بر تمامي مشكلات غلبه مي‌كنند و غبطه رقيبان را بر مي‌انگيزند. انيميشن «دامبو، فيل پرنده» در زمره اين گروه از آثاراست. در اين فيلم شاهديم که مادر دامبو بر خلاف ساير فيلها که کلاهي زنگوله دار بر سر دارند ، كلاه عرقچين مانند مخصوص يهوديان را بر سر دارد و به جرم دفاع از فرزندش در اسارت به سر مي‌برد! و خود دامبو هم طي عملياتي در سيرك پرچمي را كه به پرچم رژيم اشغالگر قدس بي‌شباهت نيست به اهتزاز در مي‌آورد.

کارتون «جوجه اردك زشت» هم که شخصيت گوشه گير و آواره و زشت روي فيلم نامه تبديل به قوي زيبايي مي شود و در پايان فيلم به سمت خورشيد مي رود ، از همين کليشه پيروي مي کند و نماد يهودي تنها و مطرودي است که با رفتن به سمت سرزمين موعودش به سعادت رسيده است. « عبارت رفتن به سمت خورشيد در تورات آمده و در بين يهوديان رايج است که منظور از آن بازگشت به سرزمين موعود است(51).»

کارتونهاي بسياري هم مروج زندگي و اخلاق غربي هستند و سعي دارند خصوصا شرقي ها را شيفته و هضم شده در روشهاي غربي نشان دهند و با اين الگودهي مخاطبان را به سمت ارزشهاي دنيوي يهودي-آمريکايي بکشانند ؛ مثلا در سري جديد كارتون سند باد (افسانه هفت دريا) شاهد آنيم كه فضاي شرقي مجموعه هاي پيشين مبدل به فضايي خشونت بار و پر زد و خرد شده است.مثلا در صحنه اي كه سند باد از پشت سكان كشتي كنار مي رود،با هفتاد ضربه شمشيرو خون ريزي بسيار ، كنترل كشتي را به دست مي گيرد . شدت خشونت در اين فيلم آن چنان زياد است كه حتي دريا با خون افراد سرخ مي شود و مثل بسياري از فيلمهاي جديد غربي لشگري از شيطانكها و ديوها با سند باد و نامزد خشن و مبارزطلب او «مارينا» و دوست وفادارش «کيل» مي جنگند. حتي ديالوگها هم خشونت بار است. جالب است كه نويسنده اين فيلم«جان لوگان» در كارنامه خود اثري پر برخورد چون «گلادياتور» را دارد. در اين محصول والت ديزني هم «ميشل افايفر» يهودي به جاي«اريس» خداي جنگ صحبت مي كند.در اين فيلم سند باد بر خلاف گذشته ظاهري كاملا غربي و بي هويت گرفته که در نقش يک دزد دريايي قهار بايد از هفت دريا عبور کند وکتاب صلح را از خداي جنگ (اريس) بدزدد و شهر و شاهزاده را از خطر نابودي نجات دهد. جريان در شهر «سيراکيوس» که شاهزاده عادلي به نام «پروتئوس» در آنجا حکومت مي کنداتفاق مي افتد. در اين فيلم از علاء الدين وعلي بابا هم خبري نيست. (52)

در کارتون «لوک خوش شانس» گانگستري سفيد پوست که نماد کلانتر و قانون اومانيستي آمريکايي است وهميشه ورد زبانش تنهايي و غريبي و آوارگي خودش مي باشد ، با چهره و اخلاقي نيکو (که با وجود اسب بذله گويش « سالي» و سگ خنده رويش «بوشويک» جذابيت دوچنداني مي يابد) هميشه در جستجوي مجرمان و تبهکاران است و هيچگاه با شکست روبرو نمي شود. در بعضي از قسمتهاي آن شاهديم که لوک متمدن و مهربان فرشته نجات سرخپوستان ساده لوح و مردمي از فرقه هاي مذهبي خرافي مي باشد و اگر نبود لوک جنگ قبيلگي و ظلم تبهکاري همه جا را فرا مي گرفت. بالاخره براي ما هنوز جاي اين سوال باقي است که خانه لوک کجاست؟ و چرا هميشه در پايان غرور انگيز پيروزيهايش در غروبي زيبا به سمت خورشيد (نماد سرزمين موعود درکتاب مقدس) مي رود! بالاخره فسادها و جرمهاي فراوان و رو به رشد موجود در غرب را ببينيم يا حرف کارگردان «لوک» را گوش بدهيم.

در بسياري از فيلمها و کارتونهاي پليسي هم جاي اين سوال باقي است.

در کارتون «گاليور» هم مي بينيم سفيد پوست بزرگي با سمبلها و مدلهاي مو و لباس نژاد انگليسي-آمريکايي به جزيره آدم کوچولوها (جهان شرقي) مي رود و اين کوچولوهاي بي دفاع بر قدرت مادي و مغز پرجولان گاليور تکيه کرده و دشمنان خود را شکست مي دهند و بدون حضور گاليور شکست آنها قطعي بود. (53)

در فيلم «رابينسون کروزوئه» هم شاهديم سفيد پوستي انگليسي تبار که کشتي اش شکسته و در جزيره اي تنها مانده است با سياه پوستاني بي تمدن و وحشي و آدم خوار رو برو مي شود که يکديگر را قرباني کرده و مي خورند؛ اما رابينسون پرعاطفه و دل نازک يکي از اين بي تمدنها را به نام «جمعه» از دست قبيله آدم خوار و سبک مغزش نجات مي دهد و جمعه در اثر همنمشيني با اين يار مهربان « با سواد» مي شود و به سمت تمدن و پيشرفت حرکت مي کند و به تدريج تمام آن مردم عقب مانده به شيوه هاي زندگي و معاشرت رابينسون ايمان آورده و آن قهرمان بزرگ را به عنوان رهبر و منجي عزيز خود مي پذيرند و به سبک او زندگي مي کنند. آيا غلوآميزتر از اين هم مي شد تمدن غرب را به عنوان تنها سرور و راهبر جهانيان توسعه نيافته و به اصطلاحِ غربي ها «جهان سومي» ، معرفي کرد يا نه؟

نگره صهيونيستي حاكم بر آثار والت ديزني، بعضاً به توليد انيميشن‌ها و فيلمهاي تاريخي در خصوص زندگي انبياي الهي منجر شده كه سه كارتون: «كشتي نوح، زندگي حضرت موسي و زندگي حضرت يوسف» عليهم‌السلام از آن جمله‌اند. در تمامي اين آثار، بر اساس قصص تورات، روايات تحريف شده‌اي از زندگي انبياي اولوالعزم ارائه شده است که شأن و منزلت و عصمت اين بزرگ مردان را در ذهن مخاطب پائين مي آورد و رواج سکولاريسم (جدايي دين و دنيا) و مادي گرايي را تسريع مي کند. جالب توجه آنكه در برخي از اين آثار، شخصيت‌هاي اصلي انيميشن با صداي مشهورترين ستارگان يهودي سينما سخن مي‌گويند! مثلاً در انيميشن «پرنس مصر» كه روايتگر زندگي حضرت موسي عليه‌السلام است، «وال كيلمر» به جاي موسي عليه‌السلام، «ميشل اِفايفر» به جاي همسر و «ساندرا بولاك» به جاي خواهر او صحبت مي‌كنند. همچنين در تيتراژ پاياني اين انيميشن پر هزينه اسامي مشهور ديگري (از بازيگران يهود هاليوود) مي‌توان ديد كه صداي آنها براي بسياري از تماشاگران غربي خاطره‌انگيز و آشناست.

علاوه بر انيميشن، در عرصه فيلم كودك نيز هاليوود از تعدي صهيونيست‌ها مصون نمانده و كليشه‌هاي خاصي در قالب فيلم كودكان، طي چند دهه اخير مدام تكرار شده‌اند. مثلاً كليشه كودك محروم مانده از ميراث اجدادي يا جدا افتاده از آغوش گرم مادر كه هر يك به نوعي تداعي‌گر يهودي مظلوم و به دور مانده از سرزمين مادري خويش‌اند در اين قبيل داستان ها از پيام هايي که در کتب مقدس يهوديان آمده است ومخاطب يهودي و بسياري از غير يهوديان به راحتي مي فهمند که منظور از آن چيست استفاده مي شود يهوديان اسراييل را مادر قوم خويش مي دانند و اينکه شهر يا منطقه اي به انسان تشبيه شود، درجاي جاي تورات آمده است.«داستان سيندرلا»مثال خوبي براي اين كليشه نخ‌ نما وتكراري است.

داستان « هاچ زنبور عسل » هم به کودک يهودي مي فهماند که بايد به دنبال مادرزيبا و نوراني خويش باشي و همه غير يهوديان موجوداتي مخوف ، بدجنس و حتي بد بو هستند که مي خواهند او را از بين ببرند . اين داستان به بچه هاي غير يهودي هم اين پيام را القاء مي کند که ديگران دشمنان و موانع رسيدن او به هدفش هستند و در مجموع حس اعتماد به ديگران را در کودک از بين مي برد (54).

كليشه كودك شيطاني كه با زيركي بر دشمناني كه قصد تجاوز به خانه و كاشانه او را دارند، فايق مي‌آيد و آنها را به سختي مجازات مي‌كندهم شبيه مورد قبلي است . مجموعه طنز «تنها در خانه» بر اساس همين كليشه پديد آمده و با نگاهي ساده به مضامين آن، ردپاي چهار جنگ اعراب و اسراييلي و شكست اعراب در هر چهار جنگ را مي‌توان ديد.

برخي از آثار انيميشن نيز محملي براي پيام‌هاي سياسي هستند. مثلاً در كارتون «شير شاه» ردپاي نزاع دو ابرقدرت طي سال‌هاي جنگ سرد و آشتي مجدد نسل‌هاي آتي بعد از فروپاشي نظام كمونيستي در شوروي سابق به وضوح مشهود است. توضيح اينکه شير نماد سلطه جهاني يهود است و در تورات آمده است : « وبقيه يعقوب ، در ميان امتها و قومهاي بسيار مثل شيردر ميان جانوارن جنگل و مانند شير درنده در ميان گله هاي گوسفند خواهند بود که هنگام عبور پايمال مي کند و مي درد و کسي نمي تواند مانع او شود . قوم اسراييل دربرابر دشمنانش خواهد ايستاد و آنها را نابود خواهد کرد . » (55) .

و.....

لينك مطلب | نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385 ساعت 0:40 توسط مهران معمارزاده |


 

 الفرد روزنبرگ به دار اویخته شد.

متفکر واضع نظریه پان ژرمانیسم بود که در ساختارهای رایش سوم

اهمیتی اساسی داشت.او در استونی به دنیا امد و از دانشگاه مسکو دیپلم معماری

را گرفت.با روی کار امدن بلشویک ها مدتی وارد ارتش سفید شد ولی بالاخره خود را

به کیف شهری که در اشغال المانها بود رساند.در ۱۹۱۹ به مونیخ می رود و با هیتلر

اشنا می شود.این بالتیکی جوان ،هیتلر را تحت تاثیر قرار می دهد .در ۱۹۲۳ هیتلر به

 او به چشم فیلسوف حزب نگاه می کرد.مشهور ترین اثر او اسطوره قرن بیستم

است که نژاد گرایی نازی را مطرح می کند.از ۱۹۴۱  کمیسر ژرمنی کردن

کشورهای بالتیک ،روسیه سفید و اوکرایین می شود.او در ۱۹۴۶ به دار مجازات

اویخته می شود.هیتلر ستایش فراوانی نثار کتاب روزنبرگ می کرد

روزنبرگ در این

 

 

کتاب از زرتشت ستایش می کند و او را یکی از والا ترین شخصیت های تاریخ هند و

اروپایی می داند.به زعم وی زرتشت خواستار اتحاد موجودات هم نژاد بود .در اندیشه

او اهورامزدا محافظ اسمانی اریا ییها بود .برای پایداری پیروز مندانه در برابر بدی و

وسوسه، زرتشت به خون اریایی بر می گردد که باید هر ایرانی را به خدمتگزاری خدای

 نور بر انگیزد.که باید بر اهرمن پیروز شود.از همین برداشت مذهبی بود که ایرانیان در

گذشته نیرو می گرفتند.وقتی انها نتوانستند از امیختگی خون اریایی با خون اسیاییها

جلوگیری کنند امپراطوری انها فرو ریخت.اما هنوز موعظه زرتشت موثر است.امروزه

در مرکز و شمال اروپا همان روح نژادی که در گذشته در زرتشت می جوشید با نیروی

عرفانی بیدار شده واز هستی خویش به نحوی والاتر اگاه می شود.

 با توجه به مطالب روزنبرگ ما متوجه می شویم که تمدن ایران باستان و به خصوص شخص زرتشت

همیشه مورد توجه متفکران غربی از هر نوعی بوده است.روزنبرگ در اینه زرتشت خود را می دید و نژاد

را بر می افراخت.نیچه در زرتشت اصالت اراده می دید.اشتراوس چنین گفت زرتشت را به موسیقی

شکوهمندی بدل کرد و استانلی کوبریک

 این موسیقی را در فیلم اودیسه ۲۰۰۱ وارد کرد.

لينك مطلب | نوشته شده در شنبه بیست و هشتم بهمن 1385 ساعت 14:11 توسط مهران معمارزاده |


نئو نازی احیای نازی پس از جنگ جهانی دوم بود

شواستیکای هندوان

این علامت سبب خوش شانسی در هندو اروپایی ها می شد

الفرد روزنبرگ تاریخ اریایی ها را دستمایه ایدئولوژی نازی کرد.

شواستیکای نازی

سیگ رون اس اس

راکول احیاگر نئو نازی در امریکا

ساویتری دیوی زنی فرانسوی که هندوییسم را با فلسفه نازی مخلوط کرد

ویلیام پیرس راه راکول را ادامه داد.نئو نازی امریکا به اسم نشنال الیانس ادامه پیدا کرد

دیوید میات اسلام گرا و نئو نازی انگلیسی

کولین جردان نئونازی انگلیسی

میات پس از تشرفش به اسلام

هایدر سیاستمدار نازی اتریش

حزب رهایی اتریش که هایدر جزو ان بود و ریشه در پان ژرمانیسم دارد

هانس کریستین اشتراچه رهبر اف پی ا

یک نئو نازی المانی

سایت نئو نازی ها

لينك مطلب | نوشته شده در شنبه بیست و هشتم بهمن 1385 ساعت 14:2 توسط مهران معمارزاده |


پاسخ به علی رضا قزوه

شهبارا از دولتی شدن فرهنگ می گوید و شکوه می کند.

او می گوید:

دخالت دولت در حوزه های هنری ، فرهنگی و ادبی به ویژه با خط و خطوطی شناخته شده  که به درستی می توان فهمید سر از کجاها در خواهد آورد و با چه هدف هایی طراحی و برنامه ریزی شده است و با برگزیدن آدم هایی به عنوان مدیر و متولی این امر که  سابقه ای آشنا دارند و معروف اهل نظر و ادب هستند جز فساد و ویرانی به بار نخواهد آورد . باید خرقه ی شعر پارسی را به می شستشو کرد که بوی خیر از این جشن واره ها و جایزه ها و کف زدن ها و هورا کشیدن ها به مشام نمی رسد. اگر روزگاری شاعرانی مانند رشید وطواط و امیرمعزی و انوری و دیگران شعر فارسی را به دربارها می بردند و می فروختند با همه مذموم بودن این حرکت اما کاری شخصی انجام می دادند و به خودشان مربوط بود و می توان حرکت شان را به پای کل شعر فارسی ننوشت. می توان تکلیف  شعر فارسی را از آن مداحی ها  جدا دانست و جریده رفت و کناره گرفت. اما آن شاعران هیچ گاه برای شعر جشن واره بر گزار نکردند و نخواستند مسیر شعر فارسی را تغییر دهند یا برای آن جریان سازی کنند.


مدونا الگوی زن سایبری جدید است .در البوم عمیق تر و عمیق تر

او با تقلیدی هنری از تصاویر دهه ۷۰ دوره مریلین مونرو را به تجربه

می گذارد .در البوم vogue تناسخ گیج کننده ستارگان کلاسیک از

باکال تا دیتریش را به نمایش می گذارد.او چهره یک گربه ولگرد

سادومازوخیست را باز افرینی می کند.

او به درستی ملکه تصرف

نامیده می شود.

او گاهی ابزار چند منظوره هرزه نگاری می شودو

همواره نقاب ستارگان هالیوود را به چهره دارد.مادونا لباس زیر خود

را روی شلوارهای تنگ می پوشد.نوعی بت وارگی مثله شده از

قسمتی از بدن زنان.وقتی مدونا 19 ساله بود در 1978 وارد نیویورک

شد،35 دلار در کیف پولش بود.مدتی در رستورانها کار می کرد واز

اشغالها غذا جمع می کرد.اشنایی او با مدیر برنامه های مایکل

 جکسون یعنی اقای فردی دمان که با شبکه وزین ام تی وی کار

می کرد او را به ذروه ترقی رساند.دمان برای او فرصتی ایجاد کرد

 که به هالیوود هم راه یابد.در ۱۹۸۵ مدونا و شون پن

با هم ازدواج

کردند.تیر اندازی به خبرنگارها و پاپارازی ها از سوی شون باعث شد

که پن به زندان برود.و مدونا چند ماه بعد جدا شد.

شون پن در نماز جمعه تهران

مدونا با پول

هنگفتی برای پپسی کولا تبلیغ کرد.ام تی وی ویدئویی از مدونا

گذاشت که مدونا در کلیسا در وضعیت های مختلفی به سر می

برد.مقامات مذهبی خشمگین شدند.پاپ به نوعی او را تکفیر کرد.

مدونا از خودش کمپانی به نام ماوریک دارد و کتابهایی حاوی سی

دی ترانه های مدونا و عکسهای لخت مدونا منتشر می کند.او در

شناسایی خواننده های دیگر نیز فعال است.ماوریک برای خواننده

کانادایی الانیس موریزت هم ضبط هایی انجام داده است.

 

لينك مطلب | نوشته شده در شنبه بیست و هشتم بهمن 1385 ساعت 1:14 توسط مهران معمارزاده |


شارون استون در وبلاگ مهرافرین

نامزدهای اسکار در شاهراه 61


الیا کازان یونانی -امریکایی بود.کارگردان افسانه ای هالیوود

در ۱۹۰۹ در استانبول ترکیه به دنیا امد.اتوبوسی به نام هوس و در بارانداز از اوست.او مارلون براندو و جیمز دین را افرید.یکی از کارهای زیبای او لو دادن کارگردانان کمونیست در هالیوود بود.

One of the questions Kazan asked himself was, "Why should I defend people like this?"

تراموایی به نام هوس نوشته تنسی ویلیامز

ویویان لی هنرپیشه انگلیسی این فیلم

مارلون براندو

شرق بهشت نوشته جان اشتانبک و کارگردانی کازان

 

 

 

لينك مطلب | نوشته شده در شنبه بیست و هشتم بهمن 1385 ساعت 0:4 توسط مهران معمارزاده |


ویلهلم فاکس (ویلیام فاکس )در امپراتوری مجار-اطریش زاده شد و یهودی بود.در نه ماهگی به نیویورک اورده شد و در ۱۱ سالگی مدرسه را ترک کرد و در صنعت پارچه بافی مشغول به کار شد.

والدین وی از یهودی های المان بودند.سرانجام به صنعت فیلم کشانده شد و استودیوی فاکس شکل گرفت.

این استودیو با کسانی چون جان فورد ،مورنائو و....کار می کرد.مورنائو در ۱۹۲۷طلوع را کارگردانی کرد.

طلوع از مورنائو

روپرت مردوک یهودی ،هم اکنون فاکس را رهبری می کند.

 

لينك مطلب | نوشته شده در شنبه بیست و هشتم بهمن 1385 ساعت 0:2 توسط مهران معمارزاده |


کمپانی سینمایی برادران وارنر از بهترین های صنعت فیلم است.

برادران وارنر یهودی بودند و از لهستان به لندن و کانادا رفتند

هری وارنر

البرت ،سام و جک برادران دیگر بودند

در ۱۹۰۳ انها در شهرهای معدنی پنسیلوانیا و اهایو فیلم نمایش می دادند

در ۱۹۱۸ به کالیفرنیا رفتند و در سانست بلوار استودیویی ایجاد کردند

خواننده جاز نخستین فیلم غیر صامت (با صدا )توسط کمپانی برادران وارنر  در ۱۹۲۷ عرضه شد.

بسیاری از فیلمهای دلبندم از این استودیوست.

لينك مطلب | نوشته شده در شنبه بیست و هشتم بهمن 1385 ساعت 0:1 توسط مهران معمارزاده |


در ۱۸۸۹ ادولف زوکر در سن ۱۶ سالگی به نیویورک امد.او یهودی و از مهاجران مجاری محسوب می گشت.زندگی سختی را اغاز کرد و در پرده دوزی و خز دوزی مشغول گشت.

در دهه ۱۸۹۰ تجارت خز را به سمت میدوست امریکا گسترش داد.در ۱۹۰۳ به صنعت تصویر متحرک کشانده شد.او موسس استودیوی سینمایی پارامونت بود.

در ۱۹۱۲ فیلم ملکه الیزابت با بازیگری سارا برنار را از فرانسه به امریکا وارد کرد.

لوگوی پارامونت

فیلمهایی چون سرگیجه ،پنجره عقبی و...از هیچکاک بزرگ و چون سابرینا ،سان ست بلوار و...از بیلی وایلدر از این استودیو بود.

لينك مطلب | نوشته شده در شنبه بیست و هشتم بهمن 1385 ساعت 0:0 توسط مهران معمارزاده |


به دلیل اسائه ادب به دوست عزیزم کامیار ،به مدت ۱ روز این وبلاگ پستی ندارد.

واگویه جدید رها

Inanna Queen Of The Land

حجره کالیگاری


در کامنت دونی رها یک درگیری رخ داده بود که حسین یوسفی ورها و کامیار ،ترویکا ی ان بودند.من اصلن نفهمیدم این دعوا بر سر چه بوده است و سعی کردم با نوشتن عبارتی اب سردی بر این اتش بریزم.کامیار عزیز با کامنتی از واگویه های رها تمجید کرده بود.او چنین نوشت:

OMG! you're a genius Raha!
K

حسین یوسفی چنین نوشت :

عالی بود
با این نوشته من دوباره اشتی هستم
میدونم که یک فیلم مستند دیدی....من 2 سال از نزدیک دیدیم به صورت LIVE
...من خیلی لذت بردم و حالا انقدر خشمیگین هستم که ....
کل دنیا دارن باج میدن ...و جالبه بعضی از این دگر اندیشان داخلی هم دارن باج میدن ...ای کاش این قدرت را داشتم که افسانه را به واقعیت مبدل کنم و به جای 6 میلیون تمام مشان را بسوزانم

و رها چنین واکنش نشان داد:

حسین جان:
مرسی از این که به این جا سر می زنی و برام کامنت می ذاری (گرچه خیلی وقت ها معنی کامنت هات رو نمی فهم، مثلا این که نوشته بودی: «می دونم که یک فیلم مستند دیدی...»)

من یه خوشبختی بزرگ دارم و اون هم اینه که اکثر ویزیتورها و کسانی که کامنت می ذارن، مثل خود تو، از دوستان من هستن. کامنت دونی بلاگ من، فیلتر نمی شه. هرکسی آزاده هرچی می خواد بنویسه. کسانی بودن که اومدن و فحش های رکیک برام نوشتن و من کامنت شون رو پاک نکردم. اما من یه خط قرمز دارم که سفت و سخت رعایت اش می کنم و اون هم اینه که به هیچ کسی اجازه نمی دم در کامنت دونی بلاگم به دیگران مستقیم یا غیرمستقیم توهین کنه. مخصوصا اگه اون «دیگران» از دوستان خیلی خوب و روشنفکر و اهل اندیشه ی من باشه.
بنابراین اگه دل ات از کسی یا چیزی پره، من هستم! می تونی به خودم بگی، صبر و تحمل ام هم خوشبختانه عالیه. امتحان کن!

وحسین یوسفی چنین گفت:

سلام
خوب امتحان میکنیم
تو هم مثل همون دوستان روشنفکرت وانمود میکنی شما ها مثل چرک کف خیابون میمونید که هیچوقت دیده نمیشه...در ظاهر تمیز هستید و در باطن کثافت .اینکه کامنت های منو نمی فهمی برمیگرده به درک و شعور افراد که به خودشون مربوط میشه و به عنوان یک پیشنهاد میتونی درک و شعورت را با باج دادن ابگریت کنی
من دلم از کسی پر نیست اما از چیزی چرا !اون چیز همون باج دادنه ...همون ها که حاضرند جر بخورن اما حرف حقیقت را قبول نکنن .جالب اینه که کامنت من رو پاک کردی؟اگر شما و دیگر اندیشان به ازادی بیان اعتقاد ندارید پس این چه حرکتیه ...
من با دوستان اندیشمند شما یکی دو دفعه صحبت کردم و سعی کردم با ادله جلو برم اما انها وقتی کم میارند دیگه ترجیح میدن صحبت نکنن !!ببخشید که من اینجا راحت صحبت میکنم چون مثل تو و دوستانت حرفهامو کپی پپست نمیکنم از جایی دیگه !!!
شما هم بهتره حذب باد نباشی و تن و روحتو به دگر اندیشان نفروشی؟
اصولا اشتباه کردم که دوباره اینجا اومدم من قبلا بهت گفته بودم که لینک من رو بردار چون دیگه اینجا راحت نیستم...چون در نوشته های قبلیت دیدم که چطوری دلبری میکنی و با گذاشتن عکس خر و الاغ در حال سکس در واقع اون درون خودت رو انعکاس میدی !!!و دل یه مشت شهرستانی در حد روستا را درست مثل خودت میبری!تهرون هم جنبه میخواد.....ضمنا من دوست شما نیستم و هرگز به این ننگ تن نمیدم ...من به واسطه دوستی با مهران معمار زاده اومدم اینجا ...همین
در ضمن بهتره بعد از خوندن این کامنت رو هم مثل اونیکی پاک کنی...واقعا برای اونایی که از تعفن بز و گوسفند میان تهران تازه به دوران رسیده میشن حالم بهم میخوره امیدوارم این کامنت من به جر خوردن بیش از حد دوستان کمک بهینه ای کرده باشه تو هم مواظب باش جر نخوری اخه برات خطرناکه چون ممکنه بی شوهر بمونی هر چند حالا انقدر دگر اندیش رو شن فکر (بی غیرت و بی ریشه)است که از این بابت نباید نگران باشی شاید هم داری اینجا تبلیغ میکنی به هر حال موفق باشی
در اخر باید بگم هر کسی خواست ضر و زور اضافی کنه شما باید من رو خبر کنی
در ضمن این نوشته من یک بلا نسبت هم داره
چون دوستانی مثل مهران معمار زاده و بچه های وبلاگ گولم و....هستند که واقعا از این قضیه جدا هستن و واقعا همواره اونها را دوست داشته و دارم

و من که اصلن نمی دانستم واقعن این بحث ها برای چیست و این اشارات به کیست چنین گفتم:

مهران معمارزاده

پنجشنبه 26 بهمن1385 ساعت: 10:40
دوستان سر مسائل اینچنینی با هم درگیر نشوید.با صفا و وفا با هم رفتار کنید و ارزش هم را پاس بدارید.رها و حسین هر دو از دوستان کوچه باغهای وبلاگ هستند.این اختلاف ارا نباید به شکستن حرمت هم منجر گردد.بدیهای هم را اگر می توانیم فراموش کنیم.
 
اکنون دوستانی به من خبر دادند که مقصود حسین یوسفی ،کامیار بوده است.کامیار از دوستان خوب من است.رییس هیات تحریریه مجله ام بود.رفیق گرمابه و گلستان من بود.او اینقدر به من نزدیک است که نخستین نفری بود که ازدواج مرا دانست.کامیار انقدر برای من ارج دارد که وبلاگ او در سیاهه پیوندهای روزمره ام ،نخستین است.نسبت دادن چرک کف خیابان به او البته توهینی به من و گولمی ها هم محسوب می گردد.من و کامیار و گولمی ها دوستانی دیرینه بودیم و هستیم.کامیار هماره فروتن و متواضع بوده است و علارغم دانش وسیعش ،ادعایی ندارد.رها نیز از دختران خوش فکر است و واگویه هایش حقن شاهکاری است.

مهران معمارزاده
پنجشنبه 26 بهمن1385 ساعت: 20:41
به عنوان حرکتی نمادین در برخورد با اسائه ادب به کامیار ،رها و سایر دوستان به مدت 1 روز (جمعه )پستی ندارم شاید که بتوانم ارادتم را به بهترین دوستم و سایر دوستان برسانم.فدای همه دوستانم به خصوص کامیار ارادتمند مهران

نويسنده: رضا
پنجشنبه 26 بهمن1385 ساعت: 23:6
کامیار را از سال های پیش می شناسم او دوست و معلم موسیقی من بود
با او خاطرات زیادی دارم . او انسانی اگاه و پیشرو بوده و است.
رها را از وبلاگ می شناسم. یا بهتر است بگویم از شعر هایش می شناسم .با روحی بزرگ و زبانی گویا و یکی از دختران شعر امروز ایران است
تو هین حسین یوسفی توهینی به وبلاگ نویسی است و کاری شرم آور است
 
نویسنده مهران نصر پنجشنبه 26 بهمن1385 ساعت: 22:40
دوستي با كاميار عزيز از بهترين اتفاقات زندگي من است، حتي دوستي با دكتر معمار زاده عزيز را هم مديون كاميار هستم.
اما در مورد اين ماجرا:
و بخصوص چون ايشان خود را دوست گولمي ها دانسته اند و من نيز به عنوان دوست رضاي عزيز گاهي با نوشته هايي مهمان و دردسري براي او بوده ام، بايد به سهم خود بگويم كه اين قبيل نوشته ها و عقايد بيشترين فاصله ي ممكن را با من دارند و از نويسنده آنها دوري مي جويم.
 
فرزاد
پنجشنبه 26 بهمن1385 ساعت: 21:48
من هم توهین این فرد را به کامیار عزیز که او را میشناسم و بسیار دوست دارم صرفا دلیل دون مایگی این فرد میدانم.

نويسنده: امیرحسین
پنجشنبه 26 بهمن1385 ساعت: 21:55
حرکت شما قابل تحسینه. افتخار می کنم که دوستی مثل تو دارم

یادداشت دوست عزیزمان کامیار
پنجشنبه 26 بهمن1385 ساعت: 22:58 توسط:Kamyar

Mamnoon doostane aziz, doosti ba shoma jozve bozorgtarin eftekharate man boode; shomai ke masire zendegie mano avaz kardid. Tanha narahatie man az in jaryan in bood ke kasi ke arezooye koshtane millionha ensan ro mikone ( ya yek nafar, che farghi mikone?) khodesh ro dooste kasani midoone ke be man ensan boodan ro yad dadand (mehran memarzade, mehrane nasr, hamid va reza) .
Doostan bish az khateretoon ro arzorde nakonid, shakhse man fohsh khore khoobi daram! moshkel haman bood be nazare man ke eshare kardam. Az mehrane aziz ham khahesh mikonam ke zoodtar neveshtan ro az sar begire ke kheiliha teshneye khoondanand
Kamyar

  
بای ذنب قتلت ؟
 
 
حسین یوسفی :
 
ای کاش این قدرت را داشتم که افسانه را به واقعیت مبدل کنم و به جای 6 میلیون تمام مشان را بسوزانم
 
 
عکس حسین یوسفی با صلیب شکسته در وبلاگش
 

جمعه 27 بهمن1385 ساعت: 0:28

توسط:حمید

من خیلی متاسفم و به دوستانم کامیار و دکتر معمارزاده عرض می کنم که نگاهی از سر ترحم و افسوس به این افکار بی ترحم و بیمار دارم.این او نیست که بدینگونه سخن گفته است.این نمایندگی برای یک ایده ی هولناک است و این جان مرا میلرزاند.دکتر مهران گاهی واقعن دلم می خواهد فراموش کنم اما نمی شود!

جمعه 27 بهمن1385 ساعت: 1:49

توسط:دانیال

واقعن متاسفم

جمعه 27 بهمن1385 ساعت: 8:15

توسط:یلدا

چیزی ندارم بگم به جز ابراز تاسف.....نیازی نمی بینم که از رها یا کامیار چیزی بگم ...چون دیگه احساس می کنم فقط کافیه یک نفر کامنت رها و کامیار و این... (نمی دونم اسمشون را چی باید گذاشت) بخوانه تا خودش قضاوت کنه....
ممنون مهران جان...میدونستم ساکت نمیشینی...جز این هم از شما و دوستان خوب گولم انتظار نمی رفت...ممنون

 

جمعه 27 بهمن1385 ساعت: 3:33

توسط:kamyar

Asle matlab hamine ke to gofti .ha.mid jan.. hamishe hame ja gofte boodam ke ma iraniha dar majmoo hich vaght fashist naboodim; tarikheman be nange estebdad aloode ast vali na fashism. Vali alan tokhme nefrat az "digaran" i ke ba ma ham nejad o ham zaban o ham aghide nistand dar dele baziha dare shekl migire. Omidvaram amsale hossein ham bedoonad ke ba in kine o nefrat rah be jai nemibarand: agar yahood ba oon jamiate kam ghodratmand shode na be khatere aslahehaye esrail ke be khatere tavanaihaye daneshmanda o eghtesaddanhashe. Agar hosein va hamfekrash baraye mosalmanha ghodrati talab mikonand , be hamin raah bayand berand. Dorei ke khoshoonat o ghodtare koshtar harfe aval ro mizad dir zamanie ke be sar oomade.
K

نويسنده: امیرحسین
پنجشنبه 26 بهمن1385 ساعت: 23:46
این اتفاق ناراحت کننده یه نتیجه خوبی داشت. امثال آقای یوسفی فهمیدند که افکار و ادبیات پوسیده شون تا چه حد از مقبولیت برخورداره و از طرفی دوستای روشنفکر چه جوری به اسائه ادب و هتک حرمت حساسیت نشون می دن. من نمی دونم آدمی که گرایشات آنتی سمیتیستی و ضد بشری داره چطور می تونه با دکتر معمارزاده و گولم و ... دوست باشه؟!


نويسنده: kamyar
جمعه 27 بهمن1385 ساعت: 5:8
Hamishe baese eftekharam boode ke doostani mesle reza, mehran memarzade, mehran nasr, va hamid dashtam; hamchenin khoshhalam ke be fashisme oryan va nejadparastie karih, be in shekle ziba va hamahang pasokh dade shod che az tarafe doostane dirinam, che doostane nadideye majaziam ...
K
مهدیه عباسپور :رها و کامیار!دوستان ندیده ام... بسیار متاسفم ... پاسخ ندادن بیش از هر چیز پاسخی است برای اینگونه حرف ها...متاسفم...متاسفم
و تصمیم مهران معمارزاده و رضای عزیز هم بسیار به جا و قابل تحسین است...

 

لينك مطلب | نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385 ساعت 21:16 توسط مهران معمارزاده |


کیت وینسلت در وبلاگ مهر افرین

گزارش ... اینجا
عكس‌ها... اینجا
متن فيلمی درباره ژاك پره ور ... اینجا
هفت شعر از ژاک پره‌ور با ترجمه مریم رئیس دانا ... اینجا
چهار شعر از پره‌ور با دکتر غیاثی و دکتر ناتل خانلری ... اینجا
وبلاگ مریم رئیس دانا، داستان نویس و مترجم ... اینجا
***
خانه هنرمندان ایران
سخنان علی دهباشی ... اینجا
گزارش تصویری یک و دو
 
از وبلاگ مریم رییس دانا درباره شب شعر ژاک پره ور


اتو واینینگر ،زن ستیزی را در فلسفه وارد کرد

جنسیت و شخصیت توسط این فیلسوف المانی نوشته شد که به زن ستیزی شهره است.

استاد فروید دست نویس جنسیت و شخصیت را دید و انرا مورد انتقاد شدید قرار داد.

افرادی که فروید را به ضد زن بودن منتسب می کنند خیال خامی در ذهن می پرورند

اتو واینینگر می گوید اگر زنی حقیقت را بگوید ،حقیقت گویی اش به خاطر خود حقیقت نیست بلکه به منظور تحت تاثیر قرار دادن جفت بالقوه اش است.مرد میان حواس و حالت روحانی ،میان میل جنسی و عشق دو پاره  شده است.میل جنسی شخص زن غریزه ای عام است که کل رفتار او را اداره می کند.مرد ایدئالی را در وجود زن ترسیم می کند که زن نمی تواند به ان نائل شود .مرد بیشتر عاشق سویه ارمانی و روحانی خود است تا سویه جنسی گرایی حواسش.مرد واقعیت تجربی زن را مورد بی توجهی قرار می دهد و زن را به اید ئالیسمی خیالی محکوم می کند .

بنابراین

عشق قتل است.

زن توسط مرد تولید می  شود.زن گناه مرد است .مرد به قیمت از دست دادن حالت روحانی اش به میل جنسی تن می دهد.تنها هدف زن نگه داشتن میل جنسی مرد است.بنابراین زن به خودی خود وجود ندارد.زن ذاتن برده نره است و ماهیتن غیر ازاد است.

این نظریات از واینینگر است نه مهران معمارزاده

لينك مطلب | نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385 ساعت 9:44 توسط مهران معمارزاده |


رز ارغوانی قاهره در گولم


چند نفر، مدام با نوشتن پیامهای موهن و زشت نسبت به ایران و ایرانی می کوشند خود را اذری جا بزنند.اذری ها مانند همه ایرانی ها ،مردمی خونگرم و مهربان هستند.چند بیمار اذری دارم ،مدام با انها شوخی می کنم.در سربازی چه دوستان اذری خوبی پیداکردم.در سفر ارمنستان دو تا دوست زنجانی داشتم که با یکیشون مدام ارتباط تلفنی دارم.در میدان میوه زنجان کار می کند.کودک بودم ،عاشق داستانهای صمد بهرنگی بودم.بعدن از اثر شمس تبریزی بر مولوی حیران.ان جائت برهاننا   فسافر ببلده تبریز.با تاریخ مشروطه احمد کسروی تبریزی حالها کرده ام....این چند نفر که با اسمهایی چون اسی سگ کش ،فضای سایبر اسپیس را با چال دهنی خود ملوث نموده اند بی شک خیال خام و احمقانه پان تورانیسم یا تورانیسم یا پان التائیسم را در ذهن های بیمارشان می تنند.پان التاییست ها از یگانگی ترک ها ،مجارها ،فنلاندی ها ،استونی ها ،مغول ها ،ژاپنی ها ،کره ای ها و....سخن به میان می اورند.این جماعت خیالباف با سمبل گرگ خاکستری در فضای مجازی و غیر حقیقیشان دست و پایی می زنند ،گاهی سمینارهایی تشکیل می دهند ،فحشی به ایران زمین می دهند و.....الپ ارسلان ترکس ،یک اولترا ناسیونالیست ترک بود که در نیکوزیای قبرس زاده شد و در ۱۹۶۹حزبی ناسیونالیست و ترک ایجاد کرد. این مرد اندیشه امپراتوری بزرگ ترک را در ذهنش می بافت.دوست عزیزم کوروش به استادی در سایت راه کوروش ،داستان اذربایجان را شرح داد.ایران در زمان سلسله قاجار ،گرجستان ،ارمنستان و اران را از دست داد.ارانی که بعدن اذربایجان شوروی نامیده شد.یکی دیگر از عناصر کلیدی این جریان حیدر علیف بود که در ۱۹۴۴ به کا گ ب اذربایجان پیوست.در زمان برژنف ،حیدر سمت درجه اولی در حزب کمونیست اذربایجان یافت.علیف اولین مسلمانی بود که در پولیتبوروی شوروی وارد شد.در دوران اصلاحات گورباچف ،حیدر را یکی از بزرگترین دایناسورهای کمونیست دانستند.بعدن علیف خود را ناسیونالیستی مدره دانست.دایناسور چرخید و حتا رییس جمهور مطلق العنان اذربایجان شد.او بساط کلپتوکراسی خود را گسترد.پس از مرگ حیدر ،پسرش الهام علیف امد.

لينك مطلب | نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385 ساعت 1:27 توسط مهران معمارزاده |


در دانشکده پزشکی بودم که شنیدم ،فیلمهای هرزه نگارانه یا پورنو گرافیک در ایران موجود است.پیشتر عکس های نیمه برهنه را در مجلات خیاطی موسوم به بوردا می توانستی بیابی.درباره پورنوگرافی دو نظر رایج در جهان غرب وجود دارد:

۱-نظریه طرفدار پورنوگرافی :سلمان رشدی و لاری فلینت (موسس مجله هستلر )هرزه نگاری را برای ازادی ،حیاتی و اساسی می بینند و یک جامعه ازاد را پذیرای پورنو گرافی می دانند.

۲- نظریه ضد پورنوگرافی :

دیدگاه رایج در این گروه بر دو نوع است:

۱-دیدگاه مذهبی :جری فالول روحانی مشهور بر این باور است که پورنوگرافی  از بین برنده ارزشهای اخلاقی و دینی است.شهوت برای ازدواج است نه برای دامن زدن به روابط سکسی بی رویه .

۲-دیدگاه فمینیستی :اندره ا دورکین و فمینیست های دیگر ،پورنوگرافی را باعث تنزل مقام زن باز می شناسند.انها بسیار کوشیدند تا نهضت ضد پورنو گرافی را به شکل قانون دراورند ولی نتوانستند.دادگاه عالی امریکا بین روسپی ها (کسانی که برای پول ،تن به فحشا می دهند )و هنرپیشگان زن فیلمهای پورنو اختلاف قائل است.

زمانی من شرح زندگی صدها زن پورنو استار را مطالعه کردم.بسیاری حاصل ازدواج های ناکام بودند،پدری که مادر را رها می کند و مادری که الکلیک یا معتاد است.هنرپیشه ها یی که در سنین کودکی با پسر ها بازی می کردند(Tom boy) و اولین رابطه جنسی خود را در سنین نوجوانی (۱۵ سالگی )داشتند.انها حتا وقتی ازدواج هم می کردند ،عشق و علاقه به مقاربت جنسی را از دست نمی دهند.اما یک شکل دیگر هم وجود دارد ،دخترانی که در خانواده های متعصب دینی مثلن کاتولیک پرورش یافته اند.نخستین بازیگر حرفه ای فیلم پورنو،لیندا بورمن یا لیندا لاولاس بود که در فیلم مشهور Deep throatهنر نمایی کرد.او در مدرسه کاتولیک ها درس خواند.پدر او پلیس بود و مادرش کاتولیکی متعصب و سخت گیر.زندگی لیندا در چنین جوی بسیار سخت بود.

                           

در مدرسه او را میس هالی هالی می گفتند .او از دیت پرهیز می کرد.در دهه ۷۰ بورمن در فیلم پورنوی دیپ تروت بازی کرد.فیلمی که طلایه دار پورن چیک بود.فیلمی وقیحانه با صحنه های جنسی اشکار و صریح(Hard core).در این فیلم پرفروش ،لیندا سهم زیادی نداشت.بعدن او به نهضت ضد پورنوگرافی فمینیست ها پیوست و با پورنو مبارزه کرد.متاسفانه لیندا در اثر تصادف و تزریق خون الوده به بیماری هپاتیت دچار شد و در گذشت.در هنر پیشگان پورنو ،گاه زنانی را می بینی که تحصیلات عالیه دارند ،به زبان های دنیا تسلط دارند ،گرایش چپ و لیبرال دارند ،فرزند خانواده های موفق و با تحصیلات عالیه اند و....دکتر رابرت هیر در ۱۹۹۳ بسیاری از افراد شاغل در صنعت سکس را از تولید کننده ،کارگردان ،هنرپیشه ،موسس مجلات پورنو و... سایکو پات دانست.

                                              

حقوق هنرپیشگان مرد هتروسکسوال پایین تر از زنان است و بیشتر انها برای جبران این نقیصه ،در فیلمهای همجنس گرایی نیز که حقوق بیشتری دارد بازی می کنند.مشکل دیگر بیماری های مقاربتی (ایدز ،هپاتیت و...)است که تعدادی از این بازیگران را دچار کرده است.امروز،ماهانه با تست های ازمایشگاهی ،بازیگران را چک می کنند.

لينك مطلب | نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385 ساعت 0:59 توسط مهران معمارزاده |


چند روز پیش به کلاسهای بازاموزی رفته بودم.مطلب جلسه درباره بیماریهای مقاربتی بود.سخنران از بیماری سخن گفت که با مشکل مقاربتی مراجعه کرده بودو هیچ گونه شرح حالی از رفتار جنسی نمی داد.در اخر او اعتراف کرده است که با خری نزدیکی داشته است.این مشکل در دنیا و کشورمان وجود دارد،نزدیکی با جانوران.در استرالیا یک زوسادیست وجود داشت که پس از نزدیکی با جانوران به طرز بی رحمانه ای ،حیوان بد بخت را سلاخی می کرد.در کشورمان نیز گروهی ،خر را عروس صحرایی می شناسند و به این عمل دست می یازند.پیتر سینگر که فیلسوف و فعال حقوق حیوانات است بر این باور است که :

zoophilia is not unethical if there is no harm or cruelty to the animal

ولی نظریه غالب این است که مقاربت با جانوران ،عملی ظالمانه و تضییع حقوق حیوانات است.در کل در بسیاری از مجامع حقوقی دنیا ،این کار غیر قانونی محسوب می گردد و از نظر روانپزشکی نیز زوفیلیا نوعی پارافیلیا است ودر نتیجه بیماری محسوب می گردد.زوسکسوال در سوئد و هلند ،قانونی است.بیشتر ایالت های امریکا مخالف این عمل هستند و روسیه ،المان و بلژیک بین این دو قطب قرار دارند.دولت سوئد گزارشهای رو به تزایدی را از زوسکسوال و سلاخی اسب به دنبال اعمال زو سادیستی اعلام کرده است.در کشورهایی چون مجارستان ،برزیل ،ژاپن و...نوعی زو پورنوگرافی رشد یافته است .

لينك مطلب | نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385 ساعت 0:47 توسط مهران معمارزاده |


سینمای مهاجرین بلوک شرق عجب صفایی دارد.رومن پولانسکی ،کریستف کیشلوسکی و میلوش فورمن.دوتای اولی از لهستان بودند و فورمن از چکسلواکی.نگاه پولانسکی ،بی رحمانه ،چشم چرانه و سادیستی است .شخصیت ها اکثرن زنانی هستند که زیر فشار ناشی از هراس جنسی هستند.فورمن ،خلق و خویی ملایم دارد ولی سوژه های فیلمهایش به نوعی به استان پسا مدرنیسم وارد می گردد.پرواز بر اشیانه فاخته در ۱۹۷۵ و امادئوس در ۱۹۸۴ دلبستگی عجیبی به مرزی باریک بین عقل و جنون دارد.اسایشگاه روانی و روایتگری یک شخصیت شیزوفرنیک ،فورمن را ،میشل فوکوی سینما کرده است.

                                                

جنون از حاشیه تاریخ با کتاب تاریخ جنون فوکو در امد و شاید با این فیلم ،در عرصه سینما هم جای پای استوارتری یافت.سینای عزیز چندی پیش از فیلم مردم علیه لاری فلینت برایم نوشت.این فیلم هم از فورمن است.داستان فیلم از لاری فلینت یکی از غولهای صنعت هرزه نگاری امریکاست .او به همراه هاگ هفنر و بوچیونه ،مجلات پورنوگرافی را تاسیس نمود.انتخاب این موضوع از فورمن در راستای دو فیلم یاد شده است.لاری فلینت پایه گذار مجله هستلر هم از دیوانه هاست.او شخصیتی بای پولار و سرشار از تکانه ها دارد،در سابقه زندگیش ،نزدیکی جنسی با مرغ برای تجربه ارگاسم اشاره شده است.میلوش فورمن ،پدری یهودی و مادری پروتستان داشت که در اردوگاه مرگ اشویتس از بین رفتند.این ماجرا برای رومن پولانسکی یهودی نیز اتفاق افتاد.مهاجرت او به نیویورک ،بعدن کریری اکادمیک را برایش ارمغان اورد ،او پروفسور فیلم در دانشگاه کلمبیا شد.

لينك مطلب | نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385 ساعت 0:43 توسط مهران معمارزاده |


انگلس به پیروی از مارکس ،واژه ایدئولوژی را وضع کرد.مارکس می گوید :انها بر ان اگاه نیستند ،اما ان کار را می کنند.مثلن ما هر روز عازم دانشگاه می شویم تا درس بخوانیم ولی نمی دانیم که به زودی سرمایه دار از ما استفاده خواهد کرد و ما در کار بازتولید نظام سرمایه داری هستیم.این نااگاهی یا اگاهی کاذب ،ایدئولوژی است.ایدئولوژی تحریف ادراک است بنابراین واژه مذمومی می گردد.اما از نظر اسلاوی ژیژک ،ایدئولوژی به کنش مربوط است نه دانش.او می گوید :انها بر ان اگاه هستند و ان کار را می کنند.اگر من اثار فمینیستی را با صدای بلند بخوانم و دانشم از این امر فراوان باشد اما همسرم را به باد سرزنش بگیرم که چرا لباس مرا اتو نکرده است من فمینیست نیستم بل یک مرد سالار تمام عیارم.این بچه های چپ که در امریکا اینچنین از سرمایه داری انتقاد می کنند در حقیقت مارکسیست نیستند.

کنش مهم است نه دانش.انها در حقیقت نظم سرمایه داری را قبول کرده اند و در چارچوب ان مخالفت می کنند.مارکس در پی تغییر جهان بود .باید به لنین رجعت کرد.انچه گفتم البته نه ارای من است.که اینجانب از دلبندان سرمایه داری هستم بلکه نظر اسلاوی ژیژک است.

لينك مطلب | نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385 ساعت 0:35 توسط مهران معمارزاده |


اسلاوی ژیژک در طاعون فانتزی ها طرح های مختلف توالت ها در فرانسه ،المان و انگلیس را شیوه های مختلف سه رویکرد وجودی می شناسد.

موشکافی اندیشمندانه ی المانی ،شتاب زدگی انقلابی فرانسوی و پراگماتیسم منفعت گرا و معتدل انگلیسی

In a traditional German toilet," writes Zizek, "the hole into which [excrement] disappears after we flush is right at the front, so that [it] is first laid out for us to sniff and inspect for traces of illness. In the typical French toilet, on the contrary, the hole is at the back, i.e. [excrement] is supposed to disappear as quickly as possible. Finally, the American (Anglo-Saxon) toilet presents a synthesis, a mediation between these opposites: the toilet basin is full of water, so that the [excrement] floats in it, visible, but not to be inspected."

Are these observations beneath the dignity of the London Review? As it happens, Zizek's scatological metaphor is a reflection, "in the most intimate domain," as he puts it, of a famous "triad" that has long shaped European politics. Hegel, among many others, noted that the chief German attitude toward life was "reflective thoroughness," while the predominant French attitude is "revolutionary hastiness," and the English is "utilitarian pragmatism." In politics, these play out as "German conservatism, French revolutionary radicalism, and English liberalism."

توالت المانی

سوراخ توالت المانی در جلو و راست است تا موشکافی را میسر سازد

در توالت فرانسوی این سوراخ در عقب است تا  شتابزدگی را میسر سازد

توالت انگلو ساکسون ها بین این دوست.

لينك مطلب | نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1385 ساعت 12:35 توسط مهران معمارزاده |


شایعه است که اسلاوی ژیژک به ایران می اید.گرچه حرف و حدیث هایی بر ضدش افریده اند و امدنش انچنان راحت به نظر نمی اید.امیدوارم شان فلسفیش در ایران حفظ گردد و انچه بر سر هابرماس امد نصیبش نگردد.کل دانش ما به جهان از خلال زبان حاصل می شود.ما در نظم نمادین درگیریم.زبان ،قانون ،مامور پلیس و...بخشی از نظم نمادین هستند.نام دیگر نظم نمادین ،دیگری بزرگ است.امر واقعی همان جهان است پیش از انکه زبان تکه تکه اش کند.اگر بتوانیم بی واسطه به کوهستان دست یابیم پیش از انکه کوهستان گرفتار زبان و فرهنگ شده باشد ،تجربه ای با امر واقعی داشته ایم.

زمانی مادر بزرگ من در کویر به توالت رفت.از ان توالت های گود کویری(خلا )و ناگهان جوجه تیغی بزرگی خود را به شکل هراسناکی ،بزرگ ساخت.مادر بزرگ بیچاره من با وحشت از توالت گریخت.رفتن به دستشویی ،جزو امر نمادین بود.مادربزرگ بدون فکر و بر اساس روز مرگی به توالت شتافت.او از سوژه بودنش اگاهی نداشت اما ناگهان جوجه تیغی ،دخالت و هجوم امر واقعی را میسر کرد.ومادر بزرگم به عنوان سوژه ای ظهور مجدد کرد.سوژه در مرز میان امر نمادین و امر واقعی وجود دارد و دخالت امر واقعی سبب ظهور مجدد سوژه می گردد.

اسلاوی ژیژک به روایت من می خندد.

لينك مطلب | نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1385 ساعت 11:55 توسط مهران معمارزاده |


در زمان سلجوقی ،طغان شاه پسر خواهر طغرل سلجوقی ،ضعف جنسی داشت.حکیم ابوبکر ازرقی ،کتابی به نام الفیه شلفیه نگاشت که امیزش یک زن با هزار مرد را با تصویر نشان می داد.الفیه نامی برای الت جنسی مردانه و شلفیه نامی برای الت جنسی زنانه بود.این کتاب برای بهبود ضعف جنسی طغان بود.امروز به پورنوگرافی ،الفیه شلفیه نیز می گویند.سیروس شمیسا در کتاب شاهد بازی در ادبیات فارسی ،درباره عشق به پسر بچگان با صورتهای بی مو (امرد )اشاره ها کرد.در دفتر ششم مثنوی نیز اشعاری دیده می شود که به امر جنسی اشاره ها کرده است .

                   

                                                                  هفنر

فحش مولوی اکثرن غر خواهر (خواهر ج....ده)بود.پورنوگرافی یک واژه یونانی امیخته از پورنو=روسپی +گرافی =نوشتن است.هنر اروتیک با پورنو گرافی متفاوت است.مثلن ویس و رامین از فخرالدین اسعد گرگانی ،ادبیات اروتیک است.اثری ژرف و فلسفی با موضوعی درباره عشق ممنوع .اما الفیه شلفیه از ابوبکر ازرقی پورنو گرافیک است.کتاب پیتروارتینو،نمایشنامه نویس ایتالیایی سده ۱۶ که با تصاویری از پوزیسیون های سکسی مزین شده است ،پورنوگرافیک است .

                             

                                                             فلینت

اما نقاشی از یک زن برهنه توسط یک نقاش دوره های قبل ،هنر اروتیک است.در پورنو گرافی نوعی توجه اشکار به امیزش جنسی ،انزال ،نعوذ ،کانیلینگوس ،انیلینگوس ،استمنا و....ابراز می گردد. امیزش جنسی و متعلقات ان در پورنوگرافی ،اصالت دارد.فیلم غریزه جنسی از کارگردان هلندی ،پورنوگرافیک نبود گرچه صحنه هایی از فیلم ،به امیزش جنسی اختصاص داده شده بود.این فیلم ،هنر اروتیک بود.سکس در جهت نیت کارگردان در رسیدن به هدفی بالاتر بود.خود سکس اصالت نداشت.البته کارگردان هلندی از سنت نقاشی فلاندری نیز بهره برده بود.در ارمنستان ،مجله پلی بوی خریدم.بسیاری از عکس های ان هنر اروتیک بود.اما در کار بزرگان صنعت پورنوگرافی امریکا چون هفنر (موسس پلی بوی )،لاری فلینت (هستلر )و بوچیونه (پنت هوس )کارهای هرزه نگارانه نیز فراوان است.من با هنر اروتیک همدلم اما از مخالفان پورنوگرافی هستم.پورنوگرافی تئوری است و تجاوز عمل به ان.گرچه مسئله پیچیده تر است و نیاز به گفتگوهای بیشتر برای اشکار شدن بعضی از زوایا دارد.جالب این است که هدف پیپ شوها ،فون گیرل ها و صنعت پورنو هم بیشتر جوامعی است که از هنر کامیابی برخوردارند.اگر چنین نبود بر بالای این برنامه ها نمی نوشتند اتصل بالهاتف ،اطفا ناری و....وجود سیاه پوستان افریقایی  در این برنامه ها ،شاهدی بر این مدعا ست.در غرب به گفته فوکو ،علم پزشکی بر امر سکسی تسلط یافته است و ان را به علم جنسی تبدیل کرده است.حضور وسیع سیلدنافیل (ویاگرا ) در جامعه غرب گوشه ای از این واقعیت است.

لينك مطلب | نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1385 ساعت 0:40 توسط مهران معمارزاده |


جولیتا ماسینا همسر فلینی در فیلم شبهای کابیریا و جاده بازی کرد

فلینی اتوبیوگرافیک ترین کارگردان ایتالیاست

مهارت پازولینی در زبان محلی سبب همکاری وی با فلینی برای نوشتن فیلمنامه شبهای کابیریا شد

ارسن ولز ،اثار فلینی را رویای یک پسر بچه روستایی در مورد یک شهر بزرگ می داند.

فیلم هشت و نیم را نمایانگر ترین فیلم او می دانند.

لينك مطلب | نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1385 ساعت 0:35 توسط مهران معمارزاده |


جیاکومو کازانووا نویسنده ،سیاح و زن باز معروف ونیزی است

در خاطراتش از ارتباط با ۱۲۲ زن گفته است.

اگر دون ژوان افسانه ای باشد ،کازانووا واقعن وجود داشت.

در ۱۶ سالگی دکترایش را در حقوق از دانشگاه پادوا گرفت.او در ۱۶ سالگی بکارت پسرانه اش را نیز از دست داد.او به پزشکی ،فلسفه،ریاضی و شیمی نیز علاقه وافری داشت.

قصر دوچکوف در چکسلواکی محل اقامت کازانووا

فلینی کارگردان ایتالیایی ،کازانووا را ساخت

 

 

لينك مطلب | نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1385 ساعت 0:18 توسط مهران معمارزاده |


زمانی کتاب چهره عریان زن عرب از دکتر نوال السعداوی را خواندم.زنی که خود زیر ختنه دختران قرار گرفته بود.عمل ختنه دختران یا fgcکاری وحشیانه است که برای از بین بردن ارگاسم در زنان در کشورهای افریقایی ساری و جاری است.این عمل زشت ،سه فرم دارد:

۱-نوع ۱:کلیتوریس برداشته می شود ۲-نوع ۲:کلیتوریس به علاوه لب مینور برداشته می شود ۳- نوع ۳ :لب مینور ،لب ماژور و کلیتوریس برداشته می گردد.گروهی این عمل را شرعی جلوه می دهند و با اشاره به احادیثی از شارع اسلام انرا معتبر می دانند.هیلاری کلینتون سیاستمداری بود که  در کنفرانس ۱۹۹۵ رسمن به این نقض فاحش حقوق بشر اعتراض کرد و این مثله جنسی دختران را وحشیانه نامید.در کشور مصر هر سه فرم این ختنه به وفور اجرا می شود.

دکتر نوال السعداوی پزشک مصری که خود زیر این مثله جنسی قرار گرفته است.

لينك مطلب | نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385 ساعت 10:29 توسط مهران معمارزاده |


فرزاد از ختنه می گوید

یادم می اید در سن ۵ سالگی زیر تیغه دکتر جراحی به نام بهداد که شبیه میشل استروگف بود ،سنت ابراهیمی ختنه برایم انجام شد.

این عمل ریشه در ایین یهود دارد و بریت میلاه نامیده می شود.foreskinاز پنیس ازاله می گردد.

در یهودیت ،موهل کسی است که این عمل را اجرا می کند.البته من شیعه اثناعشری هستم ولی موهل من دکتر بهداد (میشل استروگف )بود.

وقتی ختنه شدم دامن سفیدی پوشیدم.مردان اسکاتلندی هم دامن می پوشند ولی پارچه های انها راه راه است و تارتان نام دارد که نشاندهنده تبار و کلان انها می باشد.

در دین اسلام هم این عمل انجام می گردد.

ختنه دختران در بعضی کشورهای اسلامی و افریقایی انجام می شود که لبها و کلیتوریس بریده می گردد.این عمل حق لذت جنسی را از زن می گیرد چون عامل ارگاسم در زن ،کلیتوریس است .این کاری وحشیانه و ناجوانمردانه است .

ختنه پسران از نظر پزشکی از بابت جلوگیری از جمع شدن اسمگما در پوست پنیس و ایجاد سرطان پنیس مفید شناخته شده است.چون عامل لذت بردن مرد گلانس پنیس است فکر نکنم ختنه انچنان اثر بدی بر این مهم گذارد.

الله اعلم بالصواب

اثر جنسی ختنه در پسران

 

لينك مطلب | نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385 ساعت 2:8 توسط مهران معمارزاده |


زمان ریاست جمهوری خاتمی ،یورگن هابرماس به تهران امد.۷ روز در ایران ماند و در دانشگاه تهران از

Secularization in the Post--Secular Societies of the Westگفت.در جایی که هر هفته ،نماز جمعه برگزار می گردد.مرکز گفتگوی تمدنها از او دعوت کرده بود.با این فیلسوف بزرگ مانند یک شو من رفتار شد.وقتی برای گذراندن خدمت سربازی به روستای معدنی کوشک رفتم تا ریاست مرکز بهداشتی درمانی را به عهده بگیرم با غرور رفتم ولی به زودی کارم به جایی کشید که بهورزم به یخچالم دستبرد می زد و خوراک و نوشیدنیهای مرا می خورد.من هم یکبار ساندیسی را خوردم و به رایزنی بهداشتکار محیط ،در ان اب گل ریختم تا وقتی بهورز می اید ...او اب گل را خورد و دل درد شدیدی بر وی عارض گشت ...ایران اینچنین است.هیچ جریانی در این کشور جان سالم به در نمی برد.هیچ شخصیت فلسفی ،غرور فلسفی اش حفظ نمی گردد.وقتی استالین مرد ،توده ای ها لباس سیاه دربر کردند و از هوش می رفتند.یاد سریال هزار دستان افتادم که شعبان بی مخ کشته شد و مریدان وی و غلام عمه چه می کردند ،از هوش می رفتند و...پیشه وری کمونیست در زندان نماز می خواند.به گفته شاملو ،سران توده در زندان بر سر ته دیگ دعوا می کردند.جریان های دسته راستی سومکا نیز بسیار مسخره از اب درامد.ملی گرایی در این کشور به مسخره بازی کشیده شد.اصلاحات دوم خرداد عوضی از اب درامد.داوری اردکانی پدر پست مدرنیسم کشورمان گردید و روایتی اسلامی از مارتین هایدگر داد.عبدالکریم سروش ،پوپر گرایی اسلام باور است.مجتهد شبستری روحانی هرمنوتیک باوری است .بازرگان ملی مذهبی بود-جمع ایندو را نمی دانم چگونه میسر کرد.هابرماس در مکتب فرانکفورت بازنگری کرد.او عقلانیت را واجد دو جنبه می شناسد:

۱-عقلانیت ابزاری که جنبه ای منفی است .    ۲- عقلانیت ارتباطی که جنبه مثبت است.

او براین باور است که در جامعه سرمایه داری ،عقلانیت ارتباطی با عقلانیت ابزاری در تضاد است.او برخلاف وبر و مکتب فرانکفورت ،عقلانی شدن در حوزه کنش ارتباطی را مثبت ارزیابی می کند و انرا به قفس اهنین و شی گونگی ره سپار نمی داند.از نظر هابرماس ،تکامل جامعه  به معنای عقلانی شدن زیست جهان است .

                                   

زیست جهان جایی است که ساختارهای اقتصادی و اجتماعی با اگاهی و کنش در هم می امیزد.

امدن هابرماس برای دریافت وضعیت ایران بود.به راستی ایا اصلاحات در ایران به عقلانی شدن زیست جهان منجر شده بود.او در مصاحبه ای با فرانکفورتر الگماینه زایتونگ چنین گفت :

Can Iranian society solve these contradictions?

Nobody knows that, of course. You would, for example, have to have a greater insight into the thoughts of young women, above all those with an academic background. Women already comprise over half the student population. How many of them would take off their headscarf in public if they could? Do these heads contain a powder keg that the regime of the old ayatollahs has to fear more than anything else?

As an example, the mostly apolitical tourist guide who accompanied me to Persepolis just finished her studies. She speaks English, is interested in Freud and Jung and reads translations of contemporary American and Portuguese novels. She is appalled by the situation of a friend whose spouse is quite nasty and who will not agree to a divorce. All the court did, my guide said, was to encourage her to give it another try. No, she doesn't mind the separation of genders at the mosque. But she rejects a purely conventional religious practice. If a deeply-felt religious belief is present, a Christian or a Jew count just as much as a Muslim. She is sure: "Cultural relations," meaning the amount of freedom in her own private life, have changed since Khatami first came into office. She points to her headscarf to illustrate her point: It now sits a little further back, revealing a few inches of hair.

او به زنان جوان ایرانی امیدوار است.

لينك مطلب | نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385 ساعت 1:23 توسط مهران معمارزاده |


پیشکش به شاهراه 61

وقتی دیک در نبراسکا بدنیا امد سالروز تولد روزولت هم بود.پدر بزرگ دیک که اشپزی بیش نبود تلگرامی برای فرانکلین دلنو روزولت فرستاد و به دنیا امدن نوه اش را خبر داد.پدر دیک برای وزارت کشاورزی کار می کرد .دیک ادم بازیگوشی بود.در ۲۱ سالگی بدلیل رانندگی در حین مستی مسئله دار شد و بعدن بخاطر همین جرم دوباره دستگیر هم شد و گواهینامه رانندگیش برای چند روزی توقیف شد.وقتی در دبیرستان تحصیل می کرد بیشتر دنبال فوتبال بود.دوست دخترش لین وینسنت که بعدن همسرش شد همیشه از او جلوتر بود.در دوران نوجوانی و سالهای اول جوانی در ویومینگ،در کانال اب ،اسکی روی اب می کرد.در مدتی که در دانشگاه ییل بود به دوستانش گفته بود از هیچ کس به اندازه وینستون چرچیل اثر نپذیرفته است.نمرات دیک اصلن خوب نبود.البته جای تعجب هم نبود.دیک دل به درس نمی داد،فوتبال می کرد و تا پاسی از شب به بازی ورق و خوردن ابجو مشغول بود.دوست دخترش در دانشگاه کلرادو درس می خواند و با دیک ارتباط داشت.او به دیک گفت که در دانشگاه پایین تری چون ویومینگ اغاز کند.و دیک در دانشگاه ویومینگ مدرکی در علوم سیاسی گرفت.در ۱۹۶۵ ،سنا دست جمهوریخواهان بود.دیک به جمهوریخواهان گرایش داشت.در حالیکه پدر و مادرش از دموکراتهای راسخ بودند.انها خوشحال بودند که پسرشان در روز تولد روزولت دموکرات به دنیا امده است.

دیک و لین در ۱۹۶۴ با هم ازدواج کردند و حاصل ان دو دختر بود.او سمتهای سیاسی در زمان نیکسون و جرالد فورد داشت و زمانی  دستیار دونالد رامسفلد بود.در ۱۹۷۸ به کنگره راه یافت.در زمان بوش پدر مدتی وزیر دفاع شد.در ۱۹۹۷ با دونالد رامسفلد تینک تنک یا موسسه ای برای ارتقای جهانی رهبری امریکا ایجاد کردند.

لينك مطلب | نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385 ساعت 1:9 توسط مهران معمارزاده |


یا نکی های امریکایی-نیو انگلندی ها-عادت های غریبی دارند.انها در دهه های ۱۶۰۰ میلادی در شما ل خاوری امریکا اسکان گزیدند.پیوریتن های متعصبی که به پالایش دینی نظر داشتند.وقتی کاپیتانی پس از ۳ سال از سفر دریایی باز گشت و همسرش را بوسید ،از سوی پیوریتن ها تنبیه شد.یانکی ها ،ادمهای پراگماتیکی هستند ،محافظه کار و صرفه جو و کم حرف.فریدریک تودور یک بوستونی بود که با تجارت یخ ثروتمند شد.روحیه ی تجاری انها نیز مثال زدنی ست.پرسکات بوش پدر بزرگ جرج دبلیو بوش رییس جمهور فعلی امریکا نمونه ی یک نئو انگلندی بود.جمهوریخواه بود و محافظه کار ،اهل تجارت بود و بانکدار،در جشن عروسی وی دختر یکی از راکفلر ها مهمان بود.

این اواخر ،گروه رقیب با زدن اتهام سمپات حزب نازی به پدر بزرگ جرج دبلیو بوش ،خواستند موقعیت رییس جمهور را لرزان سازند.پرسکات ،جمهوریخواه معتدلی بود و گاهی با نلسون راکفلر مشاجره می کرد.بانک هریمن از مهمترین پیوند های وال استریت با کمپانیهای المانی بود که پرسکات در ان مسئولیت اجرایی داشت.البته ارتباط با المان نازی در ان زمان از نظر دولت امریکا ،غیر قانونی نبود.۶ روز پس از حادثه خونبار پرل هاربور ،پرزیدنت روزولت به روابط مالی نازیها در امریکا حساس شد . پرسکات در دانشگاه معتبر و محافظه کار ییل نیز درس خواند،دانشگاهی که پسرش جرج بوش و نوه اش جرج دبلیو بوش نیز در ان درس خواندند.پرسکات ،سناتور ایالت کانکتیکات هم بود.پسر او که رییس جمهور چهل ویکم امریکا شد و به عنوان معاون رونالد ریگان نقش مهمی را در فروپاشی کمونیسم شوروی داشت در ماساچوست به دنیا امد.او هوانوردی برجسته بود که البته زمانی هواپیمایش در اقیانوس ارام سقوط کرد و زیر دریایی او را نجات داد.جرج بوش به دانشگاه ییل رفت و در انجا کاپیتان تیم بیسبال هم بود.در ۱۹۵۳ ،در حوزه تجارت نفت ،نفت زاپاتا را در ایالت تگزاس بنا نهاد.در ۱۹۷۰ ریچارد نیکسون ،رییس جمهور وقت ،او را به سمت سفیر امریکا در سازمان ملل بر گزید.او زمانی نیز به ریاست< سی ای ا  >انتخاب گشت.او یک محافظه کار قدیمی یا پالئو کنزرواتیو محسوب می گردد.

لينك مطلب | نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385 ساعت 14:25 توسط مهران معمارزاده |


به گفته میشل فوکو ،انتونن ارتو و نیچه دنباله مارکی دوساد و گویا هستند.این بزرگان و نوابغ ،قهرمانان عرصه نابخردی اند.

انتونن ارتو نمایشنامه نویس سوررئالیست و مبدع تئاتر خشونت (cruelty )

او عاشق رامبو ،بودلر و الن پو بود.

بودلر شاعر فرانسوی

ارتور رامبو شاعر فرانسوی

پو شاعر امریکایی

او این کتاب ها را در دیوانه خانه می خواند.او را دیوانه می دانستند و دکتر برایش تریاک تجویز می کرد.

ابل گانس کارگردان فرانسوی

ارتو بازیگر ی فوق العاده بود که در فیلم ناپلئون ابل گانس بازی کرد

مصائب ژاندارک از کارل تئودور درایر کارگردان دانمارکی

ارتو در این فیلم هم بازی کرد.

ارتو ،نیچه تئاتر در گولم

لينك مطلب | نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385 ساعت 14:18 توسط مهران معمارزاده |


جرج واشنگتن محبوبترین فرد امریکا ،رئیس جمهور شد و جان ادامز

 

از

ماساچوست که در انقلاب ضد انگلیسی نقش داشت معاون او شد.جرج از

زادگاهش ویرجینیا به نیو یورک رفت و رییس جمهور امریکا شد.در ۱۷۸۹

کنگره قانونی برای تاسیس دادگاه عالی و دادگاه های پایینتر فدرالی گذراند.

تعداد ۶ نفر برای دادگاه عالی از سوی رییس جمهور برگزیده شد و سنا انها

را تایید کرد .امروزه ۹ نفر در این دادگاه هستند.جان جی

 قاضی معروف

نیویورکی رییس دادگاه شد.(chief justice)

یکی از بخشهایی که کنگره ایجاد کرد وزارت خارجه بود.جرج واشنگتن

 ،توماس جفرسون را به عنوان  وزیر خارجه انتخاب کرد.یک سرباز مورد وثوق

انقلاب به نام هنری نوکس

 

وزیر جنگ شد.الکساندر هامیلتون وزیر خزانه داری

شد.ادموند راندولف

 

برای مشاور دولت در امور حقوقی یا attorney general

انتخاب شد.هامیلنون

 

در ۳۲ سالگی برای مسئولیت خطیر وزارت خزانه داری

انتخاب شد.یک قسمت از برنامه های هامیلتون ایجاد بانک ایالات متحده بود.

زیر پیشنهاد هامیلتون ،کنگره یک مالیات بر روی ویسکی ساخته شده و

فروخته شده در امریکا بست.کشاورزانی که از ذرت برای ساخت ویسکی

استفاده می کردند از این موضوع ناراحت شدند.در ۱۷۹۴ شورش ویسکی

به خصوص در پنسیلوانیای غربی رخ داد.جرج واشنگتن ۱۵۰۰۰ نفر برای

وادار کردن کشاورزان پنسیلوانیایی فرستاد.در ۱۷۹۵ هامیلتون وزارت را رها

کرد و به وکالت پرداخت.برنامه های هامیلتون به شکل گیری حزبهای امریکا

منجر شد.توماس جفرسون رهبری مخالفین برنامه های هامیلتون را به

عهده گرفت.احزاب فدرالیست(طرفداران هامیلتون) و جمهوریخواه(طرفداران

جفرسون) در مشاورین واشنگتن رشد کرد.جرج واشنگتن به هیچکدام از

احزاب تعلق نداشت ولی در دل به فدرالیست ها تمایل و سمپاتی داشت.

واشنگتن در ۱۷۹۲ برای دومین بار به ریاست جمهوری برگزیده شد.در

دوره دوم ،حزب فدرالیست قوی شد.در ۱۷۹۶ او تمایلی به ریاست جمهوری

نشان نداد.او به ویرجینیا رفت و در مزرعه مونت ورنون ماند تا در سن ۶۷

سالگی فوت کرد.با حاشیه باریک نامزد فدرالیست ها جان ادامز از

ماساچوست به ریاست جمهوری برگزیده شد.در زمان او در کنگره قانونی

پذیرفته شد که انتقاد از رییس جمهور را محدود می کرد.جمهوریخواهان

با این قانون مخالفت کردند.این مشاجرات به عدم محبوبیت ادامز و فدرالیست

 ها منجر شد و ادامز در انتخابات ۱۸۰۰ شکست خورد.توماس جفرسون

رهبر جمهوریخواهان رییس جمهور شد.او وزیر خارجه واشنگتن و معاون ادامز

بود.در زمان وی حزب جمهوریخواهان قدرت یافت و بعد از او ،جیمز مدیسون

از حزب جمهوریخواه از ۱۸۰۹ تا ۱۸۱۷ و جیمز مونرو

از ۱۸۱۷ تا ۱۸۲۵ برگزیده

شد.در زمان اینها حزب فدرالیست ضعیفتر شد.


توجه کنید که حزب فدرالیست ها هسته اولیه حزب جمهوریخواه فعلی و حزب جمهوریخواه هسته اولیه حزب دموکرات فعلی است.

لينك مطلب | نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385 ساعت 22:25 توسط مهران معمارزاده |


دوست عزیزم کامیار با اشاره به نامزد دورگه دموکرات ،ذره ای امید در دل داردکه فرد مذکور رییس جمهور گردد.من نیز تعدادی از جمهوریخواهان که در این عرصه خواهند امد معرفی می کنم.

John McCain

جان مک کین وتران است و فعلن سناتور اریزوناست.او در ویتنام از اشعه خورشید ،سرطان پوست گرفت و مدتی در زندان ویت کنگ ها بود.

Condi Rice

کندالیزا رایس در استانفورد تحصیل کرد و روسیه شناس است.در شرکت نفتی شورون مدیر بود.

Rudy Giuliani

شهردار سابق نیویورک بود.ایتالیایی الاصل و کاتولیک است.

George Pataki

فرماندار مجاری الاصل نیویورک بود

Mike Huckabee

فرماندار ارکانزاس بود

Mitt Romney

فرماندار تجارت پیشه ماساچوست بود

 

 

لينك مطلب | نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385 ساعت 22:9 توسط مهران معمارزاده |


لمپن پرولتاریا واژه ای است که توسط کارل مارکس و انگلس در ایدئولوژی المانی وضع شده است.در ۱۸ برومر از مارکس ،این گروه ،اساس قدرت سیاسی لویی بناپارت در ۱۸۴۸ شناخته شده است.در ان مقطع زمانی ،پرولتاریا و بورژوازی ،مولد و مترقی بودند ولی لمپن پرولتاریا مرتجع و غیر مولد بود.

 the term refers to the 'refuse of all classes,' including 'swindlers, confidence tricksters, brothel-keepers, rag-and-bone merchants, organ-grinders, beggars, and other flotsam of society.'

گدایان لمپن پرولتاریا محسوب می شوند

روسپی خانه دارها هم لمپن پرولتاریا بودند

لينك مطلب | نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385 ساعت 17:45 توسط مهران معمارزاده |


سه شنبه ۲۴ بهمن ساعت ۵ عصر خانه ی هنرمندان تالار ناصری شب ژاک پره ور شاعر نامی فرانسه با همکاری موسسه انتشارات نگاه و مجله ی بخارا و بخش فرهنگی سفارت فرانسه برگزار می شود.


نخستین بار که با مهر افرین ،بیرون رفتم،نوای سلن دیون ،موسیقی زمینه ی عشق و نظر بازیمان گشت.سلن دیون در ایالت فرانسوی نشین کانادا-کبک -زاده شد.در خانواده ای پر جمعیت ،فقیر اما شاد.او کاتولیک پرورده شد.موسیقی فیلم تایتانیک ،My Heart Will Go Onدر پراید طنین انداز بود.عشق بدون موسیقی مفهومی ندارد.

لينك مطلب | نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385 ساعت 15:28 توسط مهران معمارزاده |


اگر مرگ ..... در وبلاگ گولم

روز والنتین در وبلاگ مهر افرین


Berchtesgadenدهکده ای در باواریای المان بود که سرسبز و خوش اب هواست و هماره مورد توجه نازیها بود.هیتلر گیاه خوار بود وobersalzbergرا در این منطقه شیداوار می پرستید.رهبران نازی چون بورمان و گورینگ در این ناحیه ،ساختمان هایی داشتند.هتل اینجا مورد توجه کسانی چون هیملر ،گوبلز و اوا براون (معشوقه هیتلر )بود.

هیتلر گیاهخواری شناخته شده بود

اینجا گلخانه ای در برشتسگاردن است که برای پیشوا ساخته شده بود تا غذاهای گیاهی را به راحتی در اختیار وی قرار دهد.بچه های بورمان در عکس دیده می شوند

لينك مطلب | نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385 ساعت 9:5 توسط مهران معمارزاده |


جرمی بنتام فیلسوفی انگلیسی بود که در ۱۸۳۲ در گذشت و کالبد او همچنان حفظ می شود

نوشته های وی مورد توجه گیاهخواران دنیاست.او سبعیت نسبت به حیوانات را معادل با نژاد پرستی می دانست .

In the late 18th century the utilitarian philosopher Jeremy Bentham asserted that the suffering of animals, like the suffering of humans, was worthy of moral consideration; and he regarded cruelty to animals as analogous to racism.

لينك مطلب | نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385 ساعت 8:42 توسط مهران معمارزاده |


من گوشت بسیار دوست دارم،به ضرورت جنگ هم باور دارم.به جنگ نگاه فرویدی و کلایزویتسی دارم.با پاسیفیسم و گیاه خواری هم میانه ای ندارم.از دید هندوان ،ذاتی مطلق که در زمان و مکان نمی گنجد ،و نامش برهماست ،با دم بر اوردن ،کیهان را بر می اورد.هر افریده ای خدا را در خود دارد و جان هر افریده ای -اتمان - جاویدان است.برهما در تن دو ایزد در می اید.شیوای فعال و ویشنو ایستا.در هندوییسم ،نوعی سه گانگی دیده می شود.برهما -ویشنو -شیوا.هندوها ،کیهان را دوره ای می بینند.انسانها با هر انچه در طبیعت هست در سرنوشت انبازند.تناسخ از باورهای راستین هندوان است.ابوالعلا معری شاعر بدبین سوری از برهمنان تقلید می کرد و گوشت نمی خورد.جین و بودایی هر دو نمادهای جریان های ماتریالیست اند که ۵۰۰ یا ۶۰۰ سال پیش از میلاد در جهان هندویی نمودار شدند.نیروانا ، ترک دنیا و فرزانگی ارامش دهنده است.جین ها به جانها حرمت می نهند و حتا کشاورزی نمی کنند شاید کرم خاکی در خاک از بین نرود.جین ها فقط گیاه می خورند.فیثاغورث هم گیاه خوار بود.او در مسائل تناسخ از هندوان پیروی می کرد.او پدر اعداد محسوب می شود و می گفت :جوهر عدالت یک عدد مربع است.افراد زیادی گیاهخوار بودند،کافکا ،صادق هدایت ،البرت اینشتین ،تسلا ،بعضی هنر پیشگان ،ورزشکاران و....گیاهخوار بودند.اما برای من عجیب ترین گیاهخوار،ادولف هیتلربود

.                                             

                                                           هیتلر به بچه اهو  غذا می دهد.

 او از ۱۹۳۱ تا زمان مر گش به نوشته بیشتر بیوگرافی نویسانش ،گیاهخوار بوده است.ریچارد واگنر موسیقیدان مورد علاقه هیتلر بود که مقالات چندی درباره گیاهخواری داشت.هیتلر از نوشته های این اهنگساز معروف المانی تاثیر پذیرفت.هیتلر حتا از فواید گیاهخواری برای بچه ها و سربازان، سخنرانی می کرد.ناهار و شام او اغلب از سبزی ها ،سوپ،تخم مرغ ،اب معدنی و...تشکیل شده بود.البته او شیرینی به ویژه شکلات را بسیار دوست داشت.برای پیشوا سبزی خانه بزرگی در برشتزگادن ساخته شد تا وی به محصولات تر و تازه دست یابد.جالب است نفر شماره دو حزب نازی یعنی هیملر هم گیاه خوار بود.

لينك مطلب | نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385 ساعت 8:19 توسط مهران معمارزاده |


فکر کنم حق با فرشته و رها بود.اشتباه من از اینجا اغاز گشت که فیلم متولد ماه ژولای را در جایی خواندم که به این صورت برگردان شده بود:    متولد ماه مهر

جشن مهرگان در ژولای نیست بلکه در اکتبر است.از اینکه مرتکب این اشتباه شدم ،پوزش می خواهم و ماه اکتبر را با ماه مهر برابر می گیرم نه ژولای.

اکتبر با ماه مهر برابر است و میزان (ترازو )،خورشید و عقرب در این شکل دیده می شود.

لينك مطلب | نوشته شده در شنبه بیست و یکم بهمن 1385 ساعت 14:51 توسط مهران معمارزاده |


وبلاگ مهرافرین گشایش یافت

نوروز اغاز بهار یا حلول خورشید در برج حمل است و مهرگان حلول خورشید در برج میزان است.در دوران هخامنشی اعتبار مهرگان از نوروز بیشتر بوده است.در زمان ساسانیان ،در طول جشن مهرگان ،در هر روز اهنگ و لحنی ویژه بود.مهرگانی ،مهرگان بزرگ ،مهرگان خردک از این اهنگ ها بود.در خوان مهرگانی ،ترنج ،شکر ،عناب ،سیب ،خوشه ای از انگور سفید ،هفت شاخه از هفت گیاه ،نان گرد کوچک از ارد حبوبات ،اسپند و شیر و اویشن بود.

روز مهر و ماه مهر و جشن فرخ مهرگان 

مهر بیفزا ای نگار ماه چهر مهربان

مهربانی کن به جشن مهرگان و روز مهر

مهربانی کن به روز مهر و جشن مهرگان

جام را چون لاله گردان از نبیذ باده رنگ

وندر ان منگر که لاله نیست اندر بوستان

مسعود سعد سلمان

لينك مطلب | نوشته شده در شنبه بیست و یکم بهمن 1385 ساعت 14:34 توسط مهران معمارزاده |


پاییز را دوست دارم.نخست اینکه مهر افرین در مهر زاده شد.تغییر رنگ برگ ها را دوست دارم .توریست ها 'Leaf peepers' در کمین این ماهند تا از این تغییرات عکس بگیرند.در کیوتوی ژاپن ،مومیجی گاری ها به دیدن برگ های قرمز یا درخت mapleمی روند.انها شکارچیان برگ های قرمزند که به یمن پاییز ظاهر شده اند.پاییز ،بهار شاعران است.این فصل با نوعی ملانکولی همراه است.راینر ماریا ریلکه چامه پرداز المانی می گوید :

Who now has no house, will not build one (anymore).
Who now is alone, will remain so for long,
will wake, and read, and write long letters
and back and forth on the boulevards
will restlessly wander, while the leaves blow

در این فصل ،هالووین وجود دارد.پاییز را دوست دارم چون فصل برداشت است.

این صحنه یکی از زیباترین چشم اندازهای طبیعت است.

نقاش ها هم پاییز را دوست دارند

در کیمیا گری ،سنگ فیلسوفان ماده ای افسانه ای است که فلزات غیر گرانبها را به طلا بدل می کند و اکسیر جوانی می افریند.این ماده در پاییز به کمال می رسد.

لينك مطلب | نوشته شده در شنبه بیست و یکم بهمن 1385 ساعت 8:8 توسط مهران معمارزاده |


برای اشنایی با ارای ژیژک باید با امر خیالی -امر نمادین و امر واقعی اشنا بود.میراثی که از ژاک لاکان فیلسوف فرانسوی باقی مانده است.طفل در ۶ ماهگی از طریق همذات پنداری با تصویر خودش در اینه (اینه واقعی یا اینه فردی دیگر )می کوشد تا تصوری وحدتمند از بدنش به دست اورد.اما در حقیقت کودک میان خودش و تصویرش دو پاره می شود.امر خیالی نشان گر جستجویی بی پایان در پی خود است.دوران مدرن نماینده ی اوج امر خیالی نوع بشر است.مردم دلمشغول خود ،دلمشغول تماشای تسخیر جهان به دست خود و مخلوقات خود هستند.امر نمادین سازنده ی بخش عمده ی ان چیزی است که ما واقعیت می نامیم.ما زندانی امر نمادین هستیم.ما در کرانه های زبان سرگردان رها شده ایم.زنجیره ی دلالتی ،نظم نمادین را به هم پیوند می زند.ما تا ابد در زندان زبان باقی می مانیم.امر واقعی ،جهان است پیش از انکه زبان تکه تکه اش کند.امر واقعی از نمادین شدن می گریزد.

لينك مطلب | نوشته شده در شنبه بیست و یکم بهمن 1385 ساعت 2:28 توسط مهران معمارزاده |


دین مهری محبوبیت بسیاری در میان عامه داشت و زرتشت هم موفق به از میان بردن کامل ان نشد و در اغاز تبلیغ دینش با مخالفت شدید مهر پرستان مواجه شد و سرانجام هم به دست انان به قتل رسید.در مذهب مهری گاو فدیه می شد ،گیاه مستی بخش هوم به کار می رفت.خون گاو قربانی شده با شیره گیاه هوم مخلوط می شد .

میترا و گاو فدیه شده

زرتشت می کوشید اهمیت میترا را نزد مومنان بکاهد ،او فدیه کردن گاو و استعمال هوم را ممنوع کرد.نرون نخستین امپراتور روم بود که معرفتی بر دین مهری یافته بود.با او دین مهری در رم شهره شد.در اروپا ستایش مهر در غارهای طبیعی انجام می گرفت.نزدیک غار ،رودخانه ای جریان داشت.پیروان میترا در موقع خوراک دراز می کشیدند.درجات کیش میترائیسم ،کلاغ ،همسر ،سرباز ،شیر ،پارسی ،پیک خورشید و پیر است.درون معبد راهروی بود که در دوسوی ان سکوهایی برای نشستن مهر پرستان بنا شده بود.در انتهای راهرو محراب مهر بود که نقش مهر را در حال کشتن گاو نر نشان می داد.

لينك مطلب | نوشته شده در شنبه بیست و یکم بهمن 1385 ساعت 1:55 توسط مهران معمارزاده |


ماه ژولای هفتمین ماه از سالنامه گریگوری است

 که معادل ماه مهر در نظر گرفته می شود.جولیوس سزار  

در ژولای به دنیا امد و به افتخار وی این ماه ،نام او را گرفت.

ماه ژولای

در این شکل ،خورشید ،خرچنگ و شیر دیده می شود.

در این ماه ،روز استقلال امریکا ،فستیوال سن فرمین در پامپلونای اسپانیا و روز باستیل در فرانسه وجود دارد.

لينك مطلب | نوشته شده در جمعه بیستم بهمن 1385 ساعت 18:44 توسط مهران معمارزاده |


 

وبلاگ مهرافرین گشایش یافت.

پیشکش به دوست ژیژک پژوه حمید سمیع عادل

اسلاوی ژیژک را دوست دارم

او از ترکیب متضاد در اثارش مدد می جوید.در اثار هگل و ژیژک ،ترکیب های متضاد بسیار است.مثلن روح استخوان دارد.این روش دیالکتیکی در تحلیل همه چیز ،از فیلم های هیچکاک تا طرح توالت های اروپایی به کار رفته است.مثلن ژیژک می گوید ،مارکسیسم باید سنت مسیحی را گرامی بدارد یا اثار اوتو واینینگر زن ستیز بیش تر برای فمینیسم اموزنده است.در سیاست،ژیژک خود را صریحن مارکسیست می داند.میدان نبرد ژیژک البته بیشتر در عرصه روبناهاست.درباره روانکاوی ،او از لکان مدد می جوید.لکان روانکاوی را با سیاست ،علم ،فلسفه ،ادبیات ،مذهب و...در هم می امیزد.

لينك مطلب | نوشته شده در جمعه بیستم بهمن 1385 ساعت 14:45 توسط مهران معمارزاده |


پیشکش به دوست ژیژک پژوه حمید سمیع عادل

اسلاوی ژیژک را دوست دارم

ژیژک از اسلوونی قسمتی از یوگسلاوی سابق است.فیلسوف و روانکاو شهیری که از روش حس امیزی برای توصیف فلسفی فرهنگ عامه مدد می جوید.روشی که بودلر شاعر به کار می بست.در روش حس امیزی توصیف یک حس با واسطه ی حسی دیگر انجام می گردد مثلن می گوییم ابی را می شنوم.این روش فلسفه والا و فرهنگ پست را درهم می امیزد.نوشته او چون شعر می ماند در حالیکه همزمان از قدرت فلسفی نیرومندی برخوردار است.زبان او استعاری است.ژیژک به فیلمهای هالیوودی علاقه داشت.مدرک فلسفه را در کشورش  گرفت و در پاریس روانکاوی لاکانی شد.داماد لاکان به او حسد ورزید.اما چراغی که ایزد بر فروزد گر ابله پف کند ریشش بسوزد.اثار ژیژک در سه حوزه فلسفه ،سیاست و روانکاوی است که به جز سیاست ،طالب ان دو می باشم.او از هگل در فلسفه ،مارکس در سیاست و لکان در روانکاوی الهام پذیرفته است.

لينك مطلب | نوشته شده در جمعه بیستم بهمن 1385 ساعت 14:29 توسط مهران معمارزاده |


La Grande Bouffe فیلمی است که رضای عزیز (مدیر وبلاگ گولم )برایم شرح داد .فیلمی از مارکو فرری که ادمی را از غذا خوردن می اندازد.مهر افرین ،فربهی را در من می پسندد .از سوی دیگر برای مراسم عروسی باید ،بزرگی شکمم را اب کنم تا لباس دامادی برهیاتم مقبول اید.باید این فیلم را ببینم تا از غذا خوردن بیفتم .فیلمی که با غذای فراوان ۴ نفر می میرند.

The plot revolves around a fantastic Franco-Italian orgy comprising of four middle-aged gourmets fed up with the mundanity of life, who embark upon a suicide pact: death by over-indulgence in food, sex and alcohol.

در واقع ،این ۴ نفر با غذا خوردن خودکشی می کنند.مارچلو ماسترویانی نیز در این فیلم هنرنمایی کرده است.

مارچلو ماسترویانی

abbuffata

خوردن بسیار کاری از مارکو فرری

لينك مطلب | نوشته شده در جمعه بیستم بهمن 1385 ساعت 1:43 توسط مهران معمارزاده |


 

هزاره های باشکوه می گوید :

آنهایی که با ناصر پورپیرار آشنایی دارند، می دانند که طبق نوشته هوشنگ صادقی ایشان تاریخ را با داستان نویسی اشتباه گرفته­اند و پر بی­راه نیست اگر ایشان را به سبک ایرانیان ننه ناصر قصه گو بنامیم. در این یادداشت می­خواهم به آنها که عاشق چنین جاعل بزرگی شده­اند نشان دهم که چگونه با استاد خطاب کردن وی، مهری بر تلاش وی در تحمیق خوانندگان می­زنند. به حتم زمانی که پانترکها او را استاد خطاب می­کنند وی به آنها پوزخند می­زند.
پورپیرار در کتابهایش چنین می­نگارد که انگار شاهد تمام وقایع بوده و از آنها فیلم و عکس هم تهیه کرده است! وی در کتاب اولش "برآمدن هخامنشیان" در فصلی به نام "در جستجوی سرزمین" به خیال خود به این نتیجه می­رسد که سرزمین پارسها را نمی­توان مشخص کرد! پس از این به اصطلاح شک آفرینی در ذهنهای کوچک، در آخرین فصل کتابش به نام "چاره اندیشی یهود" در صفحه 205 کتاب برآمدن هخامنشیان مدعی می­شود که کوروش و قوم آن نه فقط به ایران، اصولا به شرق میانه تعلق نداشته است. ایشان البته فراموش می­کنند اگر آنها را غیر بومی می­خواند پس چگونه این سرزمین را ایران نام می­نهد.

چراغی که ایزد برفروزد 

گر ابله پف کند ریشش بسوزد

سیلندر کوروش بزرگ

نسخه دوم این سیلندر در ستاد سازمان ملل در نیویورک است

کوروش کبیر مبدع حقوق بشر در دنیای باستان بود.مبدع تولرانس مذهبی در دنیای کهن

امپراتوری ایران وحدت در عین کثرت بود.سخنی از هگل فیلسوف المانی

در تفکر یهود ،کوروش مسیحی است که از سوی یهوه فرستاده شده است

شبان خداوند

پاسارگاد گور کوروش بزرگ

بعضی از مفسرین قران کریم ،ذوالقرنین را کوروش کبیر می دانند

سیلندر کوروش در ۱۸۷۹میلادی کشف شد و اکنون اصل ان در بریتیش میوزیوم است

 

 

لينك مطلب | نوشته شده در جمعه بیستم بهمن 1385 ساعت 0:51 توسط مهران معمارزاده |