تبليغاتX
چو ایران نباشد تن من نباد

 

 

Main Email Archive Designer
یادم است کوچک که بودم کولیان زیادی در منطقه ای نزدیک دروازه شیراز اصفهان که الان فکر کنم ساختمان شهرداری شده زندگی می کردند.بعدها نام gypsy king را شنیدم.براستی کولیان چه کسانی هستند؟چراهیتلر کولیان را هم نابود می کرد؟کولیان مردم بیابانگردی بودند که از هندوستان برخاستند و در جهان پراکنده شدند.از انها نویسندگان-فیلسوفان-شاعران و هنرمندان برخاسته اند اماعشق دوره گردی هنوز در دل انان است.انها از نظر فیزیکی ریشه در خاک ندارند. یکی از رهبران کولیها در برلین می گوید :"بیش از ۶۰۰ سال است که کولیان مورد ملامت اروپاییها هستند گویی هر چیز بدی در این قاره رخ میدهد انها مسئول هستند".کولیان خود را romمی نامند که به زبان خودشان معنی ادم می دهد.ولی در جهان نامهای مختلف دارند.در ایران به کولیان،لوطی و لوند می گویند.در کشورهای انگلیسی زبان جیپسی یا رومانی .در کشورهای فرانسوی تسیگان ودر اسپانیولی زبان گیتانو.نخستین دسته مهاجر کولی در روزگار ساسانیان وارد ایران شدند.بهرام ۵ یا بهرام گور پادشاهی طرب دوست و دلاور بود در غرامت خواستن از پادشاه هند تعدادی چنگ نواز هندی در خواست کرد که لولی خوانده می شدند که همان کولیان بودند.در اوائل اسلام زط ها یا کولیان در بصره زندگی میکردند.در دوران لوئی ۱۴ ،کولیها مشروط بر این که به جزایر امریکا بروند از بردگی ازاد می شدند.در سده ۱۷ کولیان را از اسکاتلند به جامائیکا برای کارکشاورزی فرستادند.در سده ۱۸ به ویرجینیای امریکا فرستاده شدند.وقتی در اروپا موج ناسیونالیسم افراطی بالا گرفت دشواریهایی از نظر سیاسی برای کولیها رخ داد.وقتی ژان ۶ پادشاه پرتغال و خانواده اش از فرانسویها گریختند و به برزیل رفتند کولیان زیادی در انجا می زیستند.واز انها برای رقصیدن در قصر نام نویسی کردند.دستگاه تفتیش عقاید اروپا کولیان را مرتد می دانست و انها را به برزیل می فرستادند.نامه ای که پاپ مارتین ۵ به کولیان داده بودبیش از نیم سده ازادی سفر در نقاط مختلف را برای انها فراهم کرد.کولیان در ایرلند روزگار سخت تری داشتند زیرا چینی بند زنان دوره گرد در این کشور زیاد بودند و تازه واردهارا رقیب خود می دانستند.ریشه کن کردن کولیان بخشی از برنامه حزب نازی بود.در سال ۱۹۳۶ اعلام شد که کولیها از خون بیگانه اند.و انها را امیخته نامشخصی از نژادها می دانستند.در ۱۹۳۷ انها را جنایتکاران قهار دانستند.نام کولیها در لیست مرگ قرار گرفت.مثلث وارونه علامت انها بود.کولیان اروپا و امریکا موسیقی را به جهان ارمغان اوردند.اهنگهای غمناک ویلن نوازان رومانی و ملودیهای مجار ها همگی شکوه خود را از کولیهابه دست اورده اند.به قول نابغه جاز دوک الینگتون،جانگورینهاردت هنر مند کولی بیش از هر کس به اشاعه جاز در جهان کمک کرده است.

                         

فلامنکو ابداع کولیان است . کولیان ،رقصهای زیبای بابارودا را اجرا می کنند.نخستین ترانه فلامنکو(کولی) در اندلس اسپانیا به گوش رسید.هنرمندان خلاقی چون گارسیا لورکاو دفالا این هنر را به اوج رساندند.کولی ها از مرگ نمی ترسندوپس از دفن مرده بر سرگور او مشروب زیادی می خورند.زن و مرد از بچگی دخانیات مصرف می کنند و مستی و میخوارگی و روابط جنسی در بین انها رواج دارد..................................................................ابو حنیفه از امامان یکی از فرقه های ا هل سنت از کولیان ایران بود.

 

لينك مطلب | نوشته شده در شنبه سی و یکم تیر 1385 ساعت 23:55 توسط مهران معمارزاده |


شنبه 31 تير1385 ساعت: 19:43 توسط:کوروش
درود بر دكتر مهران عزيز
امروز عجيب و در عين حال مسرت بخش ترين خبر بحران خاورميانه را شنيدم. دو دختر از دو كشور اسرائيل و لبنان جز فيناليستهاي ملكه زيبايي جهان اند. اتفاقا دوستان خوبي نيز براي هم هستند. اولي از لبنان كه متاسفانه نامش را فراموش كردم كارشناس ارشد مترجمي هم زمان است و دنبال شغلي در سازمان ملل است و خانم اسرائيلي در رشته روانشناسي آرزوي رفتن به دانشگاه دارد. در هتل لس آنجلس در شهر لوس آنجلس ايالات متحده اين دو را نماد دوستي دو كشور اسرائيل و لبنان مي دانند. راستي نام دختر اسرائيلي " آناستاسيا "ست.
بدرود دوست من.

 

A student from Kiryat Shmona in Israel has been chosen to represent Israel at this year's Miss Universe contest which is due to take place in July.

Lebanon
Anabella Samir Hilal

یکی از اولین حرکت های گروه های ازادی زنان ،اعتراض به مسابقه زیبایی سالانه دختر زیبای امریکا در ۱۹۶۸ بود.فکر این حمله از یک گروه شعر اهنگی رپ در نیو یورک پدید امد.

دختر شایسته ۲۰۰۲ از ترکیه

زنان از کانادا ،فلوریدا و سرتاسر کناره شرقی امریکا می امدند تا نمایش بی وقفه چریکی را در خیابان و بیرون از سالن مسابقه اجرا کنند.

دختر شایسته ۱۹۹۸ از اسراییل

انها بر سر یک گوسفند به شیوه میس امریکا تاج گذاشتندو در یک سطل زباله ازادی تعدادی اشیا نمادین

ستمدیدگی زنان از جمله شکم بند ،کرست و گن ،سینه بند سیمی و مفتولی و مژه مصنوعی ریختند.

مسابقات تعیین دختر شایسته جهان بوسیله اریک مورلی در ۱۹۵۱در انگلستان بنا نهاده شد.

.

اولین دختر شایسته جهان از کشور سوئد بود

ابتدا در حقیقت مسابقاتی برای بیکینی پوشان بود ولی بعدا بدین شکل در امد که دختر شایسته تاج افتخار را بر سر می کند.

دختر شایسته ۱۹۷۳ از امریکا

و در طول یک سال مسافرتهای دور دنیا ،فعالیتهای خیرانه و جمع اوری صدقات مسئولیت خطیر او می شود.

 

لينك مطلب | نوشته شده در شنبه سی و یکم تیر 1385 ساعت 23:53 توسط مهران معمارزاده |


در خیابان غربی ۵۴ مانهاتان نیویورک ،در ۱۹۷۷دیسکوی ۵۴ به وجود امد و در ۱۹۸۶ بسته شد.استیو روبل کوشید این دیسکو محلی برای یک ارجی (مهمانی های خیلی سکسی )باشد.نشانه ان مردی در ماه با یک قاشق بود.اینجا را یک گمورای دنیای مدرن می دانستند.دو سال بعد صاحبان دیسکو دستگیر شدند و در دیوارهای دیسکو ،کوکایین و پول یافت شد .کلوب در ۱۹۸۱ دوباره باز شد.اینبار رستوران داری به نام مارک فلیشمن انرا خریده بود.رویه این دیسکو بیشتر برای همجنس بازان ،جالب بود و کسانی چون التون جان و...انجا را خوش می داشتند گرچه بسیاری از هنر پیشگان سینما  و قهرمانان موزیک هم به انجا سری زده اند.در دهه ۱۹۷۰ استفن گینز نویسنده از عبارت مافیای مخملی برای تبیین همجنس بازان سرشناسی که در این استودیو جمع می شوند استفاده کرد ،کسانی چون کلوین کلین،اندی وارهول و جان ونر.مایکل اویتز از سرشناسان گذشته هالیوود در مصاحبه ای اعلام کرد که هالیوود در دست یک گروه مقتدر همجنس باز است و اینچنین عبارت مافیای مخملی یا مافیای همجنس بازان گستره وسیع تری یافت.

                                                 

                                                       مایک اویتز

البته مدارکی از هومو فوبیاک بودن اویتز در گذشته وجود دارد.او از دیوید گفن ،مایکل ایزنر و کسانی دیگر در صدر این مافیا سخن گفت.دیوید گفن از پایه گذاران سه گانه استودیوی سینمایی دریمز ورک است.

                                        دیوید گفن طرف راست.

او در ضمن ،ژانر موسیقی امریکا را تعیین می کند.مایکل ایزنر رییس پیشین کمپانی والت دیسنی بود.پس از ۱۱ سپتامبر ،جری فالول روحانی ارشد ،همجنس بازان را در حمله تروریستی ۱۱ سپتامبر متهم کرد.

Jerry Falwell blaming gays for bringing on the Sept. 11 attacks.

the onetime Hollywood superagent Mike Ovitz, in a much-reported-on interview in Vanity Fair, blaming gays-"a gay mafia" specifically-for sabotaging his career.

It’s made up of men such as DreamWorks cochair David Geffen and Rolling Stone publisher Jann Wenner, plus many more well-known and lesser-known individuals.

 

لينك مطلب | نوشته شده در شنبه سی و یکم تیر 1385 ساعت 23:51 توسط مهران معمارزاده |


چنانچه گفتیم ،در ۱۷۰۷ میلادی ،انگلستان و اسکاتلند متحد شدند.در ۱۷۱۴ شاه جرج اول از هانور المان ،پادشاه انگلستان شد.در ۱۷۸۰جیمز وات دانشمند اسکاتلندی ،ماشین بخار را افرید که محرکی برای انقلاب صنعتی انگلستان گشت که در ۱۸۳۰ انگلستان صنعتی ترین کشور دنیا بود.در ۱۸۵۱ لندن با جمعیت ۲.۵ میلیون بزرگترین شهر دنیا بود.امریکا در یک جنگ سه ساله خود را از انگلستان مستقل ساخت و در ۱۷۸۳،بریتانیا استقلال این کشور را به رسمیت شناخت.بزرگترین کاری که انگلستان انجام داد ،حفظ خودش از لرزه های ناشی از انقلاب فرانسه و جلوگیری از ورود ان به بریتانیا بود.نخست وزیری William Pitt the Younger در این مهم نقش فراوانی داشت.ادموند برک پدر فلسفه محافظه کاری از دشمنان انقلاب فرانسه بود.جنگ های ناپلئونی نیز موجب ناارامی ها و مشکلات اقتصادی در بریتانیا شد.در ۱۸۳۷ ملکه ویکتوریای ۱۸ ساله به تخت نشست.اشغال هندوستان بوسیله انگلیس در دوره او به اوج رسید.در ۱۸۵۱ انگلیس ،راه اهن ،تلگراف ،تهیه فولاد و در حقیقت یک برتری صنعتی داشت.

                                         

ویلیام گلادستون و بنجامین دیزراییلی به ترتیب از حزب لیبرال و محافظه کار بزرگترین نخست وزیرهای دوره ویکتوریا بودند.دیزراییلی یک یهودی مسیحی شده بود که درباره نژاد می نویسد:

All is race - there is no other truth

دوره ویکتوریا اوج استعمار گری انگلیس بود و در ضمن مهاجرت های زیادی از بریتون ها به امریکا و کلنی های جدید انجام می شد.در ۱۹۱۴ جنگ جهانی اول اغاز گشت .در ۱۹۱۷ انگلیس ،با اعلامیه لرد بالفور ،تشکیل کانون یهودی در فلسطین را به رسمیت شناخت.پس از جنگ جهانی دوم ،حزب کارگر ،سوسیالیسم را در این کشور توسعه دادند .استقلال هند ،سری لانکا و برمه و...هم به رسمیت شناخته شد.کشورهای افریقایی جزو کامنولث قرار گرفت.انگلیس دیگر ابر قدرت نیست و امروز این نقش را امریکا انجام می دهد.از تاریخ انگلستان در دنیای سیاست وینستون چرچیل و چارلز دوم را دوست دارم شما چطور؟

لينك مطلب | نوشته شده در شنبه سی و یکم تیر 1385 ساعت 23:48 توسط مهران معمارزاده |


پس از هانری هشتم ،ماری که دختر ملکه اسپانیایی تبار بود به سلطنت رسید.او نیز مانند مادرش ،کاتولیکی سرسخت بود و بر خلاف رویه پدر  عمل می کرد .او سبب احیای کاتولیسیسم در انگلستان شد و انگلیکان ها را با قساوتی شدید قلع و قمع می کرد.این قساوتها باعث شد که او را ماری خونریز لقب دهند.فکر کنم یک مشروب الکلی هم به نام Bloody Mary نام گذاری کرده اند .پس از ماری ،الیزابت دختر  هانری هشتم به نام الیزابت اول به سلطنت رسید.اسپانیایی ها توطئه ای داشتند تا ماری استوارت کاتولیک را به سلطنت برسانند ولی الیزابت ،ماری را اعدام کرد.زمان الیزابت اول دوران سر فرازی انگلستان بود،سیاست او تقویت کلیسای انگلیکان و کمک رسانی به شورشهای پروتستان ها در کشورهای کاتولیک بود.

                                    

در زمان او ،انگلستان بر ارمادای اسپانیایی پیروز گشت و نشان داد که نیروی دریایی این کشور ،بهترین است.در این عصر ویلیام شکسپیر بزرگترین نمایشنامه نویس انگلستان ظهور کرد.اکتشافات دریایی شدت گرفت و سیاه پوستان به لیورپول و بریستول اورده می شدند.پس از او ،جیمز اول پسر ماری استوارت هم شاه انگلستان بود و هم شاه اسکاتلند.ولی درگیریهای کاتولیک و پروتستان هم افزوده گشت.در سده ۱۷ ،گای فاکس که کاتولیک بود توطئه ای برای انفجار پارلمان طرح ریزی کرد ولی دستگیر شد و اعدام گشت.در زمان چارلز اول ،پیوریتن ها (پروتستان های تندرو )در پارلمان به رهبری الیور کرامول بر ضد سلطنت اقدام کردند .اینها را Roundheadsمی گفتند.در سده ۱۷ ،چارلز اول دستگیر گشت و سرش را از تن جدا کردند.درزمان او کامنولث ایجاد شد ،یورشهای فراوانی به ایرلند و اسکاتلند نمود و همه کاره ،کرامول بود.یهودی ها در این دوران قدرت زیادی یافتند.پس از مرگ کرامول،چارلز دوم پسر شاه مقتول ،به سلطنت رسید و اینچنین سلطنت احیا گردید.این دوره را restoration می گفتند.چارلز دوم ادم هنر پرور و اسانگیری بود.

                                    

نویسندگان بزرگی چون چاوسر ،پپیس ،میلتون و بونیان ظهور کردند.کمدی شکوفایی یافت.حتمن فیلم لیبرتن را ببینید.جانی دپ نقش جان ویلموت لرد رچستر را بازی کرد .جان دوست ریچارد دوم بود و موجودی لیبرتن.کسی که پول و شهرتش را برای زن و شراب (Rakish man)از دست داد.او کمدی هرزه نگارانه ای را شکوفا کرد و در ۳۳ سالگی بدلیل احتمالی سیفلیس یا نوشیدن فراوان الکل در گذشت.این فیلم ،ازادی دوران چارلز دوم را نشان می دهد که پس از استبداد پیوریتن ها (الیور کرامول )ظهور کرده بود.به قول حافظ   :

عهد شاه شجاع است می دلیر بنوش

اتش بزرگی در لندن در ۱۶۶۶ میلادی شعله کشید و معماران بزرگی چون کریستوفر رن ،هنر نمایی کردند و کلیسای سنت پل هم  ساخته شد.جیمز دوم دستوری مبنی بر ازادی کاتولیک ها صادر کرد و این امر ،پارلمان را ترساند .انها ویلیام اورانژ هلندی و پروتستان را دعوت کردند و او شاه شد.ایزاک نیوتن و جان لاک در این دوره بودند.در ۱۷۰۷ انگلستان و اسکاتلند متحد شدند و United Kingdom" of Great Britainایجاد گشت.

                                             ادامه دارد

لينك مطلب | نوشته شده در شنبه سی و یکم تیر 1385 ساعت 23:45 توسط مهران معمارزاده |


در سده ۹ میلادی ،الفرد کبیر بزرگترین پادشاه انگلیس شمرده شد.او دانمارکی ها را شکست داد و انها را وادار کرد تا تقسیم بریتانیا را به دو قسمت WessexوDanelaw به رسمیت بشناسند.

                                       

یک ناظم خشن داشتیم که او را الفرد گاو کش می گفتیم.خود من چندین بار از دست او کتک خوردم ولی وقتی پزشکی قبول شدم و به دبیرستان رفتم،خیلی بهم احترام گذاشت ،گفت برای اقای دکتر چای بیاورید.الفرد کبیر شاه ناحیه وسکس بود.او مدارس زیادی ساخت ،نیروی دریایی بریتانیا را تشکیل داد و لندن را از دست دانمارکی ها خارج کرد.ویلیام فاتح از نسل وایکینگ ها و نورمان ها بود که در نورماندی فرانسه مستقر شده بود،او به انگلستان یورش برد و اینچنین انگلستان از دست دانمارکی ها خارج شد و به دست نورمان های نورماندی افتاد.ریچارد شیر دل که بیشتر برای جنگ های صلیبی از انگلستان خارج بود نیز معروف است.افسانه رابین هود در زمان او ساخته شد.جان برادر ریچارد بود که در سده ۱۳ میلادی مگنا کارتا را امضا کرد.مگنا کارتا ،پیمان نامه ای بود که نجبای انگلیسی برای عدالت بیشتر و تضمین حقوق شهروندی بر شاه تحمیل کردند.در سده ۱۳ ،انگلستان در کشاورزی و تجارت پیشرفت کرد،لندن گسترش یافته بود ،اکسفورد و کمبریج شکل گرفتند.کل جمعیت انگلستان به سه میلیون می رسید.در این سده ،پارلمان هم ایجاد گشت.ادوارد شاه بر ولزی ها غلبه کرد و وسیله جنگی لانگ بو که ویژه ولزی ها بود انگلیسی ها را قویتر کرد.در سده ۱۴ میلادی جنگ های طولانی صد ساله ای بین انگلیسی ها و فرانسوی ها روی داد.در سده ۱۵ میلادی ،جنگ رز ها رخ داد که نبردی بین دو شاخه سلطنتی لنکسترها  و یورک ها بود.لنکسترها پیروز شدند ولی یورک ها همچنان جنگیدند .هنری تودور با اسم هنری هفتم ،خاندان تودور را به سلطنت رساند.هنری هشتم زنی اسپانیایی داشت که دختر پادشاه اسپانیا بود.از او یک دختر به نام ماری داشت.هنری می خواست ،زنش را طلاق دهد ولی کلیسای کاتولیک موافقت نمی کرد.

                             

هنری هشتم ،کلیسای انگلیکان را از کلیسای کاتولیک جدا کرد.در سده ۱۶ این اتفاق بزرگ روی داد و هنری با زن دیگری ازدواج کرد و ثمره ان دختری به نام الیزابت بود.

                                             ادامه  دارد.

لينك مطلب | نوشته شده در شنبه سی و یکم تیر 1385 ساعت 23:41 توسط مهران معمارزاده |


در این ستون ،می کوشم تاریخ یک کشور را ،به سرعت بنویسم.انگلستان نخستین کشوری هست که درباره اش می نویسم.شاید دیدن فیلم تریستان و ایزولده مرا به بریتانیا کشاند.احتمالن پس از زبان چینی ،زبان انگلیسی بیشترین تعداد از سخنوران را دارد.پس از یونان کلاسیک ،بهترین نویسندگان ونمایشنامه نویسان از این جاست.

مهاجران انگلیسی با استقرارشان در امریکای شمالی ،پدیده بزرگی چون امریکا را افریدند.بریتانیای قدیمی ،توسط اروپاییهای کهن -پروتونوردیک و مدیترانه ای-سرشار شدند.تا ۳۰۰۰ پیش از میلاد ،اروپاییهای کهن در جنوب ،مزارعی ایجاد کردند و تا ۲۵۰۰ پیش از میلادbeaker folkها که قبیله ای دیگر بودند نیز در اینجا اسکان یافتند.پیش از ۲۰۰۰،اقوام مهاجمی از نوردیک به نام سلت ها حمله کردند و استفاده از اهن را پیشکش دادند.انگاه رومی ها امدند ومردان جنگاور در قسمتهایی ساکن گردیدند.رومی ها با بریتون ها ازدواج هم کردند.این رومی ها ،جاده ها ،شهرها و امکانات رفاهی و اموزشی فراوانی ایجاد کردند و بعدن ،مسیحیت را نیز اوردند.سلت ها در شمال می زیستند و برای بریتون های رومی ،مشکلات زیادی می افریدند.یکی از اقوام سلتی ،پیکتز،به ویژه بیشتر مشکل افرین بودند.امپراتور هادریان ،صدها سال پس از میلاد ،دیواری در شمال ساخت تا از این سختیها و حملات جلوگیری کند.در سده ۴ میلادی ،رومی های بریتانیایی مورد یورشهای اقوام پاگان ژرمنی و ساکسونی ها قرار گرفت.بنابراین ،سلتی های ایرلندی ،اسکات های اسکاتلندی و اقوام ژرمانی ،رومی های بریتانیایی را ازار می دادند.در سده ۵ میلادی ،رهبر اریستوکرات و رومی بریتانیا از ژرمن های دانمارکی(جوتز ها ) خواست که در بریتانیا مستقر گردند.او با این تصمیم می خواست که جوتز ها را متحدانی صمیمی برای کشورش سازد تا از حملات پیکتز ها جلوگیری کند.اما سیلی از اقوام ژرمانی به سوی بریتانیا گسیل شدند.ساکسون ها ،انگلس ها ،ژرمانهای حوزه راین جنوبی ،فرانک ها و فریسیان هاو...

رهبر اریستوکرات و رومی با این تصمیم اشتباه ،کشور را در دست دشمنان قدیمی قرار داد .انگلس ها و ساکسون ها نام خود را به این خطه دادند. انگل لند یا انگلند.این افراد را انگلو ساکسون می نامیدند.با هجوم ژرمن ها ،بریتون ها فرار می کردند و در قسمتهای غربی چون کورن وال و ولز مستقر می شدند یا از کانال انگلیسی به فرانسه رهسپار می شدند.

                             

مقاومت هایی نیز علیه ژرمان ها روی می داد.پیش از امدن مسیحیت توسط رومی ها ،مذهب سلتی که نوعی ستایش و پرستش طبیعت بود ،حاکم بود.مذهب ژرمان ها هم ستایش طبیعت و پاگانی بود.۱۵۰ سال پس از اخرین یورشهای ژرمان ها ،کلیسای مسیحی جرات کرد که میسیونرهای خود را به سوی ژرمانهای حاکم بر بریتانیا بفرستد.شاه ژرمانی کنت در جنوب بریتانیا با پرنسس فرانکی مسیحی  از فرانسه ازدواج کرد .این ازدواج ،شاه را مسیحی کرد و مسیحیت گسترش یافت.

                                           ادامه دارد.........

لينك مطلب | نوشته شده در شنبه سی و یکم تیر 1385 ساعت 23:38 توسط مهران معمارزاده |


دیروز پیش از رفتن به مطب ،فیلم کد داوینچی را دیدم.امروز هم سه تا فیلم دیدم.فصل زنبور ،یک فیلم با بازیگری مونیکا بلوچی که اسم فرانسوی داشت .و فیلم تریستان و ایزولده که تولید کننده ان ریدلی اسکات معروف است.در این نوشته ،از تریستان و ایزولده می گویم.

                             

فیلم به دلم نشست.البته این را باید بر پرده عریض دید انگاه صحنه ها جلال و شکوهشان را بهتر نمایان می سازند.اسم ریدلی اسکات وقتی پشت فیلمهای حماسی ،اپیک ،تاریخی و...باشد ،ادم دلش ارام می شود و در می یابد که وقتش را تلف نمی کند.اسکات با بی بی سی کار می کرد ،در ۲۰۰۰ میلادی فیلم پر فروش گلادیاتور را از او شاهد بودیم.فیلمهای او معمولن هم از لحاظ اقتصادی و هم از نظر نقد سینما با ارزش شناخته می شود.در ۲۰۰۵ فیلم پادشاهی بهشت را در مراکش می ساخت که به دلیل موضوع فیلم که در مورد جنگهای صلیبی بود  ،تهدید گشت.داستان تریستان و ایزولده از قصه های تراژیک مغرب زمین است که حکایت عشق قهرمان کورنیش که در قسمتی از بریتانیا قرار داشت و پرنسس ایرلند بود .

                                     

بعضی از صاحب نظران اعتقاد دارند که داستان ویس و رامین فخر الدین اسعد گرگانی ،انالوگ و مشابهی فارسی از این داستان است.صادق هدایت ،ویس و رامین را بسیار قابل ارزش می دانست و هم از لحاظ محتوا و هم سبک ،از کارهای بزرگ ادبی می شناخت.ویس و رامین همیشه در محافل ادبی ما که سرشار از محافظه کاری و واپس گرایی بودند ،بایکوت شده بود.تریستان و ایزولده دستمایه اثر موسیقیایی بزرگی از واگنر المانی شد و در دنیای سینما هم با ورسیون های متفاوتی عرضه شده است.

لينك مطلب | نوشته شده در شنبه سی و یکم تیر 1385 ساعت 23:36 توسط مهران معمارزاده |


چه زود گذشت ،یکسال پیش بود رفتم نارمک تهران و ساعت ۱ بعد از ظهر ،

اتوبوس به طرف ایروان ارمنستان رهسپار گشت .

                    

ایستگاه مرزی نوروز دوز در

ایران و مگری در ارمنستان.توی جاده ،ماشین های لادا و پمپ بنزین های

کلفت و بچه خوک های شتابان نظر مرا به خود جلب می کردند.جاده

کوهستانی ،باریک و خطر ناک بود.شهر ایروان زیبا بود.میدان اصلی شهر در

شب زیباتر است.

نور بر ساختمان هایی که با سنگ توف (از سنگ های

اتشفشانی )ساخته شده است بازتاب زیبایی دارد.دریاچه سوان و صومعه

هایی که در کنار ان در کوهستان بنا شده است.به قول ماکسیم گورکی انگار

 اسمان با همه شفافیتش به زمین افتاده است .ماهی دریاچه را حتمن باید

بخوری.یادش به خیر

.سالن اپرا هم رفتیم و اجرای زیبای موسیقی و رقص

ارمنی را با ان لباس های سنتی چشم نواز تماشا کردیم.

نمی شود به ایروان

 بروی و به موزه پاراجانف سینما گر و نقاش ارمنی سری نزنی.یادبود جنایت

ترک ها ی جوان در قتل عام ارمنی ها هم دلخراش و ناراحت کننده

است.روستای اچمیاد زین نماد مذهبی بودن ارمنستان است.کشوری که در

قرن چهارم میلادی (۳۰۱ میلادی )مسیحیت را پذیرفت بنابر این نخستین

کشوری شد که به این دین در امد.معبد کارنی نماد ارمنستان قبل از

مسیحیت است.

 

لينك مطلب | نوشته شده در شنبه سی و یکم تیر 1385 ساعت 23:33 توسط مهران معمارزاده |


گرجستان

 

 

 

لينك مطلب | نوشته شده در شنبه سی و یکم تیر 1385 ساعت 23:31 توسط مهران معمارزاده |


در ۲۰۰۴ لئونید کوچما اعلام کرد که دیگر نمی خواهد رئیس جمهور اکراین باشد.دو کاندیدای

مهم در انتخابات رییس جمهوری ۲۰۰۴ شرکت کردند.

ویکتور یانوکوویچ که توسط فدراسیون روسیه و کوچما حمایت می شد.فردی که خواستار

نزدیکی بیشتر به روسیه بود.اما فرد دیگر ویکتور یوشنکوبود که بر فراز انقلاب نارنجی

اکراین بر مسند ریاست جمهوری نشست.او خواستار نزدیکی بیشتر به غرب بود.در انتخا بات

 اعلام شد که یانوکوویچ با حاشیه باریکی از رقیب پیشی جسته است .اما طرفداران یوشنکو

صحت انتخابات را زیر سوال بردند.بحرانهای سیاسی و تظاهرات گسترده ای در کیف رخ

داد.انقلاب نارنجی به وقوع پیوست.دادگاه عالی اکراین نتیجه را باطل اعلام کرد و در انتخابات

دوم ویکتور یو شنکو بر خلاف خواست پوتین و فدراسیون روسیه و روسو فیلهای اکراینی

رئیس جمهور شد.

                                    

کوچما ازطراحان استراتژیهای موشکی روسیه کمونیستی بود. رشته تحصیلیش مهندسی

موشک بود. در دوران ریاست جمهوری او ازادی بیان در محدودیت شدید به سر می

برد.اکراین بیش از پیش به روسیه نزدیک می شد.مشارکت او در کشتن روزنامه نگار

گونگادزه علی رغم انکار وی بسیار محکم می باشد.یوشنکو فرزند دو معلم است.که خود در

 رشته مالی درس خوانده است و مناصب بانکی داشته است .او حزب اکراین ما  را ایجاد کرد.او

 ناسیونالیست اکراینی با گرایش به غرب و خواستار خصوصی سازی گسترده است.او در

مهمانی شام با مقامات رسمی اکراین به خصوص ایهور اسمشکورییس سرویس مخفی اکراین(

sbu) توسط سم دیوکسین مسموم شد.این سم عامل التهاب لوزالمعده و مسبب تغییراتی در

صورت یوشنکو شد.

انقلاب گل رز در ۲۰۰۳ در گرجستان رخ داد و ادوارد شوارنادزه رییس جمهوراین کشور با

سیاست وداع گفت.در ۲۰۰۳ انتخابات پارلمانی صورت گرفت و میخائیل ساکاشویلی به مخالفت

با نتایج انتخابات پرداخت و گرجستانی هارا به مقاومت و نافرمانی مدنی علیه شوارنادزه

تحریک کرد.تظاهرات علیه شوارنادزه در تفلیس و شهرهای دیگر گرجستان شدت گرفت.اسلان

اباشیدزه رهبر خودمختار و نسبتا جدایی طلب منطقه اجارا در حمایت از شوارنادزه ،هزاران نفر

 را برای سرکوب تظاهرات مردمی به تفلیس  روانه کرد.در ۲۳ نوامبر در روز سن جرج ،جلسه

 ای بین نادزه و مخالفینش چون  ساکاشویلی رخ داد و نادزه استعفا کرد.در تفلیس موج

خوشحالی و شادمانی ،اتش بازی و کنسرت های راک در شب در جمع ۱۰۰۰۰۰ نفر به چشم

می خورد.

دادگاه عالی گرجستان نتایج قبلی را ملغا اعلام کردو انتخابات جدید در ۲۰۰۴،ساکاشویلی را بر

صدر نشاند.او رئیس جمهورشد.انقلاب رز دوم در ایالت خودمختار اجارا رخ داد.در شهر

باتومی  در این منطقه بر ضد اباشیدزه تظاهرات وسیعی رخ داد.اباشیدزه این مخالفت ها را

سرکوب کرد ولی بالاخره مجبور به فرار از اجارا به روسیه شد.طرفداران روسیه معتقدند که

این تحولات در گرجستان ،کودتایی امریکایی و کار جرج سوروس بوده است.

 

لينك مطلب | نوشته شده در شنبه سی و یکم تیر 1385 ساعت 23:30 توسط مهران معمارزاده |


گرایش جنسی کسی به من ربطی ندارد.اما نمی توان کار چایکوفسکی را بدون همجنس خواهیش دریافت.گزارش شایع درباره مرگ افریننده موسیقی <دریاچه قو> و <فندق شکن >،بیماری وبا ست که او با نوشیدن اب الوده به ان دچار گشت و در گذشت.بیماری مهلکی که جان فیلسوف شهیر <هگل>را نیز گرفت.اما در ۱۹۸۰ گزارش دیگری مطرح گشت که از خودکشی چایکوفسکی با ارسنیک صحبت می کرد.پیتر ایلیچ چایکوفسکی همجنس باز بود و برای همین مسئله مورد اخاذی قرار گرفت و نتوانست تحمل نماید و خودکشی کرد.همجنس خواهی او از نامه های وی اشکار گردیده است.به ویژه نامه هایی که به برادرش می نوشته است،برادری که او هم همجنس باز بود.

I am now going through a very critical period of my life. I will go into more detail later, but for now I will simply tell you, I have decided to get married. It is unavoidable. I must do it, not just for myself but for you, Modeste, and all those I love. I think that for both of us our dispositions are the greatest and most insuperable obstacle to happiness, and we must fight our natures to the best of our ability. So far as I am concerned, I will do my utmost to get married this year, and if I lack the necessary courage, I will at any rate abandon my habits forever. Surely you realize how painful it is for me to know that people pity and forgive me when in truth I am not guilty of anything. How appalling to think that those who love me are sometimes ashamed of me. In short, I seek marriage or some sort of public involvement with a woman so as to shut the mouths of assorted contemptible creatures whose opinions mean nothing to me, but who are in a position to cause distress to those near to me.

در ۱۸۷۷ چایکوفسکی ازدواج کرد اما به زودی پایان یافت و پیتر در بحرانی عصبی درگیر گشت.او نمی توانست با طبیعتش مبارزه کند.چایکوفسکی عاشق یک پسر به نام باب شد.

کمتر از یک ماه بعد از سمفونی ششم یا پاتتیکا ،در ۱۸۹۳ پیتر در گذشت.در اخر نامه ای از چایکوفسکی به باب امده است:

Paris
12-24 January 1892

I feel an awful fool. Here I have another two weeks without anything to help me kill time. I thought this would be easier in Paris than anywhere else but, except for the first day, I have been bored. Since yesterday I do not know what to think up to be free of the worry and boredom that come from idleness. . . . Am still keeping my incognito. . . .

I often think of you and see you in my dreams, usually looking sad and depressed. This has added a feeling of compassion to my love for you and makes me love you even more. Oh God! How I want to see you this very minute. Write me a letter from College during some boring lecture and send it to this address (14, Rue Richepanse). It will still reach me as I am staying here for nearly two weeks.

I embrace you with mad tenderness.

     Yours
     P. Tchaikovsky

لينك مطلب | نوشته شده در شنبه سی و یکم تیر 1385 ساعت 23:25 توسط مهران معمارزاده |


پس از جنگ جهانی دوم ،ژاپن مدت هفت سال با دو حکومت اداره شد.مک ارتور امریکایی و یوشیدای ژاپنی.حاصل این همکاری ،تبدیل این کشور از غولی میلیتاریستی و جنگ افروز به بزرگترین اقتصاد اسیا بود .در دهه ۱۹۳۰ ،ژاپن یکی از کهن ترین نقاط جهان بود و از سوی یک امپراتور الهی رهبری می شد.حکومت یک دولت سرمایه دار فئودالی بود و با نجابت و اصالت موروثی عجین بود.بخش اقتصادی کشور توسط باند مالی <زایباتسو >می گشت که از به هم پیوستن نیسان ،میتسوبیشی و...ایجاد شده بود.

                                                 تام کروز و کویزومی

ژاپن یک قدرت استعماری بود ،این کشور کره را تسخیر کرده بود ،تایوان را به تصرف در اورد و...سیاست توسعه طلبانه ژاپن مورد حمایت زایباتسو و فرماندهان بلند پایه نیروهای مسلح بود و به طور مخفیانه ،خود امپراتور نیز از ان حمایت می کرد.قانون اساسی کنونی کشور ،امپراتور را نمادین می داند و برایش حکومت الهی قایل نیست.ایالات متحده تعهد کرده است که از ژاپن حمایت کند و چندین پایگاه نظامی برای این منظور در خاک ان کشور دارد.ژاپن ،حتا دانش لازم برای تولید سلاح های هسته ای را طی دو سال دارد ولی مردم اجازه تولید این سلاح ها را نمی دهند.یونیچیرو کویزومی نخست وزیر ژاپن از حزب لیبرال دموکرات است.او از دوستان خوب امریکا ست ،سیاستهای لیبرال وی ،دوستیش با رییس جمهور بوش و زیارت مرقد الویس پریستلی در ممفیس -او از عاشقان پریستلی است -همه و همه ،یاری وفادار برای ایالات متحده در منطقه ایجاد کرده است.کویزومی از زیارتگاه یاسوکونی بارها بازدید کرده است که جنجال زیادی افریده است.این زیارتگاه ،محل یادبود چند جنایتکار جنگی ژاپن در جنگ جهانی دوم است.کره جنوبی و چین به خشم امدند و انرا کنش کویزومی در مقاصد جنگ طلبانه ارزیابی کردند.سوال اینجاست که با ازمایش های موشکی و اتمی کره شمالی ایا ژاپن به ارتشی قوی از خودش نیاز ندارد؟ایا امریکا می تواند همیشه از کیان ژاپن در برابر دشمنان دفاعی شایسته نماید؟

لينك مطلب | نوشته شده در شنبه سی و یکم تیر 1385 ساعت 21:59 توسط مهران معمارزاده |


با فرو پاشی کمونیسم شوروی ،هنوز هم تعفن این ایدئولوژی به مشام می رسد.کره شمالی یکی از این کشورهاست.کره مجموعه ای از چند پادشاهی بود.در قرن ۷ میلادی،پادشاهی سیلا در اتحاد با خاندان تانگ چین بر دیگر مونارکی ها تسلط یافت.بودیسم در این دوره در زندگی هنری و روشنفکری کره تسلط داشت.در قرن ۹ میلادی سیلا افول کرد و ایالت شمالی کوریو بر کل کشور تسلط یافت

.

(کره از کوریو گرفته شده است).فرهنگ کره در این دوره متاثر از نهادها و متدهای چینی و عقیده بودیستی بود.صنعت سرامیک در این دوره رونق زیادی داشت.کارهای سنگی سبز -خاکستری با درخششی اهنی از کارهای شاخص این دوره است.مغولها در قرن ۱۳ به کره حمله کردند.در قرن ۱۴ کره زیر نفوذ نئو کنفوسیوسیسم یعنی کنفوسیوس مخلوط با بودیسم و دائویسم قرار داشت.تاکید بر انضباط و رفتار اجتماعی مناسب و دانایی از مشخصات این نحله است.سیستم امتحان برای انتخاب کارگزاران دولت از ویژگیهای این دوره است.ژاپن در قرن ۱۶ به کره حمله کرد اما چین به کمک کره شتافت .مسیحیت در قرن ۱۸ توسط میسیونرهای کاتولیک فرانسوی تبلیغ می شد.اما در کره ،مسیحیت بدلیل منافاتش با کنفوسیوسیسم ،غیر قانونی شناخته شد.در ۱۸۹۵ ژاپن ،چین را شکست دادو ۱۰ سال بعد روسیه شکست خورد.کره به کشور افتاب تابان الحاق شد.ژاپنی ها ،زبان کره ای را ممنوع کردند ،ناسیونالیست های کره ای را قلع و قمع کردند.نامهای خانوادگی کره ای ممنوع گشت.در ۱۹۱۹ میلیونها کره ای راهپیمایی غیر خشنی علیه سیاستهای ژاپن انجام دادنداما سرکوب شد.

در پایان جنگ جهانی دوم ،امریکا و شوروی در خط ۳۸ کره را به دوقسمت تقسیم کردند.شمال از ان کمونیست ها و جنوب از ان غیر کمونیست ها.شوروی ها ،کیم ایل سونگ را رهبر شمال کردند.

او چریک کمونیست ضد ژاپن بود که در منچوری علیه انها می جنگید. بعدن به کره رفت و رهبر شد.کیم ایل سونگ می خواست جنوب را هم کمونیست کند.او باعث شکل گیری جنگ کره در دهه ۱۹۵۰ شد.پسر او ،رهبر فعلی کره شمالی کیم جونگ ایل است که در سیبری به دنیا امد و در دانشگاه ،اقتصاد سیاسی خواند.با فوت پدرش کشور سه سال وارد سوگواری شد و او عملن در این مدت رهبر دو فاکتو بود.

از ان سوی در کره جنوبی در ۱۹۴۵ سینگمان ری رییس جمهور شد.او تحصیلکرده امریکا و رییس جمهور دولت تبعید در هاوایی بود.او در ۱۹۶۰ بدنبال اغتشاش ،استعفا داد و به هاوایی رفت و در انجا در گذشت.

لينك مطلب | نوشته شده در شنبه سی و یکم تیر 1385 ساعت 20:0 توسط مهران معمارزاده |


 video image shows U.S. President George W. Bush (L) speaking privately to British Prime Minister Tony Blair during lunch at the G8 summit in St. Petersburg July 17, 2006. REUTERS/Pool via Reuters TV

President Bush next to Russian President Vladimir Putin during the G8 Summit session in St Petersburg, July 17, 2006. REUTERS/Ivan Sekretarev/Pool

China's President Jintao Hu, left, talks to Russian President Vladimir Putin at a G8 Summit in St. Petersburg, Russia, Monday July 17, 2006. Group of Eight leaders on Monday urged Iran to accept an incentives package from six key nations and backed the decision to send Iran's nuclear dossier to the U.N. Security Council. (AP Photo/www.g8russia.ru, pool)

India's Prime Minister Manmohan Singh, left, talks to Russian President Vladimir Putin at a G8 Summit in St. Petersburg, Russia, Monday July 17, 2006. Group of Eight leaders on Monday urged Iran to accept an incentives package from six key nations and backed the decision to send Iran's nuclear dossier to the U.N. Security Council. (AP Photo/www.g8russia.ru, pool)

L-R) Italian Prime Minister Romano Prodi, German Chancellor Angela Merkel, British Prime Minister Tony Blair, French President Jacques Chirac, Russian President Vladimir Putin, U.S. President George W. Bush, Japanese Prime Minister Junichiro Koizumi, Canadian Prime Minister Stephen Harper, Finnish Prime Minister Matti Vanhanen and European Commission President Jose Manuel Barroso line up for for a family photo during the G8 Summit at Konstantinovsky Palace in St.Petersburg July 16, 2006. (Pawel Kopczynski/Reuters)

Canadian Prime Minister Stephen Harper, back right, looks on as U.S. President George W. Bush, front right, and German Chancellor Angela Merkel hold hands while Mexican President Vicente Fox, back left, and Japanese Prime Minister Junichiro Koizumi exchange words as participants of the G8 Summit and invited leaders gather for a photo session after their meeting in St. Petersburg, Russia, Monday, July 17, 2006. (AP Photo/Hiroko Ami, Japan Pool

U.S. President George W. Bush, right, has a word with U.N. Secretary General Kofi Annan at the end of a group photo taking session at the G8 summit in St. Petersburg, Russia, Monday, July 17, 2006. Bush spoke with Annan after he expressed his frustration with the United Nations and his disgust with the militant Islamic group and its backers in Syria to British Prime Minister Tony Blair during the closing lunch at the Group of Eight summit. (AP Photo/Charles Dharapak

نظرتان درباره این عکسها که از جلسه جی -۸ است چیست ؟

لينك مطلب | نوشته شده در شنبه سی و یکم تیر 1385 ساعت 14:48 توسط مهران معمارزاده |


ژاپن براستی برایم جذاب و دلپسند است.گیشا بیش از سایر مفاهیم فرهنگی این کشور برایم دلربا بوده است.ساکورا یا شکوفه های گیلاس از صحنه های زیبای کشور افتاب تا بان است.

دونالد رامسفلد وزیر فعلی دفاع امریکا در حال شوخی با یک گیشا در گذشته های دور

رقص گیلاس که با این شکوفه ها مرتبط است هنر یک گیشاست.زن گیشا ،شمیسن نواز هم هست.شمیسن الت موسیقی چینی با سه تار است که با زخمه ای از جنس عاج نواخته می شود.این ساز ،هدیه چینیان به ژاپن بود.قرمز ،رنگ شادی و تندرستی در این کشور است.قرمز در لباس و ارایش گیشا جای مهم و ارزنده ای دارد.

مایکو

قرمز برای جذب مردان هم اهمیت دارد.گویند در قرن ۱۱ میلادی دو زن ،برای جنگاوران ،رقصی دلفریب با کلاهی بلند و سفید و لباسی سفید نمودند و این شروع فرهنگ گیشاها بود.در غرب ،گیشا را با روسپی معادل می دانند.اما گیشا هنر مند است ،شامیسن می نوازد ،از هنر چای ریختن و چای درست کردن به روشی ارام کننده و مراقبه وار برخوردار است.دیدنش بهجت می افریند و شادی به دل می اورد

مایکو  ها چای درست کردن را می اموزند.

.رقص وی ارامش می دهد.دختر یک گیشا یا دختر کوچک زیبایی که یتیم  است  یا در خانواده ای با مضیقه اقتصادی است به اچایه داده می شود.اکامیسان یا مادری که اچایه را می گرداند ،دخترکان زیبا روی را تربیت می کند ،هنر مند می سازد و کیمونوهای قشنگ در برشان می کند.انها باید تکالیف خود را انجام دهند.وقتی به سطح خاصی برسند(۱۵ تا ۲۰سال) انها را مایکو می نامند.که مایکوها شاگردان گیشاها هستند.در ۲۰ سالگی یک مایکو می تواند تصمیم بگیرد که گیشا بشود یا نه.اگر ازدواج کند باید اینکار را رها کند.یقه یک مایکو طبق مراسمی از قرمز به سفید مبدل می شود و این راه گیشا شدن است

مایکو کوچولو در کیوتو

.برای گیشا شدن مراسم خاصی برای ازاله بکارت نیز هست.زنان گیشا خطری برای زنان ازدواج کرده نیستند.روابط مرد با گیشایش بر اساس عشق نیست و این رابطه ،روابط زناشویی را به هیچ وجه ابطال نمی کند.

گرد پیری بر چهره گیشا

حتا گیشای مرد ژاپنی در مراسم ازدواج دختر مرد،هنر افرینی می کند و هدیه می اورد.!!!گیشا برای همسر مرد منتسب به خود هم هدیه می اوردو به خانه شان سر می زند.متاسفانه تعداد گیشاها در کشورژاپن  کم شده است.چون اموزش گیشا ،دوره ای صعب و طولانیست.گیشا فرد نخبه و الیتی است و اموزش دشوار.کیوتو بیشترین گیشا را دارد و بعد از ان توکیو.انقراض گیشا یعنی مرگ سنت در ژاپن.

لينك مطلب | نوشته شده در شنبه سی و یکم تیر 1385 ساعت 14:1 توسط مهران معمارزاده |


سرزمین افتاب تابان از عجایب دنیاست.یکی از این شگفتیها ،خودکشی در ژاپن است.از پدر هانیکو خیلی خوشم می امد.یک سامورایی که با ژاپن مدرن مواجه شده بود.اما بختیار بود و هیچگاه کارش به خودکشی نینجامید.سامورایی حمام می کند ،غذای مورد علاقه اش را می خورد ،در پیشواز مرگ و ستایش ان شعری می نویسد ،لباس سفیدش را می پوشد و به معبدی می رود.دوستی هم با اوست.سامورایی می نشیند ،واکی زاشی(شمشیر کوتاه)یا تانتو(چاقوی)خاصی بر یک بشقاب ویژه قرار دارد.سامورایی انرا بر می دارد و از چپ به راست شکمش را پاره می کند انگاه انرا بالا می اورد تا روده ها بیرون بریزند.دوست سامورایی ،با مهارت سر سامورایی را می برد.این خودکشی ایینی را سپوکو یا هارا کیری می گویند و معمولن سامورایی ها برای حفظ ابروی خود یا ضربه روحی سختی که خورده بودند به این کار دست می زدند.یوکیو میشیما نویسنده و نمایشنامه نویس برجسته ژاپن بعد از جنگ جهانی دوم دچار نیهلیسم شد و هاراکیری کرد.

                                        

او همیشه دوست داشت که جایگاه امپراتور ژاپن مانند گذشته با شکوه باشد و به وضعیت قبلی بازگردد اما اینکار دیگر شدنی نبود بنابراین هاراکیری کرد.

On November 25, 1970, Mishima and four society members took control of an office at military headquarters in Tokyo. He gave a speech attacking Japan's post-World War II constitution and called on the ranks of the Japanese Self Defense Force to rebel in an effort to save traditional Japanese culture. Faithful to the samurai he then committed ritual suicide (seppuku).

His death was regarded as his final protest against modern Japanese decadence

لينك مطلب | نوشته شده در شنبه سی و یکم تیر 1385 ساعت 10:39 توسط مهران معمارزاده |


& A: Tzipi Livni, Israeli Foreign Minister
'There Will Be Two States'

 

Sunday, January 22, 2006; B01


 

I srael's new foreign minister, Tzipi Livni, is a rising star in Israel's centrist Kadima party. Although she grew up in a right-wing Likud family, Livni, 47, strongly supported Prime Minister Ariel Sharon's decision to withdraw Israeli troops and settlements from the Gaza Strip as well as his formation of a new party -- which is favored to win the most votes in elections set for March. In an interview in English on Friday with Newsweek-Washington Post's Lally Weymouth, Livni described her relationship with Sharon, her feelings about the role of Hamas in Palestinian elections and her commitment to finding a solution to the Israeli-Palestinian conflict.

Excerpts:

Is it true that you were the first person Prime Minister Sharon asked to join his new party?

Even before he decided, we had some consultations. He hesitated [to form the party]. The morning I knew he was thinking about it, I entered his office and told him that I thought this was the right thing to do. It was a gamble. But I said I'm willing to take my chances and wait for his call.

What made you make up your mind?

I entered Israel's political life and joined Likud because I thought it should lead Israel in terms of the Israeli-Palestinian conflict . . . But in the last two years, most of Likud leaders couldn't decide. There was the disengagement plan. Some of them voted against it. At the beginning, I thought that the day after the disengagement plan, we could all be united and lead the country again. Then I understood that there is no chance to get the Likud to be a united party because most Likud leaders couldn't make clear statements about the need for Israel to support a process for a two-state solution. Mostly they were arguing about the past, not the future. Until now, every Likud platform starts with the word "no" to a Palestinian state, "no" to the disengagement plan, "no" to this and "no" to that. I believe it's important that a party that wants to lead Israel should have a platform that is about values or ideas and accept the understanding that, at the end of the day, there's going to be two states.

You need a party that puts forward values?

My need as an Israeli and a Jew is to keep a Jewish homeland for the Jewish people, a sovereign, Jewish and democratic state with a Jewish majority. So how do we [do that]? The idea is to divide the land, to give up some of our rights on the land of Israel and to establish a two-state solution.

It is important to understand the real meaning of a two-state solution. Israel was established as a homeland for the Jewish people and embraced all the Jews who had to leave Arab states. This should be also the true meaning of the future Palestinian state. It should be the answer for the Palestinians wherever they are -- those who live in the territories and those who are being kept as political cards in refugee camps. This is the hard core of the conflict. In other words, the establishment of a Palestinian state takes [care of] what the Palestinians call "the right of return."

How are you going to get there? Are you going to evacuate West Bank settlements?

This government adopted the road map to give the Palestinians a political horizon . . . to define from the beginning that at the end of the process, Israel will negotiate with the Palestinians all the final status issues. The road map to get two states was cut into phases. In the first phase there are also some Israeli obligations but mostly it is the Palestinians' obligation to dismantle terrorist organizations, to reform, to democratize. The idea is that Israel will not accept a Palestinian state that hosts terrorist organizations or is a base for terror against Israeli civilians.

So what do you do about the fact that after the Palestinian elections next week, Hamas may become a large part of the Palestinian government ?

Israel made clear in the last few months that the participation of Hamas in the Palestinian Authority elections is totally against any kind of democratic values.

What's Israel going to do when Hamas becomes a part of the Palestinians' government?

First, I believe that it is the role of the international community to speak right now, even before the elections, and to say in a very clear voice that elections are only meant to achieve the goals that terrorist organizations cannot be part of any parliament.

Will you communicate with the Hamas-Palestinian government?

Israel cannot communicate with terrorist organizations . . . They are using terror because they cannot accept the existence of Israel. This is part of the Hamas charter. It is totally unacceptable.

So the international community must say it's unacceptable.

It's unacceptable, and now we accept it. We, the international community, accepted the idea of elections before, but the only reason for these elections is to give you the legitimacy to dismantle the terrorist organizations. I know what the Palestinians will do. They will try to differentiate between the parliament and the government. They'll try to say that they are weak. They will try to say there are two arms to the Hamas -- one is the legitimate political side and the other is the terrorist side -- and we cannot accept it.

Can you go ahead with your unilateral plans to disengage if Hamas is in the government?

As I said before, Israel adopted the road map.

It seemed as if the strategy of Sharon was to decide on the borders without any Palestinian partner.

The idea of the disengagement plan was to open a new window of opportunity. Before, we were on the first phase of the road map. But the Palestinians didn't implement their part. There was no partner on the Palestinian side. Israel could wait on the first phase of the road map and do nothing. But we decided that we could take some risky steps and send a message to the world and to the Palestinians that we mean business -- that when needed, we are dismantling settlements. The message is that Israel is no longer the Palestinian excuse for not fighting terrorism.

We took our forces out of the Gaza Strip; we dismantled the settlements and now Israel is no longer the excuse. And now we are back on the track of the road map; we are not talking now about more unilateral steps. . . . Our expectation now is that the Palestinians will implement their word.

You grew up in a hard-line Likud household?

Today was the memorial for my father. I just came from the graveyard. On his gravestone is written, "Here lies the Head of Operations of the Irgun -- the underground that fought for the establishment of the State of Israel." And on his tombstone he left us the map of Greater Israel -- with both sides of the Jordan Valley being part of Israel.

Many ask if territorial compromise is against my father's ideology, and I say he taught me to believe in a democratic Israel as a homeland for the Jewish people where all people enjoy equal rights. I came to the conclusion that I cannot implement all of my ideology. I have to choose and my choice was to implement the ideology of a homeland for the Jewish people with equal rights to all the minorities in the land of Israel, but [the homeland will be ] only in part of the land of Israel.

You decided you can't rule over another people?

It's against my values.

Did you have an intellectual journey from right to left?

I decided to enter politics in 1995 and in my first TV interview I said I accept the idea of dividing the land, but I believe that it is important to do it the right way. . . . But I thought Labor did it the wrong way with Oslo and Camp David. I opposed Oslo because it postponed the hard core of the conflict -- final status issues. I believed from the beginning that the idea of a two-state solution provides an answer to those who live in Israel and those who live outside. The right of return is answered.

What is the legacy of Ariel Sharon?

Israelis believe that Sharon is doing the right thing for Israeli security. . . . When he made the disengagement decision, it was said that at the end of 2005 there would be no Jews in Gaza. It was a difficult operation to take these people out of their homes. I thought about it a few days ago and realized that we did it -- there are no Jews in Gaza.

We made the decision in June 2004 and by 2005, it was over. Yet it has affected Israeli society -- there are some wounds that we should heal. It was not simple to take this decision.

I arranged the first meeting between Ariel Sharon and the settlers. They sat with him and spoke only of their personal tragedies -- one spoke of his son who could not sleep at night; another spoke of his daughter and said she was supposed to get married in July, which was during the disengagement. Another spoke of his farm and his cows and where should he live. And we sat there, and Sharon sat there, and some cried and we all had tears in our eyes.

How was Sharon?

He knew this was the right thing to do. At the same time, he tried to give them possibilities for the future -- to give them more money. We had weekly meetings during this process of all the government ministries and he asked about the cows in one part, and how are these people managing, and are schools open to take in the kids . . . I think people cannot understand how many details were involved. We all knew we were making the right decision, but it was heartbreaking.

What was Sharon's most important political contribution to Israel?

The disengagement plan changed totally the terms of the conflict and the political map in Israel. It changed some of the right-wing understanding and should change the international community's attitude toward Israel. Until then, Israel was blamed as a country that wants to control the lives of the Palestinians and will not dismantle any settlements.

I entered politics because I wanted to influence the political situation -- to do something about the Israeli-Palestinian question. This is my drive to enter politics. I am a pretty good lawyer and I decided to close the office and to enter politics.

Sharon liked you.

I feel that I gained his trust and confidence in the last two or three years. We could speak and he could feel he would not read it in tomorrow's newspapers. . . . The day I was nominated [by acting Prime Minister Ehud Olmert] to be foreign minister I missed his presence in the cabinet meeting.

What kind of gap will be left by his absence from politics?

It depends on us: There is Olmert, [Transportation Minister] Meir Sheetrit, Avi Dichter [former chief of the Israel internal security agency]. All of us are a group and I believe that we understand that we have the responsibility to work together.

Will the center hold without Sharon?

I believe so, yes. It was a question even before he got ill. Was it a one-man show, or a one-time party? I knew that [it would hold] if we sent the public a message that we care for Israel's future and are responsible and represent the ideas of the vast majority of the public.

 
لينك مطلب | نوشته شده در شنبه سی و یکم تیر 1385 ساعت 0:5 توسط مهران معمارزاده |


گلدا مایر زنی بود که نخست وزیر اسراییل شد.اما امروز زیپی لیونی زنی است که سمت وزارت  خارجه اسراییل را دارد.او ابتدا در کنیست (پارلمان )بر گزیده گشت و همواره با اریل شارون و اهود اولمرت همدل بود.در ۱۹۹۹ که به کنیست رفت جزو حزب لیکود بود و وقتی شارون، کدیما را بنا نهاد به ان رهسپار گشت.

                            

پدر وی لهستانی تبار بودوعضوی فعال از ایرگون محسوب می گشت ولی زیپی در تل اویو به دنیا امد و در خانواده ای راست و لیکودی بزرگ شد.زیپی در نیروهای دفاعی اسراییل ،ستوان بود و در دهه ۱۹۸۰ در موساد کار کرد.در دانشکده حقوق درس خواند و مدتی وکالت می کرد.مدتی وزیر دادگستری هم شد .در ژانویه ۲۰۰۶ ،سیلوان شالوم ،استعفا داد و المرت ،زیپی لیونی را به سمت وزارت خارجه منصوب کرد.زیپی از طراحان خروج یهودیان از نوار غزه بود.

مارگارت  ماری بکت وزیر خارجه بریتانیاست که جای جک استرا را گرفت .نخستین زنی است که وزیر خارجه بریتانیا  شده است.پدرش ،نجار و مادرش کاتولیک و ایرلندی بود.مارگارت متالو ژیست است .

                                       

او از حزب کارگر است ولی از مدافعان جنگ امریکا در عراق در ۲۰۰۳ بود.

لينك مطلب | نوشته شده در شنبه سی و یکم تیر 1385 ساعت 0:3 توسط مهران معمارزاده |


بالاخره چپ های مرفه(کوکتل) رفتندودکتر انجلا دوروتی کسنر (انجلا مرکل) به قدرت رسید. فیزیکدان-مسلط بر زبانهای روسی وانگلیسی-وزیر زنان و جوانان در کابینه هلموت کهل.حزب سوسیال دموکرات المان با حضور خود پس از جنگ جهانی دوم از نغلطیدن  محافظه کاران المان غربی به سمت ناسیونالیسم  افراطی راست جلوگیری کرد.این حزب با موضع تند ضد کمونیسم جنگ سرد مخالف بود.و از گفتگو با دیکتاتور های شرق اروپا حمایت می کرد.گرایشی که به نوعی پیش برد برنامه های گلاسنوست وپروستریکا بود.البته اصلاح طلبی و مدرنیزم این حزب، طبقه کارگرالمان غربی را در مقابل ویروس استالینیسم  دوران جنگ سردواکسینه کرد.اما فروپاشی کمونیسم باعث محروم شدن حزب سوسیالیست المان از ایفای نقش سازشکارانه اش شده است شرودر وکیل ودر این حزب است وحاصل ریاست وی در المان ،دوری کشورش از امریکا و نزدیکیش به شیراک و پوتین بود.واما دموکرات مسیحی هانیروهای محوری محافظه کاران المان غربی بودند.رهبران این حزب همواره یاداور می شدند که المان یک کشور مهاجرپذیر نیست.خانم مرکل از مدافعان روابط نزدیک با امریکاست

و از مواضع ضد امریکایی شرودر انتقاد کرد.او از مخالفان پیوستن ترکیه به اتحاداروپا است چون این امر نفوذ اسلام به اروپا را افزایش می دهدو مشکلات مهاجرتی برای المان ایجاد می کند.

لينك مطلب | نوشته شده در شنبه سی و یکم تیر 1385 ساعت 0:1 توسط مهران معمارزاده |


زنان در سیاست جهانی نقش محوری یافته اند.کندالیزا رایس در بیرمنگام ایالت الاباما به دنیا امد.پدرش معلم دینی و مادرش معلم موزیک بود.جداسازی نژادی که در ایالاتی چون الاباما وجود داشت به او تحرکی برای بالندگی و اعتماد به نفس می داد .او اگر چه نمی توانست همبرگری را از محلات سفید نشین خریداری کند ولی باید رییس جمهور امریکا می شد.پدر و مادرش به دنور کوچ کردند و پدرش مسئولیتی در دانشگاه دنور قبول کرد.در ۱۵ سالگی به کالج رفت ودر ۱۹ سالگی از دانشگاه دنور در رشته علوم سیاسی فارغ التحصیل گشت.پدر مادلین البرایت پناهنده ای چک بود که الهام بخش کندی جوان برای ادامه در رشته روابط بین الملل و به خصوص مسائل مربوط به جماهیر شوروی شد.

بنابر این در ۲۶ سالگی از دانشگاه استانفورد دکترا گرفت.او در زبانهای روسی ،فرانسوی،المانی و اسپانیایی تسلط کامل دارد.از طرف دیگر او واجد یک شخصیت هنری و ورزشی نیز هست.تسلط کامل وی به پیانو و رقص روی یخ از این خصیصه ناشی می شود.حتا اسمش از قطعه ای ایتالیایی به معنای به شیرینی بنواز گرفته شده است.او از مشتاقان اثار لئون تولستوی و داستا یوسکی است .تجربه وی در شورون برای او اشنایی با مسایل نفت در حد کلان را به بار اورد.و تجربه وی در طرح دفاع موشکی و مسایل مربوط به شوروی ،اقتداری بیش از اندازه برای وی به بار اورد.در زمان بوش پدر در شورای امنیت ملی ،طرف مشورت در مسایل شوروی و اروپای شرقی بود.او سیاستهای جیمز بیکر را در اتحاد دو المان توسعه داد.بوش پدر از وی تاثیر گرفت و حتا او را به میخاییل گورباچف معرفی کرد.زنی با قریحه و استاد همه مسایل مربوط به شوروی.و بعدا به عنوان رییس امنیت ملی کشور ووزیر خارجه امریکا انتخاب شد.ایا در اینده او رییس جمهور هم خواهد شد.کسی نمی داند .

لينك مطلب | نوشته شده در شنبه سی و یکم تیر 1385 ساعت 0:0 توسط مهران معمارزاده |


زمان انتخابات ریاست جمهوری امریکا ،دموکرا ت ها کوشیدند با نام بردن دختر کوچک دیک چینی ،به عنوان یک لزبین (همجنس خواه ) او را تحقیر کنند در حالیکه این حزب همیشه ادعا می کرد که به حق همجنس خواهان در امریکا باور دارد.

During the third and final presidential debate, the debate moderator asked, "Do you believe homosexuality is a choice?" John Kerry replied, "If you were to talk to Dick Cheney's daughter, who is a lesbian, she would tell you that she's being who she was, she's being who she was born as." This prompted an angry response from both Lynne and Dick Cheney

ماری چینی دومین دختر دیک چینی معاون رییس جمهور امریکاست.خواهر وی الیزابت در وزارت خارجه، پست برجسته ای دارد .ماری نیز در دانشگاه دنور کلرادو در رشته بازرگانی تحصیل کرده است .در دانشگاهی که مادرش نیز دکترای هنرش را دریافت کرده است.ماری چینی یک همجنس خواه است .

اهود اولمرت پس از اریل شارون ،نخست وزیر اسراییل شد.او از دانشگاه عبری اورشلیم ،مدارک فلسفه ،روانشناسی و حقوق را دریافت کرد.همسر او ،الیزا نویسنده نوول و نمایشنامه است.الیزا تمایلات چپ دارد .یکی از دختران این زوج دانا نام دارد که در دانشگاه تل اویو ،ادبیات خوانده است.دانا هم لزبین است و با پارتنرش در تل اویو زندگی می کند.

لينك مطلب | نوشته شده در جمعه سی ام تیر 1385 ساعت 23:59 توسط مهران معمارزاده |


حوادث خاور میانه ،جایی برای درج نوشته هایی هنری نگذاشته است.در فرصتی مناسب به مقوله هنر هم خواهم پرداخت.گروه حزب الله که بر اساس ایه <حزب الله هم الغالبون >نامگذاری شده است در ۱۹۸۲ ،سه سال پس از انقلاب اسلامی ایران در لبنان شکل گرفت.حداقل ۱۵۰۰ نفر از نیروهای انقلابی ایران در شکل گیری ان در جنوب لبنان نقش داشتند.

تا ۱۹۸۸ حزب الله ،جایگزین نیروی امل در لبنان شده بود.این گروه از انقلاب اسلامی ایران به رهبری ایت الله خمینی الهام گرفتند و در جنوب لبنان ،قسمتهایی از بیروت و دره بقاع ،عملیات خود را علیه نیروی دفاعی اسراییل (Idf) و منافع امریکا در منطقه ،انجام می دادند.البته اطلاعات امریکا گزارش داده است که این نیرو ،هسته های عملیاتی در اروپا ،افریقا ،امریکای شمالی و جنوبی دارد.این گروه کمک های مالی ،نظامی ،سیاسی و لجستیکی از سوریه و ایران دریافت می کند.در سیاست لبنان هم نقش مهمی ایفا می کنند چنانچه در ۲۰۰۵ ،۸ صندلی  جدید در پارلمان لبنان احراز کردند و کل ۲۳ جایگاه  از ۱۲۸ کرسی مجلس از ان حزب الله شد.به علاوه دو وزیر در کابینه هم از این گروه بود.حزب الله ،شبکه المنار و کانالهای ماهواره ای را در اختیار دارد.بین ۱۹۸۲ تا ۲۰۰۵ اقدامات گوناگونی را به حزب الله نسبت داده اند،ربودن غربی ها ،انفجار ۱۹۸۳ بیروت که به کشته شدن ۲۴۱ تفنگدار دریایی امریکا منجر گشت.انفجار سفارت امریکا در بیروت در ۱۹۸۳ که به کشته شدن ۶۳ نفر شد که ۱۷ نفر انها امریکایی بودند.انفجار ستاد مرکزی نیروهای چند ملیتی وابسته به فرانسه در ۱۹۸۳ که به کشتن ۵۸ فرانسوی منجر شد.هواپیما ربایی ۱۹۸۵،بمب گذاری سفارت اسراییل در بوئنوس ایرس ارژانتین در ۱۹۹۲که ۲۹ نفر کشته شدند .بمب گذاری ۱۹۹۴ در مرکز جامعه یهودی در بوئنوس ایرس که ۹۵ نفر کشته شدند و...در ۲۰۰۰ ،نیروهای اسراییلی از جنوب لبنان خارج شدند و حزب الله انرا پیروزی بزرگی حساب کرد.حزب الله با گروه های فلسطینی هم همکاریهای تنگاتنگی دارد.در جولای ۲۰۰۶ به مرز شمالی اسراییل امدند و دو نفر از نیروهای اسراییلی را ربودند.این حادثه به واکنش اسراییل علیه لبنان انجامید و از انسوی حزب الله هم با انداختن موشک به حیفا و...عکس العمل انجام داد.سید حسن نصر الله ،رهبر سیاسی و شیخ محمد حسین فضل الله رهبر روحانی و معنوی این گروه است.عماد فائز مغنیه نیز از مهره های کلیدی گروه در انجام کنش های حزب الله است.

لينك مطلب | نوشته شده در جمعه سی ام تیر 1385 ساعت 23:56 توسط مهران معمارزاده |


زمانی سناتور جان کری گفته بود:تبهکاری سازمان یافته ،کمونیسم جدید است،یک توده یکپارچه جدید.از دهه ۶۰ تا به حال،پراگ درجمهوری چک یک پایگاه مقاومت روشنفکری در برابر استبداد بوده است.اما متاسفانه بعد از فروپاشی کمونیسم شوروی ،به شهری کثیف و پر از جنایت سازمان یافته تبدیل شده است.کلمبیایی ها کوکایین را از طریق انجا به اروپای غربی می رسانند.یک جور امفتامین هم در منطقه تولید می شود و پراگ اماری سرسام اور از معتادان دارد.کامورای ایتالیا ،پراگ را جولانگاه خود قرار داده است.و گانگستر های روسی جذب انجا شده اند.از صادرات مشهور چک،سمتکس نوعی ماده منفجره پلاستیک صنعتی است.یکی از زشت ترین مافیا های دنیا ،مافیای روسی است.بعضی از کاراگاهان معتقدند که مافیای روسی ۲۰ سال یا بیشتر از فروپاشی کمونیسم جلوتر هستند.یکی از روسای مافیای روسی،سرگئی میخائیلوف است.

                                            

او در ۱۹۵۸ در مسکوبه دنیا امد.ابتدا در رستوران ها پیشخدمت بود سپس به جرم کشیده شد.در ۱۹۸۴در سن ۲۶ سالگی به جرمهای مختلف به ۶ ماه زندان یا گولاک محکوم شددر گولاک با بقیه گانگسترها اشنا شد وبعد از خلاصی سازمان سولسنتسکایا را ایجاد کرد.با فروپاشی پرده اهنین کمونیسم ،او امکانات دولت پیشین را به دست اورد.و امپراتوری خود را گسترش داد یکی از کارهای او فحشای سازمان یافته بود.سپس او به اسراییل رفت و مدتی در انجا اقامت داشت انگاه به سوییس رفت.او ۶۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰دلار از طریق بانکهای سوییس پول شویی کرد.در سوییس او دستگیر شد ولی کار شکنی دولت روسیه مانع از متهم شدن او شد.او در حالی که می گریست از هیات ژوری تشکر کرد و گفت امروز شما نشان دادید که دموکراسی در جهان زنده است.او سپس از کانتون جنوا تقاضای خسارت کرد.او همیشه می گوید من یک بازرگان ساده ام.او با سایر گروههای مافیایی هم تماس دارد و در امریکانیز بساط خود را پهن کرده است..........و اما دبی گروهی از خارج نشینان خوش نشین که  تلویزیونهای ماهواره ای جهت رنگ و رقاصی دارند برای دوبی ،پستان به تنور می چسبانند و جمعی از خوانندگان هم در دبی رحل اقامت گزیده اند.در مقاله ای از  مسلمدیا  خواندم که  یکی از مسایلی که برای دولت شیخ نشین دبی مشکلات فراوان امنیتی افریده است قاچاق مواد مخدر و فحشای سازمان یافته و پول شوییهای ناشی از ان توسط جاکشان وابسته به مافیای روسی است.

                          

براستی دبی علیرغم تلاشهای بسیار جهت ساختمان سازی و جلب توریست و سرمایه بمنزله حیات خلوت مافیای روسی در امده است.

لينك مطلب | نوشته شده در جمعه سی ام تیر 1385 ساعت 23:54 توسط مهران معمارزاده |


حیفا (haifa)

Haifa is the second most sacred place for the Bahais, the first being Ako. The profhet of this new religion (founded some 110 years ago) is buried here.
A temple was built over his grave and vast gardens
surround it. In all there are 19 terraces that go up from the bottom of mount Carmel to it's top. 9 on each side of the temple. This shot was taken from the top terrace and shows only 2 terraces. Bahai volunteers from many countries come to take care of the gardens. Some parts of the garden can be visited free of charge

The Bahá'í Faith, founded in 1844, is the most recent of the world's monotheistic religions. Its founder, Bahá'u'lláh, spent the latter years of His life in the Holy Land as a prisoner of the Ottoman Turks, and the Faith's administrative and spiritual headquarters were established in what are today the twin cities of Acre and Haifa of modern Israel. The Bahá'ís have built world-class gardens to adorn the golden-domed Shrine of the Báb, the second most holy spot of their Faith. These gardens also provide thousands of visitors with a contemplative space in which ordered flowerbeds, fountains, and flowing water give way to natural perimeters of trees and shrubs. They are an oasis of tranquility in the heart of a bustling port city.

لينك مطلب | نوشته شده در جمعه سی ام تیر 1385 ساعت 1:52 توسط مهران معمارزاده |


بیروت (beirut)

Sunset over the Meditteranean Sea in Raouche (Beirut), Lebanon. The rock formations called Pidgeon Rocks (known in Lebanon simply by their city's name: Raouche) are a large tourist draw: hence the floodlights installed to illuminate them by night. To illustrate the drastic change in times: During the 20+ years of civil war, thousands committed suicide by jumping from the top of the Pidgeon rocks. Now, across the street/boardwalk (directly behind where I stood to take this picture) is a beautiful, 2-story Starbuck's Coffee Co.

Advertising for (dutch) Breda beer in Beirut.

Beirut
Beirut is the capitol of Lebanon and has a population of 2 million, this is half of the total population of Lebanon. The city is getting back on it's feet after the civil war ('75-'90). They are building big hotels and huge tower appartments near the coast to attract tourists and rich people from the Middle East to spend money. They are also rebuilding the entire downtown area and transforming it into a a big shopping district.

Balloon
The balloon can be found next to the famous Phoenicia Hotel, near the Marina. The ride is about US$ 10 and will take you to 150m and back in 15min. The operator told me that it could go to 300m but the weather conditions must be right and he has to have permission from ATC.

Holiday Inn hotel
On the right bottom of the frame you see the Holiday Inn building that was build between '70-'75, just before the war started. It is made earthquake proof because Beirut is on the Arabian tectonic plate. The last big earthquake was in 551 AD. During the war the building was used by snipers and now by homeless people.

West Beyrouth
A good movie about the beginning of the war thru the eyes of a few teenages is West Beyrouth ('98).

This city is fantastic! If you have the opportunity, please go there and spend your money and help the country back on it's feet.

 

لينك مطلب | نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم تیر 1385 ساعت 23:43 توسط مهران معمارزاده |


در ۱۹۹۸ جمعی از نو محافظه کاران به رییس جمهور وقت، بیل کلینتون نامه سر گشاده ای نوشتند.این نامه فلسفه این گروه را نشان می دهد.

January 26, 1998

The Honorable William J. Clinton
President of the United States
Washington, DC

Dear Mr. President:

We are writing you because we are convinced that current American policy toward Iraq is not succeeding, and that we may soon face a threat in the Middle East more serious than any we have known since the end of the Cold War.  In your upcoming State of the Union Address, you have an opportunity to chart a clear and determined course for meeting this threat.  We urge you to seize that opportunity, and to enunciate a new strategy that would secure the interests of the U.S. and our friends and allies around the world.  That strategy should aim, above all, at the removal of Saddam Hussein’s regime from power.  We stand ready to offer our full support in this difficult but necessary endeavor.

The policy of “containment” of Saddam Hussein has been steadily eroding over the past several months.  As recent events have demonstrated, we can no longer depend on our partners in the Gulf War coalition to continue to uphold the sanctions or to punish Saddam when he blocks or evades UN inspections.  Our ability to ensure that Saddam Hussein is not producing weapons of mass destruction, therefore, has substantially diminished.  Even if full inspections were eventually to resume, which now seems highly unlikely, experience has shown that it is difficult if not impossible to monitor Iraq’s chemical and biological weapons production.  The lengthy period during which the inspectors will have been unable to enter many Iraqi facilities has made it even less likely that they will be able to uncover all of Saddam’s secrets.  As a result, in the not-too-distant future we will be unable to determine with any reasonable level of confidence whether Iraq does or does not possess such weapons.

Such uncertainty will, by itself, have a seriously destabilizing effect on the entire Middle East.  It hardly needs to be added that if Saddam does acquire the capability to deliver weapons of mass destruction, as he is almost certain to do if we continue along the present course, the safety of American troops in the region, of our friends and allies like Israel and the moderate Arab states, and a significant portion of the world’s supply of oil will all be put at hazard.  As you have rightly declared, Mr. President, the security of the world in the first part of the 21st century will be determined largely by how we handle this threat.

Given the magnitude of the threat, the current policy, which depends for its success upon the steadfastness of our coalition partners and upon the cooperation of Saddam Hussein, is dangerously inadequate. The only acceptable strategy is one that eliminates the possibility that Iraq will be able to use or threaten to use weapons of mass destruction. In the near term, this means a willingness to undertake military action as diplomacy is clearly failing. In the long term, it means removing Saddam Hussein and his regime from power. That now needs to become the aim of American foreign policy.

We urge you to articulate this aim, and to turn your Administration's attention to implementing a strategy for removing Saddam's regime from power. This will require a full complement of diplomatic, political and military efforts. Although we are fully aware of the dangers and difficulties in implementing this policy, we believe the dangers of failing to do so are far greater. We believe the U.S. has the authority under existing UN resolutions to take the necessary steps, including military steps, to protect our vital interests in the Gulf. In any case, American policy cannot continue to be crippled by a misguided insistence on unanimity in the UN Security Council.

We urge you to act decisively. If you act now to end the threat of weapons of mass destruction against the U.S. or its allies, you will be acting in the most fundamental national security interests of the country. If we accept a course of weakness and drift, we put our interests and our future at risk.

Sincerely,

Elliott Abrams    Richard L. Armitage    William J. Bennett

Jeffrey Bergner    John Bolton    Paula Dobriansky

Francis Fukuyama    Robert Kagan    Zalmay Khalilzad

William Kristol    Richard Perle    Peter W. Rodman

Donald Rumsfeld    William Schneider, Jr.    Vin Weber

Paul Wolfowitz    R. James Woolsey    Robert B. Zoellick

لينك مطلب | نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم تیر 1385 ساعت 23:29 توسط مهران معمارزاده |


دوشنبه 26 تير1385 ساعت: 21:29 توسط:sina
Mehran jan ..be nazare man donya abestan tahavolat-e bozorgi ast...Oza ra chetor arzyabi mikoni

دوست عزیز از تحولات زیادی که در اینده در جهان روی می دهد گفت و نظر مرا نیز خواستار شد.با وقوع حادثه ۱۱ سپتامبر ،تینک تنک رییس جمهور امریکا از پالئو کنزرواتیو به نئو کنزرواتیو تغییر کرد.در ۲۰۰۲میلادی ،نطق رییس جمهور توسط سخنرانی نویس دیوید فاروم نوشته شد

                                    

و از سه کشور عراق ،ایران و کره شمالی به عنوان محور شیطانی نام برد.

Our goal] is to prevent regimes that sponsor terror from threatening America or our friends and allies with weapons of mass destruction. Some of these regimes have been pretty quiet since September the 11th. But we know their true nature. North Korea is a regime arming with missiles and weapons of mass destruction, while starving its citizens.

Iran aggressively pursues these weapons and exports terror, while an unelected few repress the Iranian people's hope for freedom.

Iraq continues to flaunt its hostility toward America and to support terror. The Iraqi regime has plotted to develop anthrax, and nerve gas, and nuclear weapons for over a decade. This is a regime that has already used poison gas to murder thousands of its own citizens—leaving the bodies of mothers huddled over their dead children. This is a regime that agreed to international inspections—then kicked out the inspectors. This is a regime that has something to hide from the civilized world.

States like these, and their terrorist allies, constitute an axis of evil, arming to threaten the peace of the world. By seeking weapons of mass destruction, these regimes pose a grave and growing danger. They could provide these arms to terrorists, giving them the means to match their hatred. They could attack our allies or attempt to blackmail the United States. In any of these cases, the price of indifference would be catastrophic.

پیشتر رونالد ریگان ،امپراتوری شیطانی را بر شوروی کمونیستی نام نهاد و شوروی فروپاشید.امریکا با حمله به افغانستان و عراق ،دو طرف ایران را در اختیار گرفت که این  نقش ایران به عنوان هارتلند در تئوری امریکاییها را نشان می دهد.پروپاگاندا علیه ایران با بحث اتمی اغاز شد که در ۲۰۰۲ توسط عضوی از اپوزیسیون مطرح گردید اما چنانچه علی لاریجانی گفت هدف امریکا ،تغییر نظام جمهوری اسلامی است.از انسوی امریکا مثل گذشته انتخاب اصلاح طلبان در ایران را تقویت نکرد.شاهد بودیم که خاتمی توسط دمکرات های امریکا مورد تایید بود و مادلین البرایت حتا عذر خواهی امریکاییان از کودتای ۲۸ مرداد را رسمن مطرح کرد.ولی نو محافظه کاران امریکا به جنگ که پایان سیاست است بیشتر بها می دهند.از این سوی دکتر محمود احمدی نژاد که در اصولگرایی انقلابی سر سخت بود رییس جمهور ایران گشت .ایران مشوق ها را قبول نکرد.از ابتدا هم مشخص بود این امر روی خواهد داد.پروژه اتمی کمی پس از انقلاب از سر گرفته شده بود و یک پروژه ویژه نظام بود و ایران هم تهدید های روز افزون از سوی امریکا را حس می کرد.به نظر می رسد امریکا با اسراییل می کوشد تا بازوهای جمهوری اسلامی در خاور میانه را که برای موجودیت اسراییل در حمله امریکا به ایران خطرناک است قطع کند.اریل شارون اینچنین نمی توانست عمل کند.او باید به تغییر چهره ای که از او ساخته بودند توجه می کرد .اما اهود المرت با کابینه مرکزی و رو به چپش چنین مشکلی ندارد.

جمهوری اسلامی هم می کوشد ،جهان اسلام را تهییج کند چنانکه دکتر احمدی نژاد گفت:

If the Zionist regime commits another stupid move and attacks Syria, this will be considered like attacking the whole Islamic world and this regime will receive a very fierce response.”

در اخر من هم اوضاع ملتهب و اشوب باری را در جهان پیش بینی می کنم.

لينك مطلب | نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم تیر 1385 ساعت 23:2 توسط مهران معمارزاده |


دیروز به همراه دوستان به تفرج به ویلایشان در مرق رفتیم .از انجا کارخانه یو سی اف اصفهان را در دامنه کوهی دور دست نظاره گر شدیم.احساسی از ترس در کنار زیبایی محیط به ما دست داد.روز بعد در خبر ها شنیدیم که ۱۶۴ سانتریفوژ سنکرونیزه و همزمان کار کرده اند و اورانیم غنی شده را تحویل داده اند.من چون در معدن سرب و روی، پزشک بودم و چند ده کیلومتر از محلمان ،معدن اورانیم ساغند بود نا گزیر به مطالعه درباره این عناصر می پرداختم .

                                                                            کیک زرد

اورانیم عنصری با جلای فلزی و خاصیت رادیو اکتیویته است که در هسته هر اتمش ،۹۲ پروتون است.ایزوتوپ ۲۳۵ ان ،سوخت راکتورهای اتمی و ماده منفجره سلاح اتمی است.دو ایزوتوپ اصلی اورانیم ،۲۳۸ و ۲۳۵ است که ۲۳۵ در راکتورها و اسلحه های اتمی مصرف می شود.ایزوتوپ۲۳۸ می تواند با جذب یک عدد نوترون ،پلوتونیم ۲۳۹ ایجاد کند که ماده اخیر در فرایند شکافت هسته ای یا فیسیون قابل استفاده است.با بمباران کردن اتمهای اورانیم ۲۳۵ پدیده شکافت هسته ای رخ می دهد که انرژی هسته ای و انفجار هسته ای بر اساس ان است.در طبیعت اورانیم ۲۳۵ از ۲۳۸ کمتر در سنگ اورانیم دیده می شود بنابراین برای افزایش اتم اورانیم ۲۳۵ باید غنی سازی صورت گیرد.برای غنی شدن اورانیم باید به UF6یا هگزا فلورید اورانیم دست یابیم .

                                                    

                                                               اورانیم غنی شده با غلظت بالا

این ماده برای فرایند غنی کردن الزامی است.UF4 یا نمک سبز یا تترافلورید اورانیم برای رسیدن به UF6 نیاز است.که در خبرها چند ماه پیش شنیدیم ایران به نمک سبز دسترسی یافته است.و اما کیک زرد ،کنسانتره اورانیم است که ماده اولیه برای پی گیری UF4 وUF6است و ۹۰ درصد اکسید اورانیم یا U3O8دارد.نیمه عمر اورانیم ۲۳۵ ،۷۰۰۰۰۰۰۰۰سال است .در دهه ۱۹۵۰ محمد رضا شاه به کمک بین المللی این پروژه را در ایران اغاز کرد.بعد از انقلاب ۱۹۷۹ در ایران ،پروژه متوقف شد و به زودی دوباره شروع گشت.در دوران جنگ سرد توافقی بین ایران و امریکا در سال ۱۹۵۷ برای شروع این پروژه زیر نام اتم برای صلح شکل گرفت.در ۱۹۵۹ مرکز تحقیقاتی هسته ای تهران ایجاد شد و در ۱۹۶۷ راکتورها با اورانیم غنی شده کار کردند و در ۱۹۶۸ ایران پیمان NPTرا امضا کرد.قرار بود که تا سال ۲۰۰۰ میلادی تعداد۲۳ ایستگاه نیروگاه اتمی در ایران به کمک امریکا ساخته شود.در دهه ۱۹۷۰ توجه به نیروگاه بوشهر برای تولید الکتریسیته معطوف شد و قرار دادی با شرکتی المانی بسته شد.سرمایه گذاری ایران در اورودیف که بالغ بر بیلیونها دلار می شد ضامن این پروژه ها بود.اورودیف کمپانی سهامی ساخته شده بوسیله فرانسه،بلژیک ،اسپانیا و سوئد بود.در دهه ۱۹۷۰ هنری کیسینجر ،همکاریهای اتمی ایران و امریکا را امضا کرد حتا در زمان جرالد فورد طرحی برای کمک به ایران در ساخت پولوتونیم مطرح شد که افرادی چون دیک چینی ،دونالد رامسفلد و ولفوویتس از موافقان این طرح بودند.بعد از انقلاب ،جمهوری اسلامی ایران به اژانس اتمی ،شروع کار را اعلام کرد و حتا اژانس هم برای مساعدت ،تمایل نشان می داد ولی با فشار امریکا ،قول اژانس، خاتمه داده شد.فرانسه از دادن اورانیم غنی شده به ایران امتناع کرد.سرمایه های ایران از اورودیف باز نگشت.البته در دهه ۱۹۹۰ مقداری از پول به ایران مسترد شد و سهامداریش در ارودیف باقی ماند اما اورانیم غنی شده به ایران نیامد.شرکت المانی هم بعد از انقلاب ،دنباله کار را ادامه نداد و ایران در ۱۹۹۵ با روسیه پیمانی برای تکمیل نیروگاه بوشهر امضا کردند.در ۲۰۰۲ علیرضا جعفر زاده ،از وجود تجهیزاتی در نطنز و کارخانه اب سنگین در اراک خبر داد و....... 

لينك مطلب | نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم تیر 1385 ساعت 22:5 توسط مهران معمارزاده |


در اقیانوس ارام ،جزایر میکرونزی وجود دارد که یکی از انها جزایرمارشال است که قسمتی مرجانی در ان وجود دارد .توده مرجانی این جزیره را بیکینی اتول گویند.

اینجا محل ازمایش بمب اتمی امریکا بوده است.در ۱۹۴۶در پاریس یک مهندس و یک طراح مد ،شورت شنا و سینه بندی برای زنان طراحی کردند که چون از نظر تحریک چون بمب اتمی عمل می کرد و این بمب در بیکینی اتول جزایر مارشال ازمایش شده بود انرا بیکینی نامیدند.

 

 

لينك مطلب | نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1385 ساعت 13:10 توسط مهران معمارزاده |


mass mooningعریان کردن باستن برای اعتراض سیاسی و اجتماعی است که معمولن توسط گروه های انارشیست و ضد جهانی شدن استفاده می شود .عریان کردن ناحیه ژنیتالیا بدون لخت کردن باستن را blue mooningمی گویند.این عکس از Gothenburg سوئد است.

 

مونینگ دانشجویان دانشگاه استانفورد

لينك مطلب | نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1385 ساعت 12:45 توسط مهران معمارزاده |


در ۱۹۷۳ الکساندر سولژنیتسین اپوزیسیون سیاسی شوروی کمونیستی کتاب the gulag archipelagoرا نوشت و چشم جهانیان را به این اردوگاه های مخوف و مرگبار باز کرد.ناراضیان سیاسی را در سیستم گولاگ ها به کارهای سختی چون کار در معدن و هیزم شکنی وا می داشتند.در ۱۹۷۰ الکساندر جایزه نوبل ادبیات را دریافت کرد و در ۱۹۷۴ از روسیه تبعید شد.

                                    

او در رشته ریاضی تحصیل کرد گرچه در رشته های تاریخ وفلسفه نیز دوره هایی دید.در جنگ جهانی دوم در ارتش سرخ در قسمت توپخانه فعالیت می کرد.در ۱۹۴۵ در حالیکه از جوزف استالین انتقاد کرده بود ،دستگیر شد و به ۸ سال در اردوگاه های کار،محکوم گشت.مدتی از دوران زندانیش در قزاقستان سپری شد که به کارهایی چون معدن کاری ،اجر چینی و ذوب فلزات گمارده گشت.در ۱۹۵۴به او اجازه داده شد تا بیماری سرطانش را مداوا کند.پس از این دوران در خفا ،می نوشت و تجربه های گوهر بار و افشا گرانه اش را به قلم می اورد.در ۱۹۷۰ که جایزه ادبیات نصیبش شد نمی توانست به استکهلم رود و انرا دریافت کند.او پیشنهاد کرد که در سفارت سوئد در روسیه مراسمی برگزار گردد اما سوئد از ترس شکراب شدن روابطش با شوروی قبول نکرد.در ۱۹۷۴ که از روسیه اخراج شده بود ،جایزه را دریافت کرد.پس از چند ماهی زندگی در سوییس به امریکا رهسپار گشت.در ۱۹۹۰ شهروندی روسی او دوباره احیا شد و در ۱۹۹۴ با همسرش ناتالی به روسیه بازگشت.علا رغم خوش  امدی که امریکا به او گفت ،سولژنیتسن هیچوقت در خارج زادگاهش راحتی نداشت و به زبان انگلیسی تسلطی نیافت.او به پاتریوتیسم روسی و مذهب کلیسای ارتدکس روسیه باوری راسخ داشت.

لينك مطلب | نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1385 ساعت 12:3 توسط مهران معمارزاده |


پیشکش به  شادروان سید عبدالحسین خادم الحسینی طباطبایی پدر بزرگ عزیزم که عاشق توتون و چای بود .

۲۰۰۰ سال پیش بومیان امریکا،از تنباکو برای پزشکی ،مراسم مذهبی و هدیه به روحهای پرستش شده استفاده می کردند.سیاح ایتالیایی-اسپانیایی کریستوفر کلمبوس در حوزه کاراییب مردمانی را دید که دخانیات را در برگهای بزرگ تنباکو ،دود می کردند و می کشیدند.

گاهی از لوله ای به نام توباگو برای تدخین استفاده می کردند .خدمه کشتی کریستف کلمب ،تنباکو را برای استفاده به اسپانیا بردند.ملاحان ،کاشفان و دیپلماتها عامل گسترش پیپ و سیگار در اروپا بودند.از تنباکو برای درمان طاعون خیارکی ،اسم  ،میگرن ،سرطان و کاهش دردهای زایمان استفاده می کردند.اما به تدریج مصرف تفننی ان مد روز شد.در ۱۶۱۲ کلنی انگلیسی جیمز تاون ویرجینیا محل کاشت تنباکوی وحشی در امریکا گشت.

                      

زندانی های انگلیسی و بدهکاران در این زمینها کار می کردند و بعد از ۵ تا ۱۲  سال ازاد می شدند انگاه سیاهپو ستان به کار در این زمینها مجبور شدند.بعد از ۱۷۷۶ مزارع تنباکو به کارولینای شمالی و حتا به میسوری در غرب هم کشیده شد.در ۱۶۱۴ اتفاق سرنوشت سازی رخ داد

                     

.گدایان شهر سویل اسپانیا تنباکو را در کاغذ قرار دادند وسیگارت را اختراع کردند.سربازان انگلیسی در جنگ کریمه در ۱۸۵۳ تا ۱۸۵۶ در دست متحدینشان یعنی ترکها ،سیگارت دیدند و ان را راحتتر از سیگار یا پیپ ارزیابی کردند.سیگارت در امریکا بعد از جنگ انفصال یعنی ۱۸۶۱ تا ۱۸۶۵ رایج شد اما گران بود چون با دست پیچیده می شد.مخترع امریکایی جیمز بونساک یک ماشین برای ساخت سیگارت اختراع کرد که هزاران سیگارت را در یک ساعت تولید می کرد .این اختراع در سال ۱۸۸۰ قیمت سیگارت را پایین اورد.در ۱۸۴۷  یک بازرگان انگلیسی به نام فیلیپ موریس در لندن مغازه ای باز کرد و به فروش سیگارت های ترکی که با دست پیچیده می شدند پرداخت

.                           

او یک کارخانه هم برای تولید سیگارت ایجاد کرد.در ۱۸۹۸ یک کار افرین به نام گوستاو اکمیر یک   فروشگاه در شهر نیویورک امریکا دایر کرد که شعبه ای از فیلیپ موریس بود.یکی از محصولات فیلیپ موریس، سیگارت مارلبروغ بود که برای زنان ثروتمند تولید می شد ویک نوار قرمز برای پوشاندن لکه ماتیک بر سیگارت تعبیه شده بود.

                                               

یک تاجر از کارولینای شمالی ،کمپانیهای تنباکو را در کل کشور خرید و تراست درست کرد بعدا با قانون ضد تراست ،مونوپلی او سقوط کرد و زمینه برای رقابت در این صنعت پر سود ایجاد شد.در ۱۹۲۵ کمپانی فیلیپ موریس یک نوع جدید به بازار عرضه کرد :مارلبورو.در ۱۹۵۰ انجمن پزشکی امریکا گزارشی مبنی بر سرطانز ا بودن سیگارت عرضه کرد.بعد از این گزارش ،سقوطی در بازار سیگارت رخ داد.بعد از جنگ جهانی دوم هم این سقوط دیده شد.کمپانی های سیگارت ،در جواب به این گزارش ،فیلتر به سیگار اضافه کردند.در ۱۹۵۵ مارلبورو هم فیلتر دار شد و مارلبروی مردانه با کاراکتر کابوی به بازار وارد شد.این استراتژی مردانه فروش را بالا برد.در ضمن فیلیپ موریس شعبه بین المللی هم افتتاح کرد.در ۱۹۷۰ این کمپانی ،یک کمپانی ابجو فروشی را هم خرید و سیگارت با تار کم ایجاد کرد.تار عامل سرطان شناخته شده بود

                                       

                                                                      جو کامل

.کمپانی ،سون اپ را هم خرید و فعالیتهای چند گانه ای را دنبال کرد.سازمان نظارت دارویی امریکا در ۱۹۹۸ حذف اگهی سیگارت را از بیل بوردها اعلام کرد.صنایع دخانیات اعلام کردند که سیاستهای مربوط به دخانیات وظیفه کنگره است نه نظارت دارویی. دادگاه عالی امریکا حق را به صنایع دخانیات داد.

لينك مطلب | نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1385 ساعت 0:27 توسط مهران معمارزاده |


در ۱۸۶۲ ،میسیونری امریکا در سوریه و لبنان از دکتر دانیل بلیس خواست تا کالجی اموزشی برای پزشکی و دانشهای دیگر در لبنان ایجاد کند.دکتر بلیس به امریکا شتافت و در ان زمان جنگ های داخلی و تورم شدیدی در این کشور وجود داشت و او مجبور شد در انگلستان ،بودجه این کالج را تامین کند.بلیس در ۱۸۶۶ به بیروت امد.کالجی تاسیس شد که هر فردی جدا از رنگ ، مذهب و...می توانست در انجا درس بخواند.اولین مدارس ان برای پزشکی ،داروسازی ،پرستاری و دندانپزشکی بود ولی بعدن مهندسی و رشته های دیگر هم اضافه شد.در ۱۹۲۰ نام این مجموعه از کالج پروتستان سوری به دانشگاه امریکایی بیروت تغییر کرد.

                           

در این دانشگاه ،کسانی چون امیر عباس هویدا ،محمود حسابی ،خلیل زاد سفیر امریکا در عراق ،شوقی افندی بهایی و...درس خوانده اند.مدرسه میسیون مذهبی امریکا ییان در ارومیه از سال ۱۸۴۰ به بعد توسعه یافت.فرزندان مسلمان هم می توانستند در این کلاسها شرکت کنند.میسیونرهای امریکایی به کار طبابت هم اشتغال داشتند.نخستین پزشک امریکایی که به ایران امد دکتر گرانت بود که ۹ سال صادقانه در ارومیه به مردم خدمت کرد.پس از مرگ او ،دکتر رایت به ایران امد و هنگام بروز بیماری طاعون در ارومیه ،هزاران نفر را از مرگ نجات داد.او ۲۴ سال در ایران ماند.در ۱۸۷۹ زیر نظر دکتر کاکران امریکایی ،بیمارستان وست مینستر در ارومیه به پایان رسید.

                   

کالج یا دانشکده پزشکی ارومیه در ۱۸۸۲ شروع به کار کرد و نخستین دانشکده پزشکی در ایران بود.گواهینامه پایان تحصیل پزشکان ایرانی توسط دکتر کاکران صادر می شد و مظفرالدین شاه ان را گواهی و امضا می کرد.در ۱۸۸۹ یک خانم دکتر به نام ماری اسمیت به تهران فرستاده شد،همه ایرانیان می پرسیدند که چگونه یک زن ممکن است از طبابت سر رشته داشته باشد.شاه شهید هم برای گرفتن نبضش به خانم دکتر مراجعه کرد.خدا می داند شاید هم می خواسته با او لاسی بزند.

لينك مطلب | نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم تیر 1385 ساعت 23:50 توسط مهران معمارزاده |


نام این شهر چیست؟

 

 

 

 

لينك مطلب | نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم تیر 1385 ساعت 14:41 توسط مهران معمارزاده |


تئودور روزولت ،شکارچی برجسته ای بود وبه  شکارهای بزرگ (big game) دلبستگی داشت.گاهی این رییس جمهور امریکا به قاره سیاه افریقا می رفت تا فیل یا شیری شکار کند.از وی کتاب های پر ارزشی نیز در شکار گری باقی مانده است.رز و موریس میچام دو مهاجر روسی تبار یهودی بودند که در بروکلین زندگی می کردند.برای نسل ها ،خرس ها وحشت می افریدند اما میچام ها ،ان را به شکل عروسک دلنوازی افریدند و نام او را به خاطر شکارچی بزرگ تئودور (تدی)،Teady bearگذاشتند.در ۱۹۰۲ بین دو ایالت میسیسیپی و لوئیزیانا ،مناقشه مرزی بود و رییس جمهور تئودور روزولت دعوت شد تا مسئله را حل و فصل کند.فرصت مناسبی بود تا روزولت ،خوی شکارچی گریش را با خرسهای ان منطقه ارضا کند.بچه خرس بالای درخت رفت ولی روزولت او را نکشت و گفت این تنها شکاری است که به او فرصت زنده ماندن داده است.کارتون های زیادی از رییس جمهور و خرس در روزنامه ها چاپ شد.

 

در ۱۸۸۷ موریس میچام بدون پول از کشتارهای کشورش به نیویورک امد وبا رز ازدواج کرد و مغازه ای برای فروش خرت و پرت ،شیرینی و عروسک های دوخته شده ایجاد کردند.سفر روزولت به ایالت لوییزیانا و داستان خرس و انتشار کارتون ها ،این دو را به دوختن عروسکی شبیه ان چه در کارتونها امده بود ،علاقه مند ساخت.انها خرس عروسکی اصلی را به کاخ سفید فرستادند تا بچه های رییس جمهور با ان بازی کنند و در ضمن از روزولت اجازه می خواستند که نامش را بر عروسک بگذارند.تئودور گفت:فکر نمی کند نامش تاثیری در اقبال عمومی به عروسک ها نماید ولی انها را ازاد گذاشت هر کاری دلشان می خواهد بکنند.میچام ها ،خرس تدی را در ویترین مغازه شان گذاشتند و یارای تقاضای زیاد برای خرید خرس ها را نداشتند.تمام وقت ،به تولید خرس های تدی پرداختند و فروش بی سابقه این عروسک ها به توجه جمهوریخواهان برای انتخابات اینده به عنوان سمبل این حزب انجامید.واین چنین زوج یهودی میچام ،عروسک نمادین کشور امریکا را افریدند.

لينك مطلب | نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم تیر 1385 ساعت 14:33 توسط مهران معمارزاده |


دو جامعه شناس المانی با هم دوست بودند.تحقیقات و مطالعات را با هم شروع کردند .با هم و در کنار هم می نوشتند و مطالعه می کردند.نشریه ارشیو را منتشر می کردند ،نشریه ای که در عرصه ی تفکر سیاسی اقتصادی المان تاثیر بزرگی داشت.ماکس وبر و ورنر سومبارت.وبر می اندیشید که حضور پیوریتن ها و پروتستانتیسم پیوند عمیقی با روح سرمایه داری مدرن دارد.

                               

وبر در سال ۱۹۰۵ کتاب اخلاق پروتستانی و روح سرمایه داری را نوشت.اما سومبارت حضور یهودیان را یکی از عوامل تکوین سرمایه داری جدید می دانست.این نقش را یهودیان بیش از پیوریتن ها  به عهده داشتند.او کتاب یهودیان و حیات اقتصادی مدرن را در ۱۹۱۱ نوشت.من هر دو کتاب را خواندم و یکی از بهترین لحظات زندگیم خواندن کتاب سومبارت بود.مدتها دنبال این کتاب می گشتم و ان را بالاخره یافتم.

                                        

در قرن ۱۵ میلادی اخراج یهودیان از کشورهای اسپانیا و پرتغال صورت گرفت.وزوال اقتصادی این دو کشور به دلیل بالا رخ داد.در قرن ۱۶ در شهرهای ایتالیا چون جنوا و ونیز و ناپل و سیسیل هم یهودیان اخراج شدند.یهودیان اواره به هلند رفتند یا به شهر ازاد لگورن در ایتالیا و فرانکفورت و هامبورک در المان رفتند واین جاها رونق اقتصادی گرفت.بالاخره کانون فعالیتهای اقتصادی از جنوب به شمال کشیده شد.یهودیان در زمان کرامول و الیزابت هم مدافعان خوبی در انگلستان یافتند و انگلستان هم رونق اقتصادی یافت.یهودیان مشتاق یافتن سرزمینهای استعماری نیز بودند.یهودیان در شرکت هلندی هند شرقی از سهام داران عمده بودند.مشارکت یهودیان در پایه ریزی مستعمرات انگلیس در افریقای جنوبی و استرالیا هم در دست است.بودجه و حقایق علمی سفر دریایی کریستف کلمب که به یافتن ینگه دنیا منجر شد از سوی یهودیان بود.

اولین بازرگانان امریکا ،یهودی بودند و اولین نهادهای صنعتی در امریکا بوسیله یهودیان پایه ریزی شد.صنعت تولید شکر در برزیل وباربادوس و جامائیکا و سورینام و مستعمرات فرانسه چون گوادلوپ ،سن دومینیگو و مارتینیک مدیون یهودیان است.

بی جهت نبوده است که تئودور روزولت رییس جمهور امریکا به نقش یهودیان در پایه ریزی رشد و شکوفایی امریکا اشاره کرده است

.کالیفرنیا تا حد زیادی مخلوق یهودیان است.خانواده روتچیلد به واقع اولین سلاطین راه اهن بودند..سومبارت در این کتاب خواندنی از اهمیت دین در حیات اقتصادی یهودیان می گوید.در کتاب عهد عتیق و تلمود صدها قطعه می توان یافت که از ثروت به عنوان لطف الهی نام برده شده است البته ثروت هدف نیست بلکه وسیله ای برای پاداش در نزد یهوه است.امشل روتچیلد ،قوانین دین یهود را تا دم مرگ رعایت می کرد.

 هرگز در خانه دیگران گوشت نمی خورد مبادا ذبح شرعی نشده باشد.او هنگام دعا و مناجات در روز توبه گریه می کرد و گاهی غش بر او عارض می شد.دین یهود واقعی با اسرار میانه ای ندارد و عرفان را قبول ندارد و رابطه خدا و بشر بسیار مکانیکی و سخت و بر اساس قوانین است.رابطه ای که در تجارت هم به کار می اید.در تلمود امده است از روحی که به تو داده شده است محافظت کن و ان را از بین نبر.نفی زندگی مترادف با پارسایی نیست.زندگی را بر اساس هدفی از پیش تعیین شده و در هماهنگی با برنامه ارمانی متافیزیک به پیش ببر.طبیعت نه مقدس است نه غیر مقدس.البته می تواند مقدس شود.تمایل به بدی از سوی خداوند افریده شده است ولی تورات پادزهر ان است.زندگی خانوادگی در میان یهودیان اهمیت دارد و انرژی لازم برای رشد سرمایه داری را ایجاد می کند.بخش قابل توجهی از استعداد سرمایه دارانه ای که یهودیان واجد ان بودند تا حد زیادی از محدودیت های جنسی ای بود که اموزگاران دین بر انها اعمال کردند.منطقی کردن زندگی بر اساس قوانین یهود حاصل ان بود.انزوا طلبی یهودیان که ناشی از دین انهاست عامل دیگر در پیشرفت است.انها خود را نژاد برگزیده می دانند.در یهودیان اواره هماره تعلق خاطر عمیق به سرزمین اسراییل و دین یهود دیده می شود.از یک غریبه می توانی بهره بگیری ولی از یک اسراییلی نه.مسیحی رباکار در لحظات مرگ عذاب وجدان دارد اما یهودی رباکار که از مسیحیان و مسلمانان بهره گرفته مطابق دینش عمل کرده است.بنابراین معامله ی تجاری با غریبه ها بری از هر گونه مسئولیت اخلاقی است.این قوانین باعث شده که محدودیت شرعی برای بنیانگذار بودن تجارت ازاد از سوی یهودیها نباشد.....در اخر خواندن هر دو کتاب را به دوستان توصیه می کنم.

 

لينك مطلب | نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم تیر 1385 ساعت 13:42 توسط مهران معمارزاده |


زمانی می گفتند که اریل شارون پسر یک قصاب اصفهانی است و حتا ادرس مغازه قصابی پدرش را هم می دادند.و من می گفتم :خیر ،اریل شارون تباری روسی دارد و در فلسطین به دنیا امده است.اما شاید ریشه این ادعا، تعداد زیادی از ایرانی تباران باشند که در ارتش اسراییل ،عرصه هنر و دانش فعالیت می کنند.با تعجب دیدم که چیف استاف نیروهای دفاعی اسراییل ،یک یهودی ایرانی تبار است.رییس جمهور و وزیر دفاع هم ایرانی هستند.ایزاک لاریان غول صنعت اسباب بازی امریکا و سازنده عروسک های براتز در ایران به دنیا امد و در ۱۹۷۱ به ایالات متحده رفت.

 

                      

او حتا یکی از عروسک های براتز را به نام فارسی یاسمن که اسم دخترش است ،نامیده است.پیش از اینکه دیکشنری اریان پور بیاید من از حیم استفاده می کردم.سلیمان حیم از پایه گذاران دیکشنری در کشورمان بود.ریتا از خوانندگان و هنر پیشه های معروف اسراییل است که در تهران زاده شده است...از ان سوی در لبنان ،رهبر حزب الله ،سید حسن نصرالله برای تکمیل تحصیلات حوزوی اش به قم رفت و در انجا درس خواند.در زمان صفویه،علمای جبل عامل و حله به ایران امدند و حوزه های شیعی در کشورمان به وجود امد.شیخ بهایی از انها بود.در زمان حمله افغانها ،این روحانیون به نجف رفتند و در انجا حوزه نجف را تشکیل دادند.جالب است در این نبرد خونین ،یک  ایرانی تبار در برابر یک درس خوانده ایران قرار دارد.

لينك مطلب | نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم تیر 1385 ساعت 16:14 توسط مهران معمارزاده |


کانادا-اتاوا ۲۰۰۴

 

لينك مطلب | نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم تیر 1385 ساعت 13:38 توسط مهران معمارزاده |


دکتر ارتور شنیتسلردر وین اطریش به دنیا امد و مدرک دکترای پزشکی اش را از دانشگاه وین گرفت.

                                               

مدتی در بیمارستان عمومی وین کار کرد ولی به  عشق نویسندگی،پزشکی را ترک کرد.شنیتسلر یک فرویدی تمام عیار بود وبا زیگموند فروید هم نامه نگاری داشت.وی شرح صریحی از سکس داشت و بعضی از نوشته هایش ،او را متهم به هرزه نگاری کرد.هیتلر کارهای او را اشغال یهودی می نامید.ارتور علیه انتی سمیتیسم هم می ایستاد.در بیشتر کارهای وی تم های سکسی و تختخوابی دیده می شود.                                                                              

در نمایشنامه پروفسور برنهاردی اما بر خلاف عادت مالوف ،از این تم ها خبری نیست.او کارهای کوتاه و نوول هم داشت در ضمن از ۱۷ سالگی تا دو روز قبل از مر گش به علت خونریزی مغزی ،یادداشت های روزانه و خاطراتش را می نوشت.او در خاطراتش ،روابطش با زنان گوناگون را توضیح می دهد و ثبتی از ارگاسم های روزانه اش را در معرض دید خوانندگان قرار می دهد.نامه های او چاپ شده است که نامه های فروید به او  در میان انهاست.traumnovelleنوولی از اوست که استانلی کوبریک کارگردان شهیر ان را دست مایه ساختن فیلم eyes wide shutکرد.این فیلم اخرین کار کوبریک بود که با بازیگری تام کروز و نیکول کیدمن ارائه شد.کوبریک از خانواده ای یهودی و مهاجر بود که بسیاری از کارهایش برای من رنگ فرویدی دارد

.در نظریه فروید هیجانات غریزی نیرومند تر از علایق عقلانی اند.فرهنگ مجبور است برای محدود ساختن غرایز پر خاشگری ادمیان ،هر انچه را ممکن است بسیج کند.تمدن ،مدعای اصل لذت را سرکوب می کند ،ولی در بطن خود تمدن ،این لذت تداوم می یابد .ناخود اگاه ،اصل لذت شکست خورده را نگهداری می کند.                                          

در فیلم چشمان باز بسته ،در گیری و ستیز اصل لذت و اصل واقعیت به خوبی دیده می شود.مردان با کلاس و ثروتمند و متمدن در واقعیت ،در مجلسی سکسی و میهمانی orgyدر عمارتی در حومه نیویورک با شیوه های مختلف جنسی از هم جنس گرایی گرفته تا فرمهای سادیستی مطابق اصل لذت عمل می کنند.در پرتغال کوکی از تلاش تمدن برای سرکوب شراره های پرخاشگری ،داستانی را می بینیم.

لينك مطلب | نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم تیر 1385 ساعت 10:35 توسط مهران معمارزاده |


Eyes wide shutفیلمی جنجال بر انگیز بود.از کتابی که دوست زیگموند فروید نوشت.کسی که شرح ارگاسم های روزانه اش را می نوشت و با زنان زیادی رابطه جنسی داشت.از ان سوی کوبریک کارگردان انارشیست انرا کارگردانی کرد.این فیلم سرشار از <ارجی های تکان دهنده>است.سکس همه جا دیده می شود.

                                

در شهر متمدن نیویورک ،زیر پوست شهرو در محافل خصوصی ثروتمندان .البته من که فیلم <سالو>از پیر پائولو پازولینی را دیده ام ،تماشای این کار چندان سخت نبود.مشکلات این فیلم باز هم ظهور کرد وقتی که هندوها اعتراض کردند.نامه زیر از هندوان است :

To Whom it may concern at Warner

On behalf of American Hindus Against Defamation (AHAD), we would like to express serious concerns about the inclusion of one of the most prominent Hindu scriptural quote [sic], in the movie "Eyes Wide Shut". Midway in this movie, the character played by Tom Cruise goes to a mansion where what could best be described as an orgy party is taking place. When he enters a large room where several sex acts are taking place, the background music subsides and the shloka (scriptural recitation) from Bhagwad Gita, one of the most revered Hindu scripture is played out. The shloka is: "Parithranaya Saadhunam Vinashaya cha dushkrithaam Dharmasamsthabanarthaya Sambhavami yuge yuge …" which means "For the protection of the virtuous, for the destruction of the evil and for the firm establishment of Dharma (righteousness), I take birth and am incarnated on Earth, from age to age." Hundreds of Hindus have contacted us to express their shock at the use of Hindu scripture as a background for this scene in the movie. There appears to be no connection, or apparent justification for the use of this shloka. It appears to be totally out of context! We, American Hindus Against Defamation are baffled, disgusted and annoyed by the use of the shloka, and fail to understand your intent and the relevance of its usage. We have also been contacted by major media organizations, including BBC-London, NY Post, etc., seeking our comments. Before we make any comments to them, we have decided to first contact you and seek a prompt and honest explanation as to why it was decided to use this scripture during this scene in the movie. We are not launching a protest at this time, however, we do request an explanation as soon as possible. American Hindus Against Defamation (AHAD) is the pioneer Hindu rights coalition consisting of several major Hindu organizations. AHAD was responsible for movement that successfully sought withdrawal of Aerosmith - Nine Lives album cover, and recent withdrawal of Universal television's Xena episode "The Way" from circulation. For more information about AHAD, please contact....

در صحنه های ارجی ،عبارتی از  کتاب مقدس هندوان استفاده شده بود.انها از کمپانی برادران وارنر می خواستند تا این شلوکا (ایه)از فیلم حذف گردد واینچنین از هندوان پوزش خواسته گردد.

                                  

به نظر شما در این موارد چه باید کرد؟ایا باید به خواسته هندوان که خواهشی دینی است عمل کرد یا باید حرمت ازادی بیان را پاس داشت.

لينك مطلب | نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم تیر 1385 ساعت 0:0 توسط مهران معمارزاده |


فکر می کنید اوضاع لبنان به کجا کشیده می شود.؟

 

سید حسن نصرالله رهبر حزب الله لبنان

او برای تکمیل تحصیلاتش به حوزه قم هم امده است.

دان هالوتس چیف استاف نیروهای دفاعی اسراییل از خانواده ای یهودی -ایرانی است.

 

لينك مطلب | نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385 ساعت 2:25 توسط مهران معمارزاده |


قرار بود ماه مرداد به سفر لبنان بروم.شاید مجبور شوم کشور دیگری را انتخاب کنم.اشوب در راه است و نشانه های ان از هر سوی دیده می شود.هند ،لبنان ،نیجریه و....اصلن شاید نتوانیم دیگر سفر کنیم.مقاله زیر از سایت دیوید هوروویتس نومحافظه کار معروف است.بی شک نظر اینها در تحلیل اوضاع اتی نقش مهمی دارد.گرچه در این قسمت فقط نظرات افراد را بازتاب داده ام و هرگز نشانه موافقت یا رد من نسبت به انها نیست.

Moment of Truth
By David Horowitz
FrontPageMagazine.com | July 14, 2006

Americans need to take a hard look at what is going on in the Middle East, because it provides the clearest picture possible of the war we are in. On one side are al-Qaeda, Hamas, Hizbollah, Syria and Iran and their allies: Russia, France, Greece, and the UN majority. On the other is the only democracy in the land of Muslim and Arab terror. The origins of this front in the war on terror are crystal clear: the desire of the Muslim terrorists -- the elected majority among Palestinian Arabs and the occupying Shi'ite army in Lebanon, backed by Syria and Iran -- to destroy Israel and push the Jews into the sea.

The war reveals the impossibility of a Palestinian state and the necessity of a civilized occupying force in a region that is populated by a people who have been terminally brainwashed into an ideology of hate, which makes their self-government a crime waiting to happen.

There were 10,000 Jews living in Gaza until recently. They were so creative that while representing less than one percent of the population they accounted for 10% of the entire gross national product of the country. Productive and law-abiding as they were, their existence in Gaza required a Israeli army presence to protect them. So uncontrollable is the genocidal hatred of Palestinians for Jews (more than a million Palestinians on the other hand live peacefully in Israel enjoying more rights than any Arabs or Muslims living in their own countries). The Israeli army in Gaza was also necessary to prevent genocidal Palestinians Jew-haters from lobbing rockets into Israeli schoolyards.

Eventually, the Israeli leadership made a decision to capitulate to Arab Jew hatred and uproot the Jews living in Gaza, and to withdraw the forces that protected Israel from being attacked by Arab criminals. In the months that followed, the Arabs did nothing to improve their new homeland, which they now controlled completely. Instead, they elected genocidal terrorists to govern them. They destroyed the horticulture industry the Jews had created and that provided 10% of their GNP. They lobbed 800 or so rockets into Israel. During all this mayhem no word of condemnation for the Gaza aggressors came from the UN, France, Russia and rest of the Jew-hating, terrorist-appeasing and terrorist-supporting international community.

Consequently, the Hamas army command, based in Syria, authorized a further aggression -- a tunnel into Israel and the kidnapping of an Israeli soldier. For good measure, Palestinians in the West Bank executed an 18-year old Jewish hitch-hiker for the crime of being a Jew. Still no condemnation of the Palestinians from the Jew-haters in France, Russia and at the UN. This support encouraged Iranian-sponsored Hizbollah to initiate another aggression, this time from the north.

The goal of the United States and Israel and all freedom-loving and civilized people in this war must be the destruction of the Hamas and Hizbollah leadership, their military infrastructure and capabilities. If there was a UN worthy of the name, it would expel Syria and Iran from its body, and send a Security Council armed force to the West Bank and Gaza to institute an occupation whose duration should not be less than a generation. During this occupation, the hate schools of the West Bank and Gaza should be revamped so that the children of Palestinian Arabs are taught basic rules of civilized behavior -- tolerance instead of ethnic and religious hatred, condemnation of suicide bombers instead of reverence for them as martyrs, and such common decencies as regarding monsters like Samil Kuntar, a Palestinian terrorist who took a father and child hostage and smashed the child's head against a rock and who is regarded as a hero and official model for Palestinian children as the monsters they are.

The world will not be a safe place or a decent one until the present regimes in Gaza, the West Bank, Syria and Iran are gone. This is a war all Americans must support

لينك مطلب | نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385 ساعت 1:39 توسط مهران معمارزاده |


هر چند که تمامی زندگی ام به تجارت عتیقه گذشته و با سایه های ستونهای سرنگون شده بعلبک ،تذمور و تخت جمشید عجین شده تا انجا که جانم نیز به خرابه ای بدل شده است.        ادگار الن پو

لبنان به تجارت دریایی اقوام سامی فنیقیه مفتخر است.بعد از سقوط عثمانی ،زیر قیمومیت فرانسه در امد.در ۱۹۴۶ نیروهای فرانسوی عقب نشینی کردند اما هرج و مرج اغاز شد.در ۱۹۵۸ حتا تفنگداران دریایی امریکا مجبور به دخالت شدند .بعد از کشمکش اسراییل و فلسطین،مهاجران فلسطینی زیادی به لبنان امدند.نیروهای میلیشیای مارونی زیر رهبری بشیر جمیل برای برخورد با فلسطینیان اقدام کردند.نیروهای سوری برای مدد رساندن به فالانژیست های مارونی در سال ۱۹۷۶به لبنان امدند.بعدن سوری ها متحدان فلسطینی ها شدند و مارونی ها به اسراییل گرایش یافتند.نیروهای ازادیبخش فلسطین در جنوب لبنان به اسراییل تعرض می کردند و شهروندان اسراییلی را ترور می کردند.

                                        

                                        امیل لحود رییس جمهور طرفدار سوریه

در دهه ۱۹۸۰ برای خارج کردن نیروی ازادیبخش فلسطین وسوریها از لبنان ،نیروهای بین المللی نظارت کردند.اما رادیکالیسم در لبنان شدت گرفت.حزب الله شکل گرفت .بمب گذاری در سفارت امریکا رخ داد.علاوه بر مشکلات افراد و گروه های داخلی سیاسی در لبنان ،حضور سوریها در این کشور و نفوذ ایران بر حزب الله و حملات اسراییل به لبنان مشکل زا بودند.بعد از ۱۰ سال ارامش نسبی، رفیق حریری نخست وزیر سابق که مخالف حضور و دخالت سوریه در لبنان بود کشته شد و تظاهرات شکوهمندی در بیروت در مخالفت با سوریه رخ داد.

                                             

عمر کرامی نخست وزیر طرفدار سوریه استعفا داد.نیروهای سوری خارج شدندو سعد حریری رهبری مخالفین سوریه در پارلمان را به عهده گرفت.حزب الله به حمایت از سوریه پرداخت.

لينك مطلب | نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385 ساعت 0:30 توسط مهران معمارزاده |


در خبرها شنیدیم که رییس جمهور امریکا ،در سن پترزبورگ به وضعیت <خودروفسکی>علاقه نشان داده است.به راستی ،میخائیل خودروفسکی کیست ؟میخائیل در یک خانواده میدل کلاس روسی بزرگ شد و جزو لیگ جوانان کمونیست (کومسومول)در انستیتوی تکنولوژی شیمیایی مندلیف گشت .پس از پروستوریکا،خودروفسکی از ارتباطات قویش با کمونیست برای تقویت تجارت ازاد استفاده کرد.اینچنین به ثروت زیادی رسید.در ۱۹۸۶نخستین تجارت خود را با باز کردن کافه خصوصی اغاز کرد ،سپس مرکز دانش و تکنولوژی مناتپ (بانک اینده مناتپ ) را گشود که علاوه بر ورود و فروش کامپیوتر ها ،ودکای سوییسی و براندی فرانسوی نیز جزو کالاها بود.شرکت او در سال ،turn overبرابر با ۸۰ میلیون روبل داشت.در ۱۹۸۹،بانک خصوصی مناتپ را ایجاد کرد.این بانک ،نردبان ترقی وی شد و وارد صنعت انرژی و نفت گشت.(یوکوس).خودروفسکی انسانی خیر و نوع دوست بود که کارهای زیادی در رشد اینترنت در روسیه و ایجاد فضایی مستعد برای دموکراسی در کشورش انجام داد.

در ۲۰۰۳ میلادی ،خودروفسکی را به خاطر مسایل مالیاتی دستگیر کردند و به زندان انداخته شد.فکر کنم بزرگترین جرم او کمک به پروسه دموکراسی در روسیه بود. شاید بوش می خواهد به پوتین یاداوری کند که امریکا ،الترناتیوهایی برای او به یاد دارد.

لينك مطلب | نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385 ساعت 0:0 توسط مهران معمارزاده |


هلند

لينك مطلب | نوشته شده در شنبه بیست و چهارم تیر 1385 ساعت 15:6 توسط مهران معمارزاده |


المان ،همیشه اعجاب مرا بر انگیخته است.انقلاب صنعتی انگلستان در سده هجدهم بود.بلژیک و فرانسه با خرید غیر قانونی تجهیزات انگلیسی و وارد ساختن کارگران انگلیسی ،نوسازی صنعت را اغاز کردند.ولی المان کشوری یکپارچه نبود و مجموعه ای از حدود چهل دولت مستقل بود که به جز زبان ،کم تر وجه مشترکی داشتند.در سال ۱۸۰۷ سرف داری در پروس ملغا شد.اصناف که تعداد کارگران صنعتی را پایین نگاه داشته بودند ،قدرت خود را از دست دادند و اینچنین المان شروع به رشد کرد.در کودکی ،داستانهای لتونی و افسانه های سوییسی را خواندم.هانسل و گرتل ،سبب خشنودی کودکان دنیا ست که نویسنده ان برادران گریم المانی بودند.

سفید برفی و هفت کوتوله که دستمایه زیباترین کارتون شد نیز از همین دو برادر بود.المان کشور موسیقی  دانان ،فیلسوفان ،فیزیکدانان ،روبرت کخ وزادگاه شور و شر رومانتیسم و سینمای اکسپرسیونیسم است......بیش از ۲۳ درصد امریکایی ها ،نیاکانی المانی دارند حتا دونالد رامسفلد وزیر دفاع فعلی امریکا ،نیاکانی المانی داشته است.در سده ۱۷ میلادی ،المانی ها در نزدیکی فیلادلفیا سکنا گزیدند.

                     

المانی ها از ابتدا اثر فوق العاده ای در امریکا داشتند .انها بر حرکت های کارگری این کشور تسلط زیادی داشتند.جنگ جهانی دوم و ظهور هیتلر به مهاجرت یهودی های المانی به امریکا منجر شد.در زمان گرهارد شرودر صدر اعظم ضد امریکایی المان روابط بین این دو کشور سرد بود اما با روی کار امدن دکتر انجلا مرکل فیزیکدان به مقام صدر اعظمی به نظر می رسد این دو کشور هم پیمانان خوبی برای هم شده اند.

لينك مطلب | نوشته شده در شنبه بیست و چهارم تیر 1385 ساعت 1:12 توسط مهران معمارزاده |


امروز سالگرد انقلاب فرانسه است که نا بختیار بود و کشتارهای وسیعی راه انداخت.بزرگترین کنش در مخالفت با این کشتارها را مارکی دو ساد انجام داد وقتی که از مسئولیت انقلابی اش استعفا داد.دیگری مالزرب بود. در ۱۷۶۰ به مخالفت با خودکامگی شاه برخاسته بود ولی پس از انقلاب داوطلب دفاع از لویی شانزدهم نگون بخت در پیشگاه کنوانسیون انقلابی شد.

توکویل نبیره مالزرب بود و بعدن گفت :

{من نواده ی اقای مالزرب هستم :مالزرب از مردم در برابر شاه ،واز شاه در برابر مردم دفاع کرد...}

امروز ژاک شیراک و مردم فرانسه ،یاد انقلاب -به اصطلاح کبیر-فرانسه را پاس داشته اند.....انقلابی که دیوانه وار همه چیز را تغییر داد و حتا به (ورق بازی-card play)هم رحم نکرد.نخستین ورق های بازی از مصر بود که در دهه های ۱۳۰۰میلادی در انجا وجود داشت.این ورقها ۵۲ عدد بودند و ۴ suitداشتند.این بازی در ۱۳۷۱ به اسپانیا رسید و در سرتاسر اروپا گسترش یافت.در ۱۴۸۰فرانسه ،۴ suitمرسوم در زمان ما را افرید-خشت،دل ،پیک و گشنیز.همیشه شاه بالاترین بر گه به شمار می رفت و اس(یک)ضعیف ترین بر گه محسوب می گشت.اما پس از انقلاب فرانسه ۱۷۸۹ ،اس یا یک به عنوان نشان طبقات پایین اجتماع بر کشیده شد و شاه در زیر ان قرار گرفت.زیرا این انقلاب با شاه کشی و regicideهمراه بود.

                 

لينك مطلب | نوشته شده در شنبه بیست و چهارم تیر 1385 ساعت 0:1 توسط مهران معمارزاده |


تو ماس مازاریک در امپراتوری اطریش -مجارستان زندگی می کرد.او در ۱۸۹۱ به پارلمان رفت و برای حقوق اقلیت اسلاو زیر سلطه حکومت تلاش می کرد.وقتی اتریش -مجارستان به جنگ ۱۹۱۴ یا جنگ جهانی اول کشیده شد،مازاریک به امریکا فرار کرد و شروع به فعالیت برای حمایت از مهاجران چک  و اسلواک کرد و کوشید تا وودرو ویلسون رییس جمهور امریکا را برای استقلال چکسلواکی از امپراتوری تشویق و تحریض کند.بعد از پیمان صلح ،چکسلواکی کشور مستقلی شد.مازاریک اولین رییس جمهور چکسلواکی گشت.

           

در ابتدا المان پرورنده ناسیونالیسم فرهنگی بود.پدر این تحول ،گوتفرید فون هردر بود.او از اقتباس روزافزون زبان فرانسه از سوی نخبگان المان ،مدهای فرانسوی و فلسفه سطحی عصر روشنگری فرانسه تنفر داشت.او معتقد بود که هر زبانی حاوی روح متمایز یک مردم است.وقتی ارتش فرانسه ،اتریش و پروس را در ۱۸۰۶ شکست داد،فیلسوفی به نام فیخته ،مکتب فکری هردر را به صورت برنامه ای سیاسی در اورد.ناسیونالیسم از روح رومانتیسم بهره گرفت.ارنست رنان نویسنده فرانسوی قرن ۱۹ معتقد بود که ملت ،یک روح ،یک اصل معنوی است و دارای اگاهی ای است نزدیک به همه پرسی هر روزه ای از مردم.در سده ۱۹ در ایتالیا جوزپه ماتسینی ،الهام بخش ملی گرایان بود.نوشته های او بیانگر روح رمانتیسم ،عقاید دموکراتیک و مفاهیم پیشرفت اجتماعی منبعث از سن سیمون سوسیالیست تخیلی بود.ماتسینی خواهان وحدت ایتالیا بود.او می گفت :هویت ملی ذاتی است و همه ادعاهای ملی با هم سازگارند.تصور او از ملت واحد سرزمینی بزرگی بود دارای تمدنی شکوفا و جهانشمول با سنتهای دیر پای تاریخی.و بیداری ملی، طغیانی علیه رژیم های ستمگر و محافظه کار محسوب می شود.ناسیونالیست های موفق به متمدن کردن دنیا نظر داشتند.ماتسینی هم یکی از انها بود.

نوعی از ملی گرایی صبغه ضد استعماری دارد.نایرره رهبر تانزانیا ،افریقا را یک ملت واحد در برابر اروپا می دانست.او به فرهنگ های مختلف در افریقا توجه نمی کرد بل رنگ پوست را در نظر می گرفت.فرانتس فانون و البر ممی ناسیونالیسم ضد استعماری را با بیان فلسفی توصیف کردند.بارزترین وجه مشخصه ناسیونالیسم ضد استعماری ،پیوند ارمانهای ملی با سوسیالیسم ،مارکسیسم و کمونیسم است.ملی ها در ایران اکثرن به دور مصدق در امدند وملی گراییشان از این نوع است.چپ ها هم با این ملی گرایی ،لطف و التفات دارند.ملی گرایان ایران به نظر من بیگانه هراسند.از انگلیس نفرت شدیدی دارند و از امریکا هم به خاطر سقوط مصدق-به زعم این گروه-دل خوشی ندارند.

                                         

عجیب است که در اروپا ،چپ سوسیالیست و ناسیونالیسم همواره سر شاخند ولی در بیرون اروپا از جمله کشور ما ،چپ و ناسیونالیسم پیوند داشتند.

لينك مطلب | نوشته شده در شنبه بیست و چهارم تیر 1385 ساعت 0:0 توسط مهران معمارزاده |


استانلی کوبریک ،حقن یک نابغه است.او در لیست کارگردانان مورد علاقه من نیست ولی نمی توان فیلمهای او را دید و از قریحه سرشارش حرفی نزد.فیلم راههای افتخار و چشمان باز بسته او البته از فیلمهای دلبندم است.استانلی در نیویورک به دنیا امد،پدرش  برای وی تسلط فوق العاده به شطرنج ودوربین اورد.استانلی ،عکاسی قوی بود.کوبریک از کارگردانان لیبرال و حتا انارشیست امریکا بود.صلح طلب بودن او ،شکستن اتوریته ،انتخاب موضوعاتی که کارگردانان جرات نزدیک شدن به انها را ندارند،همه و همه او را چهره ای جنجالی ساخت.در ۱۹۶۲ لولیتا را ساخت.موضوعی که در جامعه ی پیوریتن ماب امریکا به راحتی تحمل نمی شد.بازی پیتر سلرز را در این فیلم بسیار دوست دارم.

                             

دو سال بعد ،کمدی سیاه دکتر استرنج لاو را از او شاهد بودیم.در جامعه امریکا که شاهین ها قدرت دارند ،این فیلم ریسک بزرگی به نظر می رسید.اگر در لولیتا سکس عجیب یک مرد مسن به دختری نوجوان مطرح بود در ابتدای دهه ۷۰ ،پرتغال کوکی با بازنمایی وحشت اور و تکان دهنده خشونت و سادیسم ظهور کرد.شخصیت مرد دانشمندی که بر ویلچیر نشسته بود و از تجاوز به زنش دچار ترومای روانی شد برای من بسیار وحشت اور بود.shiningدر دهه ۸۰ یک فیلم وحشت بود.جک نیکلسون بسیار استادانه بازی کرد.ژاکت تمام فلزی در همین دهه ساخته شد.نگاه من به جنگ ،فرویدی است.جنگ هست گرچه بد است.در این فیلم واقعن ادم از جنگ بدش می اید.واما چشمان باز بسته در اواخر دهه ۹۰ ساخته شد.فیلمی که از کتاب یکی از دوستان فروید ،البته با تغییر ستینگ افریده شد.ظهور سکس در زیر پوست جامعه ی به ظاهر متمدن.تمدن و فرهنگ نمی تواند لیبیدو (زیست مایه حیاتی )که گل سر سبدش ،سکس است از متن جامعه خارج کند.همه جا ظهور سکس را می دیدیم.....

لينك مطلب | نوشته شده در جمعه بیست و سوم تیر 1385 ساعت 23:42 توسط مهران معمارزاده |