تبليغاتX
چو ایران نباشد تن من نباد

 

 

Main Email Archive Designer
الن سوکال استاد فیزیک دانشگاه نیویورک در نشریه نشنال تکست که ویژه نظریه انتقادی است منتشر کرد..او در این مقاله عدد پی را ثابت و همگانی نمی داند.بلکه بسته به جایگاه یک ناظر متغیر می داندوان را تا بع تاریخیت چاره ناپذیر می شناسد

.رسوایی بزرگی رخ داد یک فیزیکدان عالیرتبه در مسایل یقینی چون عدد پی تشکیک کرد.پس به چه می توان در این دنیای وانفسا اعتماد کرد.بعدا الن سوکال گفت که شوخی کرده است و هدفش افشای سوئ استفاده متظاهرانه و متفننانه نظریه پردازان سرشناس فرانسوی ،دریدا،بودریار ،لیوتار و کریستوا از فیزیک جدید بود.سوکال مهمات مرگباری را در معتقدان به علم کبیر گذاشت .بنیادگرایانی که معتقدند علم ساخت اجتماعی ندارد.بنابراین علم پسا مدرن وجود ندارد.سوکال می خواست نسبی گرایی افراطی پسا مدرن را مفتضح کند.لازم به ذکر است که نظریاتی چون کوانتم و نظریه اشوب منابع غنی برای نسبی گرایان پست مدرن ایجاد کرد.

در نظریه ساختار گرایی ،معنا در اثار حضور دارد و با تحلیل کشف می شود.کسانی چون لوی اشتراوس و سسور بانیان این نظریه اند .اما دریدا این بانیان را مورد حمله قرار می دهد و می گوید معنا پدیده ای ناپایدار تر و متزلزل تر است.او شالوده شکنی پسا ساختارگرایانه را ایجاد کرد.او برداشت متعارف از معنا در غرب را متکی به متافیزیک حضورمی داند .یعنی معنای کامل یک واژه در ذهن گوینده و نویسنده ان حاضر است.دریدا این پنداشت را لوگوس محوری می نامد.دریدا حضور شفاف معنا را دست  نیافتنی می داند.

شالوده شکنی فلسفه ای است که خوداگاهانه می کوشد تا دعویات فلسفی مطرح درباره توانایی ما برای نظم بخشیدن به جهان را بی اعتبار کند.

لیوتار کتاب مقدس پسا مدرن را نوشت.او به روایت های کبیری که تمامیت خواهانه و اقتدار طلب بود حمله کرد.او به لیبرالیسم -مارکسیسم -دین و هنر که اقتدار طلب هستند و روایتهای صغیر و حاشیه ای را منکوب می کنند حمله کرد.

او با طرح علم پسا مدرن چون نظریه کوانتم و... الگویی برای پژوهش های فکری در اختیار ما می گذارد.علم پسا مدرن نادانسته ها را پدید می اورد نه دانسته ها.این علم راه حل مطرح نمی کند بلکه مساله ها می افریند.

بودریار جامعه شناس فرانسوی واقعا مرا دیوانه کرده است. او هم مارکسیسم را به خاطر اینکه فکر و ذکرش تولید بوده مردود می شمارد.بودریار هر چه بیشتر پیش می رود نیهلیست تر و غیر سیاسی تر می شود.او معتقد است ما در دنیایی از وانموده های حاد واقعی زندگی می کنیم.از نظر او اینده گشوده نیست بل تهی است

.او مجذوب نشانه های بی مرجع ،تهی ،بی معنی ،پوچ و گنگ است.نشانه های بی مرجع گفتمان هایی چون مارکسیسم را انکار می کند .دوره قضاوت های ارزشی سپری شده است.امریکای پسا مدرن از معنا فراتر رفته و به قلمروی حاد واقعی پا گذاشته--حتما کتاب امریکای او را بخوانید---

لينك مطلب | نوشته شده در یکشنبه سی ام بهمن 1384 ساعت 14:35 توسط مهران معمارزاده |


تو ماس مازاریک در امپراطوری اطریش -مجارستان زندگی می

کرد.او در ۱۸۹۱ به پارلمان رفت و برای حقوق اقلیت اسلاو زیر

سلطه

مازاریک ناسیونالیست چک

حکومت تلاش می کرد.وقتی اطریش - مجار ستان به جنگ ۱۹۱۴ یا

جنگ جهانی اول کشیده شد،مازاریک به امریکا فرار کرد و شروع به

فعالیت برای حمایت از مهاجران چک و اسلواک کرد و کوشید تا

وودرو ویلسون رییس جمهور امریکا را برای استقلال چکسلواکی از

امپراطوری تشویق و تحریض کند.

چک

بعد از پیمان صلح ،چکسلواکی

کشور مستقلی شد.مازاریک اولین رییس جمهور چکسلواکی

گشت.در ابتدا المان پرورنده ناسیونالیسم فرهنگی بود.پدر این

تحول ،گوتفرید فون هردر بود.

هردر پدر رمانتیسیسم المان

او از اقتباس روز افزون زبان فرانسه از

 سوی نخبگان المان،مدهای فرانسوی و فلسفه سطحی عصر

روشنگری فرانسه تنفر داشت.او معتقد بود که هر زبانی حاوی روح

 متمایز یک مردم است.وقتی ارتش فرانسه ،اتریش و پروس را در

۱۸۰۶ شکست داد فیلسوفی بنام فیخته مکتب فکری هردر را به

صورت برنامه ای سیاسی در اورد.ناسیو نالیسم از روح رومانتیسم

 بهره گرفت.ارنست رنان نویسنده فرانسوی قرن ۱۹ معتقد بود که

ملت، یک روح ،یک اصل معنوی است.و دارای اگاهی ای است

نزدیک به همه پرسی هر روزه ای از مردم.

در قرن ۱۹ در ایتالیا جوزپه ماتسینی

 ماتزینی ناسیونالیست ایتالیایی

الهام بخش ملی گرایان

بود.نوشته های او بیانگر روح رمانتیسم،عقاید دموکراتیک و مفاهیم

 پیشرفت اجتماعی منبعث از سن سیمون سوسیالیست تخیلی

بود.ماتسینی خواهان وحدت ایتالیا بود.او می گفت هویت ملی

ذاتی است وهمه ادعاهای ملی با هم سازگار ند.تصور او از ملت

واحد سرزمینی بزرگی بود دارای تمدنی شکوفا و جهانشمول،با

سنتهای دیر پای تاریخی.

گندلیر (قایقران) ونیزی

و بیداری ملی طغیانی علیه رژیم های

ستمگر و محافظه کار محسوب می شود.ناسیونالیست های موفق

 به متمدن کردن دنیا نظر داشتند .ماتسینی هم یکی از انها بود.

 

نوعی از ملی گرایی صبغه ضد استعماری دارد.نایرره رهبر

تانزانیا،افریقا را یک ملت واحد در برابر اروپا می دانست.او به

فرهنگهای مختلف در افریقا توجه نمی کرد بل رنگ پوست را در نظر

 می گرفت.فرانتس فانون و البر ممی ناسیونالیسم ضد استعماری

را با بیان فلسفی توصیف کردند.بارزترین وجه مشخصه

ناسیونالیسم ضد استعماری پیوند ارمانهای ملی با سوسیالیسم

،مارکسیسم و کمونیسم است.

دکتر محمد مصدق ملی گرای ضد استعماری

.ملی ها در ایران اکثرا به دور مصدق

در امدند و ملی گراییشان از این نوع است.چپ ها هم با این ملی

گرایی لطف و التفات دارند.ملی گرایان ایران به نظر من بیگانه

هراسند.از انگلیس نفرت شدیدی دارند و با امریکا هم به خاطر

سقوط مصدق -به زعم این گروه-خوب نیستند.عجیب است که در

اروپا چپ سوسیالیست و ناسیونالیسم همواره سرشاخند ولی در

بیرون اروپا-از جمله کشور ما- چپ و ناسیونالیسم پیوند داشتند.

 

لينك مطلب | نوشته شده در یکشنبه سی ام بهمن 1384 ساعت 0:15 توسط مهران معمارزاده |


بعد از حادثه ۱۱ سپتامبر ،روانکاوان و روانپزشکان هم غافل نبودند.انها مطالعات زیادی بر تروریسم انجام دادند.یکی از این مطالعات با طرح سوال چرا انها کفار امریکایی را می کشند اغاز شد

.انها به این نتیجه رسیدند که تروریست های اسلامی نتیجه تربیت در خانواده های ضد زن و اصولگرا یی هستند که خانواده را به دو قسمت مردها و زنها تقسیم می کند.در این جوامع رابطه دوستی بین زنان و مردان وجود ندارد و حتا مراکز عمومی ،رستورانها واینترنت مشمول این

 تقسیم شده است

.در عربستان حتا زنان حق رانندگی هم ندارند.در افغانستان ،دختران نمی توانستند به مدرسه و زنان به سر کار روند.وقتی دختری به دنیا می امد سوگواری اغاز می شد.در بعضی از کشورهای اسلامی ،کلیتوریس دختر زشت و کثیف و شیطانی خوانده می شود بنابراین تیغ ختنه انرا قطع می کند.عمل ختنه دختران به عفونت و درد در انها منجر می شود و بالغ بر ۱۳۰ میلیون زن در جوامع اسلامی با کلیتوریس بریده تخمین زده می شود.

از نیجریه و سودان و مصر و اتیوپی تا پاکستان.در تحقیقی بر دختران و زنان مصری نشان می دهد که ۹۷ در صد از خانواده های تحصیل نکرده و ۶۶ درصد از خانواده های تحصیلکرده هنوز این عمل را انجام می دهند.در سودان و اوگاندا این رقم به مراتب بالاتر است.عمل ختنه دختران توسط کتاب اسمانی مسلمانان توصیه نشده است حتا به زعم پیامبر باید دختران نسبت به پسران بهتر رفتار گردند.اما زن ستیزی به شدت در جوامع اسلامی قابل مطالعه به چشم می خورد.مطالعات اخیری در فلسطین از سو استفاده جنسی نسبت به دانش اموزان دختر فلسطینی نشان می دهد.حتا ازدواج با دختران ،تجاوز جنسی در نظر گرفته می شود وانها درسنین پایینی چون ۸ سالگی به اینکار تن می دهند.زدن وحشیانه زنان فراوان است و طلاق بسیار کم.زنانی دیده شده است که به خاطر تقاضای طلاق کشته شده اند.۹۷

 درصد از زنان افغان در مطالعه ای دچار افسردگی سخت شناخته شدند.این زنان نمی توانند مادر ایدئالی برای فرزندانشان باشند.فرزندان از زدن ،سوزاندن،بریدن ،مسموم شدن و....رنج می برند.مدارس اسلامی از تنبیه های بدنی مرتب استفاده می کند.و گاهی سو استفاده جنسی  حتا در پسران دیده می شود.وقتی این پسران بزرگ می شوند احساس خود کفایی می کنند.کشورهای انها هم سرشار از پول نفت و مظاهری از فرهنگ غرب است.این مردان اصولگرا ابتدا جذب این ازادی جدید می شوند ولی بزودی احساسی از بد بودن که حاصل تربیت سخت انها در گذشته است به انها دست می دهد.بنابراین انها نفرتشان را به امریکا که نماد اعظم گناه ،لذتهای نامشروع و.... است معطوف می کنند.سید قطب پدر تروریسم اسلامی ابتدا از زندگی روشنفکرانه ای در قاهره برخوردار بود او حتا نجیب محفوظ برنده جایزه نوبل ادبیات را کشف کرد.ولی با ملاقاتش از امریکا برای ادامه تحصیلات و دیدن جوانانی که در کلیسا می رقصیدند و بر هم بوسه می زدند باعث تحولی در وی شد.به مصر بازگشت اما اصولگرا.اسامه بن لادن در دوران تحصیل به نایت کلاب هم می رفت او یک نوشنده الکل و خانم باز بود.اما بزودی احساس گناهی در وی متجلی شد و به کشتن کفار غربی و دوستان مسلمانشان مشغول شد.او زندگی لذت طلبانه اش را ترک گفت و با ۴ زن و ۵۰ فرزندش در غار عزلت پناه برد.

لينك مطلب | نوشته شده در شنبه بیست و نهم بهمن 1384 ساعت 12:8 توسط مهران معمارزاده |


در سال ۱۹۲۲ کتاب عجیبی در ورشو ظاهر شد.رمانی در دو جلد به نام عطش بی پایان نوشته شد که نویسنده اش ویت کی ایویچ بود.او نقاش و نویسنده و فیلسوف بود ونظامی مدون کرد که به مونادو لوژی لایب نیتس شباهت داشت.موضوع رمان یکسره خیالی بود.

لخ والسا و تابوت ریگان

وقایع داستان در اروپا یا دقیقتر در لهستان رخ داد.تمدن غرب در معرض خطر هجوم سپاهی از شرق است.سپاهی مغولی -روسی.قهرمانان کتاب ناخرسندند ،ایمانی ندارند و کار نزدشان معنایی ندارد.این فضای انحطاط بر تمام کشور سایه انداخته است.درست در همان لحظه ،تعداد زیادی طواف در شهر ظاهر می شوند که همگی قرص مورتی بینگ می فروشند.

اشویتس - لهستان

مورتی بینگ ،فلسفه زندگی که راز قدرت ارتش مغولی - روسی بود را عصاره کرده بود و قرصی ساخته بود.هر کس این قرص را می خورد خوشحال و ارام می شد.مشکلاتی که تا ان لحظه عذابش می ذاذ یکباره بی اهمیت و سطحی جلوه می کرد.دیگر نگران مسائل متا فیزیک نمی شد.تند روی هنری برایش یاوه می شد و دیگر حمله ارتش مغولی -روسی ،فاجعه ای برای تمدنش محسوب نمی شد.با قرصهای مورتی بینگ ،سپاه غرب تسلیم دشمن شد

رهبر کره شمالی

.در این رمان نویسنده اغلب می گفت مذهب،فلسفه و هنر واپسین روزهای خود را می گذرانند.در ۱۹۳۹ ارتش سرخ به خاک لهستان امد و نویسنده خودکشی کرد.این کتاب روحیه بی تفاوتی مردم به خصوص روشنفکران را زیر سلطه توحش توجیه می کند.

در ۱۹۷۳ در استکهلم سوئد حادثه عجیبی رخ داد.۴ کارمند بانک توسط یک دزد سابق و مجهز به تفنگ گروگانگیری شدند

.اسکانیا -سوئد

گروگانها ۱۳۱ ساعت نگهداشته شدند.بعد از ازادیشان ،این نکته یافته شد که گروگانها از پلیس بیشتر از گروگانگیر می ترسیدند و یک سمپاتی و گرایش شدید به گروگانگیر یافته بودند.حتا یکی از زنها با او ازدواج کرد.این همکاری گروگانها با گروگانگیرشان را سندرم استکهلم می گویند.

من فکر می کنم دو پدیده مورتی بینگیسم و سندرم استکهلم مانع رهایی مردم از دست حکومت های ستم پیشه است.

لينك مطلب | نوشته شده در جمعه بیست و هشتم بهمن 1384 ساعت 21:35 توسط مهران معمارزاده |


زوج ویلکاکس اهل کانزاس بودندو در شهر گناه خیز شیکاگو زندگی می کردند.انها برای یک زندگی مومنانه به ۱۵ کیلومتری لوس انجلس یا بیشه هالی امدند.با درخت کاری خانم ویلکاکس منطقه هالیوود شکل گرفت

اسکورسیزی-دی کاپریو-دیاز

.در ۱۸۹۱ ادیسون سینماتوگراف را اختراع کرد.ادیسون هم به نوعی سنگ بنای هالیوود را گذاشت.او فیلم چند دقیقه ای ماریای سیاه را ساخت.اما جالب تر فیلم قطار سریع السیر الماس سیاه بود.کارخانه رویا در سلولویید متولد شد

لین

.شما با یک سکه ۵ سنتی فیلم را در نیکل ادئون می دیدید.کارل لیمل می خواست از سینما پول در اورد بنابر این از ادیسون جدا شد .موفقیت گروه انشعابی (لیمل-ویلیام فاکس -برادران مایر و لویس مایر و۰۰)چشمان همه را خیره کرد.

ریان

بالاخره فیلمسازان به غرب امدند.در ۱۹۰۸ اولین گروه های فیلمسازی در هالیوود شکل گرفت.دوران زندگی مومنانه ویلکاکس ها پایان پذیرفت.ستاره سازی توسط لیمل پایه گذاری شد

.

هنکس- اسپیلبرگ

بعدها مری پیک فورد بزرگترین ستاره شد.گریفیث شیوه جدیدی در فیلمسازی ابداع کرد.نمای نزدیک و نمای عمومی،تعلیق و دیزالو وبالاخره تدوین از ابداعات وی بود.فیلم تولد یک ملت در ۱۹۱۵ و تعصب در ۱۹۱۶ استادی او را ثابت کرد

وینسلت و مندس

.دو خواهر -لیلیان و دوروتی گیش - کشف بزرگ گریفیث بود..مک سنت سلطان بداهه سازی بزرگانی چون چارلی چاپلین را معرفی کرد..مسائل اخلاقی در هالیوود تنزل داشت و ویل اچ هیز مسئول شورای بازبینی و سانسور شد.او با اوردن کدهای هیز کوشید اخلاق را به هالیوود اورد.در ۱۹۴۱ ارسن ولز همشهری کین را بر اساس شخصیت هرست ایجاد کرد.

لينك مطلب | نوشته شده در جمعه بیست و هشتم بهمن 1384 ساعت 10:50 توسط مهران معمارزاده |


پاکستانی ها هنوز هم در اعتراض به کاریکاتور پیامبر اسلام به خیابانها می

ریزند و به تخریب ساختمانها و اموال عمومی می پردازند.ناگهان این فکر در

ذهنم خطور می کند که چرا در مهبط وحی یا عربستان ما چنین مناظری را

نمی بینیم اما پاکستانی ها همچنان می خروشند.

محمد علی جناح قائد اعظم

در سال ۷۱۱ اعراب

مسلمان ،ناحیه سند را فتح و ریشه های اسلامی را در انجا تثبیت

کردند.ایمان به اسلام برای هندوهایی که خوار بودند جذاب و خوشایند

بود.اولین امپراطور سلسله تیموری ،بابر بود.کمپانی هند شرقی نماینده

منافع تجاری بریتانیا در امپراطوری تیموری بود.

نرجیس هنرپیشه و رقصنده پاکستانی

محمد علی جناح وکیل

تحصیلکرده بریتانیا بود.او بر جدایی دو کشور مسلمان و هندو اصرار می

ورزید.در سال ۱۹۴۷ پاکستان از هندوستان جدا شد و رویای وی به مدد

انگلیسی ها به حقیقت پیوست.

نور مدل پاکستانی

البته محمد اقبال لاهوری شاعر معروف هم

این جدایی را خواهان بود.و رحمت علی حقوقدانی از دانشگاه کمبریج پیش از

 این جدایی جزوه ای چاپ کرد و نام پاکستان را برای سرزمین مسلمانان

برگزید.در ۱۹۴۹ بنگالی های ناخرسند زمینه را برای استقلال پاکستان

شرقی ایجاد کردند.شیخ مجیب الرحمان باعث استقلال پاکستان شرقی یا

بنگلادش شد.ضیا الحق پاکستان را جمهوری اسلامی کرد.او ژنرالهایی

متمایل به بنیادگرایی اسلامی را منصوب کرد.هزاران مدرسه دینی لبریز از

طلاب شدند.در ۱۹۸۸ پاکستان ۶ بمب اتمی را در ایالت بلوچستان با موفقیت

تست کرد.داشتن بمب اتمی به بهبود وضعیت نابسامان اقتصادی پاکستان

کمکی نکرد.

پرویز مشرف در ۱۹۹۹ قدرت را در دست گرفت.طی دوران وی

رسانه های گروهی ازادتر شدند.او تجدد گرایی ازادیخواه است.در مکانهای

عمومی با خانمها دست می دهد.با این که دیکتاتور است بیش از حاکمان

دولتهای قبلی به حقوق بشر اهمیت می دهد.

شوکت عزیز نخست وزیر فعلی

بعد از ۱۱ سپتامبر در جنگ

علیه طالبان به امریکا مدد رساند.این ژنرالی که در خانه سگ نگاه می دارد و

 الکل می خورد،با نادیده گرفتن خواست بنیادگراها ،ژنرالهای طرفدار طالبان را

 بر کنار کرد .

لالی وود

او از افسران تحصیلکرده غرب است که در زمان ضیا الحق ،ارتش

 را ترک کرد

.

گروه راک جنون

تصمیم مشرف بر پشتیبانی از امریکا ،تحریم اقتصادی بعد از

ازمایش هسته ای که امریکا وضع کرده بود برداشت.

لينك مطلب | نوشته شده در جمعه بیست و هشتم بهمن 1384 ساعت 1:35 توسط مهران معمارزاده |


هر چند که تمامی زندگی ام به تجارت عتیقه گذشته و با سایه های ستونهای سرنگون شده بعلبک ،تذمور و تخت جمشید عجین شده تا انجا که جانم نیز به خرابه ای بدل شده است.        ادگار الن پو

لبنان به تجارت دریایی اقوام سامی فنیقیه مفتخر است.بعد از سقوط

عثمانی زیر قیمومیت فرانسه در امد.در ۱۹۴۶نیروهای فرانسوی عقب

نشینی کردند اما هرج و مرج اغاز شد.

انفجار سفارت امریکا در بیروت ۱۹۸۳

در ۱۹۵۸ حتا تفنگداران دریایی امریکا

مجبور به دخالت شدند.بعد از کشمکش اسراییل و فلسطین ،مهاجران

فلسطینی زیادی به لبنان امدند.نیروهای میلیشیای مارونی زیر رهبری بشیر

 جمیل به برخورد با فلسطینیان بر امدند و نیروهای سوری برای مدد رساندن

به فالانژیست های مارونی در ۱۹۷۶به لبنان امدند.

بعدها سوری ها متحدان

فلسطینی ها شدند و مارونی ها به اسراییل گرایش یافتند.نیروهای

ازادیبخش فلسطین در جنوب لبنان به اسراییل تعرض می کردند و شهروندان

اسراییلی را ترور می کردند

.

شهید رفیق حریری

در دهه ۱۹۸۰برای خارج کردن نیروی ازادیبخش

فلسطین و سوریها از لبنان ،نیروهای بین المللی نظارت کردند.اما رادیکالیسم

در لبنان شدت گرفت.حزب الله شکل گرفت.بمب گذاری در سفارت امریکا رخ

داد

.

جنبلاط سوسیالیست دروزی مخالف سوریه

علاوه بر مشکلات افراد و گروههای داخلی سیاسی در لبنان ،حضور

سوریها در این کشور و نفوذ ایران بر حزب الله وحملات اسراییل به لبنان

مشکل زا بودند

.

امیل لحود رییس جمهور طرفدار سوریه

بعد از ۱۰ سال ارامش نسبی، رفیق حریری نخست وزیر

سابق که مخالف حضور و دخالت سوریه در لبنان بود کشته شدوتظاهرات

شکوهمندی در بیروت درمخالفت با سوریه رخ داد.عمر کرامی نخست وزیر

طرفدار

 سوریه استعفا داد.

رییس جمهور امریکا و سعد حریری

نیروهای سوری خارج شدند.و سعد حریری رهبری

مخالفین سوریه در پارلمان را به عهده گرفت.حزب الله به حمایت از سوریه

پرداخت.

لينك مطلب | نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1384 ساعت 16:10 توسط مهران معمارزاده |


ساموئل هانتینگتون استاد برجسته دانشگاه هاروارد است.او برای شورای

امنیت ملی امریکا هم کار می کرده است.بنابراین نظرات وی در مطالعه

علوم سیاسی لازم است.

او معتقد است ایین کنفوسیوس کلاسیک چینی و

انشعابات ان در کره،ویتنام ،سنگاپور ،تایوان و به صورت رقیق تری در ژاپن در

تمام اشکال خود به گروه در مقابل فرد ،به قدرت در مقابل ازادی وبر

مسئولیت در مقابل حق تاکید دارند.جوامع کنفوسیوسی فاقد یک سنت حق

در مقابل دولت است

.

لی کوان یو نخست وزیر سنگاپور تا ۱۹۹۰ و مظهر کنفوسیوسیسم

ایین کنفوسیوس جامعه و دولت را در هم می

امیزد .بنابراین نگاه ساموئل به جوامع کنفوسیوسی برای دموکراسی پذیری

جالب نیست.او معتقد است در اسیای شرقی فقط دو کشور -ژاپن و فیلیپین

-تا پیش از ۱۹۹۰در عمل حکومت دموکراتیک داشته اند.در هر دو کشور

دمکراسی حاصل حضور امریکا بوده است افزون بر اینکه فیلیپین یک کشور

کاملا کاتولیک بوده است و ایین کنفوسیوس یکباره از ان رخت بر بسته

است.در ژاپن ارزشهای کنفوسیوسی با سنت بومی ان کشور امیخته و

رقیق شده است.سرزمین عمده چین با حکومت دمکراتیک هیچگونه تجربه

ای ندارد.در چین اقتصاد ،فرهنگ را علیه دموکراسی نیرو بخشید.در تایوان و

 کره اقتصاد با فرهنگ در گیر بود تا به توسعه سیاسی شکل بدهد..در ۱۹۹۰

 سنگاپور در امد بالا داشت ولی دموکراتیک نبود.رهبر سنگاپور نماینده کامل

العیار ارزشهای کنفوسیوسی بود و با دموکراسی غربی تعارض داشت.در

اواخر دهه ۱۹۸۰ هر دو کشور تایوان و کره در مسیر دموکراتیک رهسپار

شدند.تایوان از لحاظ تاریخی همواره بخشی از چین بوده است .

سنگاپور

ساکنان ان در

 ۱۹۴۷ علیه استیلای چینی ها قیام کردند . حکومت ملی در ۱۹۴۹ روی کار

امد و بر اثر شکست از کمونیست ها دچار سر شکستگی شدند.رهبران

ناسیونالیست دیدگاههای کنفوسیوسی خود را کاهش دادند.ظهور طبقه کار

افرینان هم این پروسه را شدت بخشید.در کره در اواخر دهه ۱۹۸۰ گسترش

مسیحیت ،رشد طبقه متوسط ،اموزش و شهر نشینی ،کنفوسیوس را

شکست داد.

عملا با یک استثنا هیچ کشور اسلامی در طول تاریخ نظام سیاسی کاملا

دموکراتیک نداشته است

رضا شاه پهلوی و اتاتورک

مورد استثنا ترکیه است که مصطفی کمال اتاتورک

 دریافتهای اسلامی را کنار گذاشت و کشوری مدرن و غربی و دنیوی

ساخت.تنها کشور عربی که نوعی دموکراسی را زمانی نسبتا طولانی حفظ

کرد لبنان بود.همین که مسلمانان در لبنان

 

انقلاب لبنان در اعتراض به سوریه

حائز اکثریت شدند و در پی کسب

حقوق خویش برامدند دموکراسی لبنان از هم پاشید.هر قذر هم که اسلام و

دموکراسی در تئوری با یکدیگر موافق باشند در عمل با هم ناسازگاری دارند.

 

او قانون دیگری هم ذکر می کند که بیشتر جوامع فقیر تا زمانی که فقیر

بمانند غیر دمکراتیک خواهند بود.

لينك مطلب | نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1384 ساعت 3:31 توسط مهران معمارزاده |


تقدیم به دکتر کامیار کرامتیان و دکتر محمد مختاری

ایرانیان به گواهی تاریخ ملتی شاد و شاد خوار بودند.جشن های پی در پی روح انان

را طراوت می بخشید .حتا اعراب به فستیوال ،مهرجان می گویند که معرب جشن

مهرگان ماست.

جشن از واژه اوستایی یسنه گرفته شده که کاربردی فراتر از شادی

و شادخواری داشته و اغلب برای ایین های همگانی ای به کار می رفته که با خواندن

یسنه یعنی سرود و نیایش همراه بوده است.در سال ۱۳۰۴ خورشیدی ،اغاز سال را

رسما در اول بهار نهادند و برای ماه های سال نیز همان نامهای گاهشماری دوره

باستان را به کار بردند.ایرانیان هر روز را به نام ایزدی می نامیدند تا مردم در ان روز به

یاد وی و صفت مشخصه وی باشند.انان ماه های سال را نیز به نام ایزدان مهم خود

می نامیدند

.

تقارن روز و ماه نامیده به نام ایزدی خاص ،فرصتی شایسته برای

گرامیداشت ان ایزد و جشن و شادی ایجاد می کرد.این جشن ها غیر دینی بود ولی

 جشن های نوروز دینی بود و ۶ جشن موسوم به گاهانبار که جشن بزرگداشت

افرینش های ۶ گانه بود که در مجموع نشاط را به ایرانیان هدیه می کرد.جشن های

گاهانبار برای اسمان-اب-زمین-گیاه-گاو-کیومرث برگزار می شود.ابداع نوروز را به

جمشید پادشاه کیانی نسبت می دهند.در فروردین علاوه بر عید نوروز سه جشن

دیگر هم می گیرند.

روز ششم زادروز زردشت است. روز هفدهم این ماه روز سروش

 یا ایزد فرمانبری از اهورا مزداست.روز نوزدهم فروردینگان است .

 

اردیبهشتگان:روز سوم ماه اردیبهشت که برای ایزد موکل بر اتش یا اردیبهشت برگزار

 می شود.

خردادگان:روز ششم ماه خرداد که برای ایزد نگاهبان اب است.

تیرگان:روز سیزدهم تیر در بزرگداشت تیر اندازی ارش است.

امردادگان:در بزرگداشت ایزد نگاهبان گیاه است.

شهریورگان:روز چهارم شهریور که جزو جشنهای اتش است.

مهرگان:روز شانزدهم ماه مهر در ستایش ایزد مهر

ابانگان:دهمین روز ماه در ستایش اب و ایزد موکل ان.

اذرگان:ایینهایی برای اتش وبهار.

جشن یلدا:در شب نخستین روز دی.تولد خورشید

دی ماه:نخستین روز در این ماه که جشن خرم روز برگزار می شود..در روزهای دیگر

ان جشن سیر و دیگان می گیرند.

بهمنگان:خوردن و اشامیدن دسته جمعی .

سده:پنجمین روز ماه بهمن.پیدایش اتش در این روز.

اسفند:پنجمین روز به نام ایزد بانوی ایرانیان-عید زنان.

لينك مطلب | نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1384 ساعت 5:42 توسط مهران معمارزاده |


زمانی هایدوک ها لرزه بر تن ترکهای مسلمان اشغالگر  صربستان می

انداختند.

هایدوک ها گروههای مقاومت بودند که مخفی می شدند و سپس

به اشغالگران حمله می کردند و انها را هلاک می ساختند.بعد از اشغال

صربستان،گروههای سازماندهی شده با ۱۰ تا ۴۰ چریک ایجاد شدکه در

کوهستانها اقامت می گزیدند

.

انها به کاروانهای ترک حمله می کردند و انها را

غارت می کردند.بعدا انها به روستاها می امدند و به همراه جاتاک هایشان

(کسانی که انها را پناه می دادند)به مبارزه خود ادامه می دادند.می توان

گفت مردم صربستان یا هایدوک بودند یا جاتاک. بنابراین همه مردم مبارزه

جانانه ای را با پاشاهای ترک شکل داده بودند.

امیر کوستاریکا فیلمساز

هایدوک ها به هر چهره ای در

می امدند.به لباس دختران،گداها و حتا مردگان.مثلا گاهی یک هایدوک با

لباس دخترانه در حجله پاشایی شهوتران او را به قتل می رساند.حضور پاشا

را جاتاک قبلا به هایدوک گزارش کرده بود.البته گاهی جاتاکها به هایدوک

خیانت هم می کردند .در این صورت خانواده -مال و خانه فرد خائن در خطر از

بین رفتن قرار می گرفت.

براندی الو سیاه نوشابه الکلی ملی صربستان

هایدوکها به زنان -کلیسا وایمان دینی احترام می

گذاشتند.انها هیچگاه مسیحیت ارتدوکس را ترک نکردند.تعداد قابل توجهی

صرب از دین مسیحیت برگشتند تا سر خود را حفظ کنند ولی هایدوکها هرگز

مسیحیت را ترک نگفتند.گروه معادل هایدوک در یونان زیر اشغال ترکها ،کلفت

نام داشت .اگر هایدوکها بوسیله ترکان دستگیر می شدند

استاد شطرنج

.سرشان بریده می

 شد و بر سیخهای بزرگی قرار می گرفت.هر کسی سرهای هایدوکها را بر

فراز سیخها می دید.البته شکنجه های سختی قبل از شهادت صورت می

گرفت..اگر کسی در دستگیری هایدوکها و رهبران انها(هارامباشاز)به ترکان

مدد می رساند موقعیت بسیار بالایی در انتظارش بود.

با سقوط حیره ،ایرانیان و شخص پادشاه یعنی یزدگرد به جدی شدن کار

اعراب متوجه شدند

.

ابوعبیده ثقفی به دستور عمر به نزدیکی کوفه امد و با

سالار بهمن جادویه مواجه گردید.ابو عبیده به هلاکت رسیدو۴۰۰۰ عرب

کشته شدند.......سردار بزرگ ایران رستم فرخزاد که فرمانده سپاهیان اذر

بایجان بود به دلیل عواملی چون فتنه های داخلی در ایران و مرزهای

طولانی پادشاهی ساسانی و....نتوانست در جنگ قادسیه کار اعراب مهاجم

 را یک سره سازد ودر پایان نبرد به شهادت رسید.

هرمزان فرمانروای

خوزستان بود که متعلق به یکی از ۷ خاندان بزرگ ایرانی و خویشاوند پادشاه

 بود.او بعد از شکست ایران در قادسیه از پای ننشست .هرمزان در شوشتر

با اعراب به جنگی جانانه دست زد ولی اعراب به خیانت ایرانی خائنی به نام

سیا از راه زیر زمینی به شهر دست یافتند.

محاصره شوشتر ۱۸ ماه طول

کشید.هرمزان به شرطی که او را نکشند تسلیم شد.هرمزان را با جامه

شاهی به مدینه به نزد عمر فرستادند.پس از قتل عمر به دست یک ایرانی

به نام فیروز ،به هرمزان گمان همدستی با وی را بردند و عبیدالله بن عمر

،هرمزان را به شهادت رساند.

بسیاری از شهرهایی که به دست اعراب افتاده

 بود در اثر شورشهای ایرانیان دوباره باید توسط اعراب فتح می شد.انقلابات

پراکنده ای به خصوص بعد از ترور عمر در مدینه ،بوقوع پیوست.مثلا پس از

قتل عمر مردم شاپور سر براوردند و خراسان را شورش فرا گرفت.حدود یک

سال پس از مرگ یزدگرد ،قارن شورشی در کوهستان به پا کرد.اما اعراب او

و یارانش را از بین بردند.عثمان در ۶۵۵ میلادی در مدینه به قتل رسید .اهل

اصطخر فارس فرصت را مغتنم شمرده و شورش کردنداما عبدالله بن عباس

به فرمان خلیفه جهارم ،عصیان را  در هم شکست.اندکی بعد خلیفه ،زیاد بن

ابیه را مامور فرو خواباندن شورشهای فارس و کرمان کرد.اهل نیشابور هم از

پرداخت جزیه و خراج سر باز زدند و خلیفه سپاهی را بدانسو گسیل کرد.با

وجود شکستی که ایرانیان از اعراب دیدند ولی مهاجران را به گرمی پذیرا

نشدند .در ورود اعراب به مدائن ،ایرانیان دیوانشان نامیدند و در سیستان انها

را اهریمنشان نام دادند.هنگامی که اعراب در قم نماز بر می اوردند مردم می

 امدند و دشنامشان می دادند.

اولین پیل الکتریکی در زمان پارتها ساخته شد

در این مهاجرتها خراسان از نظر جغرافیایی

بیش از نقاط دیگر با شیوه زندگی اعراب هماهنگی داشت.

 

لينك مطلب | نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1384 ساعت 4:7 توسط مهران معمارزاده |


امیل دورکهایم جامعه شناس پیرو کنت بود.او نخستین استاد جامعه شناسی دانشگاه پاریس

 بود.مشهورترین اثر وی درباره خودکشی است

همینگوی

.او به عوامل اجتماعی ای که در پس پشت

عمل فردی نهفته بود توجه می کند.او با مقایسه امار در کشورهای مختلف ،نشان می دهد

که الگوهای خودکشی تابع نظم و ترتیبی در خور توجه است

صادق هدایت

.دورکهایم ۴ نوع خودکشی را بر

 می شمارد ۱-خودخواهانه۲-نابهنجارانه۳-دگر خواهانه۴- قدری گرایانه.

یکی از خودکشی ها سپوکو یا هاراکیری

سپوکویا هارا کیری که خودکشی کننده با فرو کردن چاقو در معده اش خود را می کشد.

  است که در کشور افتاب تابان رخ می دهد.این

خودکشی به خاطر گروه صورت می گیرد

سیلویا پلات نویسنده امریکایی

.خودکشی دگر خواهانه در جوامعی با پیوند های

 اجتماعی قوی رخ می دهد.وقتی در یک اتفاق ناجور سامورایی اشتباهی می کرد یا شرافت

 وی لکه دار می شد با مراسم خاصی سپوکو می کرد.

معمولا قبل از سپوکو شعری در استقبال از مرگ می گویند.

خودکشی نابهنجارانه در شرایط انومیک و نابهنجارانه رخ می دهد مثلا فردی بی خانمان است 

خودکشی خودخواهانه وقتی افراد طالب رستگاری و رهایی شخص خودشان باشندخود

کشی می کنند

.

یوکیو میشیما نویسنده معروف که هاراکیری کرد.

خودکشی قدری گرایانه بیشتر در میان گروههایی مشاهده می شود که نظارت و مراقبت

بیش از حد معمول است.مثل جوامع برده داری

ونسان ونگوگ نقاش هلندی

ویرجینیا ولف

نرخ خودکشی در جوامع کاتولیک پایین تر از جوامع پروتستان است.دلیلش استحکام اجتماعات

 و ضدیت با فرد گرایی است.

لينك مطلب | نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1384 ساعت 21:6 توسط مهران معمارزاده |


امروز اگر از تام کروز یا جان تراولتا سوال شود که چه دینی دارند.در جواب می شنوی

سیانتولوژیست.اگر از مگان فولوز

بپرسی می گوید مورمون.اگر از شارون استون بپرسی می

 گوید قبلا سیانتولوژیست بوده و حالا بودایی است.بازار تغییر مذهب در هالیوود انهم به ادیان

 نوخواسته یا شرق دور پر رونق است.هابارد

 

هابارد پیامبر ساینتولوژی

امریکایی کتابی نوشت به نام اندیشگی ،دانش

بهداشت فکری.او نخستین کلیسای سیانتولوژی را در ۱۹۵۴ در کالیفرنیا برپا کرد.در ۱۹۷۷ نا

پدید شد.این مذهب می کوشد کردار و رفتار را بهسازی کند انگاه برگزیدگان را در سازمان خود

می اورد

.

این دین هیچ تردستی معنوی و روحانی ندارد.البته افسانه علمی حلول موجودات

سیارات دیگر در ما برای اوردن ارامش برای ما در این دین وجود دارد.

ساینتولوژیست ها ضد روان پزشکیند

در۱۸۲۰ جوزف اسمیت به

 جنگل رفته بود

.موجودات اسمانی در غروب جنگل به وی گفتند که همه کلیساها از دید خدا

مکروهند.خداوند ماموریت برقراری مجدد انجیل بر روی زمین را به او داد. او در مکاشفات بعدی

 انجیل راستین به خط هیروگلیف را کشف کرد.در ۱۸۳۱ اسمیت و پیروانش نیویورک را ترک

کردند و به اهایو رفتند .اسمیت دومین مرکز کلیسای خود را در میسوری بنا نهاد.مورمونها را به

 تعدد زوجات متهم می کردند و اسباب ناراحتی انها را ایجاد می کردند.در ۱۸۴۴ او و برادرش به

دست جمعیت کشته شدند.مطابق نظر مورمونها جمعی از خدایان کنترل جهانها را به عهده

دارند.مصرف الکل ،قهوه و تنباکو حرام است.

لينك مطلب | نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1384 ساعت 3:16 توسط مهران معمارزاده |


زمانی منتقدین ادبی توده ای برای تحقیر حکیم فردوسی به پسر کشی

موجود در اشعار وی اشاره می کردند و ادبیات غرب را به دلیل پدر کشی

ترجیح می دادند.

زئوس

امروز که اسطوره های یونان و روم را می خوانم پی می

برم که چقدر در اینها پسر کشی وجود دارد و روشنفکران بی اخلاق ما در این

 زمینه سکوت پیشه می کردند تا فردوسی بیچاره را بی ابرو کنند.

ارابه زئوس

پدر اسمان اورانوس و مادر زمین گایا بود.گایا و اورانوس ۱۲ تیتان را بوجود

اوردند که بسیار شبیه ادمیان اما بی اندازه بزرگتر و قویتر بودند.این بچه ها

زشت بودند و اورانوس از انها نفرت داشت.او انها را به مکانی تاریک در زیر

زمین برد.کرونوس پسر اورانوس پدر را زخمی کرد و از قطره خون پدر در دریا

افرودیت ایزد بانوی عشق زاده شد.اورانوس خون الود در زیر زمین یا

تارتاروس به بند کشیده شد.کرونوس فرمانروای اسمان شد.وقتی زن او بچه

می زایید کرونوس انها را می بلعید.زن او اخرین بچه یا زئوس را در کرت

مخفی کرد و سنگی را قنداق کرد و به کرونوس به جای زئوس داد و

کرونوس ان را بلعید

.

بعدا زئوس به نبرد علیه کرونوس پدرش دست زدو

کرونوس را در زیر زمین زندانی کرد.

اگر زئوس به دلیل زندان کردن کرونوس یعنی پدرش ،محبوب اقایان توده ای

است ولی باید به کارهای زشت زئوس هم اشاره کنیم.زئوس کسی بود که

پرومتئوس را در کوه قفقاز زندانی کرد.

پرومته زیر شکنجه ولکان

زیرا وی اتش را به ادمیان معرفی کرده

بود و زئوس این کار را قبیح می دانست.پرومتئوس شخصیت اسطوره ای

مورد علاقه من است.در اثر دسیسه زئوس ،جنسی فریبکار برای مرد ها

درست شد (زن یا جعبه پاندورا).یادم است شاملو به فردوسی تاخت ویکی

از دلایلش زن ستیزی فردوسی بود.ای کاش شاملو نظری هم به جایگاه

شرور زن در اسطوره های غربی می کرد.

لينك مطلب | نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1384 ساعت 1:37 توسط مهران معمارزاده |


سرزمین عربستان تا اواخر دهه ۱۹۳۰ که نفت در انجا کشف نشده بود

مشکلات اقتصادی فراوانی داشت.زیر بیابانهای شرقی عربستان و کف

دریای ساحل شرقی بزرگترین ذخایر نفت دنیاست.

عربستان از نظر نفت

اولین تولید کننده نفت جهان واز نظر گاز طبیعی پنجمین ذخایر را دارا می

باشد.اب لازم برای کشاورزی بیشتر از سفره های عمیق اب زیر زمینی که

اب فسیلی نامیده می شود تامین می شود.طایفه ال سعود از الدیریه در

مرکز نجد برخاستند.محمد بن عبدالوهاب هم در واحه ای از نجد امده بود و با

افراطی ترین قوانین اسلام اشنا شد.

او در اوایل قرن ۱۸ به مدینه ،عراق و

ایران رفت که از محضر اساتید استفاده کند.او با شیعه مخالف بود ودر

مجالس وعظ ،شیعیان را مورد حمله قرار می داد.او به الدیریه سفر کرد

محمد بن سعود در انجا حاکم بود.در قرن ۱۸ پیوندی بین عبدالوهاب و

السعود رخ دادپس از مرگ محمد بن سعود ،پسرش عبدالعزیز به انتشار

وهابیت در حجاز پرداخت.سپاهیان ال سعود به شیعیان حمله می بردند.حجاز

 زیر سلطه ترکهای عثمانی بود.امپراطوری عثمانی ،محمد علی نماینده

عثمانی ها در مصر را برای سرکوب ال سعود به حجاز فرستاد.محمد علی

،سعودیها را شکست داد.بعدها ترکی بن عبدالله رهبری سعودیها را به دست

 گرفت و نجد را دوباره تصرف کرد.

ابن سعود و روزولت

در قرن ۲۰ ،ابن سعود به حالت تبعید در کویت به سر می برد.او با رهبری

گروهی از جنگجویان ال سعود بر طایفه رشیدی ها و ترک های عثمانی غلبه

 کرد و زادگاه خود را پس گرفت.انگلیسی ها می خواستند کنترل شبه جزیره

 را در دست بگیرند.در سال ۱۹۳۲ ابن سعود پادشاهی عربستان سعودی را

پایه نهاد.در سال ۱۹۳۸ شرکت استاندارد اویل کالیفرنیا ذخایر متعدد نفت و

گاز در ناحیه بیابانی نزدیک به خلیج فارس وسپس در ربع الخالی عربستان

کشف کرد.

ارامکو در الدهران

ابن سعود سالهای پایان عمرش را به مدرن سازی عربستان

سعودی گذراند.در سال ۱۹۶۵ ملک فیصل می خواست اولین برنامه

تلویزیونی عربستان سعودی پخش شود.یکی از برادر زاده هایش به ایستگاه

تلویزیونی حمله کرد و کشته شد.مصر سالهای سال با پادشاهی در

عربستان سعودی مخالف بود.در ۱۹۶۷ جنگ اعرا ب و اسراییل رخ داد و مصر

و عربستان در مقابل دشمن مشترک در کنار هم ایستادند.اسراییل پیروز شد

و کشورهای عرب به رهبری فیصل خواستار خروج نیروهای اسراییلی از

سرزمینهای اشغالی طی جنگ شدند.فیصل از سلاح نفت استفاده کرد.او

اوپک را وادار کرد که قیمت نفت را افزایش دهند.وکشورهای حامی اسراییل

را تحریم نفتی کنند.این تحریم موثر نشد ولی درامد عربستان را افزود.در

۱۹۷۵ ملک فیصل توسط یکی از برادر زادگانش - برادر کسی که در واقعه

ایستگاه تلویزیونی کشته شده بود- کشته شد.بعد از او ،خالد از پسران ابن

سعود امد.او عهد نامه مصر و اسراییل در ۱۹۷۹ را خیانتی به اعراب می

دانست.او روابط دیپلماتیک با مصر را قطع کرد.بعدا ملک فهد روابط را با مصر

از سر گرفت.در اوایل دهه ۱۹۹۰ روزنامه الحیات،روابط نامشروع یکی از

شاهزادگان را نکوهش کرد.دولت سعودی فروش روزنامه در کشور را ممنوع

 کردند.سعودیها کاملا بر رسانه های عرب تسلط دارند.عربستان یک پلیس

مذهبی به نام المطوع دارند که وظیفه انها تقویت قوانین دینی است.زنان در

 عربستان اجازه راندن وسایل موتوری را ندارند.به راستی عربستان ممکن

است لیبرالیسم را در اغوش بگیرد.اصلا طرح این سوال مسخره و مضحک

می نماید.

 

لينك مطلب | نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم بهمن 1384 ساعت 14:29 توسط مهران معمارزاده |


یکی از پادشاهان معروف پروس فردریک دوم بود .انسانی به تمام معنا ازاد

اندیش .نقش او را در عهد روشنگری نمی توان از یاد برد.او ظاهرا ریاست

کلیساهای لوتری را برعهده داشت اما بی دین و فراماسونر بود.

جوزف اسمیت موسس مورمونیسم

او در سال

۱۷۵۰ به یهودیان پروس حقوق بسیاری اعطا کرد.در کشوری که بعدا هیتلر

موج انتی سمیتیسم را به پا کرد و میلیونها نفر را با جاه طلبی نژادیش از بین

برد

.

گراند لژ لندن

در سال ۱۷۱۷ اولین لژ فراماسونری در لندن تاسیس شد.فراماسونری

معجونی از مناسک راز امیز با مفاهیم غیر دینی ،ارمانی و کاسموپولیتیسم یا

 جهان وطنی بود.عقل ،تسامح دینی و اخوت نقش مهمی داشت.

سالوادور النده

پاپ با این

گروه نمی ساخت و حتا انها را به مرگ محکوم می کرد.فردریک کبیر پروس و

فرانسیس اول اتریش به فراماسونری روی اوردند.ولتر و بنجامین فرانکلین

مدتها هر دو عضو لژهای فراماسونری بودند.موتسارت درفلوت سحر امیز

روحیه فراماسونریش را بازتاب می دهد

هارولد لوید

.ابای موسس انقلاب امریکا بیشتر

فراماسون بودند .توماس جفرسون و جیمز مدیسون کوشیدند تا دین را از

صحنه زندگی اجتماعی و سیاست حذف کنند.فراماسونری هدفش احیای

اخلاقی منهای کلیسای موجود بود.فراماسونری را من همیشه در قالب

عصر روشنگری می بینم.هنوز عادت نکرده ام جنبه های توطئه امیزش را

باور کنم.البته من تا حدود زیادی دایی جان ناپلئونی هستم.کشورهای

کمونیستی-فاشیستی و پیروان کلیسای کاتولیک ،فراماسونری را تحریم

کردند.ریشه فراماسونری به سده های میانه اروپا می رسد.

ادوارد جنر کاشف واکسن ابله

بناهای روز مزد

دوره گرد اتحادیه ای صنفی داشتند.انها پنهانی ،انجمن می گرفتند.لژی که

در ۱۷۱۷ در انگلستان ایجاد شد با الگو برداری از اتحادیه مخفی بنایان ازاد

ولی با هدفی روشنگرانه ایجاد شد.

سیمون بولیوار

اعضای این دستگاه بیشتر

ثروتمندانند.می گویند جرج واشنگتن ،گوته و ادوارد هفتم هم جز این ایین

بودند.در خواست کننده عضویت مرد بالغ و مومن به باریتعالی و جاودانگی

روح است.ولی انها تمایلات دینی ندارند.

لیپتون موسس چای لیپتون

در زمان ناصرالدین شاه میرزا ملکم

خان دستگاه فراماسونری را در ایران بنا نهاد.مردم این انجمن پنهانی را

فراموشخانه می نامیدند.ناصرالدین شاه دستور سرکوبی ان را داد.

مصدق

 

لينك مطلب | نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم بهمن 1384 ساعت 4:26 توسط مهران معمارزاده |


سمبل چچن گرگ است نه شیر و عقاب ،زیرا شیر و عقاب به حیوانات

ضعیفتر حمله می کنند ولی گرگ با حیوانات قویتر از خود دست و پنجه نرم

می کند.

زنان چچن ماده گرگند و بچه های انها بچه گرگ.چچنیها از ۷ تا ۱۶

میلادی مسیحی بودند ولی با نفوذ سنیان مسلمان،اکثریت انها سنی

شدند.

در قرن ۱۶ ایوان مخوف تزار روسی در این منطقه نفوذ کرد.بعدا تزارها

سیاست امن کردن مرزشان با عثمانی را با نفوذ بیشتر در این منطقه ادامه

دادند.

رهبر داغستانی امام شامیل رهبری چچن ها را در مقاومت علیه

روسها به عهده گرفت ولی در سال۱۸۵۹ چچن اینگوش به امپراطوری روسیه

 پیوست.سیر مهاجرتها از منطقه به ترکیه و خاور میانه شدت گرفت.در جنگ

روسیه-ترکی در ۱۸۷۷ -۱۸۷۸قفقازیها علیه روسیه شوریدند ولی شکست

خوردند.در ۱۹۳۶ وضعیت اتونوم و خودمختاری در این منطقه اعلام شد.

در

مدت جنگ جهانی دوم ۴۰۰۰۰ چچنی برای ارتش سرخ می جنگیدند حتا دهها

 نفر از انها قهرمانان جماهیر شوروی بودند ولی انها به همکاری با نازیها متهم

شدند و استالین دستور تبعید عمومی چچنیها را به قزاقستان داد.وتعداد

زیادی از مردم در راه مردند.۴ سال بعد از مرگ استالین ،چچنیها اجازه یافتند

به وطنشان باز گردند

.

بعد از سقوط شوروی،دو سری جنگ علیه چچنیها و به

 خصوص شهر گروزنی از سوی روسیه شکل گرفت.

 

لينك مطلب | نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم بهمن 1384 ساعت 0:5 توسط مهران معمارزاده |


در اواخر دهه ۱۹۵۰ چند فیلمساز فرانسوی از جمله ژان لوک گدار ،فرانسوا تروفو ،ژاک ریوت

،اریک رومر و... نقشی چون مارسل دوشان در نقاشی را در عرصه فیلمسازی بازی

کردند.مارسل دوشان در زمان جنگ ۱۹۱۵ ،امریکای بی طرف را برای زندگی انتخاب کرد و

پاریس و نیویورک را به هم وصل کرد و مرحله گذار به پست مدرنیسم را فراهم کرد.او به

سوی ریخت شناسی مکانیکی رفت

 .

هوارد هاوکس کارگردان هالیوودی مورد علاقه موج نو

اصحاب موج نو در سینمای فرانسه ،هالیوود را کشف

کردند .انها به تناقض شگفتی اور هالیوود پی بردند.انها مدعی بودند هالیوود که به خاطر

تجاری بودن و سرگرم کردن تحقیر می شود به اندازه هر فیلم هنری مدرنیستی امضای

کارگردان خلاق خود را با خود دارند.گدار شیوه های رایج فیلمسازی را متزلزل کرد و از

مدرنیسم به سوی پست مدرنیسم نقب زد.

شابرول

فیلم از نفس افتاده گدار تجلیلی از فیلمهای درجه

دو و نازل امریکایی بود و به دلیل تکه پاره کردن روایت ،اثری مدرنیستی نیز بود.پیه روی دیوار

 فیلمی عجیب تر و التقاطی بود که پیله مدرنیسم را پاره کرد.او با فیلم همه چیز روبراهه عملا

به حوزه پست مدرن وارد شد. گودار به ویدئو هم علاقه بارزی داشت.

رومر

موج نو به سیاست

مولفان گرایش داشت و به کارگردانان اهمیت می داد.این کار مدیون سینماتک یا کانون فیلم

فرانسه بود

.

تروفو

هنری لانگلوا به نشان دادن فیلمها و برنامه بندی کردن نمایش انها علاقه

داشت .بسیاری از اشخاص و نه فقط کارگردانان اتی به گوناگونی تاریخی هنر سینما پی

 بردند

نیکلاس ری کارگردان هالیوودی محبوب موج نو

.گدار در کایه دو سینما سینمای هالیوود را می ستود و به انتقاد از سینمای ملی فرانسه

می پرداخت.کارهای اولیه او با تکیه به معمای جنسیت زنانه بود .در اواسط دهه ۱۹۶۰ حمایت

جدی از چپ گرایان را نشان می دهد

.

گدار

در فیلم چینی گروهی از مائو یست های جوان فرانسوی

 درس های انقلاب فرهنگی چینی را وارد جامعه ی فرانسه می کنند.

ریوت

در ۱۹۶۸ به سمت فیلم

 های مستند گونه و مقاله وار با بررسی مسائل سیاسی می رود.مابقی دهه ۷۰ را در

استودیوی تجربی تلویزیونی خود در سوییس به کار با ویدئو گذراند.نقد مولف در اساس نسخه

ای از نظریه رمانتیک است که بر هنرمند بیش از اثر هنری تاکید دارد.

این منتقدان به فیلمهای

امریکایی روی اوردند.انان سرزندگی ساختار روایتی ،ذوق سبک گرایانه ،وشایستگی تکنیکی

این فیلمها را ستودند.انها وسترن های کلاسیک فورد را می پسندیدند.

لينك مطلب | نوشته شده در جمعه بیست و یکم بهمن 1384 ساعت 23:30 توسط مهران معمارزاده |


اراسموس زنا زاده ای هلندی بود که شاهزاده انسانگرایان لقب دارد. او در ۳۳ سالگی در

ملاقات انسانگرایی اکسفوردی ،انسان گرا شد و یونانی فرا گرفت.

کتاب در ستایش جنون او از

 پرفروشترین کارهای روزگارش بود .او رهبری انسانگرایان شمالی را به عهده گرفت واصلاح

 کلیسا از اولویتهای او بود.

میشل فوکو

 میشل فوکو در چپ

به مطالعه فراگیری درباره دیوانگی دست زد و دریافت که قبل از دوره کلاسیک

نگرش به دیوانگی متفاوت بوده است.در دوره رنسانس به دیوانگی مجالی برای خروج از

سکوت داده شد اما در دوره کلاسیک ،دیوانگان در بیمارستاهای عمومی در بند شدند.در دوره

بورژوایی ،تیمارستان مظهر اقتدار بورژوایی شد

.

ژیل دلوز

برای دیوانگی باید از اقتدار خرد خارج شویم وبه

 ادبیات و هنر وفلسفه پناه بریم

.

فلیکس گتاری

فروید دیوانگان را به سخن فرا خواند اما همچنان پزشک اقتدار ملکوتیش را حفظ کرد.

کارهای فوکو توسط جنبش ضد روانپزشکی اردی لنگ و ضد اودیپ دلوز و گتاری دنبال شد.

اردی لنگ

 اسکیزوفرنیا را پاسخ طبیعی انسانی سرکوب شده در جامعه ای ستمگر می

دانست.پروفسور ساز

توماس  ساز  مجاری و تام کروز

 کتابی به نام "ساختن بیماری روانی " نوشت و جامعه را سازنده این

بیماریها معرفی کرد و انها را نه بیماری روانی بلکه اسطوره بیماری روانی می

خواند

.دیوید کوپر از پیشگامان نهضت

روانپزشک عضوی از نظام قهریه است که معترضین و سازش نا پذیر ها را مهار می کند.

این جنبش به کل جامعه سرکوبگر معترض بود.

کشتی ابلهان کاری از هیرونیموس بوش نقاش هلندی قرن ۱۶

 

لينك مطلب | نوشته شده در جمعه بیست و یکم بهمن 1384 ساعت 16:9 توسط مهران معمارزاده |


بدنبال کاریکاتورهای پیامبر اسلام یک سری حملات به سفارتهای کشورهای غربی در تهران رخ

 داد

.

زلمای خلیل زاد سفیر امریکا در عراق

حمله به سفارت امریکا در ابتدای انقلاب ۱۹۷۹ صورت گرفت.هتک حرمت سفارتی ها در

ایران در تاریخش بارها دیده شده است

.

رونالد ا نومان سفیر امریکا در افغانستان و مسلط به زبانهای فارسی- عربی و فرانسوی

یکی از انها در زمان زندیه بوده است.که بیچاره سفیر

انگلیس در ایران یعنی اقای بالیوز انگلیز مورد تجاوز جنسی قرار گرفت.در کتاب رستم التواریخ

اثر محمد هاشم عاصف معروف به رستم الحکما امده است :در ان وقت ان خانه میرزا

مصطفای مذکور نشیمن بالیوز انگلیز بود و لرهای بسیار در انجا هجوم نموده بودند ،اموال انجا

را به غارت بردند.بالیوز از راه خوف از درخت بالا رفت او را به ضرب سنگ از درخت به زیر اوردند

 و چون بالیوز جوانی بود خوش شکل و شمایل و معشوقیت تمام داشت ان لران بی مروت به

زور و ضرب ان قدر با ان دلارام پری سیما وطی نمودند که از ضرب عمودهای لحمی ان بی

تمیزان سپر شحمی ان محبوب با نزاکت چاک چاک گردید و در میان خون غوطه ور گردید و

نزدیک به هلاکت رسید .در ان حالت ،اشنایی در رسید و او را از دست لران رهایی بخشید و تا

یکسال تمام جراحان با مهارت به معالجه او پرداختند تا ان نازنین را صحیح و سالم ساختند.

بنجامین فرانکلین سفیر امریکا  در فرانسه و سوئد

در زمان شاه سلطان حسین صفوی رندان و بهادران دربار شبی به حریم سفیر ترکیه در ایران

و همراهان او تجاوز کردند.ظاهرا قصد انان گوشمالی شاه عثمانی بوده است ولی همین

تجاوز جنسی شامل حال سفیر هند در ایران و سفیر ترکستان در ایران هم شد.

توماس جفرسون سفیر امریکا در فرانسه

لازم به ذکر است که سفیر در محدوده سفارت به همرا ه همراهانش-کارمندان -وسایل و

ماشین ها از مصونیت دیپلماتیک برخوردار هستند

.

جان جی اولین رییس دادگاه عالی امریکا و سفیر امریکا در اسپانیا

در مجمع وین در ۱۹۶۱ مصونیت دیپلمات ها

به تصویب رسید.البته زمانی یونانی ها فرستاده های شاه ایران را کشتند(به نقل از هرودت)و

چنگیز خان مغول اگر به سفرایش بی حرمتی می شد با خونریزی و حمله به ان کشور انتقام

می گرفت.

دونالد رامسفلد زمانی سفیر امریکا در ناتو بوده است.

عثمانی ها گاهی سفرا را زندانی می کردند و ناپلئون گاه سفرای کشورهای دیگر

را به جرم فعالیت علیه فرانسه دستگیر می کرد.سفیر روم در کارتاژ به دلیل بی حرمتی که به

 ساحتش شد قسم خورد که کارتاژ را با خاک و خون ویران سازد

.

ژان نیکوت سفیر فرانسه در پرتغال در ۱۵۵۹ -۱۵۶۱ و اورنده تنباکو به فرانسه که نامش در نیکوتین است.

البته من فکر می کنم که نقض مصونیت دیپلماتیک دیپلمات ها و حمله فیزیکی به محدوده

سفارتها باز کردن یک جعبه پاندوراست که می تواند به اعمال متقابلی از سوی گروههای اولترا

 راستی جامعه غرب نسبت به سفارتهای هدف و احتمالا کشورهای اسلامی شود.

لينك مطلب | نوشته شده در جمعه بیست و یکم بهمن 1384 ساعت 2:31 توسط مهران معمارزاده |


تقدیم به دکتر مسعود معمارزاده دکترای ریاضی شریف

معمولا عادت کرده ایم که فیلمهای به سبک استانیسلاوسکی

 

استانیسلاوسکی

را ببینیم اما دیشب

فیلمی به سبک برتولد برشت را دیدم.فیلم سینمایی داگ ویل کاری از کارگردان

دانمارکی لارس فون تریر .

برشت یک نظریه پرداز غیر ارسطویی است که فن فاصله گذاری را ابداع کرد.به نظر

وی تئاتر باید بکوشد تا بیننده را به تفکر وا دارد نه انکه اورا به دنیای احساسات

بکشاند که با شخصیتهای روی صحنه احساس هم هویتی کند.به جای تئاتر توهمی

یعنی تئاتری که در ان رویدادهای روی صحنه واقعی می نمایند باید یک تئاتر حماسی

به وجود اورد که بیننده را به تفکر درباره معنای رویدادهایی که مدتها پیش و در

گذشته تاریخی اتفاق افتاده وا دارد.

به جای تهذیب عاطفی باید برگستره فهم افزوده شود.

برتولد برشت

مطالعه فطرت انسانی باید

جای خود را به مطالعه روابط انسانی بدهد.همه چیز به سرگذشت بستگی دارد.

نقطه مقابل این سبک،روش استانیسلاوسکی در تئاتر هنری مسکو بوده است که

بسیاری از فیلمسازان و بازیگران امریکایی از این سبک تاثیر یافته اند.

این تئاتر بر ان بود که بینندگان با هنرمند روی صحنه باید احساس یگانگی و هم

هویتی بکنند.

برشت زمانی انارشیست بود زمانی کمونیست شد و تصفیه های دوران استالین را

پیش بینی کرد .بعدا او انسان گرا شد .در نمایشنامه اپرای سه پولی انارشیست

بودنش را نشان می دهد.تدابیر در ۱۹۳۱ کمونیست بودنش را بارز می کند و ننه دلاور

 ودایره گچی قفقازی پیام انسان دوستانه اش را مشخص می سازد.

لارس فون تریر دانش اموخته مدرسه فیلم دانمارک است.او یکی از واضعین اندیشه

دگما ۹۵ در سینما است.فیلم داگ ویل از کارهای وی با بازیگران امریکایی چون نیکول

 کیدمن و لورن باکال است که جنجال زیادی در امریکا ایجاد کرد.این فیلم از سبک

برشت متاثر شده است.او از کارهای کارل تئودور درایر بسیار اثر پذیرفته است.

فون تریر که از مرض فوبیا رنج می برد وبازیهای ویدئویی را بسیار دوست دارد می گوید

من از همه چیز در زندگی می ترسم به جز فیلم سازی.

داستان فیلم داگویل در استودیویی با منظره مینیمالیستی اتفاق می افتد و در ۹

فصل است. این سبک در تئاتر های جعبه سیاه رخ می دهد ولی داگ ویل فیلم

است

.

لارس فون تریر

داستان روایتگری هم دارد که پناهنده شدن دختر فراری از گروههای

گانگستری را به داگ ویل که شهرکی در کوههای راکی امریکا می باشد را نقل می

کند .صدای روایتگر ،صحنه های مینیمالیستی و بازیهای بی روح وسرد بازیگران زمینه

 را برای تفکر در روابط انسانی که خواسته برشت است فراهم می کند.

بعضی ها این فیلم را شدیدا ضد امریکایی می دانند.ولی من بیشتر این عقیده را

دوست دارم که می گوید این فیلم بیشتر از ضد امریکایی بودن ،ضد مسیحی است

چون بخشش را وا می نهد و انتقام را دامن می زند.در این فیلم سوال نسبیت

اخلاقی نیز در ذهنمان نقش می بندد.

 

 

لينك مطلب | نوشته شده در پنجشنبه بیستم بهمن 1384 ساعت 14:46 توسط مهران معمارزاده |


چادر نشینان اریایی در حدود ۱۵۰۰ قبل از میلاد با پوست روشن در شمال

هندوستان جانشین دراویدی های پوست تیره شدند و دراویدی ها به بخش

جنوبی شبه قاره کوچ کردند.

راوی شانکار سیتاریست و موریسون از گروه بیتلز

اریایی ها کتابی به نام ودا به معنی شناخت

داشتند که اساس دین هندو را تشکیل می دهد.قرن ها پس از ظهور وداها

داستانهای حماسی دیگری چون رامایانا و مها بهاراتا به کتاب مقدس هندوها

افزوده شد.

اریایی ها نظامی مبتنی بر تقسیمات اجتماعی و طبقاتی ایجاد

کردند.تعالیم بودا برخلاف دین هندو که به تاسی از اریایی ها طبقاتی بود

،نظام طبقاتی را در نظر نمی گرفت.داریوش کبیر پادشاه ایرانی در قرن ۶

قبل از میلاد به هندوستان حمله کرد و دره رود سند و بخشی از پنجاب را به

امپراطوری خود افزود

.اسکندر مقدونی در حمله به هند  با مقاومت زیادی

مواجه شد و نا کامیاب شد.او تحت تاثیر خرد فیلسوفان هند یا گورو ها قرار

 گرفت

تاگور و اینشتین

.رزم اوران عرب به اجبار مردم هند را به تغییر دینشان وادار

کرد.موسس سلسله تیموریان هند بابر بود تاج محل در شهر اگره که پایتخت

تیموریان بود ساخته شد.بریتانیایی ها برای تخریب کل عمارت و انتقال سنگ

های مرمرش نقشه ها داشتند اما موفق نشدند

.البته سازنده ان شاه جهان

بود که اسلام را دین رسمی کشور کرد و معابد هندوها را تخریب کرد.کمپانی

 انگلیسی هند شرقی از طریق سلسله مسلمان تیموریان به هند راه

یافت

.

اما بعدا برای گسترش خود نبردهایی با تیموریان نمود که نبرد پلاسی

معروف ترین ان بود.بخش اعظم سرمایه انقلاب صنعتی از هند تامین شد.لرد

کورنوالیس که از انقلابیون امریکایی شکست خورده بود برای پایان دادن به

رشوه خواری به هند امد.شورش های خونینی رخ داد و اختلاف بین هندی ها

 و فرمانروایان بریتانیایی را نشان داد.بعدا پارلمان انگلیس حکمرانی کمپانی هند

شرقی را برچیدوهندوستان تحت حکومت بریتانیا راج یا سلطنت نامیده

شد

.

دیدگاه نژادی بریتانیایی ها اهانتی به هندیان بود گرچه سازمان های کار

 امدی نیز از سوی راج در هندوستان شکل گرفت که در پیشرفت اتی هند

موثر بود.هندوستان منبعی برای تامین مواد خام اروپای صنعتی بود.

در نتیجه

ملی گرایی در هند زبانه کشید و در سال ۱۸۸۵ کنگره ملی هند پایه گذاری

شد.کنگره ملی مبارزه برای کسب خود مختاری را شروع کرد.در ۱۹۱۵ یک

وکیل جوان هندی و تحصیلکرده انگلیس به نام گاندی از افریقای جنوبی به

 کشورش برگشت او رهبری حزب کنگره را به عهده گرفت.در ۱۹۲۰ انگلیسی

ها در باغ جالیان والا در نزدیک معبد طلایی امریتسار ۳۰۰ نفر از طرفداران غیر

 مسلح کنگره را کشتند

ساتیا جیت رای کارگردان

.گاندی با مبارزه منفی و روش عدم خشونت

راهپیمایی عظیمی را به منظور جمع اوری نمک برای اعتراض به مالیاتی که

راج بر نمک وضع کرده بود رهبری کرد.

او کالاهای وارداتی انگلیس را تحریم

کرد.با پایان جنگ جهانی دوم انگلیس ها باید زحمت را کم می کردند .مسلم

لیگ به رهبری محمد علی جناح نماینده مسلمانان بود او می خواست هند به

 دو قسمت مسلمان و هندو تقسیم شود!!!حزب کنگره توسط جواهر لعل

نهرو رهبری می شد

گاندی

در ۱۹۴۷ مسلم لیگ به کشتار هندو ها در کلکته

پرداخت هندوها هم انتقام گرفتند.گاندی برای پایان جنگ روزه گرفت.انگلیس

ها تحت فشار مسلمانان هندوستان را تقسیم کردند.والی جدید بریتانیا از هند

 خارج شد و تقسیم هندوستان به هند و پاکستان را اعلام کرد.در ۱۹۴۸ یک

افراط گرای هندو ،گاندی را ترور کرد.جواهر لعل نهرو اولین نخست وزیر هند

ازاد شد

او مردمسالار بودبعد از او دخترش ایندرا گاندی به نخست وزیری

انتخاب شد.در ۱۹۷۴هند شاهد انفجار اولین بمب اتمیش بود.خانم گاندی

توسط دو نفر سیک کشته شد.بعدها پسر او راجیو گاندی هم به قتل رسید.

 

لينك مطلب | نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم بهمن 1384 ساعت 0:32 توسط مهران معمارزاده |


اژانس اطلاعاتی امریکا یا C.I.A

با دستینه ترومن رییس جمهور در ۱۹۴۷

شکل گرفت.ستاد ان در کنار رود پوتو موک واشنگتن دی سی است.وقتی

ترومن امد چین کمونیست شد

.

الن دالس اولین رییس غیر نظامی سیا

در اثر اشتباهات وزارت خارجه او چین به

دست مائو افتاد

.

شیمیدان امریکایی سیدنی گوتلیب رییس پروژه کنترل فکر سیا در زمان الن دالس

ترومن بمبهای اتمی را برای دستکشی ژاپنیهای گستاخ از

جنگ به کار برد.اما دستینه ترومن برای تشکیل این سازمان اطلاعاتی ،از

کارهای فبلی وی بیشتر شامل حرف و حدیث شد.

ورودی ستاد سیا

این سازمان از سوی

گروهی بی کفایت شناخته می شود.

بوش بزرگ رییس سیا در ۱۹۷۶-۱۹۷۷

نتوانست از فاجعه ۱۱ سپتامبر

جلوگیری کند.نتوانست فرو پاشی شوروی را پیش بینی کند در حالیکه

ولادیمیر بو کوفسکی ناراضی روس ان را ۱۰ سال قبل از حادثه پیش بینی

کرده بود.و بالاخره نتوانست ازمایشهای اتمی هند را پیش گویی کند.

سیا درتوسعه قدرت  مجاهدین و کسانی چون اسامه بن لادن هم موثر بود

او به تعلیم انها در زمان رییس جمهوری کارتر پرداخت.مبارزه با ساختار فاسد

کمونیسم شوروی منشا بعضی از اشتباهات تاکتیکی سیا شد.

سیا زمانی برای کمک به کنتراها خود درگیر معاملات کوکایین و پول شویی

می شود و زمانی رییس کارتل کوکایین کلمبیا -اسکوبار - را به قتل می

رساند.پیشتاز سیا یا OSSزمانی بعضی از کادر های عالیرتبه حزب نازی 

هیتلری را تحت محافظت خود در اورد و از شبکه های اطلاعاتی انها بر ضد

روسیه در بعد از جنگ جهانی دوم استفاده کرد.

گهلن افسر نازی که با سیا همکاری کرد

البته سیا کار های بزرگی هم انجام داده است مثلا از نفوذ کمونیسم در

فرانسه و ایتالیا تا حد زیادی جلوگیری کرد.

 

پورتر گوس رییس فعلی سیا

سیا و اف بی ای حال در زیر نظارت نگرو پونته از سازمان بندی و نظم بهتری نسبت به گذشته برخوردار

شده است و به نظر می رسد دستگاههای اطلاعاتی و پلیسی امریکا همگام با هم در قدرت بخشیدن

به امریکا موثر تر باشند.

لينك مطلب | نوشته شده در سه شنبه هجدهم بهمن 1384 ساعت 1:8 توسط مهران معمارزاده |


الفرد روزنبرگ

 الفرد روزنبرگ به دار اویخته شد.

متفکر واضع نظریه پان ژرمانیسم بود که در ساختارهای رایش سوم

اهمیتی اساسی داشت.او در استونی به دنیا امد و از دانشگاه مسکو دیپلم معماری

را گرفت.با روی کار امدن بلشویک ها مدتی وارد ارتش سفید شد ولی بالاخره خود را

به کیف شهری که در اشغال المانها بود رساند.در ۱۹۱۹ به مونیخ می رود و با هیتلر

اشنا می شود.این بالتیکی جوان ،هیتلر را تحت تاثیر قرار می دهد .در ۱۹۲۳ هیتلر به

 او به چشم فیلسوف حزب نگاه می کرد.مشهور ترین اثر او اسطوره قرن بیستم

است که نژاد گرایی نازی را مطرح می کند.از ۱۹۴۱  کمیسر ژرمنی کردن

کشورهای بالتیک ،روسیه سفید و اوکرایین می شود.او در ۱۹۴۶ به دار مجازات

اویخته می شود.هیتلر ستایش فراوانی نثار کتاب روزنبرگ می کرد

.روزنبرگ در این

 

 

کتاب از زرتشت ستایش می کند و او را یکی از والا ترین شخصیت های تاریخ هند و

اروپایی می داند.به زعم وی زرتشت خواستار اتحاد موجودات هم نژاد بود .در اندیشه

او اهورامزدا محافظ اسمانی اریا ییها بود .برای پایداری پیروز مندانه در برابر بدی و

وسوسه زرتشت به خون اریایی بر می گردد که باید هر ایرانی را به خدمتگزاری خدای

 نور بر انگیزد.که باید بر اهرمن پیروز شود.از همین برداشت مذهبی بود که ایرانیان در

گذشته نیرو می گرفتند.وقتی انها نتوانستند از امیختگی خون اریایی با خون اسیاییها

جلوگیری کنند امپراطوری انها فرو ریخت.اما هنوز موعظه زرتشت موثر است.امروزه

در مرکز و شمال اروپا همان روح نژادی که در گذشته در زرتشت می جوشید با نیروی

عرفانی بیدار شده واز هستی خویش به نحوی والاتر اگاه می شود.

 .......با توجه به مطالب روزنبرگ ما متوجه می شویم که تمدن ایران باستان و به خصوص شخص زرتشت

همیشه مورد توجه متفکران غربی از هر نوعی بوده است.روزنبرگ در اینه زرتشت خود را می دید و نژاد

را بر می افراخت.نیچه در زرتشت اصالت اراده می دید.اشتراوس چنین گفت زرتشت را به موسیقی

شکوهمندی بدل کرد و استانلی کوبریک

 این موسیقی را در فیلم اودیسه ۲۰۰۱ وارد کرد.

 

لينك مطلب | نوشته شده در دوشنبه هفدهم بهمن 1384 ساعت 23:17 توسط مهران معمارزاده |


کوچک که بودم هانس کریستین اندرسن دانمارکی

 را دوست داشتم.او

دوست بچه ها بود و من می دانستم دانمارکی است.دانمارک کشور جالبی

است.کشوری با پیشینه ای وحشی و بربری،وایکینگ های متجاوز ولی حالا

کشوری با بیشترین سربازان حافظ صلح و دموکراسی در دنیا.

این کشور

همیشه وظایف انسان دوستانه اش را برای سازمانهای مربوط از طریق

سربازان حافظ صلحش انجام داده است.بعد از حادثه مرگبار ۱۱ سپتامبر ،

دانمارک فعالیتهای ضد تروریستیش را اغاز کرد.به امریکا در عراق و افغانستان

مدد رساند.پیش از این دانمارکی ها در بحران کوزوو با ناتو همکاری کردند.

گویا این کشور رشادت وایکینگ ها را در مسیری بر خلاف خواست این قوم

بربری هدایت کرده است.

فکر کنم هاملت شکسپیر هم دانمارکی بود.نه،یقین دارم دانمارکی بود.

دانمارک در دهه۱۹۷۰ به اتحادیه اروپا پیوست و همیشه موافق پیوستن

کشورهای فقیر تری چون کشورهای حوزه بالتیک به این اتحادیه بوده است.

مخترع اسباب بازی لگو

دانمارک مخالف یورو بود اما کمپانی های دانمارکی حاضرند که با این پول

دادو ستد کنند اگر شرکای تجاریشان ارزوی ان را داشته باشند.

دلایل قطعی از حضور انسان در دانمارک به ۱۲۵۰۰ قبل از میلاد می رسد.

وایکینگ های دانمارکی ،کشتی سازهای خوبی بودند،انسانهایی متهور و

ماجرا جو که انگلیس ،سوئد و نروژ را به تصرف خود در اوردند

کیر کگارد فیلسوف

.ولی تا قرن ۱۷

میلادی هم وسعت کشور  وهم جمعیت کاهش یافته بود.دانمارکی ها

شعاری داشتند اگر از خارج چیزی از دست دادیم باید در داخل انرا به دست

بیاوریم.بنابر این انها کشت و زرع را گسترش دادند.

تیکو براهه منجم دانمارکی

در جنگ جهانی دوم ،

دانمارک به اشغال المان هیتلری در امد.البته نه با خونریزی بلکه با ارامش و

صلح.پادشاه دانمارک و دولت وقت با اشغال گران همکاری کردند.بیشتر

یهودیان دانمارک به کشور خنثای سوئد رفتند

.

نیلز بور فیزیکدان دانمارکی یهودی

در قرن ۱۰ میلادی پادشاه

بلو توث مسیحی شد و دانمارک به این دین متدین شد.و در قرن۱۹ پادشاه

فردریک ۷ پادشاهی را از حالت مطلقه در اورد.

لينك مطلب | نوشته شده در دوشنبه هفدهم بهمن 1384 ساعت 4:27 توسط مهران معمارزاده |


یکی از اولین حرکت های گروه های ازادی زنان ،اعتراض به مسابقه زیبایی سالانه

دختر زیبای امریکا در ۱۹۶۸ بود.فکر این حمله از یک گروه شعر اهنگی رپ در نیو یورک

پدید امد

دختر شایسته ۲۰۰۲ از ترکیه

.زنان از کانادا ،فلوریدا و سرتاسر کناره شرقی امریکا می امدند تا نمایش بی

وقفه چریکی را در خیابان و بیرون از سالن مسابقه اجرا کنند.

دختر شایسته ۱۹۹۸ از اسراییل

انها بر سر یک گوسفند

به شیوه میس امریکا تاج گذاشتندو در یک سطل زباله ازادی تعدادی اشیا نمادین

ستمدیدگی زنان از جمله شکم بند ،کرست و گن ،سینه بند سیمی و مفتولی و مژه

 مصنوعی ریختند

.

دختر شایسته ۱۹۹۴ از هند

مسابقات تعیین دختر شایسته جهان بوسیله اریک مورلی در ۱۹۵۱در انگلستان بنا

نهاده شد

.

اولین دختر شایسته جهان از کشور سوئد بود

ابتدا در حقیقت مسابقاتی برای بیکینی پوشان بود ولی بعدا بدین شکل

در امد که دختر شایسته تاج افتخار را بر سر می کند

دختر شایسته ۱۹۷۳ از امریکا

و در طول یک سال مسافرتهای

دور دنیا ،فعالیتهای خیرانه و جمع اوری صدقات مسئولیت خطیر او می شود.

دختر شایسته ۲۰۰۱ از نیجریه

لينك مطلب | نوشته شده در دوشنبه هفدهم بهمن 1384 ساعت 0:5 توسط مهران معمارزاده |


بلا فاصله بعد از جنگ جهانی دوم در سال ۱۹۴۸ کتابی توجه عموم را به خود

 

 جلب کرد.این کتاب گزارش رفتار جنسی در انسان مذکر اثر الفرد کینسی

 

پروفسور جانور شناس امریکایی

 

بود.نویسنده کتاب مدعی بود که ۳۷ درصد مردان دارای تجربه همجنس بازی

 

و۴درصد انان منحصرا همجنس باز هستند

 

چایکوفسکی اهنگساز همجنس باز

 

.۹ سال بعد کمیسیون پارلمان

 

بریتانیا گزارش ولفندون را انتشار داد که در ان توصیه شده بود که قوانینی که

 

 همجنس بازی را جرم می شمارند لغو شود

 

 

اسکار وایلد نویسنده دو جنس باز

 

.در انگلیس سازمانهای مرتبط با

 

 قوانین همجنس بازان ایجاد شد ودر فرانسه،هلند و دانمارک نیز این انجمن

 

ها شکل گرفت.این گروه ها خواهان تغییراتی بودند که همجنس بازی با

 

رضایت دو طرف را از فهرست جرایم حذف کنند.

 

 

سر لارنس الیویه بازیگر انگلیسی دو جنس باز

 

در سال ۱۹۶۸ تراکت ها و

 

نشریه های همجنس بازان به وسیله برخی از دانشجویان شورشی توزیع

 

می شد.در سال ۱۹۶۹ یکی از محافل همجنس بازان نیویورک به نام باشگاه

 

استنوال

مورد حمله پلیس قرار گرفت.این حادثه به صورت سر اغاز جنبش

 

حقوق همجنس بازان معاصر در امد

 

 

هرمان ملویل نویسنده دو جنس باز امریکایی

 

در سال ۱۹۷۲ کی اوگنم کتاب خواهش

 

همجنس باز را نوشت

 

 

انجلینا جولی هنرپیشه دو جنس باز امریکایی

 

.محافلی به نام گتو های گی در شهرهایی چون

 

امستردام ،پاریس و مونیخ ایجاد شد

 

 

 

سر التون جان خواننده انگلیسی

 

و به رشد این پاره فرهنگ در اروپا

 

انجامید.

 

 

فیصل بن فهد بن عبدالعزیز دو جنس باز

 

جنبش ازادی همجنس خواهی در گروهی از فمینیست ها شکل

 

گرفت

 

.

 

رولا ن بارت منتقد ادبی

 

کتاب چاه تنهایی از رادکلیف هال در ۱۹۲۸ در گسترش این نحله موثر

 

 بود.

لينك مطلب | نوشته شده در یکشنبه شانزدهم بهمن 1384 ساعت 2:22 توسط مهران معمارزاده |


  • The International Atomic Energy Agency votes to report Iran to the Security Council over its nuclear program.
  • پرونده جمهوری اسلامی ایران به شورای امنیت رفت.شورای امنیت مهمترین قسمت

    سازمان ملل است.وظیفه این شورا حفظ صلح و امنیت در دنیا و بین کشورهاست.

    این شورا ۵ عضو دایم و ۱۰ عضو انتخابی دارد.۵ عضو دایم عبارتند از امریکا-

    جان بولتون سفیر امریکا در سازمان ملل

    فرانسه-

    انگلیس-چین و روسیه.۱۰ عضو انتخابی فعلی عبارتند از ارژانتین-جمهوری کنگو-

    دانمارک -غنا-یونان-ژاپن-پرو-قطر-اسلواکی-تانزانیا.اعضای انتخابی در یکم ژانویه توسط

    مجمع عمومی برای دو سال انتخاب می شوند

    پوش بزرگ سفیر امریکا در سازمان ملل در زمان نیکسون

    .ژاپن،المان،هند،برزیل پتانسیل عضویت

    اعضای دایم را دارند ولی موانعی نیز وجود دارد.مثلا چین نمی خواهد ژاپن عضو دایم

    شود و روسیه از روابط شدید این کشور با امریکا نگران است

    نگرو پونته سفیر قبلی امریکا در سازمان ملل در زمان جرج دبلیو بوش

    .المان اقبال بیشتری

    برای عضویت دایم دارد

    ژان کرک پاتریک سفیر امریکا در سازمان ملل در زمان ریگان

    .چین با هند هم مخالفت دارد.برزیل موانعی دارد مثلا پرتغالی زبان است در

    حالیکه کشورهای امریکای جنوبی اسپانیایی زبان هستند.

    شورای امنیت می تواند چنین کارهایی را انجام دهد:

    • Investigate any situation threatening international peace;
    • Recommend procedures for peaceful resolution of a dispute;
    • Call upon other member nations to completely or partially interrupt economic relations as well as sea, air, postal, and radio communications, or to sever diplomatic relations; and
    • Enforce its decisions militarily, if necessary.

    اولین جلسه شورای امنیت در لندن در ۱۹۴۶برگزار شد ولی حالا جلسات در نیویورک انجام می شود.

    لينك مطلب | نوشته شده در شنبه پانزدهم بهمن 1384 ساعت 23:49 توسط مهران معمارزاده |


    انقلاب از دیدگاه من دو گونه است:۱-انقلاب از نوع امریکا۲-انقلاب نچایفی

    در این مقاله از انقلاب نچایفی می گویم.کتاب جن زدگان داستایوسکی

    بر زندگی و محاکمه نچایف

     نوشته شده است.نچایفی که تمام انقلابهای

    ویرانگر تاریخ ،تشکیلات توتالیتاریستی از جمله حزب لنینی بر اساس ذهن

    فاسد او بنا شده است.رساله عملی برای یک انقلابی اثر جوانی به نام

    سرگئی نچایف از چهره های جنبش انقلابی روسیه در سده نوزدهم بود.

    او توطئه چینی بی نظیر بود .در نتیجه فعالیت زیر زمینی مدتی به زندان

    افتاد.نچایف با همدستی رفقای همرزم رفیق ناراضی را به قتل رساند و از

    ترس پلیس به سویس گریخت.مدتی با باکونین

    همکاری می کرد.سر انجام

    پلیس سویس او را به دولت تزاری پس داد و پس از محاکمه ای جنجالی

    در زندان جان سپرد.

    نچایف در رساله خود می گوید:۱-انقلابی از هر نوع ایین پرستی بیزار است

    مشی مسالمت امیز را نفی می کند .او تنها یک مشی می شناسد.مشی

    نابودی .علومی چون مکانیک ،فیزیک،شیمی وشاید حتی پزشکی را تنها

    برای همین هدف نابودی مطالعه می کند و لا غیر.

    ۲-او از افکار عمومی بیزار است.نزد او هر چه پیروزی انقلاب را تسهیل کند

    اخلاقی و هر ان چه راه انقلاب را سد کند غیر اخلاقی و جنایتکارانه است.

    ۳-او باید با دیگران سختگیری کند.شب و روز باید یک هدف و اندیشه را دنبال

    کند :نابودی بی ترحم.

    ۴-کل جامعه فاسد را باید به چند مقوله تقسیم می شود.مقوله اول بی

    تاخیر محکوم به مرگند.سازمان باید سیاهه ای از اسامی افراد تهیه کند و

    زودتر از میان برداشته شود.

    ۵- ملاک تعیین سیاهه را باید میزان نفعی قرار داد که مرگ هر کدام عاید امر

     انقلاب می کند.

    ۶-مقوله دوم شامل کسانی است که تنها به طور مشروط اجازه زندگی دارند

    .۷-شمار وسیع افراد یا در واقع سباعی که موقعیتی ممتاز دارند و موقعیت

     خود را صرفا مدیون ثروت ،زد وبند،اعمال نفوذ و قدرتند و استعداد و توان

    خاصی ندارند.باید از همه طرق متصور از انها استفاده برد.باید درگیر و درمانده

    شان کرد ،باید از راز هاشان مطلع شد.و بدین سان به برده ی تشکیلات

    تبدیلشان ساخت.از این راه می توان ارتباطات وثروت و قدرت و نفوذشان را

    به ذخیره های پر توان و تمام نشدنی برای کمک به فعالیتهای گوناگون

    انقلابی بدل کرد.

    مقوله چهارم شامل سیاستمداران جاه طلب و لیبرال های رنگارنگ است

    می توان بر حسب برنامه ی هر یک از انها در توطئه ای مشترک با انها

    همکاری جست. باید اختیارشان را در دست گرفت ،از راز هاشان مطلع شد

    ،دستها شان را به گونه ای بر گشت ناپذیر الوده کرد و راه گریزی برایشان

    باقی نگذاشت.

    مقوله پنجم  توطئه گرانی هستند که روی کاغذ حرافی می کنند این گروه

    را باید وارد مبارزه واقعی خشونت بار کرد.

    نچایف همه چیز را در رساله خویش برای یک انقلاب ویرانگر پیش بینی می

    کند.او به تبلیغات مداوم به هر طریق ممکن،تاثیر گذاری بر عناصر ذی نفوذ از

    طریق زنانشان ،ایجاد ارتباط با عناصر به اصطلاح جنایتکار جامعه ،شناخت

    دستگاه پلیس و دیوانسالاری قدیمی ،شناخت شایعات شهر ،فواحش و

    وسایل دیگر گرد اوری شایعات ،تشکیل خانه های مخفی ،برگماردن عوامل

    نفوذی تیز هوش و اهل عمل در میان دستفروشان و نانواها  و ....توجه دارد.

    لينك مطلب | نوشته شده در شنبه پانزدهم بهمن 1384 ساعت 14:20 توسط مهران معمارزاده |


    بازی کامپیوتری حمله به ایران

     

    بنا

    بنا به گزارش اشپیگل آنلاین، در یک بازی کامپیوتری جدید که در آمریکا ساخته شده است، سربازان آمریکایی به ایران حمله می کنند. این بازی توسط یک تولید کننده که در همکاری تنگاتنگ با ارتش آمریکا قرار دارد و بر اساس فیلم های خبری و بسیار دقیق ساخته شده است.

    در این بازی نیروهای ویژه آمریکا به یک کارخانه زیرزمینی حمله می کنند. نگهبانان و دانشمندان را به گلوله می بندند و آنگاه مواد منفجره را به لوله های سانتریفوژ نصب کرده و تأسیسات را منفجر می کنند.

    مأموریت در این بازی «حمله به ایران» نام دارد که که می توان آن را رایگان از کامپیوتر پیاده (دانلود) کرد. در شرح این بازی آمده است: «یک بازی رایگان جنگی که برای تهیه آن از جدیدترین تکنولوژی استفاده شده تا بتوان رویدادهای جنگی را بر اساس آخرین فیلم های خبری به طور دقیق بازسازی کرد.» کدام آخرین فیلم های خبری؟ این بازی به نمایش حمله پیشگیرانه به ایران می پردازد که در هیچ فیلم خبری نمی توان آن را دید!

    کیت هلپر رییس این شرکت کامپیوتری این بازی را چنین می ستاید: «بازی حمله به ایران این امکان را به بازی کنندگان می دهد که اخبار را تجربه کنند. حتی اخباری را که تازه بعدها خواهند آمد!»

    افسران سابق ارتش آمریکا در این شرکت به عنوان «مشاور» کار می کنند و در سایت های مربوط به بازی های جنگی مانند تعقیب و شکار پسران صدام، حمله به فلوجه و هم چنین حمله به ایران تصاویر نظامی ماهواره ای نشان داده می شوند. سناریوی این بازی ها بر اساس اطلاعاتی که ارتش اعلام کرده است، تهیه می شود. بر اساس آنچه در سایت این شرکت آمده است سناریو بازی «حمله به ایران» «از نظر کارشناسان این شرکت خیلی دقیق و مشروح» ارزیابی شده است.

    انتقاد نسبت به این بازی همان گونه که انتظار می رفت از سوی ارتش آمریکا نیامد بلکه ایرانیانی که در اینترنت برای مسائل مختلف امضا جمع می کنند، با پنج هزار امضا خواستار جمع شدن این بازی از بازار شدند. در این سایت آمده است: «ما باید به آمریکا بفهمانیم که ایران مانند افغانستان و عراق نیست که در آنجا پیاده شود و هر کار خواست بکند.»  روزنامه دولتی «کیهان» در تهران نیز نوشت: «آمریکاییان خیلی دلشان می خواهد به ایران حمله کنند ولی به نظر می رسد باید دلشان را به همین حمله خیالی خوش کنند.»

    در بحثی که درباره سناریو این بازی در اینترنت در گرفته است، برخی از ایرانیان از کشور خود دفاع می کنند و برخی به ملایان دشنام می دهند. یکی از سخنگویان این شرکت کامپیوتری از شرکت «بحث کنندگان از خاورمیانه» استقبال می کند و می گوید: «صادقانه بگویم، از نظر ما امتناع ایران از همکاری با جامعه جهانی نگران کننده است. آیا واقعا امروز می توان از یک راه حل غیر نظامی حرف زد؟ ما چندان مطمئن نیستیم.» سایت بازی «حمله به ایران» از این هم صریح تر می نویسد: «از آنجا که راه حل سیاسی به هیچ جا نرسید و بعید است که تحریم ها نیز به نتیجه برسند، باید این مشکل را از طریق نظامی حل کرد.»

     با اجازه از سایت الفب این مقاله را کپی کردم      .   مهران معمارزاده

    | © 2005 | | alefbe - journalist | | berlin | | germany |

    لينك مطلب | نوشته شده در جمعه چهاردهم بهمن 1384 ساعت 17:18 توسط مهران معمارزاده |


    در اوایل دهه ۸۰ در موسیقی رپ و هیپ هاپ نوعی دگرگونی ایجاد شد.که به زودی فرم غالب این

    ژانر موسیقی گشت.رپ گانگستری یا رپ گنگستا ظهور کرد.انها جشن خشونت خود را با ازار زنان،

    پلیس ،دگر ازاری با تعصبات کورکورانه ،هجوم های باندی ،فروش مواد مخدر ،خشونت جنسی و خشونت

    سیاهان نسبت به سیاهان به پا می دارند.رپ های گانگستر انجه را که باور دارند عمل می کنند وچنین

    چیزی انها را پست مدرن می سازد.صحنه های خشنی که در اهنگهایشان وجود دارد عینا در زندگی

    انها بازتاب می یابد.اسنوپ داگی داگ

    خواننده رپ که البوم او به نام سبک سگی از تمام اهنگ ها

    پیشی گرفت و با فروش ۳.۵ میلیون نسخه به جایگاه اول دست یافت به قتل متهم شد.توپاک شکور

    هنرپیشه رپ به علت تیر اندازی به دو پلیس در اتلانتا دستگیر شد.فیلور فلو عضو گروه دشمن مردم با

    اتهام اقدام به تیر اندازی به همسایه خود در نیویورک دستگیر شد.

    سبک سگی

    بیشتر طرفداران انها نوجوانان سفید

    پوست ساکن حومه شهر هستند که به دنبال هویت می گردند.هیپ هاپ ۴ جز دارد

    ۱- میکس صوتی یا DJ

    ۲-BREAK DANCING

    ۳-RAPPING

    4-GRAFFITI

    این جریان فرهنگی در دهه ۱۹۷۰ در بین افریقایی-امریکایی ها و لاتین تباران در نیویورک شکل گرفت.تا

    ۱۹۷۹ این سبک به بالاترین فروش خود رسید.و وارد جریان زندگی امریکایی شد.Dj Kool Herc

    پدر خوانده جاماییکایی امریکایی هیپ هاپ

    پدر خوانده

    هیپ هاپ به شمار میرود.

    Tupac Amaru Shakur

    He was the devil, or a hero, or maybe a martyr to many and has become a legend Tupac Shakur was born in Brooklyn,

    He grew up in Harlem a talented youngster showing promise in singing and dance.

    He attended 'The Baltimore School for the Performing Arts' studying dance and ballet.. A moved to Oakland, California with his family resulted in an opportunity toward fame and recognition after joining the rap group 'Digital Underground' as a back up dancer then as a rapper.

    Tupac released his first solo album '2pacalypes Now' and he was on his way. He lived up to his wild reputation. He rapped of gunfights, rough sex, gang and gang rivalries. He was a quality rapper and a expert lyricist.

     While leaving a Las Vegas Hotel after witnessing a prize fight, an automobile pulled up beside his departing auto and was sprayed with gunfire. Tupac was struck four times and his companion escaped with minor injuries. He was taken to the emergency room at University Medical Center.

    His body was cremated the next day. His mother, Afeni Shakur spread part of his ashes over a special place in Los Angeles and the remainder was taken to her residence at Stone Mountain, Georgia spreading them in her garden.

     

    لينك مطلب | نوشته شده در جمعه چهاردهم بهمن 1384 ساعت 15:39 توسط مهران معمارزاده |


    چندی پیش یکی از دوستان همکار برایم نقل کرد که خانمی که مریضش بوده است

    می خواسته ایین نامه ای برای تشکیل یک گروه فمینیستی ایجاد کند.من ناگهان

    تاریخ فمینیسم در ذهنم مثل تصویر متحرکی جولان داد.نمی دانم چرا اینقدر من

    ذهنی هستم.شکوهمند ترین پدیده های عینی ناگهان برای من ذهنی می شوند.

    وقتی پیتزا می خورم ناگاه خود را در ناپل ودر پیشگاه ملکه مارگریتا حس می کنم

    وقتی به ارمنستان رفتم کهنگی کلیساها مرا به گذشته های دور رهنمون می کرد

    اکثر همراهان دنبال مواردی بودند که برای من ان چنان جذابیتی نداشت.به قول

    دوست فرزانه ام حمید سمیع عادل زمانی به او گفته ام که گویا در چکسلواکی

    می زیم و گاهی در امریکای لاتین.در این مقاله نمی خواهم از فمینیسم بگویم .

    وقتی فیلم غریزه اصلی با کارگردانی پل ورهوفن هلندی را می دیدم در دو سکانس

    ان شوکه شدم.سکانسی که شارون استون با تغییر وضعیت ساقش باعث دیدن

    ....شد و سکانسی که با شریک جنسیش همجنس بازی می کرد. ما ایرانیها سابقه

    مدونی از جلو ه های صور قبیحه نداشتیم.البته در کارهای عبید زاکانی ،ایرج میرزاو

    ...حرف و حدیث سکس داریم.

    کاری از فرانسوا بوشه

    ولی تابلویی یا عکسی سکسی نداشتیم.

    البته با دیدن دختران خیابانی در کشور و در سطح گسترده تری در شهر سدوم و

    گمورای دوبی تابلو های زشتی از تاراج جنسی را شاهد بودیم. تابلویی که از ظرافت

    روشنفکری و شکوه برخوردار نیست بلکه به قلم موی زشت گروه های سازمان یافته

    ای چون مافیای روسی تصویر شده است.ورهوفن کارگردان در جواب مصاحبه کننده

    که مثل من شوکه شده بود گفت ما هلندی ها در قرون گذشته تصویر کسی را

    داشتیم که در حیاط کلیسا ادرار می کند(نقل به مضمون).پل ورهوفن به میراث

    نقاشی غنی هلند اشاره می کند که این گونه مضامین را در کار خود وارد می کردند.

    پیترو ارتینو

    کاری از تیتیان

    نویسنده قرن ۱۵ ایتالیایی کتابی نوشت که با ۱۶ تصویر از وضعیتهای

    سکسی به خامه شاگرد رافائل،جولیو  رومانو مزین شد.فکر کنم این اثر اولین

    بذر هنر اروتیک بود.نویسنده قرن ۲۰ انگلستان،دی اچ لاورنس

    که از نیچه و فروید

    متاثر بود رمانهایی نوشت که به جرم پورنو بودن توقیف و سانسور می شد.

    تیتیان

     

    نقاش ونیزی قرن ۱۶نیز نقاشی زیبا و اروتیکی به نام ونوس یوربینو دارد.

    بعضی از کارهای پیکاسو هم اروتیک است. البته بعضی از منتقدین این کارها را پورنو

    نمی دانند و تفکری روشنفکرانه در ان می یابند.لویس کارول

    خالق الیس در سرزمین

    عجایب نیز تصاویر زیبایی از دخترکان می گرفت یا نقاشی می کرد.یکی از این دختران

    الیس لیدل

     

    بود که منشا نام الیس در سرزمین عجایب هم شد.عملکرد کارول

    انگلیسی او را به داشتن رفتارهای بچه بازانه متهم کرد.با رشد سینما و vcr وسپس

    فضای سایبر اینتر نتی ،هرزه نگاری به اشکال دیگری رشد و توسعه یافت.

    اندره ا دورکین در دوران ازدواجش با مردی متعصب مورد تجاوز خانگی قرار گرفت.

    او سپس یکی از افراطی ترین مدافعان سانسور در امریکا شد.به زعم وی هرزه نگاری

    نظریه است و تجاوز عمل به ان.اندره ا دورکین

     

    پیش نویس حکمی را تهیه کرد که

    زنان امکان داشتند علیه تولید ،توزیع و فروش هرزه نگاری موهن اقدام قانونی کنند

    این حکم از سوی گروههای افراطی محافظه کار حمایت گسترده ای شد ولی

    دادگاه عالی در سال ۱۹۸۶ ان را به دلیل نقض قانون مخالف قانون اساسی دانست.

    اما بسیاری از فمینیست ها با فراخوان دورکین برای سانسور مخالف بودند.بعضی

    از فمینیست ها از مارکی دو ساد به دلیل چالش ویران گرش حمایت می کردند

    و معتقد بودن سانسور کردن بی معناست و فقط باعث واگذاشتن هرزه نگاری به

    جنایت سازمان یافته می شود.

    ونوس یوربینو

     

    لينك مطلب | نوشته شده در جمعه چهاردهم بهمن 1384 ساعت 3:25 توسط مهران معمارزاده |


    برای پسر خاله عزیز محمدرضا طلایی

    فیلم شاهراه گمشده از دیوید لینچ

    ،بیشتر یک تابلوی نقاشی در سبک

    سوررئال را در ذهن تداعی می کند.در این فیلم یک نوازنده ساکسوفون در

    ابتدای فیلم یک نوار ویدیویی را دریافت می کند.روز بعد نوار دیگری در بیرون

    درب منزلش پیدا می کند که از داخل اتاق خواب او تصویر برداری شده است.

    او توسط همسرش به یک میهمانی می رود و با فردی با قیافه شبیه

    شیطان ملاقات می کند.نوار ویدیویی بعدی او را در حال تکه تکه کردن جسد

    همسرش نشان می دهد

    .

    ارکوئت بازیگر بزرگراه گمشده

    او به زندان می افتدو به مکانیک جوانی تغییر

    هویت می دهد.بعد از زندان با تبه کاری کار می کند .وی برای دیدن دوست

    دخترش به کلبه می رود و دوست دختر ناپدید می شود.

    ایزابل روسلینی

    مکانیک به نوازنده

    ساکسوفون تبدیل می شود تبه کار به سراغ او می اید ولی توسط مرد

    شیطانی در میهمانی کشته می شوددر اخر نوازنده فرار می کند در حالی

    که پلیس در تعقیب اوست.....این فیلم تلخ و وهم الود از پیچیده ترین کارهای

    بصری لینچ است.شرح حال نویسان سینما می گویند خشونت و فسادی که

    لینچ

     

    در فیلادلفیا مشاهده کرد تاثیری عمیق در عمق وجودش گذاشت.او

    در فیلمهایش به زوایای تاریک تجربیات بشری اشاره می کند.

    ۲-الخو کارپنتیر نویسنده کوبایی واضع واژه رئالیسم جادویی بود او گفت اگر

    تاریخ امریکای لاتین امیزه ای از حوادث غریب در متن واقعیات ملموس نیست

    پس چیست؟این سبک پس از جنگ حهانی دوم در امریکای لاتین رشد کرد

    و مارکز

     مشهور ترین نماینده ان است.

    ۳- در مسخ کافکا ،گرگوار سامسایک روز صبح از خواب بر می خیزد و در

    می یابد به حشره ای تبدیل شده است.

    ۴- اثری از رئالیسم جادویی در کارهای میلان کوندرا دیده می شود شاید

    محیط اجتماعی چکسلواکی ان سالها باعث این تشابه به سبک امریکای

    لاتین شده است

    .

    کاری از بوتروی کلمبیایی

    ۵-لوییس بونوئل

     نماینده شاخص سوررئالیسم سینمایی می گوید درست

    مثل قرون وسطی ،مرگ بخشی از زندگی بود و در همه جا حضور داشت.

    به دلائل نامعلوم همیشه در عمل جنسی سایه ای از مرگ را حس کرده ام.

    کاری از دالی

    رابطه ای اسرار امیز و دائمی.....در فیلم سگ اندلسی در صحنه ای که

    مرد سینه برهنه زن را نوازش می کند،ناگهان صورتش به کاسه سر مرده

    تبدیل می شود

    .

    دالی با ژنرال فرانکو معمار اسپانیا

    از حرفهای او این نکته به ذهن می رسد که شاید سلطه

    عقیم کننده کاتولیسیسم در اسپانیا ،بذر سوررئالیسم را کاشته است.

    بونوئل-هیچکاک-بیلی وایلدر

    کوتاه سخن اینکه وقتی صحنه اجتماعی چنان است که حقیقت امری کاملا نسبی است و

    هر ان ممکن است بر اثر اعمال قدرت وارونه گردد چنین هنر و ادبیاتی نا خوداگاه گسترش

    می یابد.

    لينك مطلب | نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم بهمن 1384 ساعت 17:27 توسط مهران معمارزاده |


    وقتی از امریکا سخن به میان می رود همه یک کشور بزرگ کاپیتالیستی را متصور می شوند

    که رییس جمهور ان حافظ منافع کارتلهای موجود در ان است و تمام جنگ و صلحش برای

    تسلط بر چاه های نفت است

    .

    اما یک مرد در تاریخ امریکا ،صحت این مدعا را شدیدا باطل

    می سازد.یک شکارچی که علاقه مند به شکار حیوانات خطرناک و بزرگ بود.حتی بعد از

    فراغت از سیاست فورا به افریقا رفت تا این میل ذاتی را ارضا نماید.عروسک های خرس

    معروف به teddy از نام تئودور روزولت می اید

    .او تنها رییس جمهوری بود که به دلیل نقش

    موثرش در پایان بخشیدن به جنگ روس و ژاپن به دریافت جایزه صلح نوبل مفتخر شد.

    تئودور از اجرا کنندگان قوانین ضد تراست در امریکا محسوب می شد.او کمپانیهای بزرگ امریکا

    را از انحصار امکانات تولید باز داشت.او مثل کمونیست ها حرف نمی زد و در عالم حرف از

    کارگر دفاع نمی کرد.او عملا از کارگران معدن کار در برابر کارفرمایانشان دفاع کرد و کار فرما

    را به سر تسلیم داشتن در برابر خواسته های کارگران وا داشت

    .

    حقوق کارگران زیاد شد

    و ساعات کارشان کم.او با کمپانیهای بزرگی چون استاندارد اویل و۰۰۰ درگیر شد.

    تئودور اولین کسی بود که با خرید هواپیما از برادران رایت ،نیروی هوایی امریکا را راه انداخت.

    او پیش از ریاست جمهوری مدتی در مقام معاونت نیروی دریایی امریکا بود و نقش مهمی

    در شکست ناوگان اسپانیا در جنگ امریکا--اسپانیا داشت.او اولین رییس جمهوری بود که

    سوار ماشین شد و در انتخابات ۱۹۱۲ از وودرو ویلسون دموکرات دفاع کرد

    .او از طرفداران

    جدی شرکت امریکا در جنگ جهانی اول بود و می گفت چوبدستی بزرگی بردار ولی ارام

    سخن بگو.

    لينك مطلب | نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم بهمن 1384 ساعت 3:46 توسط مهران معمارزاده |


    دو خواننده در اجرایی دو نفره بوسه بر لبهای هم زدند.من متوجه نشدم که بوسه فرانسوی

    بود یا نه.البته ادم یکدفعه شوکه می شد.اما حیرت اور تر این بود که مدونا و بریتنی اسپیرز

    عقیده سیاسی مشترکی نداشتند

    .مدونا مثل اکثر هنرپیشگان و حوانندگان یا بهتر بگویم

    اهالی هالیوود مدافع راسخ دموکراتهاست.شوهر سابقش شون پن هم دشمن خونی

    جمهوری خواهان و به خصوص شخص جرج دبلیو بوش است. او قبل از سقوط عراق از

    صدام حسین دفاع می کرد

    شون پن و تابلوی صدام حسین

    .به ایران هم امد و در نماز جمعه تهران هم شرکت کرد البته با

    مقامات هم دیداری داشت.در تاریخ امریکا ،دو رییس جمهور جمهوریخواه کشته شدند.ابراهام

    لینکلن توسط یک هنرپیشه جنوبی کشته شد.ومک کینلی توسط یک انارشیست کشته شد

    مایکل مور

    مایکل مور و جایزه جشنواره کن

     هم یک کارگردان انارشیست است که با فیلمهای مستندش و سخنرانی های

    نا مودبانه اش  قصد داشت به زندگی سیاسی جرج دبلیو بوش پایان دهد اما اقبالی نیافت.

    البته ارنولد شوایتزنگر

     

    اطریشی الاصل مدافع بلند پایه ای برای بوش بود.او با بازی در فیلم

    ترمیناتور ،بزرگترین بازیگر اکشن شد و با موفقیت در احراز فرمانداری کالیفرنیا

    ،

    ایالت معترضان

    به جمهوریخواهان را در دست گرفت.بریتنی اسپیرز

     

    می گوید ما باید به رییس جمهورمان بوش

    اعتماد کنیم.

    CARLSON: A lot of entertainers have come out against the war in Iraq. Have you?

    SPEARS: Honestly, I think we should just trust our president in every decision that he makes and we should just support that, you know, and be faithful in what happens.

    CARLSON: Do you trust this president?



    SPEARS: Yes, I do.

     

    لينك مطلب | نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم بهمن 1384 ساعت 3:20 توسط مهران معمارزاده |


    jyllands-postenروزنامه دانمارکی است

    .که اخیرا با چاپ مجموعه کاریکاتورهایی درباره پیامبر اسلام

    جنجالی افرید. در ۲۰۰۴ کارگردان هلندی تئو وان گوگ

    به دست مسلمانی کشته شد.قبلا هم سلمان

    رشدی در اثری رئالیسم جادویی کتابی به نام ایات شیطانی

    خلق کرد که واکنش هایی در مسلمانان

    افرید.درگیری مسلمانان و غرب پیشینه طولانی دارد و در اینده ای نزدیک به نقطه اوجش خواهد رسید.

    در قرن ۸ میلادی شارل مارتل پدر بزرگ شارلمانی پادشاه معروف ژرمنی نفوذ مسلمانان به فرانسه

    را مسدود کرد و سردار انان را کشت

    .منابع فقهی شیعه و سنی مجازات ساب النبی را قتل می دانند.

    از نظر انها ساب النبی مرتد است و بنابراین شایسته کشته شدن می باشد.در یکی از کاریکاتورها

    پیامبر اسلام بمبی به شکل عمامه را بر سر کرده است.امام raed hlayhel در دانمارک این نوع 

    دموکراسی را برای مسلمانان بی ارزش می داند.

    بایکوت کالاهای دانمارکی از سوی اعراب مسلمان

    وی گفت مسلمانان این تحقیر و توهین را تحمل

    نمی کنند .و باید از انها معذرت خواسته شود.امام رائد قبلا هم در نمازهای جمعه کپنهاک با گفتن اینکه

    دختران مسلمان باید از سر تا انگشت پا باید پوشیده باشند و ادکلن مصرف نکنند و به ارایشگاه نروند

    غوغایی به پا کرد. نیروهای امنیتی دانمارک برای حفظ جان دست اندر کاران این روزنامه دست به

    کار شد چون لحن اسلام گراها دلالت بر سب النبی از سوی کاریکاتوریست ها داشت.یکی از روزنامه

    نگارها گفت ما در دموکراسی به سر می بریم و حق ماست که از همه متدهای ژورنالیستی استفاده

    کنیم.او گفت هزل و طنز در کشور ما به رسمیت شناخته شده است و ما می خواهیم کاریکاتور بکشیم.

    در تاریخ غرب ،ولتر به پیامبر اسلام علاقه داشت.وی ابتدا نمایشنامه فناتیسم که ادعا نامه ای علیه

    پیامبر اسلام بود به صحنه اورد .او سپس خشم خود را به مسیحیان بر می انگیزد و توجهش به

    مسلمانان جلب می شود.بالاخره او به ستایشگران اعراب مسلمان مبدل می شود.و در برابر انجیل

    و تورات به دفاع از قران می پردازد.البته در دنیای غرب واکنش دیگری نسبت به اسلام نیز دیده می شود

    که صرفا سیاسی است .گاهی حاکمان غرب به دلیل منافع سیاسی کشورشان ،اسلام را ابزاری برای

    نیل به مقصودشان می کنند.مثلا کمپانی انگلیسی هند شرقی از طریق سلسله مسلمان تیموریان

    ،چنگال استعماریش را در هند فرو کرد.یا فردی چون لورنس عربستان رایزن نظامی انگلیس برای رهبران

    حجاز شد.حاکمان غرب ،خاطرات گذشته از اسلام را فراموش کردند و به اسلام بدلیل بوی نفتش احترام

    گذاشتند و در دبل استاندارد ی فاحش اسیر شدند.اما از سوی دیگر مهاجران اسلامی و گروههایی که

    به اگراندیسمان کردن جهاد در اسلام مشغولند مشکلی بزرگ برای امنیت غرب به نظر می رسند.

    ایا در اینده غرب به میراث شارل مارتل خواهد برگشت یا به مصالحه با اسلامیون بدلیل منافع اقتصادی

    ادامه خواهد داد.

    لينك مطلب | نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم بهمن 1384 ساعت 17:53 توسط مهران معمارزاده |


    پرنسس دایانا ی

     

    فقید برای من یک سمبل است.سمبل مخالفت با تفرعن و

    اسنوبیسم دربار منحط انگلستان.سمبل مقابله با محافظه کاری ازار دهنده حاکم

    بر جامعه انگلیس.دایانا هم مانند مری کوانت طراح لباس ،گروه راک بیتل ها و...

    نقش مهمی در شکستن تابو های انگلیسی داشت و جان خود را هم از دست داد.

    دایانا مولود

    نا خواسته یک خانواده اشرافی در انگلیس بود.۶ ساله بود که پدر و مادرش

    از هم جدا شدند.لرد اسپنسر پدر او با خانواده سلطنتی انگلستان معاشرت داشت.

    پرنس چارلز با سارا خواهر بزرگتر دایانا اشنا شد اما سارا گفت من چارلز را دوست

    ندارم.این سخن سارا خیلی به ملکه الیزابت و بیشتر از او به پرنس فیلیپ پدر ولیعهد

    گران امد.پرنس فیلیپ،دایانا را برای پسر ش که ۲۲ سال اختلاف سنی با مشار الیها

    داشت برگزید.پرنس چارلز در زمان پیشنهاد خواستگاری با زن شوهر داری روابط

    عاشقانه داشت.عروسی مجلل برگزار شد و محبوبیت دایانا حسادت زنانه ملکه

    الیزابت را بر انگیخت.

    دایانای زیبا در دل غمی بزرگ داشت.بی وفایی شوهر و روابط

    عاشقانه اش با زنی شوهر دار.در ۱۹۹۲ او رسما از چارلز طلاق گرفت.در ۱۹۵۵ در

    تلویزیون بی بی سی از شوهر سابقش به شدت انتقاد کرد.او گفت من بارها می

    خواستم خود کشی کنم.۸۵ درصد مردم انگلیس حق را به او دادند.از اوایل ۱۹۹۷

    شایعه روابط دایانا با پسر یک میلیونر مصری به گوش می رسید.

    بالاخره تصادف

    مرگباری به کشته شدن این زوج جدید منجر شد

    .روحیه دایی جان ناپلئونی من

    به من نفیر می زند که دربار شاید مقصر بوده است.نظر شما چیست. برایم بنویسید.

    لينك مطلب | نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم بهمن 1384 ساعت 3:24 توسط مهران معمارزاده |


    سگ در نزد ایرانیان باستان

     ارزش فراوانی داشت.گلدزیهر معتقد است که

    زردشتیان از سگان

    سگ افغانی

     برای رسم سگ دید استفاده می کردند.به موجب این

    رسم جسد درگذشتگان را در اختیار سگ قرار می دادند تا از مردنش مطمئن

    گردند.اسلام ،احکامی دارد که علت ان پرهیز از ایرانی بودن است.در اوائل

    اسلام ،وجود سگ حتی در مسجد هم تحمل می شد اما سپس شاید

    بدین سبب که مسلمانان این نیاز را احساس کردند که باید با زرتشتیان فرق

    داشته باشند این نگرش تغییر کرد....پیامبر به ما دستور داد که سگان را

    بکشیم .....از سگ سیاه تیره بر حذر باشید که دو خال بر بالای چشمانش

    دارد زیرا چنین سگی شیطان است.

    ذهبی در احادیث مختاره ص ۲۴ ش ۱ می گوید بدترین زبانی که خداوند از ان

    بیزار است فارسی است.

    عمر گفته است از شیوه نماز خواندن ایرانیان (رطانه العجم )بر حذر باشید.

    کسانی که جشن های نوروز و مهرگان را برگزار کنند در روز رستاخیز در کنار

    گناهکاران قرار خواهند داشت.---در کتاب ابن تیمیه --اقتداع ص ۱۹۹ به بعد.

    استفاده از کمان ایرانی ممنوع است.

    اقامت در خانه ای که تجملات ایرانی در معرض دید است ممنوع است.

    شخصی به امام محمد باقر ع عرض کرد که شخصی می نشیند بر فرشی

    که در ان صورتها نقش شده است .حضرت فرمودند ما دشمن می داریم

    چنین فرشی که عجمان می پسندند.

    از فضل بن یونس منقول است که حضرت امام موسی کاظم ع به منزل

    من امدند و چون طعام حاضر شد دستمال اوردم که در دامن ایشان بیندازم

    قبول نکردند و فرمودند این طریقه عجمان است.

    از حضرت رسول اکرم ص منقول است که امت من با خیر و نعمت باشند

    مادام که لباس عجمان را نپوشند و طعامهای عجمان را نخورند. که اگر چنین

    کنند خدا ایشان را ذلیل گرداند.

    حضرت امام صادق ع فرمودند ابتدا مکنید گبران را به سلام کردن و چون

    ایشان سلام کنند فقط بگویید علیکم.و اگر دستت به دست او رسد دستت

    را بشوی.(حلیه المتقین باب ۱۱ فصل ۱)

    از امام باقر ع روایت شده است که قابیل نخستین کسی بود که اتشکده

    بساخت.(کتاب الروضه کلینی)

    حضرت صادق ع فرمود تخته نرد بدتر از شطرنج است ...کسی که نرد بازی

    کند مثل کسی است که گوشت خوک خورد.(حلیه المتقین)

    حضرت رضا ع فرمود زینهار چوگان

    بازی مکن که در ان حال شیطان با تو می

    تازد و فرشتگان از تو نفرت می کنند.(فقه الرضا)

    لينك مطلب | نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم بهمن 1384 ساعت 2:41 توسط مهران معمارزاده |


    مینورو یامازاکی یک مهندس ژاپنی امریکایی بود..او از خانواده ای فقیر امد.برای

    به دست اوردن خرج درسش در دانشگاه واشنگتن ،مجبور بود در یک کارخانه

    ماهی های کنسرو شده الاسکایی کار کند.

    در دهه ۱۹۳۰ به نیو یورک رفت و علاوه

    بر پروژه های ساختمانی متعدد،مدرک دیگر دانشگاهیش را از دانشگاه نیویورک

    گرفت.در ۱۹۶۵ طراحی ساختمانی ۴۱۵ متری در نیویورک را عهده دار شد.

    همدردی ایرانیان با قربانیان حادثه در تهران

    در ۱۹۷۲

    این ساختمان ساخته شد.او در این بنا از پنجره های عمودی شدیدا باریک استفاده

    کرد چون از ارتفاع می ترسید

    .

    در ۱۹۵۷ پسری در ریاض متولد شد.پدر او اهل یمن بود و این پسر هفدهمین

    فرزند خانواده ۵۲ فرزندی وی بود.

    شیرینی و شادمانی در فلسطین بعد از حادثه ۱۱ سپتامبر

    مادرش از عربستان سعودی بود و خود او بالاخره

    در رشته راه و ساختمان از دانشگاه عبدالعزیز جده دانشنامه اش را دریافت کرد.

    جرج بوش پس از شنیدن حادثه

    در ۱۱ سپتامبر دو هواپیما ربوده شد و به ساختمانی که مینورو یامازاکی طراحی

    کرده بود اصابت کرد و حادثه ای باورنکردنی افرید

     

    که نقطه عطفی در تاریخ بشر

    گردید.مینورو ۱۵ سال قبل از این حادثه درگذشته بود.

    لينك مطلب | نوشته شده در سه شنبه یازدهم بهمن 1384 ساعت 3:8 توسط مهران معمارزاده |


    روزگاری توماس فریدمن گفته است کشورهایی که مک دونالد

    دارند به جنگ

    هم نمی روند.البته این تئوری با حمله ناتو به صربستان در ۱۹۹۹الغا شد.

    مک دونالد نماد جهانی شدن یا امریکایی شدن جهان است.مخالفین جهانی

    شدن همیشه با این نماد بزرگ ،می جنگند.

    با مرگ هووارد جانسون،رستورانهای زنجیره ای او به تخریب نزدیک شد.

    ری کروک

     

    مردی از چکسلواکی بود که متوجه شد امریکایی ها غذا خوردن

    در بیرون خانه را بسیار دوست دارند .و روش سنتی غذا خوردن در خانه انها

    را راضی نمی کند.وی برای انها رستورانی دوستانه تر ،بهای غذای کمتر

    بدون معطلی و رزرو ارمغان اورد که شکل گیری پدیده بزرگ مک دونالد بود.

    در ۱۹۱۷ ری کروک ۱۵ ساله بود او علاقه زیادی به رانندگی امبولانس در

    صلیب سرخ داشت.وی برای اموزش مقدماتی به کانکتیکات امریکا رفت ولی

    جنگ تمام شد و او دیگر به اروپا نرفت

    .

    او باید در امریکا کاری جستجو می کرد

    مدتی نوازنده پیانو شد و انگاه مدتی فروشنده گشت.در روزها فروشنده بود

    و در شبها نوازنده پیانو.در ۱۹۵۴او یک رستوران همبرگر در سن برناردینو در

    ایالت کالیفرنیا دید که برادران مک دونالد

    انرا اداره می کردند. مردم از ماشین

    هایشان پایین می امدند و غذای خود را سفارش می دادند.ری کروک به

    افتتاح این رستوران در سراسر امریکا معتقد بود او به برادران این ایده را

    پیشنهاد کرد.وکروک که سازنده دستگاه های مخلوط کننده شیک شیر بود

    این مجموعه را با اندیشه های شگرف خود در سراسر امریکا توسعه داد.

    در عربستان

    در۱۹۶۷ اولین مک دونالد در بریتیش کلمبیا (خارج امریکا) هم افتتاح شد.

    در ۱۹۷۱ اولین مک دونالد در اسیا در توکیو ی ژاپن دایر گشت

    .اولین مک

    دونالد در اروپا در امستردام هلند شکل گرفت.اولین مک دونالد در استرالیا

    در سیدنی به دنیا امد.در ۱۹۹۴ اولین مک دونالد افریقا در قاهره مصر متولد

    گشت.

    لينك مطلب | نوشته شده در دوشنبه دهم بهمن 1384 ساعت 23:38 توسط مهران معمارزاده |


    نفوذ فعالان میثاق ۷۷ در پیشرفت بعد از انقلاب چکسلواکی

    چشمگیر بود.

    این میثاق در ژانویه ۱۹۷۷ در تاریک ترین دورانهای عادی سازی بوجود امد.

    امضا کنندگان طیفی از کسانی بود که به دست کمونیست ها از فعالیت

    سیاسی منع شده بودند.

    کلیسای استخوانی

    هدف میثاق ان بود تا با توجه به تعریف حقوق

    بشر در قانون اساسی چکسلواکی و موافقتنامه های بین المللی و قرار

    دادهایی که دولت پراگ بر انها امضا گذاشته بود موارد تجاوز به این حقوق

    را مشخص ساخته و انتشار دهد.

    مدل چک

    این میثاق ،کانون همه مخالفتهای سیاسی

    در چکسلواکی گشت.و هدف اصلی سرکوبگری سازمان یافته حزب

    کمونیست ان کشور شد.امضا کنندگان میثاق و هوادارانشان از همه طبقات

    جامعه بودند.عده قابل ملاحظه ای از طبقه کارگر هم بود .یکی از افراد

    این میثاق واسلاو هاول

    نمایشنامه نویس معروف چک و دوست میلان کوندرا

    بود.خاطره دموکراسی در میان دو جنگ جهانی در چکسلواکی بر قرار بود.

    شخصیت مازاریک سنتی مثبت و ملی بر جای گذاشت.که اکثر مردم هنوز

    خواستار تعیین هویت خود بر مبنای انند

    .کارل چاپک نویسنده

    هاول وقتی به ریاست جمهوری

    رسید حتی به تقلید از عادتهای مازاریک پرداخت از ان جمله به یاد گیری

    اسب سواری مشغول شد.

    ری کروک موسس مک دونالد در امریکا

    سنتهای چک به طور زیادی متاثر از تفکر غیر

    مذهبی و دستاوردهای انقلاب صنفی بوده است

    مدل چک

     در حا لیکه اسلواکی

    یکی از سنگرهای نیرومند کاتولیسیسم سیاسی در اروپای شرقی و

    جامعه ای کشاورزی بود

    .

    فورمن کارگردان

    لينك مطلب | نوشته شده در دوشنبه دهم بهمن 1384 ساعت 13:20 توسط مهران معمارزاده |


    قطعات بازی شطرنج در منطقه وسیع ایران باستان

    هفت اورنگ جامی

     یافت شده

    است.اصل این بازی را به چاتورانگای هند نسبت می دهند ولی

    فرم مدرن تر این بازی در ایران اختراع شده است

    قطعات شطرنج در سمرقند-ایران

    .بسیاری از واژه

    هایی که بیانگر مهره های شطرنچ است پارسی است.با غلبه

    اعراب بر ایران ،این بازی به جاهای دیگر هم رسید . مثلا مورها

    ان را به اسپانیا رساندند

    .کاپا بلانکا ،موزارت شطرنج

    روسها این بازی را از مغولستان اخذ

    کردند.این بازی از سیبری به الاسکا رفت.تا پایان قرن ۱۵ میلادی

    در ایتالیا قوانین جدیدی برای حرکت بعضی از مهره های شطرنج

    تدوین شد.در زمان دیگری شرح مجملی از قهرمانان این بازی

    خواهم نوشت. گری گاسپاروف را بسیار دوست دارم. بهترین بازیگر

    شطرنج و استاد بزرگ این بازی.او در ۲۰۰۵ از شطرنج حرفه ای

    بازنشسته شد و زندگیش را وقف سیاست و انتقاد از پوتین می کند.

    او پوتین را دیکتاتوری سبع و فاشیست

     می نامد.به زعم وی ،پوتین

    مانع بزرگ دموکراسی در روسیه است.

    گری گاسپاروف

     از سران اروپا به خصوص شرودر و شیراک انتقاد می کند.

     

    او می گوید برای پیروزی بر حریف به شاه او زیاد توجه نکنید بلکه بیشتر

    به سربازان وی بیندیشید.

    گری گاسپاروف

     در باکو از والدینی ارمنی -یهودی به دنیا امد.در ۷ سالگی

    پدر یهودیش درگذشت.در ۱۲ سالگی نام گاسپاروف را از نام مادرش کلارا

    گاسپاریان ارمنی اخذ کرد.او در مدرسه شطرنج میخاییل بوتوینیک

    میخاییل بوتوینیک

     ،این

    بازی را ماهرانه فرا گرفت.

     گاسپاروف و پوتین

    لينك مطلب | نوشته شده در دوشنبه دهم بهمن 1384 ساعت 2:32 توسط مهران معمارزاده |


    March 10, 2003 Dear Mr. President,

    Before the bombs begin to fall, leaving us no time for calm reflections, it seems only natural to step back and try to assess the overall picture as it develops. No, we are not joining those who seek to dissuade you from taking a military action in Iraq. On the contrary, we think that this action is long overdue, and that Iraqi people were left to suffer from the evil regime of Saddam Hussein for too long. Neither can we share the pacifist sentiments expressed recently by many millions of marchers. Our own experience under no less evil regime of the Soviet Union has taught us that freedom is one of a few things in this world worthy of fighting and dying for. And the sooner we do it the better because such regimes, as history proved time and again, leave us no option but to confront them and to destroy them for they, by their very nature, are both oppressive internally and aggressive externally.

    Equally, we fail to grasp why is it suddenly so important to obtain yet another Security Council Resolution, if it was not deemed to be important in a far more questionable case of NATO campaign against Yugoslavia in 1999. Surely, Milocevic's regime pales by comparison with that of Saddam.

    But why is it necessary to fight for such a noble cause in alliance with the states ruled by the regimes essentially no different from that of Saddam Hussein and of the former Soviet Union? Why must we condone near extermination of some nations in order to liberate others? Is it not an unacceptable price to pay for a dubious advantage such alliances may bring?

    The case in point is, of course, Russia. Contrary to popular belief in the West, it is not on the way to democracy and market economy. Last presidential elections show you what kind of democracy this country had established for itself, when the voters had a choice between a Communist leader and a KGB colonel. That is elections Russian-style.

    Indeed, the KGB has won. After ten years of some hesitant, half-hearted attempts at reform, the power was handed back to them, once again, and they were very quick to re-establish their authority throughout the country, as well as to reinstate the old symbols of the Soviet Union - the national anthem and the Red flag in the Army. The last outlets of independent media were closed down one by one. We did not have political prisoners for ten years; we have them now. Several people are already imprisoned for speaking out against the war in Chechnya, or some abuses of the military powers over there, or about the pollution by the military nuclear waste. Chechnya today is one of the festering wounds of the country, where, in view of many international observers, actually a genocide is perpetrated against the small defenceless nation.

    There are plenty of well-documented reports about so-called ''zachistka'' (cleansing operations), when the whole population of villages  placed into filtration camps, tortured, murdered and only those of them would survive whose family provided ransom. Corruption today in Russia is something out of the other world. It is not a corruption anymore, it is a system where the KGB (now called FSB) is running most of the organised crime, protection racket, drug trafficking, arms sales and contract killings. In reality, they became something like a crime syndicate, not unlike the famous ''Spectre'' from ''James Bond.''

    And yet, as the effort to create anti-terrorist coalition was launched, British Prime-Minister Tony Blair, undoubtedly in consultation with Washington, went to Russia and welcomed aboard this new ally. He expressed his delight that in this war Russia will finally stand alongside the West, particularly he said, "because Russia has such a vast experience in fighting terrorism."

    We never thought we will live long enough to hear such words from a leading Western politician. It is almost as callous and ridiculous as to say that Germany has a vast experience in dealing with Jews. Russia, in its former incarnation as the Soviet Union, has practically invented modern political terrorism, elevating it to the level of state policy. First, in order to control its own population, and then, in order to spread its influence across the world.

    Their "experience" in dealing with Muslim terrorism is even more spectacular. As you undoubtedly know, they were arming Saddam for decades, providing him, among other things, with facilities for biological warfare. Another Muslim country, Afghanistan, is probably even more appropriate example. There is little doubt in our minds that the current pitiful state of this country, including emergence of the Taliban movement, is a direct consequence of the 1978 Soviet-inspired "April Revolution" there, and when it failed, of the 1979 Soviet invasion which destabilised the country and plunged it into the nightmare of 20-years long civil war. Is this the experience the West seeks to share?

    But, of course, the above-mentioned statement by Tony Blair was much more than just a callous stupidity. It was meant to signify a change in the Western attitude toward Russian behaviour in Chechnya. Prior to September 11, Western criticism of Russian genocide there, mild and muted as it might be, still served to restrain the Russian rulers. Now, after making Russia a partner in the coalition, no such restraining influence is provided. Moreover, this senseless genocidal war on a small nation is proclaimed to be an experience the West should learn from. If this is a case now, can anyone explain why Slobodan Milocevic is still in jail in The Hague? In all fairness, he should be instantly released and awarded a Nobel Peace Prize, because his "experience in fighting Muslim terrorism" in Bosnia and Kosovo is hardly different from Russian experience in Chechnya, except his achievements in this field pale by comparison with Russian atrocities.

    This, however, was only a beginning. The danger of "partnership" with criminal regimes is that they never stop until they make you an accomplice in their crimes. Slowly but surely, the Russian rulers force their Western partners to accept their crimes in Chechnya as a part of common struggle with terrorism. Your administration has already yielded to that pressure and included a number of Chechen groups into your "black list" of international terrorist organisations, although you know nothing about them except for what the KGB tells you. Suddenly, Western law enforcement agencies became some sort of errand boys for the KGB, as they are obliged to arrest anyone Moscow points out as a "terrorist" and to start extradition procedure, even if a person in question is a well-known official representative of the legitimate Chechen government, like Ahmed Zakaev. If this is to continue, you can safely count us all as terrorists, Mr. President: since your new friend Mr. Putin has officially defined any Chechen supporter as a terrorist, we all qualify.

    Thus the first casualty of yet undeclared war, its first "collateral damage" is the basic principle upon which your country was built and which is enshrined in your country's Declaration of Independence as a right of a nation to rise up against a tyranic government or a foreign occupation. And we are left utterly confused: was George Washington a terrorist or a freedom fighter?

    There is nothing more dangerous in the war of ideas than the "realpolitik" approach which brought us so many disasters in the past. After all, was not Osama bin Laden a by-product of similar "marriage of convenience" at one point? Was it not true also in the case of Saddam Hussein? And is it not true that your new "partners" such as Russia secretly sell military equipment (including nuclear technology) to the Axis of Evil countries even now? Will the United States ever learn this lesson, or will it continue forever to build up new enemies while fighting present ones?

    In a few days, Mr. President, millions across the world will be glued to the television screens absorbed in a spectacular drama of the modern warfare, and the bigger picture of the world will escape our minds. Bedazzled by the firepower, fascinated by the "smart weapons" in action, we might only occasionally ask ourselves: "Why is the US government not as smart as its weapons are? Why does it always make it so difficult to support it, even when it fights for a just and noble cause?"

    But when the dust settles and Saddam Hussein disappears with it, a far more troubling question will remain: was it a victory or was it a defeat?

    Sincerely, Vladimir Bukovsky and Elena Bonner.

    Vladimir Bukovsky is a former Soviet dissident who spent twelve years in Soviet prisons, labor camps and psychiatric hospitals for his fight for freedom, and whose works include To Build a Castle and Judgement in Moscow.

    Elena Bonner is a former Soviet dissident, human rights activist and widow of Nobel Peace Prize laureate Andrei Sakharov.

    -------------------------------------------------------------------------------- 
     
    لينك مطلب | نوشته شده در یکشنبه نهم بهمن 1384 ساعت 22:31 توسط مهران معمارزاده |


    تضادهای فرهنگی مجارستان

    ریشه در میراث نژادی و زبانی این کشور

    دارد.زبان مجارها

    وابسته به فنلاندی و استونیایی به یکی از معدود گروههای

    زبانی اروپا تعلق دارد که هند و اروپایی نیست

    ادولف زوکر موسس موسسه فیلم پارامونت امریکا

    .این زبان از اعقاب چادر

    نشینان مغول و هونها هستند که در میانه قرن ۵ میلادی به اروپا امدند.

    هرتزل موسس صهیونیزم

    مجارستان نخستین کشور اروپای شرقی بود که نظام حکومت یک حزبی

    را کنار گذاشت و اماده برگزاری انتخابات چند حزبی بدون پیش شرط شد.

    پولیتزر روزنامه نگار

    ناقوس مرگ سوسیالیسم موجود در مجارستان در ۱۹۸۸ طنین انداز

    شد.کادار که از هنگام شکست انقلاب ۱۹۵۶ بر کشور حکم می راند همراه

    با گارد قدیمیش ،محترمانه خلع شد.

    زازاگابور هنرپیشه

    در مجارستان دو نحله فکری وجود دارد:مردم گرایان معتقدند که زنده ماندن

    کشور منوط به خالص ماندن فرهنگ ان است

    .ویلیام فاکس موسس فیلم فاکس

     در حالی که شهر گرایان

    ضروری می دانند که الگوهای اروپایی را در فرهنگ مجار بگنجانند.

    عده زیادی از روشنفکران و یهودیان در میان شهر گرایان می باشند.

    پاتاکی فرماندار مجاری الاصل نیویورک

    از هنگام فرو ریختن بنای قدرت کمونیستها ،مردم گرایان در سرای

    دموکراتیک مجارستان و شهر گرایان در اتحاد دموکراتهای ازاد ارایش بندی

    کردند.

    جرج سوروس سرمایه دار

    سرای دموکراتیک مجارستان مورد حمایت نیرومند احزاب محافظه کار و

    دموکرات مسیحی اروپاست . و اتحاد دموکراتهای ازاد به پشتیبانی لیبرالها

    و سوسیال دموکراتهای اروپای غربیست

    بلا بارتوک اهنگساز

    .پس از سال ۱۹۵۶ هم مردم

    گرایان و هم شهر گرایان تغیراتی بنیادی یافتند.جناح چپ مردم گرایان

    افول کرد و بی پرواترین شهر گرایان دهه۱۹۶۰ دوره زندگی خود را به

    عنوان مارکسیست های انتقادگر اغاز کردند

    ادوارد تلر پدر بمب هیدروژنی

    و در دهه۱۹۷۰ به دموکراتهای

    مخالف مشهور شدند

    تونی کورتیس هنرپیشه

    .این گروه در برابر دیکتاتوری کادار سخن می گفتند

    و مانند هواداران میثاق ۷۷ در چکسلواکی بهایش را هم پرداختند.مردم

    گرایان جذب هیات حاکمه کادار شدند و اجازه یافتند که به انتشار موضوع

    های مورد علاقه خود بپردازند

    .

    موضوعاتی چون خودکشی های فراوان در

    مجارستان،رواج سقط جنین ،افزایش الکلیسم و کاهش جمعیت.

    لينك مطلب | نوشته شده در یکشنبه نهم بهمن 1384 ساعت 15:36 توسط مهران معمارزاده |


    روح گرایی جدید در امریکا از سال ۱۸۴۸ میلادی شروع شد.اغاز گر ان دو

    دختر امریکایی از ایالت نیو یورک به نامهای مارگارت و کاترین فاکس

     ۱۵ و ۱۲

    ساله بودند.قبل از انتقال به خانه مزبور به جان فاکس و همسرش هشدار

    داده بودند که ان خانه روستایی محل رفت و امد ارواح است ولی انها گوش

    نداده بودند.در شبی از ۱۸۴۸ خانم فاکس صداهای اسرار امیزی را شنید.

    این صداها در روز های دیگر هم شنیده می شد وهیچ عامل فیزیکی برای

    ان یافت نشد.خانم فاکس وحشتزده از ضربه ها خواست تا به تعداد سالهای

    سن دخترانش ضربه بزند و این کار به درستی انجام شد.خواهران فاکس به

    عنوان افرادی حساس به عالم ارواح شهرت یافتند.انها به نیویورک فرستاده

    شدند و هزاران تماشاگر را به سوی خود جذب کردند.حتی هنگامی که

    دست و پای انان را محکم نگاه می داشتند صدای ضربه در سراسر سالن

    نمایش که در سکوت فرو رفته بود شنیده می شد.خواهران فاکس شهرت

    بسیار زیادی یافتند .مارگارت سپس ازدواج کرد ،بیوه شد و به جلسات احضار

    ارواح ادامه داد.او در انگلستان در حضور سر اتور دویل

    خالق شرلوک هولمز

    نمایشی از احضار روح گذاشت.این پزشک و نویسنده انگلیسی جلسه

    احضار ارواح فاکس را یکی از بزرگترین نقاط عطف در تاملات روحی توصیف

    می کند.در سال ۱۸۸۸ مارگارت ۵۵ ساله با اعلام ناگهانی در نشریه

    نیویورک ورلد اشاره کرد که نمایشنامه های انها فریبی بیش نبوده است.

    و اعتراف کرد که این ضربه ها با به کارگیری ماهرانه عضله و استخوان نادری

    در قسمت ساق پای انها صورت می گرفته است.او ضربه بزرگی به پیروانش

    زد.اما مدیومی حساس به نام هوم از مکتب فاکس پیروی می کرد.در ۲۲

    سالگی شهرت او شرق امریکا را فرا گرفت.کاشف فلز تالیوم یعنی سر

     ویلیام کروکس

     عضو انجمن سلطنتی ،عملیات هوم را به صورت علمی مورد

    بررسی قرار داد و گزارش داد که هوم ۱۳ عمل روحی می تواند انجام دهد.

    روح گرایی

     قبل از جنگهای داخلی امریکا شدت گرفته بود.ابراهام لینکلن

    به روح گرایی علاقه وافر داشت.چند کتاب درباره مدیوم گری از جمله

    خواهران فاکس به او هدیه شد .همسر لینکلن پس از مرگ پسر خردسالش

    به روح گرایی علاقه مند شد .در طول سالهای جنگ جلسه احضار ارواح برای

    خانواده رییس جمهور و برخی از اعضای کابینه تشکیل شد.امروزه روح گرایی

    ایینی با چندین هزار عضو فعال در امریکاست.

    لينك مطلب | نوشته شده در یکشنبه نهم بهمن 1384 ساعت 1:57 توسط مهران معمارزاده |


    نگاه به انفلاب ۵۷ ایران دو گونه است.جامعه شناسان  که تغییرات اجتماعی،کارکردهای

    اجتماعی و جای مناسب فرد در جامعه را توضیح می دهند می کوشند تا این پدیده را کاملا

    درونی جلوه دهند.انها مخالفین خود را دایی جان ناپلئون لقب می دهند و از دام تئوری

    توطئه حذر می دهند.اما نگاه ژئو پلیتیسین ها جور دیگر است .انها از بازیهای جهانی در

    ایجاد این انقلاب یاد می کنند.می کوشم تا دلایلی که نگاه دوم را تشکیل می دهد باز گویم

    در زمان دیگر از نگاه اول هم سخن خواهم گفت.

    ونس

     

    و سفیرش ویلیام سولیوان پس از انقلاب، شادمانه یاد اور شدند که حکومت ایران از

    یک دیکتاتوری بیمار و لرزان به یک حرکت مردمی ضد کمونیست به سادگی صورت گرفته

    است.برژنف به تجلیل از انقلاب ایران می پرداخت.فرانسویها شادمان از پذیرایی رهبر انقلاب

    ایران بودند.

    According to Peter Schweizer, the author of the best-selling book 'Reagan's War', Jimmy Carter sought the assistance of the Soviet Union to undermine the 1976 reelection bid of Gerald Ford, as well as Ronald Reagan's 1980 Presidential campaign. These allegations are based upon accounts provided by former Soviet Ambassador Anatoly Dobrynin and former First Deputy Foreign Minister Georgii Kornienko.

    گروهی از نویسندگان امریکایی ،کارتر را به کمک گرفتن از شوروی برای زیر اب زدن جرالد فورد

    و رونالد

    ریگان در انتخابات متهم می کنند.

    It is reported that former Soviet Ambassador Averell Harriman met with Kornienko in September of 1976 on behalf of (then candidate) Carter and "gave assurances that if elected president, he (Carter) would take steps toward the rapid conclusion and signing of the SALT II Treaty, and would be ready to continue negotiations on an agreement on substantial reductions in strategic weapons".

    Schweizer describes how Carter, during his 1980 reelection campaign, "dispatched [pro-Soviet industrialist] Armand Hammer to the Soviet Embassy for a secret meeting with Ambassador Dobrynin to ask for Soviet help" with issues which would assist him in being reelected, such as Jewish emigration, and promised the Soviets that their help would not be forgotten.

    In 1984, (former President) Carter is said to have visited Dobrynin personally, seeking assistance in improving the election prospects of his former Vice President Walter Mondale, and warning the Ambassador that if Reagan was reelected, no arms agreements would ever be reached between the U.S. and the USSR.

    خودداری کارتر از کمک به شاه ایران که بزرگترین هم پیمان امریکا بود از دیگر ایراداتی است که کارتر

    را در مظان اتهام از سوی این گروه قرار می دهد.

    I have learned that Jimmy Carter was one of the worst Presidents the United States ever had. Maybe THE worst. Carter's failure to order us into actual combat with Iran in 1979-1980 over the Hostage incident allowed the rise of radical Islam to begin. The snowball effect of that radical Islam was shown on September 11, 2001.

    Events in the last 10 years, however, and knowlege of events of the 1980's have shown Jimmy Carter to be a dishonorable man. In fact, if the accounts are corect, Jimmy Carter is a traitor.
     
    It is reported that Jimmy Carer contacted the Soviet KGB in asking for help in defeating Ronald Reagan.
     
     Jimmy Carter is the man Bill Clinton sent to North Korea to supposedly cause North Korea to give up their desire for nuclear weapons, only to have them re-start their program immediately after he left.
     
    Jimmy Carter has also made disparaging comments about our present President, George Bush for Bush's efforts to stop terrorism.
     
    جیمی کارتر را سراغاز حمله تروریستی به برجهای دوقلوی نیویورک می دانند.
     
    Jimmy Carter must make such statements, because if the truth be told, the origin of terrorism worldwide was the fall of Iran, and that fall was hastened due to Jimmy Carter's direct actions and lack of action.
     
    کارتر به شاه اجازه برخورد با شورشیان از طریق وسایل ضد شورش را نمی داد.
     

    Carter subsequently refused to allow tear gas and rubber bullets to be exported to Iran when anti-Shah rioting broke out, nor to allow water cannon vehicles to reach Iran to control such outbreaks, generally instigated out of the Soviet Embassy in Tehran. There was speculation in some Iranian quarters as well as in some US minds at the time and later that Carters actions were the result of either close ties to, or empathy for, the Soviet Union, which was anxious to break out of the longstanding US-led strategic containment of the USSR, which had prevented the Soviets from reaching the warm waters of the Indian Ocean.

    Historians and observers still debate Carters reasons for his actions during his tenure at the White House, where almost everything, including shutting down satellite surveillance over Cuba at an inappropriate time for the US, seemed to benefit Soviet aims and policies. Some claim he was inept and ignorant, others that he was allowing his liberal leanings to overshadow US national interests.

    براستی ایا کارتر یک چپ گرا

     

    بود که مصالح عالی امریکا را در نظر نمی گرفت؟

    In the narrow aspect of Carter setting aside international common sense to remove the US most powerful ally in the Middle East, this focused change was definitely contrary to US interests and events over the next 25 years proved this.

    Apologists, while acknowledging that Carter had caused the destabilization of the monarchy in Iran, claim he was only trying to salvage what he could from a rapidly deteriorating political situation to obtain maximum benefits for the US. But, after the Shah was forced from the throne, Carters focused effort to get re-elected via the Iran hostage situation points to less high minded motives.

    کارتر می گفت من می دانم با مردان خدا چگونه صحبت کنم.

    Pres. Carter reportedly responded that Khomeini was a religious man as he was and that he knew how to talk to a man of God, who would live in the holy city of Qom like an Iranian pope and act only as an advisor to the secular, popular revolutionary Government of Mehdi Bazargan and his group of anti-Shah executives, some of whom were US-educated and expected to show preferences for US interests.

    بعضی از نویسندگان از جنگ نفتی بین امریکا و انگلیس که به انقلاب منجر شد یاد می کنند

    In 1979, the Standard Oil-backed Shah of Iran was thrown out by a British-backed coup and the long-time British asset,

    لينك مطلب | نوشته شده در شنبه هشتم بهمن 1384 ساعت 14:12 توسط مهران معمارزاده |


    قبائل مهاجم ژرمنی در ظرف ۷۵ سال به عمر تمدن رومی پایان دادند.فرانک

    ها که ژرمنی بودند در منطقه گل یا فرانسه فعلی ،پادشاهی خودر ا بوجود

    اوردند.با غلبه ژرمنی ها قرون تاریک از ۵۰۰ تا ۸۰۰ میلادی اغاز شد.

    بر اثر در همامیزی اداب و رسوم انها با اداب و رسوم قدیمی رومی

    ،فئودالیسم

    متولد شد.کلوویس

     

    ریس قبایل فرانکی در ۴۹۶ میلادی به مسیحیت گروید

    در ۷۴۰ میلادی یک کنت قدرتمند فرانکی به نام پپن کوتاه به ریاست رسید.

    او قطعه کوچکی از زمین متصرفه در ایتالیا را به عنوان هدیه به پاپ داد.

    این اهدایی واتیکان بود.پسر پپن کوتاه،شارلمانی

     بود .در زمان او اموزش احیا

    شد.۶۵ مجموعه حقوقی میراث حکومت اوست.او کلیساهای فراوانی

    ساخت که کلیسای جامع اخن

     

    معروف ترین انهاست.پاپ تاج امپراطوری

    مقدس روم را بر سر وی نهاد.لویی پرهیزکار پسر شارلمانی وارث او شد.

    مشاور او بندیکت راهب بود.سه پسر او به نامهای شارل کچل

     ،لوتار

    و

    لویی ژرمنی امپراطوری را بین خود تقسیم کردند.فرانسه و بلژیک امروزی

    به شارل کچل ،لویی  ژرمنی المان  و اتریش امروزی و لوتار از شمال المان

    تا مرکز ایتالیا.لویی ۵ اخرین نواده شارلمانی در ۹۸۷ بدون وارث بالغ

    درگذشت.سپس دودمان کاپسین امد و وایکینگ ها نیز نورماندی فرانسه

    را اشغال کردند.نورماندی زیر رهبری ویلیام رونق یافت.انها با شاه انگلو

    ساکسون انگلیس پیوند یافتند.ادوارد انگلو ساکسون بود ولی در دربار

    ویلیام بزرگ شده بود. او پادشاه انگلیس شد.مردم به ادوارد به چشم

    بیگانه نگاه می کردند.انها به هارولد ارج می گذاشتند ولی ویلیام او را

    شکست داد و خود پادشاه انگلیس شد.رابین هود  و عیارانش علیه

    حکومت نورمان ها می جنگیدند.

    لينك مطلب | نوشته شده در شنبه هشتم بهمن 1384 ساعت 1:24 توسط مهران معمارزاده |


    The Hamas electoral victory:] Democracy's bitter fruit

    by Daniel Pipes
    National Post
    January 27, 2006
    http://www.danielpipes.org/article/3321

    Now that Hamas has apparently won the Palestinian elections, the West is hoist with its own petard.

    On the one hand, Hamas is a terrorist group that unabashedly targets Israeli civilians and calls for the elimination of the Jewish state. On the other hand, it just won what observers deem to have been a reasonably fair election, and so enjoys the legitimacy that comes from the ballot box. Every foreign ministry now confronts a dilemma: Nudge it to moderation or give up on it as irredeemably extremist? Meet with Hamas members or avoid them? Continue to donate to the Palestinian Authority or starve it of funds?

    This double bind is of our own making because, with Washington in the lead, virtually every Western government adopted a two-prong approach to solving the problems of the Middle East.

    The negative prong consists of fighting terrorism. A "war on terror" is underway, involving military forces in the field, toughened financial laws, and an array of espionage tools.

    The positive prong involves promoting democracy. The historical record shows that democratic countries almost never make war on each other, and tend to be prosperous. Therefore, elections appear to be what the doctor ordered for the maladies of the Middle East.

    But that combination has failed this troubled region. The first functional election in the Palestinian Authority has thrown up Hamas. In December, 2005, the Egyptian electorate came out strongly for the Muslim Brotherhood, a radical Islamic party, and not for liberal elements. In Iraq, the post-Saddam electorate voted in a pro-Iranian Islamist as prime minister. In Lebanon, the voters celebrated the withdrawal of Syrian troops by voting Hezbollah into the government. Likewise, radical Islamic elements have prospered in elections in Saudi Arabia and Afghanistan.

    In brief, elections are bringing to power the most deadly enemies of the West. What went wrong? Why has a democratic prescription that's proven successful in Germany, Japan and other formerly bellicose nations not worked in the Middle East?

    It's not Islam or some cultural factor that accounts for this difference; rather, it is the fact that ideological enemies in the Middle East have not yet been defeated. Democratization took place in Germany, Japan, and the Soviet Union after their populations had endured the totalitarian crucible. By 1945 and 1991, they recognized what disasters fascism and communism had brought them, and were primed to try a different path.

    That's not the case in the Middle East, where a totalitarian temptation remains powerfully in place. Muslims across the region – with the singular and important exception of Iran – are drawn to the Islamist program with its slogan that "Islam is the solution." That was the case from Iran in 1979 to Algeria in 1992 to Turkey in 2002 to the Palestinian Authority this week.

    This pattern has several implications for Western governments:

    • Slow down: Take heed that an impatience to move the Middle East to democracy is consistently backfiring by bringing our most deadly enemies to power.
    • Settle in for the long run: However worthy the democratic goal, it will take decades to accomplish.
    • Defeat radical Islam: Only when Muslims see that this is a route doomed to failure will they be open to alternatives.
    • Appreciate stability: Stability must not be an end in itself, but its absence likely leads to anarchy and radicalization.

    Returning to the dilemma posed by the Hamas victory, Western capitals need to show Palestinians that – like Germans electing Hitler in 1933 – they have made a decision gravely unacceptable to civilized opinion. The Hamas-led Palestinian Authority must be isolated and rejected at every turn, thereby encouraging Palestinians to see the error of their ways.

    لينك مطلب | نوشته شده در شنبه هشتم بهمن 1384 ساعت 0:47 توسط مهران معمارزاده |


    در پایان قرن ۱۸،انقلاب صنعتی در انگلستان به خوبی در حال

    پیشرفت بود.در این قرن نرخ مرگ ومیر به دلیل دسترسی به

    غذای بیشتر و رشد بهداشت ،کاهش یافته بود.ویسکونت چارلز

     تاونشند ،شلغم را بهترین غذا برای حیوان می دانست.عرضه

    شلغم وشبدر تحولی در دامپروری و کشاورزی به وجود اورد.جترو

    تول کشاورز انگلیسی روش کاشت عمقی بذر راابداع کرد.

    رابرت بیکول روش اختلاط نژادی را اورد و نژاد گوسفندان را اصلاح

    کرد.انگلستان به لحاظ سنگ اهن غنی بود.از سوی دیگر زغال

    سنگ هم زیاد بود.خانواده داربی گدازش اهن با کک را اختراع کردند

    تولیدات اهن فراوان شد و جز اقلام صادراتی در امد.نساجی از

    صنایع مهم انگلیس بود.جان کای ماکوی سیار را اختراع کرد.

    هارگریوز دستگاه نخریسی جنی را ساخت که همزمان ۸ تار نخ را

    می ریسید.ارکرایت یک سازه ابی برای نخ ریسی ساخت .و

    کرامپتون این سازه ابی را با دستگاه نخ ریسی جنی ترکیب کرد.

    همزمان مسابقاتی با جوایز نفیس برای اختراعات در انگلستان بر

    گزار می شد.در سال ۱۷۶۵ جیمز وات

    اسکاتلندی نمونه اولیه

    ماشین بخار را بهبود بخشید.بافندگان دستی به خانه هارگریوز

    یورش می بردند و او متواری شد.کارگران به ماشین ها حمله

    می بردند و انان را نابود می کردند.تجارت فرا دریایی یک منبع

    عمده مالی برای صنعتی سازی بود.ظهور ماشین ها باعث شد تا

    کارخانه ها جایگزین نظام خانگی شود.فروش فن اوری و مهاجرت

    کارگران کار ازموده بنابر قوانین انگلیس غیر قانونی شد.بلژیکی

    ها و فرانسوی ها با خرید غیر قانونی و قاچاقی تجهیزات انگلیسی

    و وارد کردن کارگران انگلیسی ،به نوسازی صنعت در کشورشان

    پرداختند.فرانسوی ها بر نوعی از تولید سبکتر به ویژه کارهای

    تجملی  متمرکز شدند.صنعتی شدن المان با دشواری همراه بود

    .المان یکپارجه نبود نوسازی صنعت پراکنده و محلی بود .دولت

    پروس با لغو سرف داری و اصناف و تشکیل اتحادیه گمرکی بر این

    مشکل پیروز شد.با راکت استفنسون ،عصر لوکو موتیو بخار فرا

    رسید.گسترش راه اهن بر رشد صنعت تاثیر شگرفی داشت.

    تولید کنندگان امریکایی مانند همتایان اروپایی خود مقداری از

    ماشین الات را قاچاقی از انگلستان خارج کردند.در ۱۷۹۳ ساموئل

    اسلاتر نخستین کارخانه ماشینی پارچه های نخی امریکا را در

    رود ایلند تاسیس کرد.بازرگان امریکایی لوول بین سالهای ۱۸۱۰

    و۱۸۱۲ از کارخانه های نساجی انگلستان بازدید کرد و نخستین

    کارخانه نساجی امریکا را تاسیس کرد.این کارخانه در ماساچوست

    بود و سود اوری زیادی داشت.الی ویتنی

     

    در جریان جنگ استقلال

    با تولید میخ پول در می اورد. او ماشینی ساخت که پنبه ها را پاک

    می کرد در ضمن او روش امریکایی تولید تفنگ را اختراع کرد.

    ویتنی به تولید انبوه روی اورد.در سال ۱۷۹۸ کارخانه تفنگ سازی

    تاسیس کرد.فولتون امریکایی با مشارکت لیوینگستون در پاریس

    به ازمایش کشتی های بخار دست زد و قایق بخار را بعد ها در

    رودخانه هودسون نیویورک به اب انداخت.فولتون در شال ۱۸۱۱

    کشتی بخار نیو اورلئانز را در می سی سی پی به اب انداخت.

    با ورود جان بول به امریکا،لوکوموتیوهای بخار ظاهر شدند.مورس در

    سال ۱۸۴۳ پا پشتیبانی کنگره نخستین خط تلگراف را بین بالتیمور

    و واشنگتن کشید.سامویل مورس

     

    مانند ویتنی و فولتون به هنگام

    مرگ مرد ثروتمندی بود.اما چارلز گودیر

     

    که شیوه سخت کردن

    لاستیک را اختراع کرد فقیر مرد.اندرو کارنگی کارخانه فولاد سازی

    را در پتیسبورگ امریکا بنا نهاد.هنری فورد در دیترویت کارخانه

    ماشین سازیش را بنا نهاد.الکساندر گراهام بل اسکاتلندی

    اموزگار

    ناشنوایان بود.او تلفن را اختراع کرد.اولین مرکز تلفن در ایالت

    کانکتیکات گشایش یافت.در ۱۸۷۷ او و پدر زنش شرکت تلفن بل را

    تاسیس کردند که به ا تی تی یا شرکت تلفن و تلگراف امریکا متحول

     شد..در ۱۸۸۲ ادیسون

     

    یکی از نخستین نیروگاههای برق را در

    نیویورک احداث کرد.در ۱۸۸۶ جورج وستینگهاوس

     نخستین نیروگاه

    برق ابی را ساخت.نیکلا تسلای صرب برق AC را بجای DC اورد

    و ان را به وستینگهاوس فروخت.در ۱۹۰۱ مارکونی

     

    ایتالیایی رادیو

    را اختراع کرد.ارویل

     

    و ویلبر رایت

     

    نخستین پرواز موفقیت امیز

    هواپیمایشان را در امریکا نظاره گر بودند.در سال ۱۹۴۴ هووارد

    ایکن از اساتید هاروارد نخستین کامپیوتر را ساخت.دو سال بعد

    eniac که دو هزار بار قویتر از ماشین ایکن بود عرضه شد.در سال

    ۱۹۵۵ مهندسان ای بی ام با جایگزین کردن ترانزیستورها به جای

    لامپ خلا  در کامپیوتر موچلی ،تحولی بزرگ افریدند.

    در ۱۹۵۸ پژوهشگران با استفاده از قطعات سیلیکن مدار یکپارچه

    ای افریدند.

    لينك مطلب | نوشته شده در جمعه هفتم بهمن 1384 ساعت 17:17 توسط مهران معمارزاده |


    استیون اسپیلبرگ

     در سینسیناتی در ۱۹۴۶ به دنیا امد .مادرش

    پیانیست حرفه ای و پدرش مهندس بود .انها سپس به نیو جرسی

    ودست اخر اریزونا وارد شدند .او ۷ سال بعدی را در ایالت اریزونا

    سر برد.همسایگان غیر یهودی انها ،مرتب باعث ازار اسپیلبرگ ها

    می شدند.همسایگان می گفتند اسپیلبرگ ها جود های کثیف

    هستند.البته خانواده اسپیلبرگ اصلا یهودی های ارتدکس نبودند.

    مادر او و خودش بسیار خرچنگ می خوردند در حالیکه خرچنگ در

    شریعت یهود حرا م و غیر کاشر بود.در دبیرستان ساراتوگا در

    کالیفرنیا ،همکلاسانش او را با جهود خواندن ازار می دادند.در

    ۱۲ سالگی دوربین را کشف کرد که در زندگیش تاثیر گذاشت.

    مادرش به پدرش دوربین ۸ میلی متری کداک هدیه داد.کار با دوربین

    مشغله استیون شد.در ۱۹۵۹ یک فیلم کوتاه ساخت

    .او در مدرسه

    از بچه هایی که همیشه او را اذیت می کردند برای شرکت در

    فیلمهایش استفاده کرد.در ۱۹۶۱ فیلم بعدی را ساخت.(escape to

    nowhere).این فیلم در فستیوال فیلم های تینیجر ها جایزه گرفت.

    او در طی این فیلم ۴۰ دقیقه ای یاد گرفت چگونه به روشهای

    ساده انفجار بیافریند.در ۱۹۶۴ اولین فیلم پول سازش یعنیfirelight

    را ساخت .۴۰۰ دلار قرض کرد و ۵۰۰ دلار به دست اورد.او بعد از

    دبیرستان به مدرسه فیلم رفت. کماکان فیلم می ساخت و سرانجام

    یونیورسال او را استخدام کرد و از مدرسه بیرون انداخته شد.

    ...اسپیلبرگ با فیلم ارواره هابه پولی فراوان دست یافت.

    لينك مطلب | نوشته شده در پنجشنبه ششم بهمن 1384 ساعت 22:19 توسط مهران معمارزاده |


    فرید زکریا

     

    صاحبنظر امریکایی هندی الاصل لیبرالیسم را بر دموکراسی

    ترجیح می دهد او می گوید تغییر ساختارهای اقتصادی به سوی کمال

    زمینه را برای حاکمیت اصیل قانون و دموکراسی فراهم می کند.او می گوید

    علت ناکامیابی روسیه پس از فروپاشی کمونیسم ،توجه بیشتر گورباچف

    به اصلاحات سیاسی نه اصلاحات اقتصادی بود.که زمینه را برای دیکتاتوری

    یلتسین و پوتین ایجاد کرد.از نظر وی چین حرکت معکوسی را طی کرده

    است و احتمالا کامیاب تر خواهد بود.او درباره ایران معتقد است که

    دموکراسی سکولار رخ خواهد داد چون حکومت اقتصاد را بد اداره کرده است

    واین امر تئوکراسی را در ایران بی اعتبار کرده است.او می گوید الگوی ایران

    بسیاری را به این فکر انداخته است که شاید اسلامگرایان باید در سایر

    کشورهای خاور میانه هم بر سر کار ایند تا بی اعتبار شوند .او اشتباه این

    استدلال را در این می بیند که تجربه منحصر به فرد ایران شیعه قابل تعمیم

    به دنیای اسلام سنی نیست.و اینکه توصیه کنیم کشورهای دیگر دچار

    فاجعه شوند تا اگر خوش اقبال باشند،از ان خلاص شوند راه حل نیست.

    او می گوید راه حل اصلاحات دینی نیست بلکه اصلاحات سیاسی و اقتصادی

    است.

    او با اشاره به کتاب فواد عجمی

     به نام مخمصه اعراب رمز موفقیت بنیاد

    گرایان را دعوت مردم به مشارکت می داند .بنیاد گرایان به اعرابی که

    از سرنوشت خود ناراضی بودند یک ابزار قدرتمند مخالفت بخشیدند.

    اما هر کجا بنیاد گرایان اسلامی در سیاست روزمره درگیر شده اند جلال

    و شکوهشان کمرنگ شده است.

    او با حمله نظامی و تحریم اقتصادی ایران مخالفت می کند.

    This does not mean accepting a nuclear-armed Iran. Tehran is many years away from nuclear weapons. Its program is not that sophisticated, and moving to a serious weapons capability isn't that easy, particularly if there is a concerted global effort to slow it down. The regime in Iran is not stable and the fissures in Iran will only grow. Regime change, however, is not going to take place at our will and on our timetable. Outside forces can help. But we will slow change in Iran if we feed the feeling that America is humiliating it. Let us not believe one more time that people in a foreign country will welcome American bombs with sweets and flowers.

    Sanctions will not work. Iran is the world's second largest oil exporter, with tens of billions of dollars in surplus cash these days. If we have few sticks, we also have few carrots. It's probably worth offering a package of real benefits-mostly as a signal to the Iranian people that we want good relations with them in return for cooperation on nukes—but I have no illusions that it would be accepted. The current regime does not want good relations with the West. It knows that more trade, contact and collaboration only undermine its grip on its society.



    Time to Face Reality on Iran

    فرید زکریا

    فواد عجمی

    لينك مطلب | نوشته شده در پنجشنبه ششم بهمن 1384 ساعت 18:42 توسط مهران معمارزاده |