تبليغاتX
چو ایران نباشد تن من نباد

 

 

Main Email Archive Designer
در دهه ۱۹۶۰ صنایع دفاع امریکا،بودجه ای را برای یک گروه

تحقیقاتی به نامarpa معین کرد.یکی از این کارها پروژه ایجاد شبکه

ای بود که قصد داشت رایانه های بسیار قوی را به هم متصل کند.

به این صورت دانشگاه ها و موسسات تحقیقاتی می توانستند

مشترکا از انها استفاده کنند.در ۱۹۶۹ اولین imp در دانشگاه

کالیفورنیا نصب شد و دو ماه بعد دومین impدر موسسه تحقیقات

استانفورد در شمال کالیفرنیا به کار افتاد.imp وسیله ای اختصاصی

برای برقرار کردن ارتباط بود که رایانه را به خط تلفن وصل می کرد

و می توانست از راه دور این اتصال را ممکن سازد.در پایان ۱۹۶۹

چهار محل به هم متصل بودند:موسسه تحقیقات استانفورد،

دانشگاه کالیفرنیا لس انجلس،دانشگاه کالیفرنیا سانتا باربارا و

دانشگاه یوتا.

به این ترتیب شبکهarpa متولد شد.به تدریج شبکه

ارپا تکامل یافت و محل های جدیدی به ان اضافه شد. در سال

۱۹۷۰ اسم ارپا به اژانس تحقیقات طرح های پیشرفته دفاعی تغییر

کرد ودر طول پانزده سال بعد شبکه دائما گسترش یافت.شبکه

ارپانت توسط ارپا بوجود امد

.

ژانت شبکه به هم پیوسته دانشگاهی

و جانشین ان سوپر نت که دانشگاه های انگلستان را به هم متصل

می کرد

.

و مهم تر از همه شبکه usfnetکه بوسیله موسسه ملی

علوم امریکا ساخته شد.همه این شبکه ها از اصول طراحی و

قرارداد شبکه ارپا تبعیت کرده بودند.

در سال ۱۹۸۵ موسسه ملی

علوم امریکا موافقت کرد تا شبکه usfnet را بسازد.

۵ ابر رایانه را

در امریکا به یکدیگر متصل کردند تا برای دانشمندان همه رشته ها

وسیله ای را برای اتصال به اینتر نت فراهم کنند

.

در سال ۱۹۸۹

شبکه کهنه شده اصلی از مدار خارج شد و شبکه usfnet ودیگر

شبکه های جدید تر جای ان را گرفتند.

ری تاملینسون مخترع ای میل

دکتر اشمیتceoگوگل

دیوید فیلو و جری یانگ موسسان یاهو

سرگئی برین و لاری پیج موسسان گوگل

لينك مطلب | نوشته شده در جمعه سی ام دی 1384 ساعت 22:54 توسط مهران معمارزاده |


هو سرل در کشف حقیقت مبتنی بر مشاهده باطنی بود.توجه اصلی او به

روانشناسی بوده است که ان را تجزیه و تحلیل ذهن از حالات درونیش

می دانست.واقعیت شی همان چیزی است که اگاهی از شی کسب

می کند و با ان شکل می گیرد.فلسفه هوسرل

 

نوع افراطی فلسفه کانت

بود.با این تفاوت که کانت اشیا فی نفسه یا نومن یا ذوات را نا شناختنی

ولی واقعی می داند.هوسرل برداشت بسیار بدی از ذهن گرایی داشت.

هیچ چیزی نظرش را به خود نمی کشاند مگر انکه ثابت  می شد ان چیز

بخشی از ذهن است یا در درون ان جای دارد.ذهن معنا کننده است و شی

معنا شونده.اشیا چیزی نیستند جز مجموعه ای از معنا ها. کیفیات اشیا

همان کلیات انهاست که برای همه اذهان یکسان است .از این رو کلی

بودنشان در معناست.هوسرل واضع فلسفه پدیدار شناسی یا اصالت پدیده

بود.کیر کگارد

 

پایه گذار اگزیستانسیالیسم بود.از دید او فرد انسانی به مثابه

بازیگر نه تماشاچی اصالت دارد.هستی مقدم بر ذات است.به عقیده او

حقیقت امری ذهنی است.فقط هستی ذهن اعتبار دارد.انسان ذهن ازاد

و مختار است .او می تواند شهسوار ایمان باشد.با کیرکگارد فلسفه با یاس

اغاز می شود.تنها هستی معتبر هستی فردی است .هستی داشتن یعنی

فرد بودن .ما از مرگ می ترسیم چون از دست دادن فردیتمان می ترسیم.

هایدگر

 

اگزیستانسیالیسم کیرکگارد را با پدیدار شناسی هوسرل تلفیق کرد

و تعبیری ما بعد الطبیعی از ان ارایه داد.هایدگر معتقد بود که هستی انسان

بر بنیاد گزینشها و انتخابات اوست.فقط ادمی از هستی خود خبر

دارد.اضطراب ادمی را معتبر می سازد .ترس از مرگ به انسان صلا می زند

که سعی کند سرنوشتش را به دست بگیرد و مسولیتش را به سامان

رساند

لينك مطلب | نوشته شده در جمعه سی ام دی 1384 ساعت 15:25 توسط مهران معمارزاده |


Many of today,s most famous neocons are from eastern european jewish immigrant families,who were frequently on the edge of poverty.the great depression radicalized many immigrants , and introduced them to the new and revolutionary ideas of socialism and communism.intellectually ,neocons have been strongly influenced by a diverse range of thinkers from max shachtman,s strongly anti soviet version of trotskyism to the elitist ,neo platonic ideas of leo strauss.a number of neocons

such as jeane kirkpatrick

,richard perle and paul wolfowitz were schachtmanites in their youth.they pushed further to the right  and moved toward a more aggressive militarism.they admired foreign policy of theodore roosevelt.at first kirkpatrick  belonged to democratic party then she became republican.ronald reagan hired her as his forein policy adviser and later  nominated her as u.s ambassador to the united nation.she argued that third world revolutions were illegitimate and thus that the overthrow of leftist government was acceptable and essential .u.s must use right wing dictatorships as a bulwark against the expansion of soviet interests.neocons were against george h.w bush and clinton ,s forein policy.following the september 11 th attacks on the world trade center and the pentagon ,the influence of neocons in the bush administration appeares to have increased.the focus of neocons shifted to global terrorism and the middle east.

لينك مطلب | نوشته شده در جمعه سی ام دی 1384 ساعت 1:21 توسط مهران معمارزاده |


مدونا الگوی زن سایبری جدید است .در البوم عمیق تر و عمیق تر

او با تقلیدی هنری از تصاویر دهه ۷۰ دوره مریلین مونرو را به تجربه

می گذارد .در البوم vogue تناسخ گیج کننده ستارگان کلاسیک از

باکال تا دیتریش را به نمایش می گذارد.او چهره یک گربه ولگرد

سادومازوخیست را باز افرینی می کند.

او به درستی ملکه تصرف

نامیده می شود.او گاهی ابزار چند منظوره هرزه نگاری می شودو

همواره نقاب ستارگان هالیوود را به چهره دارد.مادونا لباس زیر خود

را روی شلوارهای تنگ می پوشد.نوعی بت وارگی مثله شده از

قسمتی از بدن زنان.وقتی مدونا 19 ساله بود در 1978 وارد نیویورک

شد35 دلار در کیف پولش بود.مدتی در رستورانها کار می کرد واز

اشغالها غذا جمع می کرد.اشنایی او با مدیر برنامه های مایکل

 جکسون یعنی اقای فردی دمان که با شبکه وزین ام تی وی کار

می کرد او را به ذروه ترقی رساند.دمان برای او فرصتی ایجاد کرد

 که به هالیوود هم راه یابد.در ۱۹۸۵ مدونا و شون پن

با هم ازدواج

کردند.تیر اندازی به خبرنگارها و پاپارازی ها از سوی شون باعث شد

که پن به زندان برود.و مدونا چند ماه بعد جدا شد.

شون پن در نماز جمعه تهران

مدونا با پول

هنگفتی برای پپسی کولا تبلیغ کرد.ام تی وی ویدئویی از مدونا

گذاشت که مدونا در کلیسا در وضعیت های مختلفی به سر می

برد.مقامات مذهبی خشمگین شدند.پاپ به نوعی او را تکفیر کرد.

مدونا از خودش کمپانی به نام ماوریک دارد و کتابهایی حاوی سی

دی ترانه های مدونا و عکسهای لخت مدونا منتشر می کند.او در

شناسایی خواننده های دیگر نیز فعال است.ماوریک برای خواننده

کانادایی الانیس موریزت هم ضبط هایی انجام داده است.

لينك مطلب | نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم دی 1384 ساعت 17:46 توسط مهران معمارزاده |


 دوشیزگان اوینیون

اثر پیکاسو به نوعی ضد نمایشی یا صورت زدایی به

شمار می رود.رئالیسم از سوی او مورد حمله قرار می گیرد.قبل از او پل

سزان با قرار دادن عدم قطعیت در دریافت اشیا در کارهای نقاشی اش

نقاشی واقعیت را مورد حمله قرار داد.در ۱۹۰۴ او گفت به طبیعت با استوانه

،گوی و مخروط بپردازید.این حرف او زمینه را برای پیدایش کوبیسم فراهم

ساخت.این نقاش پیش از ورنر هایزنبرگ فیزیکدان عدم قطعیت را پیش

کشید.کوبیسم از تابلوی دوشیزگان اوینیون پیکاسو شروع شد.کوبیسم هنر

رااز هلاکت نجات داد.از نظر لیوتار هنر مدرن هنری است که تعالی غیر قابل

نمایاندن را ارائه دهد.کار کازیمیر مالویچ

 

از نظر او هنر مدرن است.

پیه موندریان

با نقاشی های انتزاعی و خطوط و رنگ غیر طبیعی هنر مدرن

می افرید.موندریان

 

از اعضا گروه هلندی دی استیل بود که همگام با کوبیسم

،مکتب باهاوس وایمار ،فوتوریسم ایتالیایی و ساخت گرایی روسی ،زیبا

شناسی ماشینی ،انتزاع را با اغوش باز پذیرفت.کوبیسم در روسیه به سمت

ساخت گرایی رفت .هنر حرکتی و طراحی فنی شد و سازنده انقلاب

بلشویکی سال ۱۹۱۷.البته بعدا با خط رسمی حزب کمونیست در حوزه هنر

وارد کشمکش شد.امریکا به سمت هنر انتزاعی بومی خود رفت ودر سال

۱۹۴۶ اکسپرسیونیسم انتزاعی افریده شد.این اصطلاح در ۱۹۱۹ برای توصیف

نقاشی های واسیلی کاندیسکی

 

روسی به کار می رفت.جکسون پولاک

پرچمدار این سبک بود.پولاک

قربانی الکلیسم شد و در یک تصادف درگذشت.

در سال ۱۹۱۶ افرادی چون تسارا

و هوگو بال در کاباره ولتر زوریخ دادائیسم

را افریدند.مکتبی برای کنا گذاشتن قوانین سنتی هنر به سود شانس برای

دسترسی مستقیم به ناخوداگاه.مارسل دوشان

باور داشت که اگر هر شیی

هنری از محیط اصلی و مفهوم و طرز استفاده خود جدا شود می توان به

عنوان هنر عرضه شود.

اندی وارهول تولیدات مکانیزه خود را تبدیل به کار

هنری کرد.او نازیبا شناسی را بنا نهاد.هنر مفهومی در دهه ۶۰ از هر ابزاری

هر چقدر پیش پا افتاده برای ابراز نظر هنری استفاده می کردند.مفهوم

گرایی در دهه ۹۰ حضور خود را با گوسفند مرده دمیان هرست در اکواریومی

مملو از فرمالین به نمایش گذارده شد.

ایا هنر به زوال خود نزدیک می شود؟

 

لينك مطلب | نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم دی 1384 ساعت 11:52 توسط مهران معمارزاده |


تالس اولین کسی بود که روایت افسانه ای کیهان شناسی را رد کرد او بر

روی تصویری مادی از عالم کار کرد.اناکسا گوراس ،خورشید را خدا نمی

دانست بنا بر این زیر تعقیب قرار گرفت.دموکریتوس نوعی تئوری اتمی افرید.

افلاطون ستارگان را موجوداتی زنده و جاودان می دانست.ارسطو به مرکزیت

ثابت زمین معتقد بود.مکانیک ارسطو با کیهان شناسی کتاب مقدس

سنخیتی نداشت ولی توماس اکویناس دومینیکنی در قرن ۱۳ کوشید این

دو مقوله را اشتی دهد.بالاخره کیهان شناسی ارسطو غالب شد.کپرنیک

معتقد به حرکت زمین بود .در سال ۱۵۷۲ تیکو براهه

 نو اختر

 

یا ستارگانی که

افزایش ناگهانی در درخشش یافته است را کشف کرد.یوهانس کپلر

دستیار

تیکو براهه بود . او گفت که هر سیاره بر روی یک بیضی می گردد در حالی

که خورشید در یک کانون ان قرار گرفته است.گالیله اولین بار یک تلسکوپ

را به سمت ستارگان نشانه گرفت.او ثابت کرد که زمین مرکز عالم نیست.

ویلیا م هرشل بعدها تلسکوپ های قویتر و بزرگتری ساخت.در مدت کوتاهی

پس از جنگ جهانی اول یک تلسکوپ انعکاسی با اینه دو و نیم متری در کوه

ویلسون در کالیفرنیا نصب شد.

راه شیری کهکشانی است که خورشید یکی

از ستارگان ان است.بین ستارگان ان گاز و غباری از جنس هیدروژن است.

در پایان دهه ۲۰ هابل

 

کشف کرد که کیهان در حال انبساط است و کهکشانها

از هم دور می شوند.در اغاز هیچ ستاره یا کهکشانی وجود نداشت و تنها

یک انبساط سریع و داغ گازی از ذرات ابتدایی بوده است که باعث شکل

گیری ستاره ها و کهکشانها شده است.قبلا محتویات عالم گرمتر و فشرده تر

بوده است.انفجار بزرگ

 یکی از تئوریهای مو جود برای تکوین عالم است.

زمانی که محتویات عالم به چگالی پلانک که ۱۰ به توان ۹۳برابر چگالی اب

است

فشرده شده بود انفجاری بزرگ رخ داده و انبساط فعلی اثری از فشار ان

انفجار است.به نظر می رسید حدود ۲۰۰۰۰۰۰۰۰۰ سال از انفجار بزرگ

گذشته است در حالیکه عمر زمین ۴.۵ میلیارد سال است .این مسئله تا

حدودی این تئوری را با مشکل مواجه می سازد.در طبیعت چهار نیروی پایه

موجود است ۱-گرانشی۲-الکترومغناطیسی۳-هستهای قوی و ضعیف.

در درجه های حرارتی به اندازه کافی بالا که در داخل ستارگان وجود دارد

و در بمب های هیدروژنی ،هسته های سبک با هم جوش می خورند تا ذرات

سنگین تر را تشکیل دهند.ستاره های پر جرم ممکن است در اخر به 

سیاهچاله تبدیل شود .سیاه چاله ستاره ای است که نور و ماده را به خود

جذب می کند ولی انها را از خود فرار نمی دهد.به طور خلاصه ستاره

معمولی گویی گازی است که توسط گرانش به هم جمع شده اند و انرژی

الکترو مغناطیسی تابش می کنند..انرژی انها عموما نتیجه جوش هسته ای

هیدروژن به هلیوم است.خورشید بالاخره میلیاردها سال دیگر به ستاره

بزرگ سرخی مبدل خواهد شد که عطارد و ونوس را می بلعد و همه چیز را

در زمین می سوزاند بعدا کوچکتر می شود و یک ستاره کوتوله سفید

ایجاد

می کند.ستاره هایی که جرمی بیش از ۱۲ برابر جرم خورشید داشته باشند

یک ابر نو اختر

می شوند..اگر چیزی که پس از انفجار یک نوابر اختر باقی می

ماند جرمی بیش از حدود ۱.۴ برابر و کمتر از ۳ برابر جرم خورشید داشته

باشد یک ستاره نوترونی

می سازد. و اگر جرم باقی مانده پس از انفجار بیش

از حدود ۳ برابر جرم خورشید باشد سیاهچاله

می سازد.کوازارها

هم تبدیل

به سیاهچاله می شوند.کوازارها

 

هسته های فعال بسیار عظیم الجثه ای

هستند که تشعشعاتی قوی با محدوده طول موج بسیار بالا ساطع می کنند.

لينك مطلب | نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم دی 1384 ساعت 2:42 توسط مهران معمارزاده |


تقدیم به مصطفی حقانی دوست عزیز

حزب دموکرات در ۱۸۶۰ دوپاره شده بود.حزب دموکرات جنوبی که ارزوی

انتخاب برکینریج از کنتاکی را داشت.او معتقد بود که برده داری باید در این

نواحی حفظ شود.دموکراتهای  شمالی ،داگلاس را دوست داشتند.او معتقد

بود که مردم باید خودشان برای خودشان تصمیم بگیرند.حزب

constitutional union معتقد به اتحادیه همه ایالات بودند انها جان بل را از

تنسی را ترجیح می دادند.و اما حزب جمهوریخواه وکیل ایلینویزی ابراهام

لینکلن

را می خواست.او کاملا مخالف برده داری بود.او از برده داری متنفر

بود ولی abolitionist نبود.او مردی خود ساخته بود او مدتی بر یک قایق

شناور بر میسیسیپی کار کرده بود.در ۱۸۶۰ او به عنوان شانزدهمین رییس

جمهور امریکا بر صدر نشست.وقتی ابراهام امد ایالت جنوبی به وحشت

افتادند .کارولینای جنوبی ،میسیسیپی،فلوریدا،الاباما،جرجیا،لوییزیاناوتگزاس

از اتحاد ایالات خارج شدند.انها نمایندگانشان را به مونتگومری الاباما فرستادند

تا دولت جدید را تشکیل دهند.انها ایالات کنفدره جنوبی

را تشکیل دادند.

جفرسون دیویس ،رییس جمهور ایالات کنفدره شد .استحکامات امریکا در

جنوب به محاصره ایالات کنفدره شد.استحکامات سومتر در کارولینای جنوبی

بوسیله ارتش ایالات متحده محاصره شد.یک جنگ واقعی رخ داده بود.

توپهای جنوبی ها به سومتر شلیک می کرد.ژنرال گرانت فرمانده شمالی ها

و ژنرال لی فرمانده جنوبی ها بود.ارکانزاس ،تنسی،ویرجینیا و کارولینای

شمالی به ایالات کنفدره پیوستند.اما در شمال غربی ویرجینیا مردم از

ایالات کنفدره متنفر بودند انها ایالت ویرجینیای غربی را شکل دادند و به

اتحادیه پیوستند.ایالات شمالی ۲۳ شدند و ایالات جنوبی ۱۱.ژنرال لی از

یک خانواده قدیمی جنوبی بود او معتقد به برده داری نبود ولی ویرجینیایی

بود و قاعدتا باید با جنوبی ها می شد.پایتخت کنفدره ها ،ریچموند در ویرجینیا

بود. در ابتدای جنگ پیروزی با جنوبی ها بود.جنوبی ها روی کمک انگلیس

نیز حساب می کردند.شمالی ها می سی سی پی را می خواستند به

کنترل خود در اورند.و شهر نئو اورلئان کلید ان بود.کشتی های جنوبی ها و

شمالی ها نیز با هم به می جنگیدند.کشتی شمالی ها مونیتور نام داشت

که بوسیله جان اریکسون

مخترع سوئدی امریکایی طراحی شده بود.

ابراهام لینکلن مورد انتقاد شدید مردم بود چون پیشرفت شمالی ها مساعد

نبود.جنگ گتیسبورگ ،باعث پیروزی شمالی ها شد.ابراهام لینکلن در

گتیسبورگ سخنرانی کرد.

در پایان ژنرال گرانت

،در ویرجینیا ،ژنرال لی

 

را

شکست داد.گرانت با لی خوب رفتار کرد.انها در جنگهای مکزیک همرزم هم

بودند.ابراهام لینکلن در تئاتر فورد واشینگتن بوسیله یک جنوبی به نام بوث

کشته شد.حتی مردم جنوب نیز از قتل این بزرگمرد ناراحت شدند.جفرسون

دیویس

 

بعد از شکست کنفدره ها ،مرگ لینکلن را دومین شوک جنوبی ها

می دانست.

لينك مطلب | نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم دی 1384 ساعت 23:17 توسط مهران معمارزاده |


کمتر از ۳ ماه بعد از انتصاب جرج واشینگتن به عنوان رییس جمهور ،انقلاب

فرانسه رخ داد.توماس جفرسون از این انقلاب راضی به نظر می رسید.

ادموند جنت سفیر جمهوری جدید فرانسه در امریکا بود که هدفش جلب

کمک از امریکایی ها برای فرانسویان بود.جرج واشینگتن با توماس جفرسون

و الکساندر هامیلتون مشورت کرد و انها علی رغم دوستیشان با فرانسه

،دوری امریکا ار جدالهای اروپا را به صلاح دیدند.خود جرج هم راغب به بی

طرفی بود.انگلیسی ها کشتی های امریکایی را محاصره می کردند و

مشکلات زیادی برای امریکا می افریدند.در 1794 جرج ،جان جی اولین

رییس دادگاه عالی را به انگلستان فرستاد تا توافقی حاصل اید.پیمان جی

بسته شد.سپس مشکلات دیگری از سوی فرانسوی ها برای امریکا رخ

داد.در زمان جان ادامز رییس جمهور دوم امریکا ،افرادی برای توافق به

فرانسه فرستاده شدند.نمایندگان فرانسه از امریکایی ها برای توافق رشوه

طلب کردند.و نمایندگان امریکا مطلب را با نامه ای برای رییس جمهور گزارش

دادند و از نمایندگان فرانسه با ایکس و ایگرگ و زد نام بردند.این ماجرا را xyz

می گویند.بالاخره در ۱۸۰۰ توافق رخ داد.در زمان جفرسون ایالت لوییزیانا

توسط امریکا از ناپلئون خریداری شد.در ۱۸۰۳ جنگی بین ناپلئون و انگلیس

رخ دا د ولی جفرسون از جنگ متنفر بود و سیاست بی طرفی همچنان ادامه

یافت.در زمان جیمز مدیسون،در کنگره دو مرد جوان بودند که خواستار جنگ

با انگلیس بودند هنری کلی

از کنتاکی و جان سی کالهون

 

از کارولینای

شمالی بازهای جنکی یا  war hawks نامیده می شدند.انها خواستار تصرف

کانادا و فلوریدا نیز بودند.به تلاش باز ها کنگره اعلام جنگ به انگلیس را در

۱۸۱۲ پیش کشید.گروهی از امریکایی ها به خصوص در new englandبا

جنگ مخالف بودند.سربازان امریکایی حتی به تورنتو نفوذ کردند و در

ساختمان دولتی اتش سوزی به راه انداختند.در ۱۸۱۴ انگلیسها برای انتقام

کاپیتول در واشینگتن را سوزاندند.ژنرال اندریو جکسون

که بعدها رییس

جمهور شد در این جنگها خوش درخشید.این جنگ برنده نداشت ولی به

تقویت روح ملی در امریکا مدد رساند.این جنگ ،صنعت را در امریکا پیشرفت

دادو رهبران جدیدی برای امریکا افرید.

لينك مطلب | نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم دی 1384 ساعت 22:26 توسط مهران معمارزاده |


جرج واشنگتن محبوبترین فرد امریکا ،رئیس جمهور شد و جان ادامز

 

از

ماساچوست که در انقلاب ضد انگلیسی نقش داشت معاون او شد.جرج از

زادگاهش ویرجینیا به نیو یورک رفت و رییس جمهور امریکا شد.در ۱۷۸۹

کنگره قانونی برای تاسیس دادگاه عالی و دادگاه های پایینتر فدرالی گذراند.

تعداد ۶ نفر برای دادگاه عالی از سوی رییس جمهور برگزیده شد و سنا انها

را تایید کرد .امروزه ۹ نفر در این دادگاه هستند.جان جی

 قاضی معروف

نیویورکی رییس دادگاه شد.(chief justice)

یکی از بخشهایی که کنگره ایجاد کرد وزارت خارجه بود.جرج واشنگتن

 ،توماس جفرسون را به عنوان  وزیر خارجه انتخاب کرد.یک سرباز مورد وثوق

انقلاب به نام هنری نوکس

 

وزیر جنگ شد.الکساندر هامیلتون وزیر خزانه داری

شد.ادموند راندولف

 

برای مشاور دولت در امور حقوقی یا attorney general

انتخاب شد.هامیلنون

 

در ۳۲ سالگی برای مسئولیت خطیر وزارت خزانه داری

انتخاب شد.یک قسمت از برنامه های هامیلتون ایجاد بانک ایالات متحده بود.

زیر پیشنهاد هامیلتون ،کنگره یک مالیات بر روی ویسکی ساخته شده و

فروخته شده در امریکا بست.کشاورزانی که از ذرت برای ساخت ویسکی

استفاده می کردند از این موضوع ناراحت شدند.در ۱۷۹۴ شورش ویسکی

به خصوص در پنسیلوانیای غربی رخ داد.جرج واشنگتن ۱۵۰۰۰ نفر برای

وادار کردن کشاورزان پنسیلوانیایی فرستاد.در ۱۷۹۵ هامیلتون وزارت را رها

کرد و به وکالت پرداخت.برنامه های هامیلتون به شکل گیری حزبهای امریکا

منجر شد.توماس جفرسون رهبری مخالفین برنامه های هامیلتون را به

عهده گرفت.احزاب فدرالیست(طرفداران هامیلتون) و جمهوریخواه(طرفداران

جفرسون) در مشاورین واشنگتن رشد کرد.جرج واشنگتن به هیچکدام از

احزاب تعلق نداشت ولی در دل به فدرالیست ها تمایل و سمپاتی داشت.

واشنگتن در ۱۷۹۲ برای دومین بار به ریاست جمهوری برگزیده شد.در

دوره دوم ،حزب فدرالیست قوی شد.در ۱۷۹۶ او تمایلی به ریاست جمهوری

نشان نداد.او به ویرجینیا رفت و در مزرعه مونت ورنون ماند تا در سن ۶۷

سالگی فوت کرد.با حاشیه باریک نامزد فدرالیست ها جان ادامز از

ماساچوست به ریاست جمهوری برگزیده شد.در زمان او در کنگره قانونی

پذیرفته شد که انتقاد از رییس جمهور را محدود می کرد.جمهوریخواهان

با این قانون مخالفت کردند.این مشاجرات به عدم محبوبیت ادامز و فدرالیست

 ها منجر شد و ادامز در انتخابات ۱۸۰۰ شکست خورد.توماس جفرسون

رهبر جمهوریخواهان رییس جمهور شد.او وزیر خارجه واشنگتن و معاون ادامز

بود.در زمان وی حزب جمهوریخواهان قدرت یافت و بعد از او ،جیمز مدیسون

از حزب جمهوریخواه از ۱۸۰۹ تا ۱۸۱۷ و جیمز مونرو

از ۱۸۱۷ تا ۱۸۲۵ برگزیده

شد.در زمان اینها حزب فدرالیست ضعیفتر شد.

لينك مطلب | نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم دی 1384 ساعت 1:43 توسط مهران معمارزاده |


تقدیم به دوست عزیز سیاوش مدرسی سازنده برنامه وزین پوشه

مسئولیت اصلی ایجاد مارکسیسم با انگلس

بود.کارل کائوتسکی

 

زیر تاثیر

تجربه کمون پاریس به جنبش سوسیالیزم علاقه پیدا کرد و به حزب سوسیال

دموکرات اتریش پیوست.در زوریخ به کار انتشار نشریات سوسیالیستی

پرداخت.کائوتسکی با همکاری ادوارد برنشتاین

پدر تجدید نظر طلبی در

مارکسیسم  و به تشویق انگلس به مطالعه اثار مارکس پرداخت.کائوتسکی

زیر تاثیر کتاب انتی دورینگ قرار گرفت.در سالمرگ مارکس مجله عصر نو

را منتشر کرد که ارگان نظری حزب سوسیال دموکرات المان بود.او سردمدار

مارکسیسم ارتدکس شناخته شد.برداشت کائوتسکی از مارکسیسم زیر

تاثیر تئوری تکامل داروین و نظریات انگلس

 در انتی دورینگ بود.او معتقد بود

که تکامل مفهوم اساسی و مشترک نظریه داروین و نظریه مارکس بود.

به نظر او مبارزه پرولتاریا علیه سرمایه داری مبارزه ای طولانی و تدریجی

است. کائوتسکی در  تایید نظرش به سخنرانی مارکس در لاهه اشاره

می کرد که گفته بود قوانین و رسوم کشورهای گوناگون باید در نظر گرفته

شود.رزا لوکزامبورگ

 

جناح چپ حزب سوسیال دموکرات را رهبری می کرد و

با کائوتسکی درگیر مشاجرات نظری شد.کائوتسکی از اغاز به بلشویکها

واکنش منفی نشان می داد و از منشویکها حمایت می کرد.به نظر او انقلاب

سوسیالیستی در جوامعی اتفاق می افتد که سرمایه داری در ان به اوج

رسیده باشد.او به جدایی ناپذیر بودن سوسیالیسم و دموکراسی اعتقاد

داشت.برنشتاین تجدید نظر طلب مارکسیسم بود.او در نقطه مقابل

مارکسیست های ارتدکسی چون پلخانف بود.او از نقش اراده ازاد انسان در

تکوین تاریخ دفاع می کرد.از نظر او سوسیالیسم غایت نبود بل یک فرایند

محسوب می شد.از نظر او سوسیالیسم به عنوان فلسفه زندگی بیشتر

نیازمند ایمان و اعتقاد اخلاقی است تا مبانی مادی محکم و مشخص.

برنشتاین اعتقاد داشت فلسفه کانت باید فلسفه مارکس را تکمیل کند.او

زیر تاثیر نوکانتی ها بود.پلخانف

 فلسفه کانت را بورژوایی می دانست.

برنشتاین نیز مانند کائوتسکی تحقق سوسیالیسم را بدون تحقق

دموکراسی ناممکن می دانست.او مانند مارکس ورود تمدن برتر صنعتی از

طریق استعمار به درون سرزمین های واپس مانده را فرایندی ضروری

می دانست.لنین

 

پایگاه اجتماعی جنبش تجدید نظر طلبی را در تکوین

اشرافیت کارگری یافت.

لينك مطلب | نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم دی 1384 ساعت 1:26 توسط مهران معمارزاده |


Salam Mehran aziz
xoshhalam ke Barnameh Posheh Morede Alaqehat qarar Gerefth. mn weblog shoma ro didiam, webloge xob va pori ast, be sahme xodam az zahamtat tashakor mikonam.
neweshti ke shoma Nationalist hastid va shoare Cho Iran nbashad... ro ham dr balai safhaton didam
rasteshin soal Foran be zehnam amad ke chera nasionalism? Chera in jahatgiri syaci ra entexab kardidi?
Mliat parasti! va tarjeh yk melat bar melathai digar, bartari talabi ra be donbal miawarad, na?
man shoma ro javane ba malomat va daneshi didam, va Hifam amad in nakat ro baraton nanewissam.
enssan parasti jda az har din, mazhab va meliati bnazare shoma zyabtar nist?
brat behtarin arezoo ha ro darm
dostat
Siavash


لينك مطلب | نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم دی 1384 ساعت 0:40 توسط مهران معمارزاده |


در قرن ۱۲ میلادی اعتقاد عمومی بر این بود که تنها یکپارچگی در امور دینی

می تواند صلح و امنیت را در جامعه اروپایی تضمین کند.کلیسای کاتولیک

دستگاه تفتیش عقاید را برپا کرد.هدف از تفتیش عقاید

دفاع از اموزه های

سنتی ایمانی و اخلاقی مذهب کاتولیک بود.سده ۱۶ ،اصلاحگری پروتستانی

پیش امد و بزرگترین تهدید برای کلیسای کاتولیک رخ داد.تفتیش عقاید در

اسپانیا وحشیانه ترین شکل را یافته بود.در اواخر قرن ۱۲،یک فرقه مذهبی

در جنوب فرانسه ظاهر شده بود که کاتار نامیده می شد.انها قبول نداشتند

که عیسی پسر خداست.بسیار زاهدانه می زیستند و مجرد باقی می ماندند.

انها مفاهیم کاتولیکی برزخ و دوزخ را قبول نداشتند.اینوکنتیوس سوم از

مقتدر ترین پاپ های قرون وسطی بود برای نابودی کاتارها خواستار جهاد

برای از بین بردن نفوذ کاتارها شد.جنگ صلیبی به مدت ۲۰ سال علیه کاتارها

انجام شد.در ضمن تفتیش عقاید شدت گرفت.راهبان دو فرقه مذهبی

فرانسیسکن ها و به خصوص دومینیکن ها در شکل گیری دستگاه تفتیش

عقاید پاپی نقش بارزی داشتند.سن دومینیک

 

و فرانسیس اسیسی

 

در رم

فرمان هدایت کاتارها را از دست پاپ گرفتند.اما تشویق و اقناع موثر نبود .

گرگوریوس نهم پاپ جدید اختیارات دستگاه تفتیش عقاید پاپی را افزایش

داد.پاپ اوربانوس پنجم استفاده از شکنجه را از سوی ماموران تفتیش عقاید

تصویب و مرگ را برای بدعتگذاران غیر نادم در نظر گرفت.نیکلاس ایمریچ

۴۰ سال مفتش کل اراگون بود.او کتابی در باره روشهای تفتیش عقاید

نوشت.دستگاه تفتیش عقاید ابداعگر شکنجه نبود بل این عمل به امپراطوری

روم وپیش از ان بر می گشت.شکنجه های معروف ،شکنجه اب ،اتش،تسمه

و قرقره،چهار میخ و برودکین(دو قطعه چوب فشاری برای له کردن پا).

در اسپانیا تفتیش عقاید دیر تر از راه رسید ولی بیشتر دوام یافت.این دستگاه

بی رحم اثر فلج کننده ای بر رشد فکری ،اقتصادی و فرهنگی اسپانیا

داشت.تفتیش عقاید اسپانیایی علاوه بر خلوص ایمان خواستا ر خلوص تبار

بود.جنگ صلیبی ضد یهودی در قرن ۱۵ در اسپانیا شکل گرفت.توماس

دو تورکمادا

مفتش کل اسپانیا وحشت زیادی افرید. فردیناند شاه اسپانیا

و ایزابلا ملکه زیر راهنمایی تورکمادا بودند.تورکمادا به جامعه یهودیان اسپانیا

حمله کرددر ۱۴۹۲ جمعیت یهودی ،اسپانیا را ترک کردند.سپس دستگاه

تفتیش عقاید اسپانیا به مجازات ملوانان پروتستان پرداخت.کلیسا فهرستی

از کتابهای ممنوعه فراهم اورد .این فهرست ایندکس

 

نامیده می شد.

شکار جادوگران در اواخر قرن ۱۴ اغاز شد که ژاندارک

هم قربانی همین

جنون شد.یان هوس

 کشیشی اهل بوهم بود ،او بدعتگذار شناخته شد و

در چوبه مرگ سوزانده شد.ساوونارولا مانند هوس کوشید اصلاحاتی در

کلیسا انجام دهد.بعد ها ساوونارولا به دیکتاتور واقعی تبدیل شد.او هم

سوزانده شد.جوردانو برونو دست از کاتولیک بودن برداشت و موضوع

حرکت زمین به دور خورشید را مطرح کرد.برونو

سوزانده شد.دستگاه

تفتیش عقاید اثار گالیله را ممنوع کرد.بعد ها ناپلئون بناپارت به سربازان

فرانسوی دستور داد که دستگاه تفتیش عقاید در مادرید را به تصرف در

اورند.فهرست پاپی تا قرن ۲۰ دوام اورد.کتابهای اراسموس

،ماکیاولی و

بو کاچیو و.... ممنوع بود.

لينك مطلب | نوشته شده در جمعه بیست و سوم دی 1384 ساعت 14:48 توسط مهران معمارزاده |


تقدیم به دوست عزیز و نویسنده عدیلی پور

فروید ،برادران کارامازوف از داستایوسکی

 را یکی از در خشان ترین رمانهایی

می داند که تا کنون به رشته تحریر در امده است.می گویند مشغله خاطر

همیشگی فیودور با جانیان و گناهکاران و از دین برگشتگان چیزی جز امتداد

طبیعی احساس گناه خود او نیست.او از پدرش متنفر بود و وقتی پدرش

توسط رعایای خودش کشته شد او به احساس گناهی مضاعف دچار شد.

فروید بیماری صرع او و عطش پنهانیش به قمار را تمنای شدید وی در گریز

از خود تعبیر می کند.داستایسکی مرزهای واقعگرایی را کنار زد .الیوشا

را افرید که صدق و صفای قدیسان دارد.اسمردیاکف قاتل بدبین و کلبی

خصال را .بد مست پیر کارامازوف که با پسر ولخرجش دمیتری

 که شاید

کاریکاتور خود داستایسکی باشد.پدر فئودور طبیب بود ولی بدلیل می

بارگی او را از بیمارستان محل کارش اخراج کردند.

فئودور در کودکی با سفر

ایوب اشنا شد.این کتاب وجود او را تسخیر کرد.

به شعر پوشکین هم علاقه

داشت.همچنین به نثر بالزاک.پیوستن او به گروهی که درباره سوسیالیسم

صحبت می کردند او را به زندان و تبعید به سیبری کشاند.حمله های صرع

،میلش به قمار و بی پولی دامنگیر او بود.در ۱۸۸۱ قلم از دستش افتاد.

 

لينك مطلب | نوشته شده در جمعه بیست و سوم دی 1384 ساعت 0:20 توسط مهران معمارزاده |


در سال ۱۹۳۸ سنای امریکا برای مبارزه با فعالیتهای ضد امریکایی انجمنی

تاسیس کرد.سنا بیشتر از نازیسم می ترسید.با حمله المان به شوروی

امریکا به طور رسمی با شوروی متحد شد.روسیه یک دوست به حساب

می امد.وارنر به خواهش رییس جمهور ،از زندگی نامه جوزف اچ دیویس

سفیر امریکا در مسکو فیلمی با عنوان ماموریت به مسکو (۱۹۴۳) ساخت.

کارگردان فیلم مایکل کورتیز

 

بود و هاوارد کاچ

 

فیلم نامه انرا نوشت.در این

فیلم استالین چون عموی مهربان نشان داده شد و روسها ،انسانهایی

خونگرم ،صمیمی و خندان.با خاتمه یافتن جنگ این اثر تبلیغاتی بی مصرف

ماند.پس از جنگ دوستان سابق از هم جدا شدند.روسیه دامنه نفوذ

کمونیسم را گسترش می داد.از سال ۱۹۴۷ سیلی از باز پرسی ها اغاز

شد تا دسیسه کمونیست ها در هالیوود را افشا کند.از انجا که بیشتر

خارجیان شاغل در هالیوود از دست نازی ها فرار کرده بودند این شبهه

بوجود امد که انها هم پیمان روسیه بودند.طرح شکار جادوگران توسط

سناتور جوزف مک کارتی به اجرا امد.اولین قربانی این طرح چارلی چاپلین

بود.از ۱۹۰ فرد مشکوک ،۱۰ نفر به زندان محکوم شدند.هربرت بیبرمن

 و

ادوارد دمیتریک

 

کارگردان و رینگ لاردنر

 

و دالتون ترومبو

 

فیلم نامه نویس.

جان هیوستن ،دنی کی ،لارن باکال

و همفری بوگارت

به اعتراض برخاستند

و تظاهراتی در مقابل ساختمان کنگره در واشنگتن به راه انداختند.

الیا کازان و ادوارد دمیتریک بعد از اظهار ندامت اجازه یافتند دوباره به کار خود

برگردند.

لينك مطلب | نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم دی 1384 ساعت 16:50 توسط مهران معمارزاده |


اقا محمد خان قاجار در جوانی مقطوع النسل شده بود و فرزند نداشت

و تنها برادر تنی او نیز پیش از ان به قتل رسیده بود.او فرزند ارشد برادر

دیگرش ،به نام فتح علی خان را به عنوان جانشین انتخاب کرد.به دنبال

کشته شدن اقا محمد خان،فتح علی خان

به تهران وارد شد و در ۱۷۹۷

بر تخت سلطنت نشست.و در نوروز همان سال نیز تاج گذاری کرد.مهم

ترین حادثه فرمانروایی او جنگ های ایران و روس بود که به جدا شدن ایالت

های شمالی ایران منجر شد.

۲--شعر دوستی را ایرج میرزا

 

از جد خود خاقان بزرگ فتحعلی شاه به

میراث برده بود.ایرج میرزا

،

پدر بزرگی به نام ملک ایرج میرزا داشت که پسر

فتحعلی شاه بود و انصاف تخلص می کرد.در سال ۱۲۹۱ ه.ق ایرج در شهر

تبریز به دنیا امد.دوران کودکی به فراگیری فارسی ،عربی و فرانسه گذشت.

در ضمن معانی و بیان و منطق را نیز فرا گرفت.در ۱۹ سالگی از جانب

مظفرالدین میرزا ولیعهد به سرودن قصاید و اشعار مدحی در اعیاد و مراسم

موظف شد.ایام اقامتش در خراسان با قیام کلنل تقی پسیان مصادف بود.

بسیاری از اشعار خوب او و منظومه عارفنامه سروده خراسان است.

در ورود به تهران ،مردم به پیشواز او امدند به خصوص بانوان تهران.زیرا او در

اشعارش به طرفداری از بانوان پرداخته بود.ایرج سالهای پایانی عمر را به

عسرت گذراند و در ۱۳۰۴ خورشیدی در اثر سکته قلبی فوت کرد و در

گورستان ظهیر الدوله تهران به خاک سپرده شد.

سارا شاهی

بازمانده ای از خاندان خاقان بزرگ فتحعلی شاه است.تصویر

او

 

در مجلات معروف مد دنیا به چشم می خورد.او در ۱۹ سالگی یکی از

۲۹ cheerleader در کابویهای دالاس در ۱۹۹۹ و ۲۰۰۰ بود.او ارزو دارد که

الگویی برای زنان ایرانی شود.او هرگز به ایران نرفته است و در امریکا

زندگی می کند.

لينك مطلب | نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم دی 1384 ساعت 2:15 توسط مهران معمارزاده |


تقدیم به حمید سمیع عادل روانشناس فرزانه

فروید

 

اندیشه نا خود اگاه را اختراع نکرد بلکه ان را در بالین بیماران به کار برد.

او به فلسفه بی علاقه بود.

چون اکثر فیلسوفان فقط پدیده های خود اگاه را

ذهنی  می شمارند.ولی او روان کاوی را با فلسفه شوپنهاور نزدیک می داند.

به زعم او شوپنهاور سلطه هیجانها و اهمیت اعلای جنسیت را قبول داشت

و از مکانیسم واپس زنی خبر داشت.توماس مان ادعا می کند که فروید

 

از

شوپنهاور و نیچه تاثیر پذیرفته است.اقامت مختصر فروید

 در پاریس اثری

شگرف بر تفکر او داشت.او از شارکو یاد گرفت که برای فهم هیستری نه

به عصب شناسی بل به روانشناسی باید متوسل شد.تجربه های

هیپنوتیسم به فروید

 

اموخت که فرایندهای ذهنی که در ناخوداکاه روی

می دهند ممکن است اثری نیرومند بر رفتار فرد داشته باشد.یوزف برویر

از تخلیه یا کاتارسیس در درمان بیمارانش استفاده می کرد.یعنی اگر بیمار

بتواند نخستین لحظه ای را که نشانه معینی از هیستری در او پدیدار می

شود به یاد بیاورد و هیجانی که همراه با ان احساس می کرده دوباره

احساس کندان نشانه برطرف می شود.فروید

از برویر هم اموخت.فروید

 از

۱۸۹۲ کم کم هیپنوتیسم را رها کرد و به تداعی ازاد روی اورد

.

کتاب تعبیر

رویا در ۱۸۹۹ منتشر شد .

 

لينك مطلب | نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم دی 1384 ساعت 22:31 توسط مهران معمارزاده |


ادام اسمیت

 در گلاسکو ،فلسفه اخلاق تدریس می کرد.این استاد پریشان

حواس در اسکاتلند به دنیا امد. گلاسکو بر خلاف اکسفورد ،مرکزی جدی

برای مطالعه بود وبعد ها کانون روشنگری اسکاتلند نام گرفت.مدتی به

پاریس رفت وبا کنه پزشک دربار لویی ۱۵ به گفت وگو پرداخت.کنه

مکتب

اقتصادی فیزیوکراسی را بنا نهاده بود.به رغم عقاید جاری عصر که مبتنی

بر ثروت بر طلا و نقره بود کنه زمین را یگانه سرچشمه ثروت می دانست.

او عقیده داشت ثروت از تولید سر چشمه می گیرد.او فقط طبقات کشاورز

را مولد واقعی ثروت می دانست او بر خلاف سیر تاریخ قدم نهاد و جنبه

صنعتی  زندگی را بدنام کرد.اسمیت با دکترین تمایل به کشاورزی کنه  و

فیزیو کراتها موافق نبود .اسمیت سپس به انگلستان برگشت و توفیق زیارت

بنجمین فرانکلین امریکایی را پیدا کرد.کتاب ثروت ملل در ۱۷۷۶ انتشار یافت.

او معتقد بود که قوانین بازار ،قیمت تولیدات را بر اثر رقابت تحمیل می کند

بلکه بر مقدار کالایی که مورد نیاز جامعه است نظارت می کند.او می گفت

بازار اوج و منتهای ازادی اقتصادی فردی است و کارفرمای سختگیر همه

است.۹۰ سال پس از انتشار کتاب ثروت ملل ،کارل مارکس

اعلام کرد که

سرمایه داری به رغم خواست خود ،ارام ارام به سوی زوال و فنا پیش میرود.

از نظر اسمیت،تقسیم کار سر اغاز رشد اقتصادی و توسعه ثروت است.بنابر

این او از تجارت ازاد طرفداری می کرد.۰۰۰۰مارکس

 

در برلین ابتدا از هگل

اثر پذیرفت.هگل

 از ۱۸۱۸ تا ۱۸۳۱ یعنی زمان مرگش در دانشگاه برلین تدریس

می کرد.هگل معتقد بود که تاریخ ،پیشروی ذهن در یک مسیر منطقا ضروری

است.و سیرتکاملی ذهن ،دیالکتیکی است.مارکس در دوران دانشجوییش

در برلین ،دوست برونو بائر

 

شد. بائر مدرس الهیات و یکی از هگلیهای جوان

بود.مارکس تحت تاثیر بائر دین سنتی را مهم ترین وهمی دانست که سد

راه خودشناسی انسان است.و فلسفه مهم ترین سلاح برای نبرد با این وهم

بود.تبدیل روش هگل به سلاحی علیه دین را فوئر باخ

که هگلی جوان

تندرویی بود انجام داد.فوئر باخ در گوهر مسیحیت همانند بائر ،دین را یکی

از شکلهای از خود بیگانگی معرفی کرد.فوئر باخ معتقد بود که فلسفه باید

از جهان محدود مادی شروع شود.فکر بر وجود مقدم نیست بل وجود بر فکر

مقدم است.فوئر باخ ،انسان را به جای خدا یا اندیشه محور فلسفه خود قرار

داد.مارکس از او هم تاثیر پذیرفت.افکار مارکس در ۱۸۴۳ هنوز لیبرالی است

و بوی سوسیالیستی به خود نگرفته است.با مقاله در باب مسئله یهود

او به جای دین ،زندگی اقتصادی را شکل اصلی از خود بیگانگی انسان می

بیند.پیش از او موزز هس

 اندیشه های فوئر باخ را  در همین جهت بسط داده

بود.بعدا مارکس ،پرولتاریا را به میدان اورد و اذعان کرد که طبقه کارگر تنها

با ازاد کردن کل انسانها می تواند خود را ازاد کند.او چاره کار را از میان

برداشتن یکباره دستمزد ،کار از خود بیگانه و مالکیت خصوصی می داند.در

یک کلام کمونیسم.هم پیش بینی های او و هم اسمیت اغلب نادرست از

اب در امده اند.ولی هر دو ایشان فهم ما را از سرشتمان تغییر داده داده اند.

و درک ما را از معنای ازاد بودن عمیق تر کرده اند.

 

لينك مطلب | نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم دی 1384 ساعت 21:32 توسط مهران معمارزاده |


هندسه تحلیلی دکارت ابزار کار نیوتن

 شد.وی بدون ان هیچگاه قادر به

فرمول بندی قانون جاذبه عمومی و نوشتن کتاب پرینسیپا نمی شد.

سر فرانسیس بیکن نیز در نیوتن اثر گذاشت.بیکن به تحقیق علمی

استقرایی معتقد بود.یعنی باید از ارقام و اطلاعات منسجم حاصل از ازمایش

استفاده نمود و نتایج کلی به دست اورد.هندسه تحلیلی دکارت برای توجیه

یک عالم ایستا ابزاری موثر بود اما بررسی نیوتن درباره یک جهان پویا نیاز

به وسیله دیگر داشت.چاره کار ابداع حساب دیفرانسیل و انتگرال بود.

.............فارادی

اغازگر نظریه میدانها بود.او دریافت که در هر دو زمینه

الکتریسیته و مغناطیس ،خواص بوسیله نیروهایی که در راستاهایی نامریی

بنام راستای خطوط نیرو یا میدان اثر می کنند منتقل می شوند.ماکسول

مطالعه در الکتریسیته و مغناطیس را با خواندن مقالات فارادی شروع کرد

ونشان داد که الکتریسیته و مغناطیس دو نمود از نیروی واحد ی بنام نیروی

الکترو مغناطیسی هستند و نور معمولی یکی از چند پدیده ناشی از ان

نیروست.هرتز

 

،صحت کلیه پیش بینی های نظری ماکسول را با یک رشته

ازمایش ثابت کرد.اینشتن سالها بعد از کار با اهمیت ماکسول قدر دانی کرد.

در قرن نوزدهم مکانیک نیوتنی و معادلات ماکسول در الکترومغناطیس ،

برجهای دوقلوی فیزیک بود.لورنتز

 

اولین کسی بود که مفهوم انقلابی بالا

رفتن مقدار جرم ذرات باردار در اثر بالا رفتن سرعت سیر انها را به پیش کشید

مایکلسن

 

و مورلی

 

نشان دادند که اتر وجود ندارد. علم رایج ان زمان فضا را

مملو از ماده نامریی به نام اتر می دانست.نتیجه این ازمایشات ،ناقص بودن

فیزیک نیوتنی را اثبات کرد.اینشتن

 

،صحت اصول نیوتنی فضای مطلق و

زمان مطلق  را به زیر سوال برد و استقلال زمان و مکان از یکدیگر را رد کرد.

او نظریه نسبیت خاص را پیش کشید

:۱-نسبی بودن همزمانی۲-پدیده

انبساط زمان۳-انقباض طول در سرعتهای نزدیک به نور۴-افزایش جرم اجسام

در سرعتهای بسیار زیاد۵-رابطه بین جرم و انرژی.سپس او نظریه نسبیت

عام را مطرح کرد:۱-جرم ثقلی و لختی(اینرسی) دو کلمه مختلف برای

چیز واحدی هستند.۲-زمان بعد چهارم است.۳- فضا-زمان به سبب حضور

اجرام بزرگی مانند خورشید ،خمیده یا تو رفته است.

لينك مطلب | نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم دی 1384 ساعت 15:22 توسط مهران معمارزاده |


در شکستن تابو های اجتماع و تغییر جو محافظه کارانه جامعه فقط

فیلسوفان نقش ندارند.خوانندگان راک،طراحان مد و...در این میان اهمیت

می یابند.یکی از اینها هاگ مارستون هفنر

است. موسس مجله playboy

بیشک هفنر با این کار انقلابی در عالم سکس ایجاد کرد.هفنر در شیکاگو به

دنیا امد و از دانشگاه ایلی نویز مدرک فلسفه گرفت.ابتدا می خواستند نام

مجله راstag magazine بگذارند اما دوستی نام playboyرا پیشنهاد کرد.

هفنر دو بار ازدواج کرد که به طلاق منجر شد.اما دختر وی به مجله پیوست.

هفنر با دختران بلوند زیبا روی معاشر ت دارد.

و گوری در کنار مقبره مریلین

مونرو برای خود خریداری کرده است.

مجله پلی بوی در ۱۹۵۳تاسیس شد.

علاوه بر عکس زنان لخت،مقالاتی درباره ورزش ،مد و...در ان چاپ می شود

و نظریاتی لیبرال در باره سیاست ابراز می شود.عکسها ی زنان لخت،

softcoreاست.اولین موضوع این مجله درباره مریلین مونرو بود.

از ۱۹۷۰ به

بعد به دلیل رقبای بیشتر و فیلمهای هرزه نگارانه ،پلی بوی کمی از اوج خود

به پایین امده است.در بیشتر قسمتهای اسیا از جمله تایلند این مجله قد غن

است.

لينك مطلب | نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم دی 1384 ساعت 11:15 توسط مهران معمارزاده |


اندریو کارنگی

 

در اسکاتلند به دنیا امد.او به سرزمین فرصتهای طلایی امریکا

رفت و در ۱۳ سالگی کار را شروع کرد.اولین کارش در یک کارخانه کتان بود

که در حقیقت ما سوره چی بود.

در هفته یک دلار و ۲۰ سنت به دست می

اورد.بعدا به اداره تلگراف پیتسبورگ رفت و پیغام چی شد.و انگاه ناظر راه

اهن .علی رغم موفقیتش در راه اهن ،عشقش به صنعت اهن سازی بود.

در ۱۸۶۵ خود را وقف این صنعت کرد.او بزرگترین کارخانه فولاد را نزدیک

پیتسبورگ

ساخت.او کوره های بسمری

جدیدی تاسیس کرد و فولاد مورد

نیاز برای راه اهن را فراهم می کرد.او بیشتر در امد ش را در تجارت انداخت

و به مدرن کردن تاسیسات فولاد سازیش پرداخت.او در ضمن دانشمندان

محققی برای توسعه روشهای جدید فولاد سازی استخدام کرد.در ضمن

با دادن حقوق و مزایا کارگرانش را تشویق می کرد.تا ۱۹۰۰ کمپانی فولاد

کارنگی با سود  سالانه تقریبا ۴۰۰۰۰۰۰۰ دلار بود.بالاخره کارنگی بازنشسته

شد

 

و در ۱۹۰۱ جی پی مورگان

 

تشکیلات کارنگی را خرید و با دیگر کمپانی

ها برای ایجاد یک موسسه فولادی بزرگ در ایالات متحده اقدام کرد.

لينك مطلب | نوشته شده در سه شنبه بیستم دی 1384 ساعت 0:27 توسط مهران معمارزاده |


تقدیم به دختر خاله عزیزم

کارل گوستاو یونگ

 

تنها پسر یک کشیش کلیسای پروتستان بود.خانواده او

عمیقا مذهبی بودند.از طریق خانواده مادریش با احضار ارواح اشنا شد.

یونگ مجذوب علم و فلسفه گشت و دانشگاه بازل برای تحصیل در دانشکده

پزشکی به او بورس داد.در کنار کتاب های پزشکی از اثار فلسفی به

خصوص کانت و نیچه بهره بسیار برد.او با خواندن کتابی از کرافت ابینگ به

روانپزشکی علاقه مند شد.شیوه ماتریالیستی شارکو

در برخورد با مسئله

ناخوداگاه در دهه ۱۸۸۰ بر زیگموند فروید تاثیر گذاشت.فروید روش هیپنوتیزم

را کنار گذاشت و روش تداعی ازاد را برگزید.رهیافت روح ناباورانه فروید نسبت

به رازهای ذهن ناخوداگاه بر روانشناسی قرن بیستم اثرات عمده ای داشت.

اما یونگ هرگز علاقه خود را به پدیده های روحی از دست نداد.جلسات

احضار روح دختر عموی یونگ ،موضوع پایان نامه دکترای یونگ

 

بود.یونگ

کار اموزیش را در درمانگاه های وابسته به دانشگاه زوریخ انجام داد.رییس

بیمارستان دکتر بلولر

 

معروف بود که واضع واژه اسکیزوفرنی بود.بلولر به

تحقیقات فروید درباره ناخوداگاه و روان زایی اختلالات گرایش داشت.

یونگ نسخه ای از نتایج کار خود را برای فروید فرستاد و با او دوست شد.

در سال ۱۹۰۹ فروید

 

و یونگ برای سخنرانی راجع به روانکاوی به امریکا

سفر کردند.انها طی این سفر طولانی دریایی خوابهای یکدیگر را تحلیل می

کردند.یونگ در اصرار فروید بر نقش جنسیت در دوران طفولیت شک داشت

اختلاف نظر او با فروید در سخنرانی یونگ در نیویورک در سال ۱۹۱۲ اشکار

شد.یونگ غرق در مطالعه افسانه ها و طالع بینی شد.یکی از بیماران یونگ

گفت چیزی را در خورشید می بینم که حرکت می کند و باعث ایجاد باد

می شود.یونگ با خواندن کتابی درباره ایین میترا به این نکته برخورد می کند

که در میتراییسم باد از لوله ای اویزان از مرکز خورشید اغاز می شود.

اما بیمار چیزی از ایین میترا نمی دانست .یونگ گفت ذهن حاوی خاطرات

باستانی نیز هست.تصور بیمار از خورشید میراث یک تصور جمعی است که

به افسانه های مدفون در ناخوداگاه گوش فرا می دهد.یونگ با عقده اودیپ

فروید هم مخالفت کرد.یونگ علاوه بر ناخوداگاه فردی به ناخود اگاه جمعی

معتقد بود که مرکب از غرائز و صورتهای مثالی بود.غرائز اعمال ما را تعیین

می کند و صور مثالی روش ادراک ما را.روش درمان یونگ این بود که فرد

را با صورتهای مثالی جمعی ناخوداگاه مرتبط سازد.تا کنش متعالی شفا

بخش عمل نماید.او در درمان به دنبال خاطرات دوران کودکی نبود.یکی

از نظریات او صورتک و روان انگاره است.صورتک قسمتی از خوداگاه است

که از طرف خود با جهان خارج سخن می گوید.جنبه ناخوداگاه صورتک ،روان

انگاره است.روان انگاره مرد ،ماده است و روان انگاره زن،نر است.روان انگاره

یک سنخ باستانی است ،ارثی ،جمعی و بی زمان.

 

لينك مطلب | نوشته شده در دوشنبه نوزدهم دی 1384 ساعت 22:22 توسط مهران معمارزاده |


از دست فروشی یک کتاب خریدم به نام رویکرد پاولفی به روانپزشکی و

روانشناسی که دو اکادمیسین روسی به نام روخلین و پوپوف ان را گرد

اوری کرده اند.پاولف

برای کمونیست های شوروی ،روانشناس رسمی

بود.انها پاولف را در زدودن اثار ایده الیستی از بینش علمی پیشرو می

دانند.به زعم انها پاولف ،پدیده های روانی را به سطح پدیده های عصبی

پیچیده تنزل داد. .از انسوی انها روانکاوی و نظریات زیگموند فروید را بی ارزش

می شمارند.انها نظریات فروید را رد می کنند و به زعم خود بی اعتباری

علمیش را نشان می دهند.انها روانپزشکی علمی را مرهون تاثیر فلسفه

مادی میدانند :روانپزشکی در فرانسه زیر تاثیر افکار روشنگران ماده گرای

فرانسوی به وسیله پزشکان برجسته ان عصر مانند فیلیپ پینل

 و ژان اتین

اسکیرول

 بر یک مبنای مادی تکامل یافت.ویلهلم گری زینگر

 

اثبات کرد که

بیماریهای روانی ،بیماریهای مغز هستند.او بنیانگذار روانپزشکی علمی المان

بود.هنری مادسلی

روانپزشک معروف انگلیسی نظرات داروین در باب تکامل

جهان الی را  برای استفاده در روانپزشکی بسط داد.بنیامین راش

بنیانگذار

روانپزشکی امریکا از امضا کنندگان اعلامیه استقلال به خاطر نظریات مادی

اش در حوزه روانپزشکی اعدام شد.(من نمی دانم چرا این کمونیست ها

اینقدر دروغ می گویند .اصلا بنیامین راش اعدام نشد و به مرگ طبیعی در

گذشت.این دروغپردازیها توسط کمونیستهای ایرانی هم دیده شده است

مثلا انها مرگ صمد بهرنگی را به ساواک نسبت دادند در حالی که او در

تلاطم رود ارس غرق شد.)به پاس بررسی های امیل کریپلین

و سرگئی

کورساکف ،روانپزشکی توانست مانند پزشکی عمومی ،اصل کلینیکی

-بیماری شناختی را به  تقسیم اختلالات روانی به واحدهای کلینیکی -

بیماری شناختی تسری دهد.....................................در جایی از این

پیشگفتار مولفین به مخالفت با روانشناسی عمق،دانش پویایی روانی

،فروید

 

و نو فرویدیها می پردازند.

 

لينك مطلب | نوشته شده در یکشنبه هجدهم دی 1384 ساعت 23:26 توسط مهران معمارزاده |


روانشناسی در سال ۱۸۷۹ متولد شد.زمانی که ویلهلم وونت اولین 

 ازمایشگاه روانشناسی را برای مطالعه رفتار انسان ذر لایپزیک

،المان

تاسیس نمود.وونت

اولین کسی بود که اصطلاح روانشناسی تجربی را به کار

برد.وونت از روش درونگری یعنی بررسی حالت ذهنی خود استفاده می کرد.

شهرت وونت به سرعت در همه جا پیچید.شاگردان او در بازگشت به کشور

هایشان ،ازمایشگاههای خود را تاسیس کردند.اهمیت وونت در شیوه علمی

جدید اوست.ادوارد تیتچنر

 

مترجم وونت بود.او به امریکا رفت و خود را دنباله

روی وونت می دانست.روش او همان درون نگری مکانیستی بود.یعنی

تجربه را به عناصر ان تجزیه می کرد در حالی که تجربه یک کل معنا دار

است.این روش را ساختار گرایی می گویند.مخالفت با ساختار گرایان از سوی

کارکرد گرایان اغاز شد.این مکتب به اعمال ذهن مربوط می شود.زمینه

اولیه ان را داروین و گالتون و هربرت اسپنسر فراهم کرده بودند.کارگرد گرایان

روانشناسی را در مورد مسائل روزمره به کار می بردند.ویلیام جیمز

 کارکرد

گرا بود که اولین درس روانشناسی امریکا را در سال ۱۸۷۵ تدریس می کرد.

جیمز انجل همکار ویلیام جیمز و از شاگردان جان دیوئی

 ،کارکرد گرایی را

به مکتب فکری مکتب شیکاگو تبدیل کرد.ایوان پاولف

روسی بر روی نظریه

یادگیری و نظریه کلاسیک شرطی شدن کار می کرد.ریشه های رفتار گرایی

در اندیشه اصالت تداعی حاصل از جنبش تجربه گرایی بریتانیا بود.پاولف یک

رفتار گرا بود.همزمان با کار پاولوف در روسیه،ثورندایک

در امریکا با گربه ها

نظریات رفتار گرایی را می افرید.جان بی واتسون

 

با نظم بخشیدن به شیوه

های موجود روانشناسی ،مکتب اصالت رفتار را بنیان نهاد.اسکینر

ابزار

شرطی شدن عملی را ابداع کرد.رقیب عمده رفتارگرایی ،روانشناسی

گشتالت بود که در المان به رهبری ورتایمر

 

،کوفگا

 

و کهلر

 

رشد یافت.ورتایمر

معتقد بود که کل بزرگتر از مجموع  اجزائ ان است.کهلر با ماکس پلانگ کار

می کرد. او معتقد بود که ادمیان و دیگر حیوانات می توانند باتفکر و نه فقط

شرطی شدن یا تقلید بیاموزند.درمانگر کل نگر به کل شخص می نگرد نه

فقط به نشانه های مرضی او.پزشکی کل گرا شیوه مشابهی با مکتب

گشتالت دارد.

لينك مطلب | نوشته شده در یکشنبه هجدهم دی 1384 ساعت 14:1 توسط مهران معمارزاده |


راک ،اولین بار در دهه ۱۹۵۰ در ایالات متحد امریکا رواج یافت.و این هنگامی

بود که جوانان سفید پوست تازه به نعمت رسیده ،در موسیقی سیاهان

امریکایی نیرویی برای بیان انچه در درون داشتند یافتند.تا دهه ۱۹۶۰ این

نوع موسیقی و رقص همراه ان به اروپا سرایت کرد.

در انگلستان گروه بیتل

ها پیدا شدند.از اوایل دهه ۱۹۶۰ چهار خواننده اهل لیور پول

شنوندگان و

بینندگان زیادی به خود جذب کردند.انان با امیختن سنتهای موسیقی

ستمدیده ترین گروههای جامعه امریکا با علایق فرهنگی جوانان طبقه کارگر

اروپا ،موسیقی سبک جدیدی ابتکار کردند

.

اشعار تلخ و شیرین بود و اهنگها

با گیتار و سازهای ضربی نواخته شد.موهای بلندشان روند جدیدی در مد

مردانه پدید اورد.انها از عشق جنسی که در نسلهای قبلی محکوم بود

می خواندند.درباره مواد مخدر و رهایی از قیود قرار دادی هم می خواندند.

انان رسولان جوانان امروزی بودند که با موزیک در هنجارهای اجتماعی

محافظه کارانه دخالت می کردند.هر روز بتهای جدیدی برای جوانان ظهور

می کرد :جوانان سر تراشیده یا ژولیده مو و پانک .نوارهای کنسرت راک

و بلو جین ها به رغم مخالفت های رسمی به اروپای شرقی راه یافت.

یکی از شاخصهای دگرگونی اداب و رسوم ،مد بود.ازادی زنان با کوتاه شدن

دامنها

 

همراه بود. در دوران جنگ جهانی اول ،نیم تنه های رکابدار و دامنهای

کوتاه جانشین پیر اهن های بلند و زیر پوشهای پرچین شد.که یکی از دلایل

ان نیاز زنانی بود که در کارخانه های مهمات سازی کار می کردند.

دگرگونی بزرگ پس از جنگ جهانی ۲ رخ داد. در مد سطح بالا،کوکو شانل

طراح فرانسوی پیراهن سیاه کوچولو

را عرضه کرد که یک لباس ساده و

استاندارد زنانه بود و زمینه را برای انقلاب مد دهه ۱۹۶۰ اماده کرد.

مری کوانت

 

یک طراح انگلیسی بود که همراه با موسیقی بیتلها با ابداع

لباسهای مبتذل برای زنان،جامعه محافظه کار موجود را تکان داد.

در این دوره شلوار جین هم مد روز بود.

لينك مطلب | نوشته شده در شنبه هفدهم دی 1384 ساعت 22:56 توسط مهران معمارزاده |


من در ایام تحصیل همیشه از ورزش بیزار بودم.نمره های بدی در ورزش

چه در ایام تحصیلات ابتدایی و چه در ایام تحصیلات عالیه حاصل این بیزاری

بود.بر خلاف برادرم که فوتبالیست خیلی خوبی است.اما توجه من به ورزش

بیشتر بخاطر مناسباتش با سیاست است.

در گذشته های دور در امپراطوری

بیزانس ،مسابقه ارابه رانی بسیار محبوبیت داشت.فیلم سینمایی بن هور

صحنه های باشکوه این مسابقات را به خوبی نشان می دهد.

ابی ها و سبز ها دو تیم مسابقات ارابه رانی بیزانس بودند.رنگ لباس این

تیم ها با دو حزب سیاسی عمده بیزانس یعنی ابی ها و سبز ها پیوند

داشت.ابی ها و سبزها راهی فراروی شهروندان امپراطوری برای ابراز

سرخوردگیهای سیاسی قرار می داد.رهبران ابی ها از اشرافیت بر می

خاستند.وسبز ها از طبقه بازرگانان بر می امدند.نمونه ای از ابراز

سرخوردگیهای سیاسی در قالب ورزش را می توان در زمان خاتمی دید.

که به نظر من نابترین شکل ابراز عقیده مردم بود.خود انگیخته وبدون

سانسور.فوتبال یک ورزش قدیمی است.نوعی از ان در چین و ژاپن در ۲۰۰۰

سال پیش بازی می شده است

.

در ۱۳۱۴ پادشاه انگلیس ادوارد ۳ ان را بازی

خطرناک و بدی اعلام کرد . چند سال بعد ریچارد ۳ دستور به توقف بازی

فوتبال داد.انجمن فوتبال یا sa در ۱۸۶۳ در لندن تشکیل شد و در ۱۸۷۲ این

انجمن تصمیم به دادن کاپ به بهترین تیم داد.

 

۱۵تیم در این بازی ها شرکت

کردند.در ابتدا به بازیکنان فوتبال پولی داده نمی شد انها یا کار دیگری داشتند

یا ثروتمند بودند.اما دردهه ۱۸۸۰،باشگاه های فوتبال به فوتبالیست های

حرفه ای پول می داد

.

در ۱۸۸۸ لیگ فوتبال انگلیس با ۱۲ تیم شروع کرد.

انجمن فوتبال دانمارک در ۱۸۸۹ شروع به کار کرد.

 در ۱۹۰۴ فدراسیون بین

المللی انجمن فوتبال یا فیفا شروع به کار کرد.فوتبال اماتورها در بازیهای

المپیک ۱۹۰۸ اغاز شد.و در ۱۹۳۰ اولین جام جهانی

برای حرفه ایهای فوتبال

در اروگوئه برگذار شد

.۱۳

 تیم در اروگوئه بازی کردند.واروگوئه با نتیجه ۴ بر دو

از ارژانتین پیشی جست واول شد.

لينك مطلب | نوشته شده در شنبه هفدهم دی 1384 ساعت 1:51 توسط مهران معمارزاده |


رافائل لمکین

 

،پناهنده لهستانی یهودی تبار ساکن امریکا مبدع واژه نسل

کشی یا ژنوساید ،عامل پشت پرده تصویب قطعنامه سازمان ملل در مورد

محکومیت جنایات عمومی،بخش وسیعی از اثار و فعالیت های خود را به

نسل کشی ارمنیان اختصاص داده است.بر اساس مدارک جمع اوری شده

توسط او،اشکار می شود که دولت المان از نسل کشی ارمنیان به دست

ترکیه اطلاع کامل داشته است.در ترکیه بیش از ۱۲۰۰۰۰۰ از ارمنیان محکوم

به مرگ شده بودند.بعد از پایان جنگ جهانی اول ،حکومت بریتانیا حدود ۱۵۰

نفر از جنایتکاران جنگی ترک

 

را در جزیره مالتا زندانی کرد.ارمنیان هیئت

نمایندگی خود را به کنفرانس ورسای گسیل داشتند. اما تمامی جنایتکاران

جنگی ترک ازاد شده بودند.در میان انها طلعت پاشا

وزیر کشور وقت ترکیه

سنگدل ترینشان بود.اسم او مساوی با نابودی ملت ارمنی است.او به عنوان

پناهنده در برلین زندگی می کرد . روزی جوانی ارمنی به نام تهلریان

 

به او

شلیک می کند.دادگاه برلین تهلریان ،را تبرئه می کند.در فاصله ۱۹۰۸ تا

۱۹۱۴جنبش ترکان جوان که در ابتدا حرکت انها ازادیخواهانه به نظر می رسید

به یک شوینیزم بدل شد و پان ترکیسم را محور ایدئولوژیک خود قرار داد.

در ۱۹۱۵ طلعت پاشا فرمان لغو حقوق ارامنه در خاک ترکیه را صادر می کند.

لينك مطلب | نوشته شده در جمعه شانزدهم دی 1384 ساعت 22:30 توسط مهران معمارزاده |


وقتی محمد خاتمی امد .خوشحال شدم .شعارهای فریبنده ای داشت.

جامعه مدنی و...اما گذر زمان خوش باوری مرا ثابت کرد.براستی ایران کشور

خوش باوران است.جامعه مدنی در لابلای اثار جان لاک

به چشم می خورد.

جان لاک پیامبر انقلاب سال ۱۶۸۸ بود .برتراند راسل ان را از تمام انقلابات

معتدل تر و موفقیت امیز تر می داند.لاک بیش از ۱۰ سال نداشت که مردم

انگلیس علیه چارلز اول

سر به طغیان برداشتند.پدر جان لاک ،قاضی بود و

به نیروی مردم پیوست. رهبری مردم را الیور کرامول

 به عهده داشت.

لاک ۱۷ ساله بود که پادشاه محاکمه شد و سر از تنش جدا شد.

پس از این واقعه دیکتاتوری کرامول و کشتار مردم اغاز شد.بعد از مرگ

کرامول ،چارلز دوم

 که مردی عیاش و هرزه بود رهبری انگلستان را به عهده

گرفت.لرد اشلی از سوی چارلز به مقام دادستان کل ارتقا یافت.ولاک که

مشاور لرد و لله کودکان و طبیب خانواده او بود بالا رفت.اما چارلز از عقاید

ازادیخواهانه لرد می ترسید بنابراین اورا توقیف کرد و در برج لندن محبوسش

کرد.لاک به فرانسه گریخت.ولی پادشاه بر سر مهر امد و او به اکسفورد

امد و به تدریس پرداخت.ولی بالاخره او را از اکسفورد اخراج کردند و اینبار

فیلسوف به هلند گریخت.در انجا فلسفه خود را بنا نهاد.او معتقد بود که

زور باید فقط علیه زور به کار رود نه برای مقابله با امری جز ان.بعد از چارلز

دوم،جیمز دوم

 بر ان شد تا با اراده مردم در افتد. مردم او را برانداختند اما

نه با قهر و زور.انقلاب بدون خونریزی رخ داد وجیمز دوم از سلطنت کناره

گرفت.پادشاه جدید --ویلیام اورانژ---

 

از هلند به انگلستان اورده شد.جان

لاک مدتی در وزارت بازرگانی به کار پرداخت و در تاسیس بانک لندن همراهی

 کرد.

لينك مطلب | نوشته شده در جمعه شانزدهم دی 1384 ساعت 19:38 توسط مهران معمارزاده |


زمانی از Ilona stallerبا پست الکترونیکی پرسیدم ایا بازی کردن در فیلمهای

پورنو گرافیک(هرزه نگارانه)سخت تر است یا کار سیاسی کردن. اما او

هیچوقت جوابی برایم نفرستاد.شاید هم ناراحت شد.

چیچیو لینا یا ایلونا استالر

یکی از ستارگان سینمای پورنو است که علاقه اش

به سیاست او را به مجلس ایتالیا کشاند.او در بوداپست مجارستان به دنیا

امد. مدتی به عنوان مدل در اژانسهای مدل مجاری کار می کرد.در ۱۶

سالگی بکارت خود را توسط دانشجویی افریقایی از دست داد.در دهه ۱۹۶۰

به عنوان پیشخدمت در هتلهای لوکس بوداپست ،اطلاعات را به مقامات

مجاری می رساند.او سپس در ایتالیا ساکن شد و اشنایی او باهرزه نگار

ایتالیایی،پای او را به شو های رادیویی کشاند.واین عامل سبب موفقیت های

بعدیش شد

.

در دهه ۷۰ در ایتالیا در فیلمهای پورنو ظاهر شد.در ۱۹۷۹ به

حزب سبز ایتالیا وارد شد.او بر ضد فعالیتهای اتمی و عضویت ناتو تلاشهای

بسیاری کرد.او یک مدافع حقوق بشر بود.و بر ضد گرسنگی در دنیا ،فعالیت

می کرد.در ۱۹۸۷ از منطقه لازیوی شهر رم وارد پارلمان شد.در ۱۹۸۹ در

اخرین فیلم پورنویش ظاهر شد.

در ۱۹۹۱ با مجسمه ساز امریکایی ازدواج

کرد.در ۱۹۹۲ از هم طلاق گرفتند.او از ازادی سکسی مطلق و جهان بدون

سلاح اتمی،اموزش سکس در مدارس دفاع واز خشونت در تمام اشکالش

منزجر است. او برای شهرداری میلان تلاش می کند.ماری کری

یکی دیگر از

ستارگان پورنوی امریکاست که برای فرمانداری کالیفرنیا از ارنولد شواردزنگر

شکست خورد.

لينك مطلب | نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم دی 1384 ساعت 23:4 توسط مهران معمارزاده |


نیچه در اصل از اعقاب یک خانواده لهستانی بود. پدرش ،مردی روحانی بود.

در ۷سالگی اورا از دست داد.فلسفه نیچه

ادم را مسحور می کند و می

ترساند.زنی که نیچه می خواست با او ازدواج کند به وی جواب رد داد.

رنجش نیچه از ان زن به نفرت از تمام زنان مبدل شد.ادمی نا توان بود ولی

قدرت وحشیانه را می ستود.اعلام داشت که میلیونها نفر از مردم ناتوان را

نابود کنید تا یک مرد برتر به وجود اید.تا ۱۸ سالگی زیر نفوذ مادر در محیطی

مذهبی پرورش یافت.ولی نیچه به بی دینی کامل گرایید.نسبت به مسیح

نفرت داشت.نیچه علاوه بر ماکیاولی ،شوپنهاور

را مقتدای فلسفی خویش

می دانست.در ۲۳ سالگی به خدمت سربازی رفت ولی اندکی بعد به علت

ضعف بنیه از خدمت معاف شد.از ان به بعد سرباز موضوع پرستش او قرار

گرفت.مدتی در حلقه هواداران واگنر

موسیقیدان در امد ولی واگنر در قطعه

پارسیفال به زعم وی تسلیم زوال مسیحیت شد و از ان به بعد واگنر مغضوب

او شد.برای باز یافتن سلامتی اش به ایتالیا رفت و در انجا فلسفه شیطانی

خود را از زبان زرتشت

 

پیامبر ایران باستان به رشته تحریر در اورد.

این کتاب

 

محاسبات سرد ماکیاولی

را با مشاهدات بدبینانه شوپنهاور به

صورت عقیده ای شور انگیز بیرون می اورد.نیچه ،ناپلئون را می ستود و

لینکلن را خوار می داشت.به دموکراسی با دیده ای حقارتبار می نگریست.

در ۱۹۸۹ جنونش بالا گرفت و اورا به تیمارستان بردند.در ۱۹۰۰ جهان را بدرود

گفت.

لينك مطلب | نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم دی 1384 ساعت 22:2 توسط مهران معمارزاده |


انقلاب گل رز

در ۲۰۰۳ در گرجستان رخ داد و ادوارد شوارنادزه رییس جمهور

این کشور با سیاست وداع گفت.در ۲۰۰۳ انتخابات پارلمانی صورت گرفت و

میخائیل ساکاشویلی

 

به مخالفت با نتایج انتخابات پرداخت و گرجستانی ها

را به مقاومت و نافرمانی مدنی علیه شوارنادزه تحریک کرد.تظاهرات علیه

شوارنادزه

 

در تفلیس

و شهرهای ذیگر گرجستان شدت گرفت.اسلان

اباشیدزه رهبر خودمختار و نسبتا جدایی طلب منطقه اجارا در حمایت از

شوارنادزه ،هزاران نفر را در سرکوب تظاهرات مردمی در تفلیس  روانه کرد.

در ۲۳ نوامبر در روز سن جرج ،جلسه ای بین نادزه و مخالفینش چون 

ساکاشویلی رخ داد و نادزه استعفا کرد.در تفلیس موج خوشحالی و

شادمانی ،اتش بازی و کنسرت های راک در شب در جمع ۱۰۰۰۰۰ نفر

به چشم می خورد.دادگاه عالی گرجستان نتایج قبلی را ملغی اعلام کرد

و انتخابات جدید در ۲۰۰۴،ساکاشویلی را بر صدر نشاند.او رئیس جمهور

شد.انقلاب رز دوم در ایالت خودمختار اجارا رخ داد.در شهر باتومی

 در این

منطقه بر ضد اباشیدزه تظاهرات وسیعی رخ داد.اباشیدزه

این مخالفت ها

را سرکوب کرد ولی بالاخره مجبور به فرار از اجارا به روسیه شد.

طرفداران روسیه معتقدند که این تحولات در گرجستان ،کودتایی امریکایی

و کار جرج سوروس بوده است.

لينك مطلب | نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم دی 1384 ساعت 23:10 توسط مهران معمارزاده |


در ۲۰۰۴ لئونید کوچما

اعلام کرد که دیگر نمی خواهد رئیس جمهور اکراین

باشد.دو کاندیدای مهم در انتخابات رییس جمهوری ۲۰۰۴ شرکت کردند.

ویکتور یانوکوویچ

 

که توسط فدراسیون روسیه و کوچما حمایت می شد.

فردی که خواستار نزدیکی بیشتر به روسیه بود.اما فرد دیگر ویکتور یوشنکو

بود که بر فراز انقلاب نارنجی

اکراین بر مسند ریاست جمهوری نشست.

او خواستار نزدیکی بیشتر به غرب بود.در انتخا بات اعلام شد که یانوکوویچ

با حاشیه باریکی از رقیب پیشی جسته است .اما طرفداران یوشنکو صحت

انتخابات را زیر سوال بردند.بحرانهای سیاسی و تظاهرات گسترده ای در

کیف رخ داد.انقلاب نارنجی

 

به وقوع پیوست.دادگاه عالی اکراین نتیجه را

باطل اعلام کرد و در انتخابات دوم ویکتور یو شنکو بر خلاف خواست پوتین

و فدراسیون روسیه و روسو فیلهای اکراینی رئیس جمهور شد.کوچما از

طراحان استراتژیهای موشکی روسیه کمونیستی بود. رشته تحصیلیش

مهندسی موشک بود. در دوران ریاست جمهوری او ازادی بیان در محدودیت

شدید به سر می برد.اکراین بیش از پیش به روسیه نزدیک می شد.

مشارکت او در کشتن روزنامه نگار گونگادزه علی رغم انکار وی بسیار محکم

می باشد

.یوشنکو

فرزند دو معلم است.که خود در رشته مالی درس خوانده

است و مناصب بانکی داشته است .او حزب اکراین ما  را ایجاد کرد.

او

ناسیونالیست اکراینی با گرایش به غرب و خواستار خصوصی سازی گسترده

است.او در مهمانی شام با مقامات رسمی اکراین به خصوص ایهور

اسمشکو

 

رییس سرویس مخفی اکراین(sbu) توسط سم دیوکسین

 مسموم

شد.این سم عامل التهاب لوزالمعده و مسبب تغیراتی در صورت یوشنکو شد.

لينك مطلب | نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم دی 1384 ساعت 0:29 توسط مهران معمارزاده |


۶۰۰ سال پیش ،صربها

 

در دشت پرندگان سیاه که مزارع ذرت بود

در دفاع

از مسیحیت از مسلمانان عثمانی شکست خوردند.میلوسویچ

در مرگ

مارشال تیتو

سمت درجه اولی نداشت اما ظرف ۱۰ سال فرد شماره ۱

یوگسلاوی شد زیر ارشادات همسرش میرا

 

که همکلاس دانشجوییش بود.

ناسیونالیسم صرب را جایگزین سوسیالیسم کرد و کوشید تا انتقام تحقیر

تاریخی صربها را بگیرد

او به نسل کشی در بوسنی و کوزوو پرداخت.

کوزوو سرزمین شریف صربستان

بود که اقلیت صرب ارتدوکس زیر ستم

اکثریت البانیایی تباران مسلمان بودند.او به پاکسازی قومی منطقه پرداخت

بالاخره او جنایتکار جنگی شناخته شد و با حملات هوایی امریکا و ناتو

دستگیر شد.میرا همسر وی صربستان را اولین قربانی تروریسم اسلامی

می داند.او بعد از ۱۱ سپتامبر گفت ما با تروریسم اسلامی می جنگیدیم

ولی کلینتون و دولتش از البانیایی تبارهای جدایی خواه حمایت کرد.

لينك مطلب | نوشته شده در سه شنبه سیزدهم دی 1384 ساعت 14:10 توسط مهران معمارزاده |


کتا ب ونوس در خزها

 

زندگی واقعی خود نویسنده است.نویسنده ای که

دکتر کرافت  ابینگ با مداقه در اثر وی واژه مازوخیسم را ابداع کرد.

او در ۱۸۳۶ در لمبرت گالیسیا به دنیا امد.پدر وی از روسای پلیس لمبرت و

مادرش از نجیب زادگان روسی بود.مازوخ

 

۹سال بعد از ازدواج به دنیا امد

وتصور نمی شد که زنده بماند.برای مراقبت از وی زنی روستایی و تنومند از

روسیه گماشتند و این زن نه تنها به مازوخ کوچک ،تندرستی داد بلکه برای

او داستانهای عجیب و غریب تعریف می کرد.ساچر مازوخ علاقه خاصی به

دیدن تصاویر اعدام شدگان داشت و درضمن به خواندن اثاری از شهدای قرون

قبل می پرداخت.او در زندگیش شاهد کتک خوردن مردی توسط همسر

کنتسش بود.او در  دانشگاه پراگ در ۱۹ سالگی درجه دکترا در رشته حقوق

را گرفت.

او از همسرش می خواست که با شلاق او رابزند.ساچر مازوخ با

کتک خوردن ،لذت جنسی می برد

.

وقتی می خواستند سفر کنند  بهترین

جای قطار را برای زنش می گرفت و خودش در بدترین جای قطار می رفت.

ساچر مازوخ در اواخر عمر در کنار یک جای ترسناک با نمای قرون وسطایی

تا زمان مرگ با خانواده اش می زیست.

لينك مطلب | نوشته شده در دوشنبه دوازدهم دی 1384 ساعت 22:5 توسط مهران معمارزاده |


تاریخ اتیوپی به ۳۰۰۰ سال پیش بر می گردد.مردم ان از سال ۳۵۰ بعد از

میلاد ،مسیحی شدند.خانواده سلطنتی ادعا می کند از نسل فرزند عشق

ملکه صبا و شاه سلیمان می باشد.

در دهه های ۱۹۸۰ و۱۹۹۰ اسراییل با

تایید دولت اتیوپی ،هزاران یهودی تیره پوست (فالشا ها) را از ادیس ا با با

روانه تل اویو کرد.فالشاها

 

نوادگان قبایل یهودی عطیق بودند.منگیستو

انقلابی سنگدل ،کهن ترین شاهنشاهی افریقا

 

را نابود کرد .امپراطور

هایلاسلاسی

 را به دست خود کشت و با ترور سرخ ،مخالفین را از بین

برد.منگیستو

 

از سیستم المان شرقی الگو برداری می کرد.در روز کارگر

ارتش اتیوپی زیر تصویر بزرگ لنین رژه می رفت.هزاران مشاور نظامی از

مسکو به اتیوپی امده بودند و جدایی طلبان اریتره را سرکوب می کردند.

سربازان کوبایی فیدل هم به اتیوپی امده بودند.در ۱۹۹۱ شورشیان اتیوپی

این دیکتاتور سرخ را برکنار کردند و او به زیمباوه موگابه گریخت و در حراره

سکنی گزید.

لينك مطلب | نوشته شده در دوشنبه دوازدهم دی 1384 ساعت 1:30 توسط مهران معمارزاده |


مارکی دو ساد

 

در قرن ۱۸ میلادی در پاریس به دنیا امد.نزد عمویش تعلیم

دید و مدتی به مدرسه ژزوئیت ها رفت سپس حرفه نظامیگری را انتخاب

کرد در جنگهای ۷ ساله شرکت کرد .بعد از ازدواج با یک دختر اشرافی، روابط

نا مشروع و بسیار ازادش را با فاحشه ها در برج خود اغاز کرد.او با ازار دادن

انها ،لذت جنسی می برد. او حتی با خواهر همسرش هم روابط را اغاز کرد.

بعد ها همسرش هم او را در اعمال سادیستی اش یاری می رساند.

ساد

به دلیل همجنس بازی و مسموم کردن فواحش در سال ۱۷۷۲ به زندان

محکوم شد ولی فرار کرد و به ایتالیا گریخت سپس در برجش در حومه

پاریس مخفی شد

.بعدا دوباره دستگیر شد و در زندان وینسنه محبوس شد

او در زندان شروع به افرینش ادبیات سادیستی کرد.در ۱۷۸۴ به زندان

باستیل منتقل شد.او سپس به اسایشگاه روانی منتقل شد وهمسرش

از او طلاق گرفت.در ۱۷۹۰ ازاد شد. در دوران ازادی کتابهایی منتشر کرد

و  با یک هنرپیشه و مادر یک بچه ۶ ساله در کنار هم زندگی کردند.او 

مسئولیت های انقلابی و سیاسی هم در دوران بعد از انقلاب داشت ولی

استعفا داد اما به جرم مدره یا معتدل بودن ،زندانی شد.ولی سرش زیر

گیوتین نرفت. در ۱۸۰۱ ناپلئون بناپارت حکم دستگیری نویسنده کتابهای

ژولیت و ژوستین

 

را صادر کرد.او دستگیر و زندانی شد ودر ۱۸۰۳ دیوانه

تشخیص داده شد و به تیمارستان منتقل شد.در ۱۸۱۴ فوت کرد.

سیمون بوار

 

ردپای ازادی رادیکال را در اثار او می بیند.گیوم اپولینر

او را ازاد

ترین روحی که تا کنون زیسته است باز می شناسد.سوررئالیست ها او را

ستایش می کنند.هورکهایمر و ادورنو،رفتار ژولیت را تجسم فلسفه روشنکری

می دانند.دکتر کرافت ابینگ

 

روانکاو اطریشی واضع واژه سادیسم بود.

لينك مطلب | نوشته شده در یکشنبه یازدهم دی 1384 ساعت 2:59 توسط مهران معمارزاده |


استالین

 

در ۱۹۳۵ تصفیه بزرگ را انجام داد.این تصفیه شامل اپوزیسیون چپ

و اپوزیسیون راست می شد.اپوزیسیون چپ به تروتسکی و یارانش اطلاق

می شد .تروتسکی

 

در ۱۹۲۵ از وزارت جنگ برکنار و در ۱۹۲۷ همراه با هزاران

تن از حامیانش از حزب اخراج گردید.اپوزیسیون راست به مخالفان اجرای

برنامه های مزارع اشتراکی و صنعتی شدن اطلاق می شد.استالین عقیده

داشت حزب باید متحد شود و فرد در جامعه مستحیل گردد.او در ۱۹۳۶

اندره ویشینسکی قسی القلب را به دادستانی کل اتحاد جماهیر شوروی

منصوب کرد.یاگودا

ا

از ۱۹۲۰ پستهای حساسی در چکا و گ.پ.او داشت.

در ۱۹۳۴ به ریاست ان ک و د پلیس مخفی شوروی رسید.یاگودای جانی

در ۱۹۳۶ از ریاست ان ک و د بر کنار شد و در ۱۹۳۷ تیر باران شد.یژوف

معروف

به کوتوله تشنه خون در ۱۹۳۶ جانشین یاگودا شد.یژوف در ۱۹۳۸ از کار

برکنار شد و جایش را به بریا داد.یژوف در ۱۹۴۰ تیر باران شد.بریا

پس از مرگ

استالین در ۱۹۵۳ مدتی به وزارت کشور رسید وچندی بعد تیر باران شد.

بسیاری از افراد وقتی می فهمیدند پلیس مخفی به دنبال انان است خود

کشی می کردند.بتدریج دامنه موج هولناک تصفیه بزرگ به مراکز علمی

و دانشگاه ها رسید.واویلوف زیست شناس معروف به علت مخالفت با

استالین در مورد علم ژنتیک قربانی شد.در بیان شرایط زندانها ی شوروی

الکساندر سولژنیتسین نویسنده نامدار روسی بسیار موفق بوده است.

او در کتاب مجمع الجزایر گولاک

می گوید بدی از همان اغاز حکومت شوراها

سرچشمه گرفته است.در سالهای دهه ۱۹۳۰ تبلیغات وسیعی از سوی

طرفداران استالین

 

در موردپیشرفتهای اقتصادی شوروی در سراسر جهان

ادامه داشت

.

 ناگهان متن سخنرانی خروشچف در بیستمین کنگره حزب

کمونیست شوروی پرده از جنایات استالین گشود.

لينك مطلب | نوشته شده در شنبه دهم دی 1384 ساعت 1:1 توسط مهران معمارزاده |


ادگار الن پو

 

پیشرو سبک رومانتیسیسم سیاه و داستانهای کاراگاهی در

امریکا است.زندگی غمباری داشت.پدرش به زودی از زندگی وی ناپدید شد

و مادرش در ۳ سالگی او مرد.جان الن او را پذیرفت .در ۱۸ سالگی خانه را

ترک کرد و ارتش رفت ولی او دادگاه نظامی را برای نافرمانیش  تجربه

کرد.

باقی زندگیش به سرودن شعر ،ژورنالیسم و نوشتن داستان گذشت.در

این سالها استرسهای مالی،تروماهای هیجانی و عاطفی و سابقه کودکی

ناکامش زمینه را برای رمانتیسیسم سیاه او فراهم کرد.

۲---لرد بایرون کودکی پریشان حالش را در دیری گوتیک و در حال ویرانی

گذراند.زیبا بود اما پاچنبری بود.در کمبریج در اتاقش خرس نگاه می داشت.

در نطق خود در مجلس اعیان از ماشین ستیزها حمایت می کرد.با خواهر

ناتنی اش رابطه عاشقانه برقرار کرد.

در ایتالیا و یونان خانه به دوشی پیشه

کرد.برای انقلابیون ایتالیا سلاح فراهم کرد.به هنگام رهبری انقلابیون یونانی

در نبرد استقلال از ترک ها جان خود را از دست داد.

بایرون شکاک و مادی گرا

بود. شاهکار او دون ژوان روایتی نا بسامان است . بعضی از منتقدان ان را

تقریبا پست مدرن می دانند.در اوایل دهه ۱۸۲۰ بایرونیسم در سراسر اروپا

شیوع پیدا کرد.

۳--- ویکتور هوگو

 

مشهور ترین چهره رمانتیک فرانسه است.او رمانتیسم

را ازادی خواهی در ادبیات می نامد..وی در جوانی سلطنت طلب بود و در

دهه ۱۸۳۰ از پرشورترین هواداران ازادی به شمار می رفت و در دهه ۱۸۴۰

گرفتار تبعید شد

.

او از سایر رمانتیک ها مردمی تر بود.او مجذوب مجالس

احضار ارواح بود سرانجام به نظر او روح در سراسر جهان افرینش تسری

دارد.او این روح گرایی را به سیر حیات بشری و اجتماعی تعمیم می دهد.

از نظر او انسان در یک زمان واحد هم شر است هم خیر.

 

لينك مطلب | نوشته شده در جمعه نهم دی 1384 ساعت 21:0 توسط مهران معمارزاده |


زمانی سناتور جان کری گفته بود:تبهکاری سازمان یافته ،کمونیسم جدید

است،یک توده یکپارچه جدید.از دهه ۶۰ تا به حال،پراگ درجمهوری چک ،

یک پایگاه مقاومت روشنفکری در برابر استبداد بوده است.اما متاسفانه

بعد از فروپاشی کمونیسم شوروی ،به شهری کثیف و پر از جنایت سازمان

یافته تبدیل شده است.کلمبیایی ها کوکایین را از طریق انجا به اروپای غربی

می رسانند.یک جور امفتامین هم در منطقه تولید می شود و پراگ اماری

سرسام اور از معتادان دارد.کامورای ایتالیا ،پراگ را جولانگاه خود قرار داده

است.و گانگستر های روسی جذب انجا شده اند.از صادرات مشهور چک

،سمتکس نوعی ماده منفجره پلاستیک صنعتی است.یکی از زشت ترین

مافیا های دنیا ،مافیای روسی است.بعضی از کاراگاهان معتقدند که مافیای

روسی ۲۰ سال یا بیشتر از فروپاشی کمونیسم جلوتر هستند.یکی از

روسای مافیای روسی،سرگئی میخائیلوف

 

است.او در ۱۹۵۸ در مسکو

به دنیا امد.ابتدا در رستوران ها پیشخدمت بود سپس به جرم کشیده شد.

در ۱۹۸۴در سن ۲۶ سالگی به جرمهای مختلف به ۶ ماه زندان یا گولاک

محکوم شد

.

در گولاک با بقیه گانگسترها اشنا شد وبعد از خلاصی سازمان

سولسنتسکایا را ایجاد کرد.با فروپاشی پرده اهنین کمونیسم ،او امکانات

دولت پیشین را به دست اورد.و امپراطوری خود را گسترش داد یکی از

کارهای او فحشای سازمان یافته بود.سپس او به اسراییل رفت و مدتی

در انجا اقامت داشت انگاه به سوییس رفت.او ۶۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰دلار از طریق

بانکهای سوییس پول شویی کرد.در سوییس او دستگیر شد

ولی کار شکنی

دولت روسیه مانع از متهم شدن او شد.او در حالی که می گریست از هیات

ژوری تشکر کرد و گفت امروز شما نشان دادید که دموکراسی در جهان زنده

است.او سپس از کانتون جنوا تقاضای خسارت کرد.او همیشه می گوید من

یک بازرگان ساده ام.او با سایر گروههای مافیایی هم تماس دارد و در امریکا

نیز بساط خود را پهن کرده است..........و اما دبی

گروهی از خارج نشینان خوش نشین که  تلویزیونهای ماهواره ای جهت

رنگ و رقاصی دارند برای دوبی ،پستان به تنور می چسبانند

و جمعی از

خوانندگان هم در دبی رحل اقامت گزیده اند

.در مقاله ای از  مسلمدیا 

خواندم که  یکی از مسایلی که برای دولت شیخ نشین دبی مشکلات

فراوان امنیتی افریده است قاچاق مواد مخدر و فحشای سازمان یافته

و پول شوییهای ناشی از ان توسط جاکشان وابسته به مافیای روسی

است.

براستی دبی علیرغم تلاشهای بسیار جهت ساختمان سازی و

جلب توریست و سرمایه بمنزله حیات خلوت مافیای روسی در امده است.

لينك مطلب | نوشته شده در جمعه نهم دی 1384 ساعت 3:5 توسط مهران معمارزاده |


این مجسمه ۳۴ سانتیمتری و کمتر از ۴ کیلوگرم

زمانی به این نام موسوم

شد که در ۱۹۳۱ یک تاریخدان فیلم با دیدن ان گفت:این مثل عمو اسکار من

است.در ۱۹۲۷ یگ گروه هالیوودی تشکیل یک اکادمی به نام امپاس دادند

ظاهرا این اقدام برای اوردن پول به صنعت نوپای سینما در هالیوود بود.البته

یک علت ذیگر ،برخورد با مذهبیون کلیسا و سیاستمداران مخالف با سینما

بود.این اکادمی ،فیلمهای خوب را انتخاب می کرد و به انان جایزه می داد.

اولین هنرپیشه مردی که جایزه گرفت امیل جنینگز

 

بود و اولین هنرپیشه زن

ژانت گانیور

 بود.یک جایزه ویژه به فیلم صدادار خواننده جاز و یکی دیگر به

چارلی چاپلین داده شد.در ۱۹۳۳ ،اکادمی به استودیو های هالیوود در

مسایل مربوط به پول کمک نکرد ولی جایزه دادن را ادامه داد.انتونی هاپکینز

اسکار بهترین هنرپیشه را برای سکوت بره ها در ۱۹۹۲ دریافت کرد.

در ژانویه، اعضای اکادمی ،پیشنهادهای خود را برای بهترین افراد اعلام می

کنند.لازم به ذکر است که اکادمی با لغ بر ۵۰۰۰ عضو دارد.اکادمی همه

پیشنهادها را بررسی می کند و در فوریه لیستی از ۵ منتخب برای هر اسکار

در ساعت ۸ صبح در نیویورک داده می شود.سپس اکادمی ،فیلمها را به

اعضا در لوس انجلس ،نیویورک و لندن نشان می دهد.در ماه مارچ ،اعضا

اکادمی اخرین رای را می دهند.انها برندگان را بر می گزینند.۲ هفته قبل

از اسکار،اکادمی یک نا هار برای پاسخ به سوالات منتخبین برای سخنرانی

شان برگزار می کند.نزدیک پایان مارچ در شب اسکار هر کسی میفهمد

که برده است یا نه.این مراسم میزبانان مشهوری دارد مثلا بیلی کریستال

،باب هوپ،جک لمون و..... میزبانان این شب بوده اند.کاترین هیپبورن ۴ بار

این جایزه را به خود اختصاص داده است جک نیکلسون ۳ بار این جایزه را

برده است.اسپنسر تریسی

 

،گری کوپر

،

مارلون براندو،فریدریک مارچ و تام

هنکز

 

۲ بار این جایزه را برده اند.والت دیسنی ۲۶ جایزه برد.گاهی هنر مندان

صحنه اسکار را برای اعتراض سیاسی  انتخاب می کنند مثلا مارلون براندو

در ۱۹۷۳ خودش برای مراسم نیامد و یک سرخپوست را برای اعتراض به

رفتار امریکایی ها نسبت به سرخپوستان فرستاد.مایکل مور با فیلمش

می خواست جرج دبلیو بوش را از تصاحب دوباره  رییس جمهوری امریکا

به پایین بکشد. در مراسم اسکار گفت شرم بر بوش باد.در ۱۹۹۸ فیلم اخرین

امپراطور از برتولوچی ،۹ جایزه گرفت.فیلم بن هور

 در ۱۹۶۰ ،۱۱ جایزه گرفت

فیلم تایتانیک از جیمز کامرون در ۱۹۹۸ ،۱۱ جایزه گرفت.رقص با گرگها از

کیوین کاستنر ۷ جایزه گرفت.فیلم فهرست شیندلر

از اسپیلبرگ در ۱۹۹۴ ،

۹ جایزه برد.در ۱۹۹۹ اسپیلبرگ دومین جایزه بهترین کارگردانی را برای فیلم

نجات سرباز رایان گرفت.در ۱۹۴۱ ارسن ولز

 

فقط برای نویسندگی فیلم

همشهری کین جایزه گرفت ولی در موارد دیگر نه!!!.فیلم روانی هیچکاک

حتی برای اسکار کاندید هم نشد.

لينك مطلب | نوشته شده در پنجشنبه هشتم دی 1384 ساعت 22:18 توسط مهران معمارزاده |


مطبوعات روزانه دنیا به دو دسته عامه پسند و سطحی -----و جدی و وزین

تقسیم می شوند.دسته اول با ایجاد هیجان از کاه کوهی می سازند .این

مطبوعات را جراید زرد می نامند.

جوزف پولیتزر

 

در ۱۸۴۷ از پدری یهودی و مادری کاتولیک در مجارستان به

دنیا امد.در ۱۸۶۴ به امریکا امد و در جنگهای civil war شرکت نمود.او در

۱۸۶۸ در میسوری با روزنامه المانی زبان  روزانه کار می کرد.وی به حزب

جمهوری خواه پیوست ودر ۱۸۸۳ روزنامهnew york worldرا خرید.او با

استخدام ریچارد اف اتکالت

 

کاریکاتوریست معروف این روزنامه را بزرگترین

روزنامه امریکا کرد.در ۱۸۹۵ویلیام راندولف هرست

،رقیب پولیتزر وارد جنگ

مطبوعاتی با وی شد.بعد از انکه پولیتزر توسط اتکالت یک قسمت کمیک

رنگی به نام the yellow kid

در روزنامه اش ایجاد کرد واژه yellow

 journalismشکل گرفت.هرست، اتکالت را به روزنامه خودش کشاند و

اتکالت ۹ماه بعد به روزنامه هرست رفت.پولیتزر ۲ میلیون دلار برای تشکیل

مدرسه روزنامه نگاری در دانشگاه کلمبیا  باقی گذاشت.در ۱۹۱۲ این

مدرسه تشکیل شد(یک سال بعد از مرگ پولیتزر).در ۱۹۱۷ جایزه پولیتزر

به وجود امد.

لينك مطلب | نوشته شده در سه شنبه ششم دی 1384 ساعت 22:42 توسط مهران معمارزاده |


جوزف مک کارتی

 در سال ۱۹۰۸ در ویسکانسین به دنیا  امد. والدین وی

کاتولیک های معتقدی بودند.در ۱۴ سالگی مدرسه را رها کرد و در مزرعه

و سپس مغازه سبزی فروشی کار کرد.او در ۱۹۲۸ به دبیرستان باز گشت

و انگاه به دانشگاه رفت.مدتی به وکالت گذراند ولی بیشتر در امدش از راه

بازی پوکر بود.او ابتدا طرفدار حزب دموکرات و روزولت بود ولی بزودی عقیده

را تغییر داد و جمهوریخواه شد.وقتی امریکا به جنگ جهانی ۲ وارد شد او

به تفنگداران دریایی پیوست.او بالاخره به سنا رفت.جوزف اطلاعاتی از

دوستش ادگار هوور

 

رییس اف بی ای می گرفت.در ۱۹۵۰ جو سخنرانی

مبسوطی در سالت لیک سیتی نمود و به اچسن

 

وزیر خارجه وقت حمله

نمود.او گفت که لیستی دارد که نشان میدهد ۵۷ نفر از اعضای وزارت خارجه

متعلق به حزب کمونیست امریکا هستند.مک کارتی ادعا کرد که اینها

اطلاعات سری را به شوروی میرسانند.او در سنا هم سخنرانی هایی مبنی

بر دخالت کمونیست ها در حزب دموکرات امریکا نمود.

بزودی این سرخ

ترسی دامان هنرپیشگان را نیز گرفت.البته مک کارتیسم بیشتر افراد

دموکراتی را که در طرح نیو دیل با روزولت کار می کردند را اماج خود قرار

داد. واز ملایمت ترومن

 در برخورد با کمونیست ها شکایت می کرد.مک

کارتیسم به پیروزی ایزنهاور در ۱۹۵۲ منجر شد.هدف بعدی او پیدا کردن

کتابهای کمونیستی در کتابخانه های امریکا بود.دشمنان مک کارتی ،او

را به داشتن فعالیتهای همجنس گرایانه متهم می کردند.در ۱۹۵۳ مک

کارتی به دخالت کمونیستها در نیروهای نظامی امریکا اشاره کرد.

ایزنهاور

بسیار خشمگین شد و به این نتیجه رسید که باید فعالیتهای مک کارتیسم

خاتمه داده شود.مدیا امریکا علیه مک کارتیسم بسیج شد و مک کارتی

موقعیت گذشته خود را از دست داد.مک کارتی به دلیل سیروز کبدی که

ناشی از نوشیدن زیاد الکل بود در گذشت.

لينك مطلب | نوشته شده در سه شنبه ششم دی 1384 ساعت 12:55 توسط مهران معمارزاده |


در ۱۱۷۰ میلادی یکی از پادشاهان ایرلند همسر پادشاه ایرلندی ا کانر را

تصاحب کرد. اکانر از پادشاه انگلیس کمک خواست و هنری دوم

نیروهایی

به مدد اکانر رساند.این نیروها دیگر به انگلستان باز نگشتند و زمینهای

بیشتری را تصاحب کردند.هنری خود را پادشاه انگلستان و ایرلند می دانست.

در ۱۵۳۶ انگلیس یک کشور پروتستان بود ولی ایرلند کاتولیک.برای ایرلندی

ها پاپ در رم از همه کس مهمتر بود ولی برای انگلیسی ها پادشاه انگلستان

مهمترین فرد در کلیسای انگلیکان.پادشاه انگلیس زمینها را به انگلیسی های

پروتستان واگذار می کرد.در ۱۶۹۰ شاه انگلیس ویلیام ارانژ دو جنگ مهم با

ایرلندی ها را پیروز شد.و ایرلندی ها تا صد سال جنگ نکردند.کاتولیک ها در

این مدت بسیار رنج دیدند.هر سال در ۱۲ ژولای پروتستانها با رنگ نارنجی

در ایرلند شمالی در شهر بلفاست یاد ویلیام دو ارانژ

 

را زنده نگاه می دارند.

در ۱۷۹۵ و۱۷۹۸ ایرلندی ها با انگلیسی ها دوباره به نبرد پرداختند.کشتی

های فرانسوی به کمک ایر لندی ها امدند ولی انگلیس پیروز شد.

در ۱۸۰۱ ایرلند و انگلیس یک کشور شناخته شدند با یک

پارلمان.ناسیونالیست های ایرلندی مخالف این قانون بودند ولی یونیونیست

ها

 

 که تعدادی پروتستان بودند موافق این قانون بودند.

با خراب شدن سیب زمینی بسیاری از کاتولیک ها به امریکا رفتند.

هر سال در روز سن پاتریک این ایرلندی ها در نیو یورک مراسم دارند.

در ۱۹۱۴ دولت انگلیس می خواست که به ایرلند یک پارلمان ایرلندی بدهد

یونیونیست ها خشمگین شدند.بیشتر پروتستانها در ایرلند شمالی ـبلفاست

ـدر قسمتی که اولستر نامیده می شد زندگی می کردند.پروتستان ها به

رهبری سر ادواردکارسون

 

به مخالفت پرداختند.در ۱۹۱۶ در دوبلین

ناسیونالیست ها به رهبری پاتریک پیرس

برای ازادی ایرلند مقاومت کردند.

پیرس کشته شد.اما مردان وی در ۱۹۱۸شین فن

 

را ایجاد کردند.ارتش شین

فن IRA نامیده می شد..رهبر IRAمیکل کولینز بود

.

در ۱۹۲۰ انگلیس تصمیم

به مصاحبه با شین فن گرفت وبا IRA در ۱۹۲۱.ولی هنوز هم اختلافات

وجود دارد.

لينك مطلب | نوشته شده در دوشنبه پنجم دی 1384 ساعت 22:20 توسط مهران معمارزاده |


اندره بازن

به علت لکنت زبان از شغل اموزگاری منع شد.در زمان جنگ به

عضویت سازمان خانه ادبیات در امد .او با نمایش فیلمهایی که نیروهای نازی

و حکومت ویشی توقیف کرده بودند ،اشغالگری انان را محکوم می کرد.

او از سینمایی خوشش می امد که به مونتاژ ،وابستگی  زیبا شناختی

نداشته باشد.او وسترن را عالیترین نمونه فیلم امریکایی می دانست.

براستی سینما یعنی حرکت ،پس وسترن عالیترین نمونه سینماست.

در باغ بهشت ،حوا ادم را به وسوسه انداخت ولی پاک دینی انگلو ساکسون

این موقعیت انجیلی را وارونه کرده است یعنی سقوط زن فقط نتیجه

شهوترانی مرد است.در سرچشمه وسترن

اصول اخلاقی حماسه حتی

تراژدی را مشاهده می کنیم.وسترن

 با نماهای تراولینگ و چرخش افقی

دوربین(پن) تمامیت مکان را حفظ می کند. در دلیجان جان فورد

،

روسپی از متعصبان محترمتر است.

لينك مطلب | نوشته شده در دوشنبه پنجم دی 1384 ساعت 21:21 توسط مهران معمارزاده |


بیل کلینتون با وقایعی که به استیضاحش در سنای امریکا انجامید یکی از

جنجالی ترین روسای جمهوری تاریخ امریکا شد.او با وجود تخلفات اشکار

و اتهامات سنگینی که بر او وارد شد حاضر به استعفا نشد و با شکست

طرح استیضاح او در کنگره تا سال ۲۰۰۱ رییس جمهور باقی ماند.

در سن ۷ سالگی او ، مادرش با مردی به نام راجر کلینتون

ازدواج کرد .پدر

خوانده بیل،مردی الکلی و عصبی بود.

یکبار ضمن یک مشاجره به طرف مادر

بیل ،تیر اندازی کرد.بیل با وجود این زندگی سخت در مدرسه ممتاز بود.

در دانشگاه جرج تاون واشنگتن به تحصیل پرداخت و در دانشگاه اکسفورد

انگلیس ثبت نام کرد.بیل به صف مخالفان جنگ ویتنام پیوست.در سال ۱۹۷۰

به امریکا بازگشت و در ییل ثبت نام کرد و با هیلاری ازدواج کرد.در سال

۱۹۷۸ فرماندار ارکانزاس شد.کلینتون در ۱۹۹۲ رییس جمهور شد.در دوره

دوم ریاست جمهوری او رابطه او با یک دختر کاراموز کاخ سفید جنجال بزرگی

افرید. چند روانکاو با نگاهی روانکاوانه به کلینتون و همسرش  ،هر دو را

سادو مازوخیست تشخیص می دهند.دو نفر از کسانی که کلینتون در دوران

فرمانداریش با انها روابط جنسی داشته است.(جنیفر فلاورز

و دالی برونینگ

)

پس از انتخاب بیل به ریاست جمهوری از سوی وی تهدید و ارعاب شدند.

کلینتون به دلیل ترس  و خشونتی که در روابط پدر خوانده و مادرش موجود

بود عملا خشونت و تهدید و ترس را در روابطش با شرکای جنسی اش

اعمال می کند.مادر کلینتون مازوخیست وارانه رفتار سادیستی راجر کلینتون

را تحمل می کرده است.ترس جنیفر و دالی از کشته شدن و تخریب از رفتار

سادیستی بیل کلینتون ناشی می شود.پائولا جونز

 و کاتلین ویلی

 دو نفر

دیگر از شرکای جنسی وی نیز حالاتی از ترس را بعد از روابط با او ذکر کرده

اند.جنیفر فلاورز به کلینتون اجازه نمی دهد که در بازی سکسیشان،او را

ببندند.ولی کلینتون با بسته شدن خودش توسط فلاورز موافقت می کند

واین مسئله رویه مازوخیست کلینتون را مشخص می کند.کلینتون گاهی

در مناسبات جنسی اش مانند ناپدریش راجر سادیستی عمل می کند و

گاهی مانند مادر بردبارش مازوخیستی.رفتار کلینتون با هیلاری نیز گاهی

شکل سادیستی به خود می گیرد و هیلاری با بی وفایی دراز مدت

شوهرش وروابط فراوان کلینتون با زنان دیگر،مازوخیست وار لذت می برد.

اما از ان سوی گاهی هیلاری با سخنان سخت و پرتاب زیر سیگاری به

طرف شوهرش، سادیست می شود.بنابراین هیلاری هم سادو مازوخیست

است.

 

از سوی دیگر بیل خردسال از سوی پدر خوانده اش زیر physical

abuse قرار می گرفته است.از سوی دیگر در کلینتون یک سادیسم دهانی

oral sadism دیده می شود که با زندگی گذشته اش همگونی دارد.

لينك مطلب | نوشته شده در دوشنبه پنجم دی 1384 ساعت 1:44 توسط مهران معمارزاده |


جرج دبلیو بوش وقتی طفلی نوپا

بود به میدلند اورده شد.میدلندی ها باور

دارند که اگر به شدت تلاش کنی هر چیزی امکان پذیر است.جرج دبلیو 

پسری شیطان بود.

با دوچرخه اش به جاهای شلوغ وسط شهر می رفت

از نرده ها می پرید و با جوهر مرکب برای خودش ریش و سبیل می گذاشت

دوست کودکی وی و مشاور سیاسی او  کارل رو می گوید جرج پسری

وحشی بود که ریشه در تربیت میدلندی او داشت.در ضمن خانه های انها

به هم نزدیک بود و همه جور خطری می کردند. سماجت  جرج در پیگیری

مسایل سیاسی تا حدی مدیون تربیت کودکی اوست.در ۱۹۵۹ خانواده وی

به هوستون نقل مکان کرد

حالا جرج زندگی در غرب تگزاس را تجربه میکرد.

پدر او در تجارت نفت سرمایه گذاری کرده بود و حالا جرج با همسایگانی

از طبقه بالای اجتماع زندگی می کرد.او به مدرسه خصوصی رفت. و مانند

پدرش در دانشگاه معروف ییل

 فارغ التحصیل شد.او مدت کوتاهی  در دهه

۷۰ خلبان جت در گارد ملی هواپیمایی تگزاس بود

و سپس درجه ای در

هاروارد گرفت.سپس او به میدلند برگشت و در تجارت نفت به سختی کار

کرد.در ۱۹۷۷ با لورا ولش ازدواج کرد.

در ۱۹۸۶ میدلند را ترک گفت و برای

کمک به پدرش در امر انتخابات ریاست جمهوری مشغول شد.جرج می

گوید من در امر تجارت نفت رویه انسانی کاپیتالیسم را فر ا گرفتم. من

احساس مسئولیت برای مستخدمینم می کردم و با انان به خوبی رفتار

می کردم.من یاد گرفتم که خطر کردن در تجارت نفت مثل خطر کردن در

زندگی است.در ۱۹۹۴ و ۱۹۹۸ دو دوره فرماندار تگزاس شد.و بالاخره دو

دوره رییس جمهور امریکا.قبل از فرمانداری،مدتی صاحب شراکتی بیسبال

تگزاس رنجر

نیز بود.

لينك مطلب | نوشته شده در یکشنبه چهارم دی 1384 ساعت 22:15 توسط مهران معمارزاده |


با پایان قرن ۱۹ ،اندیشه های بدبینانه در ادبیات امریکا شروع به رشد کرد.

خوش بینی گذشته مورد چالش مارک تواین،کرین و جیمز قرار گرفت.در

قرن بیستم،تئودور درایزر

 از صداهای مهم ادبیات امریکا است.ناتورالیسم

او و انتخاب موضوعاتش ،پژواکی از استفن کرین دارد.اما سبک و متدهایش

کاملا متفاوت است.او بیشتر به تاثیر جامعه بر فرد توجه دارد.دریزر خود از

سطوح پایین اجتماع بود. او به داروینیسم اجتماعی و تئوری امیل زولا و

ناتورالیست ها عمیقا توجه داشت.بن مایه سخنش جدی بود و کمیک و

هجوی نبود.شناخته ترین نوول او یک تراژدی امریکایی بود.

از شعرای معروف این زمان می شود به رابینسون و سندبورگ اشاره کرد

رابینسون

 

در شعرگویی از تم های سنتی استفاده می کرد ولی سند

بورگ

 

مثل ویتمن نو اور بود و قالب های قرار دادی را رد می کرد.

بعد از جنگ جهانی ۱  ادبیات امریکا بد بینانه تر از گذشته شد. خود تبعیدی

بودن در اروپا در ادبای امریکا بیشتر دیده می شد.پدیده هجو و هزل یاsatire

بیشتر شد. از هجو نویسهای معروف می توان به سنکلر لویس و منکن

اشاره کرد.لویس

حقایق ناخوشایند را در زیر سطح زندگی می یافت و همین

جدیت به برنده شدن وی در اخذ جایزه نوبل منجر شد. او اولین نوولیست

امریکا بود که این جایزه را گرفت.تاثیر منکن از لویس هم به مراتب بیشتر

بود.او مجله ای به نام the american mercuryداشت که هرکسی با

قریحه روشنفکری را جذب می کرد.منکن

 

هم مانند دریزر از فرزندان مهاجرین

المانی به امریکا بود.نویسنده دیگر فیتز جرالد بود او هم مانند لویس از

مینه سوتا بود وی به پرینستون رفت در انجا نسبت به ثروتمندان یک احساس

کمتر بودن به او دست داد. اما بزودی خودش هم از راه نوشتن ثروتمند شد.

ولی با  حوادث بعدی چون دیوانه شدن همسرش و... مثل بازار سهام کشور

در ۱۹۲۹ سقوط کرد.جان اشتاین بک

همان موقعیت پرشکوه فیتز جرالد

 

در

دهه۲۰ را در دهه ۳۰ داشت .او در سالیناس کالیفرنیا به دنیا امد.او عاشق

غرب امریکا بود.مهترین کار وی خوشه های خشم  بود که سفر خطرناک

کشاورزان وسط امریکا به غرب در دوران افسردگی بزرگ را به خامه می اورد

و جایزه نوبل را نصیب وی می سازد.

لينك مطلب | نوشته شده در یکشنبه چهارم دی 1384 ساعت 1:39 توسط مهران معمارزاده |


در ۱۸۶۱ تا ۱۸۶۵ در امریکا بین جنوب برده دار وشمال ضد برده داری نزاع

در گرفت.این جنگ بر ادبیات امریکا تاثیر داشت.رالف والدو امرسون و هنری

دیوید ثورو به انکار اهمیت جمع اوری پول پرداختند.انها زندگی مثبت را

ستایش میکردند.امرسون

در ۱۸۳۸ در دانشگاه هاروارد از شهود تجلیل کرد

و اقتدار مذهبی خارجی را انکار کرد.دوست امرسون ،ثورو

مخالفت با زندگی

تجاری امریکایی را به اوج رساند.او در جنگل می زیست و تجارت را عامل

انحطاط می دانست.او عقیده داشت روح انسان بدون کلیسا و کشیش می

تواند به خدا برسد.او می گفت مردم باید زندگی کنند نه کار برای زندگی

کنند.او می گفت اگر قوانین نا عادلانه بود باید با  نافرمانی مدنی در مقابل

ان مقاومت کنیم.کتاب عمیقا رمانتیک والدن اثر اوست.گاندی و دکتر مارتین

لوتر کینگ از او تاثیر پذیرفتند.به امرسون و ثورو transcendentalistمی گویند.

هرمان ملویل

 

با تجارب سفرهای دریایی کتاب موبی دیک را می افریند.

والت ویتمن

 

شاعر دموکراسی بود که شعرهای ازاد می سرود.کتاب

leaves of grassاو معروفترین کتاب اوست.لانگ فلو

با ادبیات اروپایی نیز

اشنایی کامل داشت و پروفسور هاروارد بودشعرهای او بیشتر مثبت و

affirmativeبود.امیلی دیکینسون

 

بر عکس لانگ فلو از مرگ و شکست

می نوشت.او در تصویر پردازی بوالهوس ودر ریتم و قاعده بی نظم بود.

مارک تواین نزدیک رودخانه می سی سی پی بزرگ شد و ملوان هم بود

سپس به نوادا و کالیفرنیا رفت و از طریق ژورنالیسم به ادبیات روی اورد

او در قالب طنز و فکاهی به حرص بعد از جنگ انفصال ایراد می گرفت

با پیر شدنش اندیشه های بد بینانه در او بیشتر شد.او با ماجراهای تام

سایر و هکلبری فین میتولوژی امریکا را شکل داد.استفن کرین

هم مانند

مارک تواین

 

اندیشه های بدبینانه و غم باری نسبت به جامعه امریکا و حیات

داشت.هنری جیمز

 در اثارش ملاقات تمدنهای مختلف را حاضر کرده است

او یکی از پدران ادبیات روانشنا سانه و روانکاوانه امریکاست

لينك مطلب | نوشته شده در شنبه سوم دی 1384 ساعت 11:55 توسط مهران معمارزاده |


امپراتوری بیزانس نخستین دولت اروپایی بود که تاثیر جهاد اسلامی را چشید

مصر،سوریه و فلسطین از جمله اورشلیم در ظرف ۵ سال به اعراب رسید.

شمال افریقا ۶۰ سال بعد از پی ان رفت و پادشاهی ویزیگوت اسپانیا در

اوائل قرن ۸ به دست یک سپاه مسلمان از شهر طنجه مراکش نابود شد.

اعراب ،سیسیل و جزایر حوزه مدیترانه را فتح کردند.مسلمانان سعی کردند

شهر کنستانتینپول را تصرف کنند ولی ناکام ماندند.ناکامی بالاتر در ۷۳۲

میلادی رخ داد.مسلمانان اندلس به رهبری عبدالرحمان برای چندین سال

برای منطقه فرانسه تهدیدی به شمار می رفتند.دوک نشین فرانکی از

چارلز مارتل فرانکی

 

کمک خواست و او این دعوت را لبیک گفت و از شهرداری

اتریش به سمت فرانسه امد و جنگ تور

بین بین او و مسلمانان رخ داد.در روز

هفتم،چارلز ،عبدالرحمان را کشت و لشکریانش ،مسلمانان را شکست دادند

تاریخدان معروف ادوارد گیبون

 

این پیروزی را برای غربیها بسیار مهم تشخیص

می دهد.

لينك مطلب | نوشته شده در شنبه سوم دی 1384 ساعت 0:32 توسط مهران معمارزاده |


امشب فیلم راشومون

از کارگردان بزرگ اکیرا کوروساوا را دیدم.با دیدن این

فیلم ،حقیقت خود را با نسبیت معرفی می کند.ایده های چندگانه و متضاد

نسبت به رویدادی مشابه ارائه می شود.راشومون اولین فیلم مدرن ژاپن

است.در ۱۹۵۱ در غرب جایزه شیر طلایی را گرفت.و زمینه ای برای محبوبیت

پایدار کوروساوا در غرب شد.

وی از منابع ادبی غرب -داستایوسکی،گورکی

و شکسپیر بسیار اقتباس کرده است .در کار وی تاثیر پذیری غربی و ژاپنی

دیده می شود.او زیر تاثیر فیلمهای هالیوود به خصوص وسترن جان فورد

بود و از ان سوی معبود جمعی از بزرگان سینمای امریکا قرار گرفت.

چنانچه

رد پای او را در جنگ ستارگان لوکاس هم می بینیم.

لينك مطلب | نوشته شده در جمعه دوم دی 1384 ساعت 23:52 توسط مهران معمارزاده |


لخ والسا کارگر برقکار کارخانه کشتی سازی لنین بندر گدانسک لهستان بود

او در ۱۹۸۰ اولین اعتصاب کارگری را راه انداخت.او یک اتحادیه کارگری

مستقل به نام همبستگی هم ایجاد کرد.در ۱۹۸۱

دستگیر شد .در ۱۹۸۳ جایزه صلح نوبل گرفت.با امدن گورباچف،دولت لهستان

 در ۱۹۸۸ به مذاکره با وی تن در داد.ژنرال یاروزلسکی

 از لخ والسا برای

تشکیل دولت جدید دعوت کرد اما او یکی از همکارانش به نام مازوویتسکی

را برای احراز نخست وزیری لهستان پیشنهاد می کند.در اوایل سال ۱۹۹۰

از سیاستهای مازوویتسکی انتقاد می کند و در سال ۱۹۹۰ در مبارزه

انتخاباتی پیروز می شود. در ۱۹۹۴ برای دومین بار.در ۱۹۹۸ از رقیب

سوسیالیستش شکست می خورد و سیاست را ترک می کند.

۲-کارول وتیلا

 

در ۱۹۷۸ پاپ ژان پل ۲ شد.او اسقف لهستانی بود.

او با وجود فقر در مدرسه ممتاز بود .در دانشگاه کراکوی در رشته زبان

شناسی به تحصیل پرداخت.برای تامین معاش در کارگاه سنگبری کار می

کرد.پس از شکست المان در جنگ به خدمت کلیسا در امد.در ۱۹۴۶ به رم

رفت و پس از تحصیل در فلسفه با کسوت روحانی به لهستان امد.او غیر

از زبان مادری به شش زبان صحبت می کرد.او شاعر و نویسنده نمایشنامه

هم بود.در ۱۹۶۲ اسقف کلیسای بزرگ کراکوی شد.

در سال ۱۹۶۷ اسقف

اعظم واتیکان شد.او نفرت از کمونیسم را گسترش داد و از فروپاشندگان

این غول بی شاخ ودم به شمار می رود.

لينك مطلب | نوشته شده در جمعه دوم دی 1384 ساعت 3:20 توسط مهران معمارزاده |